THE GHOST IN THE SHELL

THE GHOST IN THE SHELL (攻殻機動隊 THE GHOST IN THE SHELL)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Ghost in the Shell S01E01 1080p AMZN WEB-DL DUAL DDP2 0 H265--persian
د لخوا تبصره shine021
سریال انیمه شبح درون پوسته

تګونه

webdl
anime
په خپور شو: 2026-07-08
ډاونلوډونه: 23
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 157 کرښې.

در سال ۱۹۹۸، یک نوروچیپ قابل رشد در شهر علمی هاریما ساخته شد.

زيرنويس از مهدي shine021

سلول‌هاش به خاطر رشد بیش از حد در حال مرگ هستن.

فیبرها به ترمینال‌هایی رشد کردن که از پلی‌استایرن آغشته به گالاکتوز ساخته شدن

و غشای نازکی که ترمینال‌ها روش چاپ شدن رو تحریف کردن.

همون ماه، تکنولوژی سایبربرین به سمت پایه میکروماشین حرکت می‌کنه.

در سال ۲۰۲۸، نوروچیپ‌ها به طور گسترده در ربات‌ها و هوش‌های مصنوعی استفاده می‌شن.

در آینده نزدیک، الکترون‌ها و نور به جلو و عقب مسابقه می‌دن

از میان شبکه‌های شرکتی که تمام کره زمین رو پوشونده،

ولی مفهوم ملیت و قومیت هنوز به زندگی چسبیده

با وجود گسترش تکنولوژی.

یک دولت جمعی شرکتی عجیب که در گوشه‌ای از آسیا قرار داره…

ژاپن، نیهون، نیپون کشور جزیره‌ای واقع در شرق آسیا.

مساحت کل، ۳۷۷٬۸۱۵ کیلومتر مربع. جمعیت کل، ۷۶ میلیون نفر (تا سال ۲۰۲۹).

۵ مارس ۲۰۲۹

جزیره مصنوعی استان نیهاما کلانشهر نیوپورت سیتی

چرا ناگهان به ذخایر سیلیکون علاقه نشون می‌دی؟

به اندازه‌ای مهمه که تضمین کنه دولت من

از سیاست رسمی کشورت مبنی بر به رسمیت نشناختن جدایی‌طلبان دوری کنه.

موقعیت اعلام‌شده ما اینه که کمک ارائه می‌دیم وقتی استقلال به رسمیت شناخته بشه،

پس این با منافع تجاری خودمون تداخل نداره.

از طریق یک کشور ثالث کار می‌کنیم.

عالی. در نهایت، اگر یک دولت برده در خدمت‌رسانی‌اش سهل‌انگاری کنه،

کشور ارباب گرسنه می‌مونه.

کمبود نیروی انسانی ما واقعاً به تجارت برده یک جهش عظیم می‌ده.

این تا حدی از آرمان‌های سوسیالیستی ما انحراف داره، باید اعتراف کنم.

با وجود تمام ادعاهای کشورت مبنی بر سرمایه‌دار بودن،

حقیقت اینه که تو دولت سوسیالیستی ایده‌آل هستی!

تیم ۲ رو چی نگه داشته؟!

دوباره اتحادیه‌ست؟

می‌گن تهدید بمب بوده!

تخلیه غیرنظامی‌ها تموم شده، قربان.

سرگرد، امنیت عمومی آماده‌ست بره.

می‌دونم، دیگه داد نزن…

وقتی رمزنگاری رو به یک هوش مصنوعی می‌سپاری،

همه و مادرشون می‌تونن گوش بدن.

باشه! سپر الکترومغناطیسی ساختمان رو خاموش کن!

همه تیم‌ها، ارتباطات بازه!

حمله کن!

چی داره می‌گذره؟

اجازه دادی امثال امنیت عمومی ما رو محاصره کنن؟

احمق‌ها!

همون‌جا بمون!

کی دستور شلیک داد؟!

نگه دار!

اینجا چی داریم؟

اگر نماینده تجاری خاور دور نباشه،

معاون وزیر بازرگانی، و یک مدیر اتحادیه.

اوه، فقط خودتی، آراماکی.

این بالاخره مدرک کافی بهم می‌ده تا تو رو به کشورت برگردونم.

اگر جای تو بودم، جوجه‌هام رو این‌قدر زود نمی‌شمردم.

اجازه بدم تو جلسه استماعش حضور داشته باشی، معاون وزیر ایتو؟

فقط برای اینکه مطمئن بشم گزارش کاملی دارم

در مورد بمب‌گذاری‌ای که نخست‌وزیر فقید رو کشت

و اینکه کی محل کنفرانس رو لو داد.

همه چی تمومه…

متأسفانه این کار ممکن نیست، آراماکی.

معاون وزیر قراره با پرواز من همراه بشه.

درخواست پناهندگیش پذیرفته شده،

و من هم یه اظهارنامه امضا شده دارم.

کی؟!

هیچ تعهدی برای جواب دادن به این سؤال ندارم.

طبق قوانین بین‌المللی، من اختیار دارم که اونو

تحت حفاظت خودم دربیارم و به کشورش برگردونم.

پس طبق قوانین بین‌المللی ضدتروریسم،

ما درخواست استردادش رو داریم!

وقتی مدارک برسه، بررسیش می‌کنیم.

حرفمو جدی بگیر، معاون وزیر، به خاطر این کار کشته می‌شی.

کشور من یه ملت متمدن و صلح‌طلب هست.

آره، واقعاً؟

چی…

استفاده از گلوله‌های انفجاری نرم‌نوک با سرعت پایین

خارج از پنجره!

هیچی روی سنسورها نیست!

اون استتار نوری حرارتی ۲۹۰۲ هست؟!

- برو یه ردیاب بیار! - چشم، قربان!

ردیاب اینجاست، قربان.

دیر شده.

روز بعد، اون زن با یه حکم کشتار امضاشده توسط نخست‌وزیر سابق

به دفتر وزیر کشور مراجعه کرد.

این زن که خودش رو 'موتوکو کوساناگی' معرفی کرد،

پیشنهاد تشکیل رسمی یه واحد نیروهای ویژه جدید رو داد،

با اشاره به نیاز به مدیریت بحران.

همون روز، وزیر کشور دایسوکه آراماکی رو احضار کرد،

و ازش خواست برنامه‌ای برای جذب اون به امنیت عمومی طراحی کنه.

آراماکی موافقت می‌کنه.

آدمای مثل اونو باید محکم کنترل کرد.

اون درخواست تشکیل واحد نیروهای ویژه رو داد.

دقیقاً مثل خودت.

زيرنويس از مهدي shine021

«شبح درون پوسته»

۱۰ آوریل ۲۰۲۹

سوپر اسپارتان

ماژور. یه مأموریت داریم. با 'سویسن' تو بخش ۴ نیی‌هاما جنوبی ملاقات کن.

جالبه، یادم نمیاد قراردادی امضا کرده باشم.

بدون قرارداد، معامله‌ای در کار نیست!

بودجه‌ای که برای راه‌اندازی واحد نیروهای ویژه مورد علاقه‌ت درخواست کردی

تازه توسط شورای ملی تصویب شد.

فوچیکوما! سوابق عمومی رو چک کن!

بله قربان!

اینقدر ناله نکن، لعنتی! حالمو به هم می‌زنه.

یه ایمپلنت صوتی که چند وقته کار گذاشتم، اتصالش شله.

پس چی شده؟

واقعاً می‌خوای این معامله با امنیت عمومی رو پیش ببری؟

اگر می‌خوام یک واحد نیروهای ویژه رسمی راه‌اندازی کنم،

نمی‌تونم بدون کمک دفتر این کار رو انجام بدم.

رئیس اون گروه احمق نیست. ما رو امنیت عمومی می‌بلعه.

گزارش تأیید تصویب بودجه توسط سیصد و بیست و هفتمین شورای ملی پیدا شد!

خب…

حدس می‌زنم حداقل تو این مورد دروغ نگفته.

باشه! مشاهده شبانه‌روزی شکوفه‌های گیلاس لغو شد!

بزن بریم سر کار!

فکر می‌کردم از بی‌حوصلگی بمیرم.

باشه بچه‌ها، آماده غواصی ذهنی باشید.

اگه از طریق ارتباط انجام بدیم، شنود می‌شیم.

قبل از رسیدن، گزارش وضعیت می‌خوای یا نه؟

من از یک سد حمله

ساخته‌شده توسط تکنولوژی مغز سایبری جادوگر استفاده می‌کنم تا هکرها رو دور نگه دارم.

نوع سختیه که هکر رو می‌کشه.

وقتی گزگز کردی، یعنی به خط روح من رسیدی. اون‌طرف‌تر نرو.

آره، باشه.

اون مغزت واقعاً نیاز به خلوت کردن داره.

وای ماژور، دست‌های مصنوعیت دارن اذیتت می‌کنن، نه؟

این طعم تلخ چیه که حس می‌کنم؟ یه جور مسکن؟

اطلاعات عملیات رو داری، درسته؟

اگه تا دو ثانیه از سرم بیرون نری، سلول‌های مغزت رو سرخ می‌کنم!

باورم نمی‌شه اون دلقک‌ها این‌قدر نزدیک به روح لعنتی من غواصی کردن.

به همین دلیله که از راه دادن یه مشت احمق بی‌احساس به مغزم متنفرم!

بخش ۴ جنوب نیهاما

پست فرماندهی میدانی 'سویسن' / خدمه زمینی: ۲ / ربات اداری پست فرماندهی: ۱

مرکز فرهنگی جنوب نیهاما

خب، وضعیت چطوره؟

امنیت عمومی در حال حاضر مرکز امداد شهروند مقدس رو

تحت نظارت شبانه‌روزی داره.

مرکز امداد؟

یه مرکز رفاهی که یتیمان جنگ رو قبول می‌کنه،

و بهشون خانه، آموزش و فرصت‌های کاری می‌ده.

اگه اینطوره، ربطی به ما نداره. خداحافظ.

اون‌ها یه کنترل‌کننده روح دارن، ماژور!

وای، قدیمی.

برای افزایش اثربخشی شستشوی مغزی،

به نظر می‌رسه دارن یه نوع جدید کلید روح هم توسعه می‌دن.

یه هکر رو فرستادی که بگرده و دست خالی برگشته، نه؟

خب، چی؟ بدزدیش؟ بکشی‌شون؟

هیچ‌کدوم از اینا!

هدفت اینه که اگه لازم شد سرکوبشون کنی و دستگیرشون کنی.

بدون هیچ مدرک یا حکمی؟

ما یه ضربه زدیم، اینقدرش مسلمه!

نقشه‌شون اینه که منو تحریک کنن به حمله به اونجا و بعد تو دادگاه دنبالم کنن؟

لعنتی اگه بدونم.

وای!

انجام کارای نیم‌بند مثل این ما رو به جایی نمی‌رسونه.

آیا میمون‌چهره داره سعی می‌کنه خرابکاری کنه؟

مرکز امداد یه جای خیلی خیلی خوشحاله!

معلم‌ها خیلی مهربونن!

غذاها بهترینن.

تخت‌ها مثل ابرها نرمن!

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left