لومړۍ 200 کرښې.
جرکی سوسمار میخوری؟ (گوشت خشکشده)
- نه ممنون - مطمئنی؟
کمیابه
- خوراک بدقلقی هم هست - راحتم
خب کلی طعم مختلف ازش...
توی کیف پولم دارم
اگه این نظرتو جلب میکنه. بذار ببینم
شترمرغ، جیرجیرک، دلفین
دلفین زال. گرازماهی
گرازماهی زال. رطیل. خرگوشکولا (ترکیب خرگوش و دراکولا)
- شترمرغ استرالیایی - نمیخوام، ممنون
هرجور راحتی، سالتین. اینطوری واسه من بیشتر میمونه
وای، این یکی خوب پخته نشده
ولی شانس آوردم
و حالا برمیگردیم به ردهبندی باستانشناسان
صداشو زیاد کن
شمارهی اول میرسه به زین تروی
به خاطر استخدام پیروزمندانهاش...
توسط کوییل ایگان
من پسر ندارم ولی اگه داشتم...
میانداختمش دور و زین رو پسرم میکردم
منم باهاش کنار میاومدم. با وجود بحران عاطفی که برام پیش میاومد
یه نفر که وارد رتبهبندی باستانشناسان نشده
ریپ دیگمن. گفتم یه اشاره بهش بکنم
میریم به خبر بعدی
بابانوئل اعلام کرده...
که در پرهیز جنسی نوامبر شرکت میکنه
ای ریدم توش
نگران نباش، ریپ. دسامبر که شد، جق میزنه
اونو نمیگم، ردهبندی باستانشناسان
12 سال پیش من رتبهی اول بودم
حالا حتی نمیتونم به جمعشون راه پیدا کنم
میدونی، اگه مدام هر شغلی که...
بهت پیشنهاد میشه رو رد کنی، هرگز وارد ردهبندی نمیشی
خب تنها پیشنهادهای شغلی که بهم میشه...
از طرف موزههای داغون و دوزاریه
یه پیشنهاد شغلی جدید اومد، ریپ
بذار حدس بزنم. یه موزهی داغون و دوزاری؟
آره، داغونه. و تا جایی که تشخیص میدم...
دوزاری هم هست. میخوای ردش کنم؟
ریپ، قبل از اینکه بگی نه، گوش کن چی میگم
من یه نقشهی پنج مرحلهای طراحی کردم...
که برگردونیمت به رتبهی اول ردهبندی
قدم اول هم اینه که...
توی یه شغل کوچیک موفق بشی
خب بقیهی قدمها چیه؟
نمیخواستم لو بدم...
ولی قدم چهارم اینه که تیپت رو عوض کنیم
خب تغییر تیپ رو دوست دارم
البته که دوست داری. نقشهام جواب میده
فقط بهم اعتماد کن
بهم اعتماد کن
از استخدام من به عنوان دستیارت...
پشیمون نمیشی. بهم اعتماد کن
اینو به عنوان استعفام در نظر بگیر
بلا! اجازه نمیدم بمیری
- هرگز بهت اعتماد نمیکنم، زین! - وای. باشه
از اعتماد کورکورانه به یه دستیار درس گرفتم
آگاتا، به اون موزهی داغون و دوزاری بگو...
مثل کریستوفر مککندلس بزنن به چاک
نویسندهی کتاب به سوی طبیعت وحشی؟
آره، با حرفی که زدم مشکلی داری، سالتین؟
اون معروفه به اینکه زد به چاک و رفت به دل طبیعت. نصف اون کتابمو خوندم...
- و یارو مدام میزنه به چاک - ریپ، راستشو بخوای
اون آکواریوم مارها رو یادته که خریدی؟
چون حیوون موردعلاقهام ماره. آره
- ادامه بده - مارها هم به لامپهای حرارتی احتیاج دارن
چون خونسرد هستن، آره. ادامه بده
خب اون لامپها خیلی برق مصرف میکنن...
ما هم خیلی وقته که پول قبض برق رو پرداخت نکردیم
پس باید این شغل رو قبول کنی...
چون بدجوری لنگ پولیم
خیلیخب، باشه. به خاطر مارهای عزیزم انجامش میدم
خب حالا چه کاری هست؟
به موزهی کاغذرنگی خوش اومدید
تنها موزهای که مخصوص...
تکههای کوچیک غیرقابل تشخیص کاغذه
وای پسر
خب این یکی مال مراسم افتتاحیهی المپیک لندنه
این یکی هم واسه مراسم اختتامیهست
صبر کن ببینم. اختتامیه اینه. این یکی افتتاحیهست
ببخشید. الان خیلی احساس خجالت میکنم
- یه جورایی آرزو میکنم که کاش میمردم - وای نه
بگذریم. امیدوار بودم شما بتونید...
کمکم کنید مهمترین تکهی تاریخی کاغذ رنگی رو پیدا کنم
نمیدونستم کاغذ رنگی هم تاریخچه داره
خواهش میکنم برامون بگید
صدها سال قبل در ایتالیا...
تولد یه پسر بچه بود
ولی خانوادهاش پول خرید کادو نداشتن
واسه همین پسربچه تنها نشسته بود و آرزو میکرد که یه معجزه بشه...
که یه نفر آشغالش که پر از کاغذ ریز بود رو از پنجره بالای سرش خالی کرد
دعاش برآورده شد
و کاغذ رنگی زاده شد
توی دارک وب به یه سرنخ رسیدم...
که موقعیت یکی از تکههای اصلی رو نشون میده
نوشته نزدیک پل ریالتو مخفی شده
ولی من که نمیتونم به ایتالیا برم
پس کی شبها واسه کاغذرنگیهام لالایی بخونه؟
نقشهی پنج مرحلهای
باشه، آره. پایهایم. سووپر، باک هواپیما رو پر کن
قراره به ونیز ایتالیا بریم
باک هواپیما از قبل پر شده
اگه بیشتر از این پرش کنم منفجر میشه
همینو میخوای؟ چون قسم میخورم...
این کارو میکنم، ریپ. من واسهی تو هر کاری که بگی میکنم پسر
مترجم: Thetrueali Telegram: @Thetrueali
خب ظاهراً سرنخ پیتی سر کاری بوده...
و اون یه تیکه کاغذ احمقانه پیدا بشو نیست
اونجا درگیر چی هستی؟
شاید کاغذ رنگی روی پل نباشه...
بلکه توی پل باشه
متوجه یه مدخل ورودی شدم، واسه همین گفتم فلیتی یه نگاه به داخلش بندازه
میتونیم با جدیدترین اختراع باحالم نگاه کنیم
دوربین فلیتی
عه، آره. اینجا رو باش
حتماً خودشه. برو سراغش فلیتی
یا خدا
فلیتی، مراقب باش
این دیگه چه... فلیتی؟ چطور تونستی...
ویدیو با سی ثانیه تأخیر پخش میشه
ترجیح میدادی زنده ببینی؟
آره، البته
یعنی یه مقدار ناامیدم کرد
یه جورایی میخواستم ببینم فلیتی چطوری از اونجا اومد بیرون
باریکلا رفیق. اینم جایزهات
خب، خودشه. چقدر هیجانانگیز
یه تیکه کاغذ رنگی حوصلهسربر که هیچکی براش مهم نیست
- کاغذ رنگی؟ - کاغذ رنگی؟
یکی گفت کاغذ رنگی؟
کاغذ رنگی!
وای، به گمونم مردم اینجا...
واقعاً عاشق کاغذ رنگیان
صبر کن ببینم. یه چیزی روش نوشته
کاغذ رنگی رو پیدا کردن
بچهها، عاشق این کلاهم...
ولی به نظرم زیادی بلنده
خوش اومدی، ریپ دیگمن
اینجا چه خبره؟
ما نوادگان ژولیوس سزار هستیم
اسم من هم کیلـه. کیل سزار
ولی قبل از اینکه چیزی بگی، همهی جوکها رو شنیدم
و عاشقشونم
پس اگه میخوای جوکی بگی، سراپا گوشم
اسمت شبیه یه سالاده؟
راستش این یکی رو تا حالا نشنیده بودم
وای، یه راست زدی تو خال
به ما میگن لیتل سزار (نام یک مجموعهرستوران هم هست)
و بله، تمام جوکهاشو شنیدم
اونا رو اصلاً دوست ندارم
به نظر بیمنطق میاد، ولی طنز سلیقهایه
ما برای به قدرت رسوندن سزارها از هیچ کاری دریغ نمیکنیم
سالها به دنبال اولین دسته از کاغذرنگی گشتیم
به خاطر اینکه درواقع یه نقشهی پارهشدهست...
که جای یکی از بزرگترین گنجهای گمشدهی ایتالیا رو نشون میده
خنجری که بروتوس برای کشتن سزار ازش استفاده کرد
گندش بزنن
بر اساس افسانهها، اون خنجر نفرینشدهست...
و هرکی که اونو به دست بگیره...
مغلوب میلی درونی میشه که رئیسش رو بکشه
درست همونطور که بروتوس، سزار رو کشت
خیلیا به دنبال اون خنجر گشتن...
تا از قدرتش سوء استفاده کنن. واسه همین صدها سال قبل...
نقشهکش بزرگ ونیزی، فرا مورو...
خنجر رو مخفی کرد...
و یه نقشه از جایی که قایم کرده بود کشید
ولی وقتی انسانهای شرور به فرا مورو نزدیک شدن...
نقشه رو پاره کرد...
تیکههاشو توی باد پخش کرد
نوشتهی پشت کاغذ. واسه همین ما رو دزدیدین
ما تکهی آخر رو پیدا کردیم
دقیقاً. حالا نقشه کامله...
ولی هیچ ضربدری روش نیست که موقعیت خنجر رو نشون بده
فقط یه معما به زبان لاتین...
که شما کمکمون میکنید حلش کنیم
اونوقت چرا باید کمکتون کنیم؟
چون اگه این کارو نکنید...
چشم به هم بزنید، میبینید ته یه کانال آب افتادید
- با تجهیزات غواصی؟ - نه
- گندش بزنن - غذا رسید
خیلیخب، یه سالاد سزار دارم
- مال منه - یه سالاد سزار هم دارم
- اون مال منه - یه سالاد ویژه...
با کاهوی رومی، آنچوی، پنیر پارمسان...
- نان کروتن و سس سزار - عه، اون مال منه
شماها سالاد نمیخورید؟
نقشه رو دزدیدن و فرار کردن
حس میکنم تقصیر همهمونه
میدونی، آخه خدایی این روزا دیگه کی فرار میکنه؟ سر جاتون بمونید دیگه
حالا بهتر شد. اگه خنجری که باعث مرگ سزار شد رو پیدا کنیم...
صد درصد وارد ردهبندی باستانشناسها میشم
اینطوری هم تمام مشکلاتم واسه همیشه حل میشه
نگران نفرین خنجر نیستی؟
سالتین، عمراً این خنجر نفرینشده باشه
مردم هر روز دلشون میخواد رئیسشون رو بکشن
اصلاً خود تو هم احتمالاً...
الان میخوای منو بکشی. ولی این کارو نکن
- من نمیخوام بکشمت - آره، اینو میگی...
چون به امنیت شغلی احتیاج داری
ولی جفتمون میدونیم که اگه فرصتشو داشتی...
No comments yet. Be the first to leave one.