Das Boot

Das Boot

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Das Boot 1985 E02 BLURAY
د لخوا تبصره AZAD.SHAKARAMI
قسمت دوم TEL: @CINEMA772

تګونه

BluRay
په خپور شو: 2021-10-04
ډاونلوډونه: 45
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 185 کرښې.

زیردریایی

قسمت دوم

اجازه دارم بیام بالا؟ - بله -

صبح بخیر

یه هواپیما در موقعیت 1-7-0 داره نزدیک میشه

زنگ خطر

تکون بخورید، یالا

تکون بخورید

از سر راه برو کنار

مراقب باش

مراقب باشید

عرشه خالی شد - عرشه خالی شد -

مخازن خلا رو باز کن

تا عمق 60 متری ببرش پایین

در جهت نور خورشید از طرف بندر میومد، شناساییش سخت بود

باید اعتراف کرد که خلبانهاشون خیلی وظیفه شناسن

...اون بالا تو طیاره-شون منتظر میمونن

تا روی شکارشون شیرجه بزنن

میتونن بمبها رو همینطور بریزن کی میتونه اونها رو ببینه؟

خدای مهربان ما؟

خدای مهربان ما همه چیز رو میبینه

خوشبختانه اون هواپیما ما رو ندید

نکنه مرغ دریایی بوده، ها؟

وقتی در جهت نور خورشید به سمتت میان شناساییشون سخته

خب، دوفته، ها؟

پنج دقیقه دیگه میریم به سطح

میتونه برای هر کسی پیش بیاد

آماده برای رفتن به سطح

روزها میگذرن میاد یه روز لَشِ دیگه

اتفاق خاصی در کار نیست

فقط یه صدا وجود داره که ما رو بیشتر و بیشتر مجذوب خودش میکنه

صدای جیک جیک کد مورس "از طریق "هیدروفون

دستگاه رمزگشایی در ...یک پروسه مشقت بار

علائم بی معنی رو به یک پیام تبدیل میکنه

اما آیا اون پیام برای ماست؟

خب؟

نه

برای ما نیست

...خطی که مسیر ما رو ثبت میکنه

شبیه خط سیر یه خرگوش وحشت زده است که داره زیگزاگ فرار میکنه

روال کار هرگز تغییر نمیکنه

روزها مثل هم میگذرن

هر روز همون روال عادی نگهبانی، استراحت

همه جا بوی تعفن روغن، عرق و نَم و نا رو احساس میکنی

شب بخیر، قربان

شب بخیر

بیست دقیقه دیگه مونده، ناوبان

پوستشون رو نازکتر بگیرید دستور از بالا اومده

قهوه رسید

درست قبل از نیمه شبه

بچه های پاس شب دارن آماده میشن برن بالا

برای عادت کردن ...چشمهاشون به تاریکی

چراغهای قرمز اتاق کنترل رو روشن کردن

مراقب باش - لعنتی -

تمام قهوه ریخت روم - اوضاع بر وفق مراد نیست، ها؟ -

حوله رو بده بیاد

ناخدا آدم بامزه ایه، نه؟

اون دوباره داره نامه هاش رو میخونه

چه نامه هایی؟

نامه های عاشقانه

با یه دختر نازی نامزد کرده

یه وزه

دختر نازی؟

شنیدم خوب میدن

منظورت چیه؟

اونها توی مدرسه "رایش" تکنیک های خاصی رو به دخترا آموزش میدن

مثلا؟

گچ رو با کونشون نگه میدارن و "روی تخته سیاه مینویسن: "اتو، اتو

جدی میگم، به همین دلیل بدنشون خیلی انعطاف پذیره

شب بخیر، آقایون - شب بخیر، ناوبان -

اقیانوس، تا چشم کار میکنه فقط اقیانوس

اثری از دشمن نیست

فقط گردنهای کثیف، پیراهن های ...پاره شده، پتوهای عرق کرده

و بدتر از همه، قیافه های رقت انگیز خودمون

مه نکبت

آب و هوای نکبت

گشتِ لعنتی نکبت

هیچکدوم از اعضای خانواده-مون نمیدونن ما کجاییم

نه نامه ای، نه تماسی، هیچی

مطمئنم وقتی غرق بشیم چند ماه بعد گزارش ناپدید شدنمون رو میدن

هنوز ازدواج نکردی، کریچبوم؟

وقت تلف نکردم، ها؟

قراره روی پنجمی کار کنیم

یوهان، هوای تازه برات خوبه

نه

بچه های موتورخونه آدمای عجیبی هستن

"به تمیزی کمک میکنه" چهار حرفه

حمام

ممنون

"علاقه شدید" سه حرفه

عشق

دمت گرم

"باید مینوشت: "محنت عقل

سیگنال رمزگشایی شد

یه لحظه

پنج، شش، هفت، هشت

مسیر جدید، قربان؟

یه دقیقه صبر کن

میتونم پیام رو ببینم؟

یک کاروان دریایی در موقعیت AK 2246

مسیر: 60 درجه، سرعت: 8 گره دریایی، زیردریایی 37

"زیردریایی 37، زیردریایی "مارتینه که داره برای حمله حرکت میکنه

خیلی دوره، ما هرگز بهش نمیرسیم

لعنتی

پس کِی قراره دستورات برسه؟

خب، یوهان؟

ناخدا

موتورها در چه حالن؟

بنظر خوب میان، قربان

خوبن چون پُرن

ناو استوار نگران مصرف سوختمونه

ناو استوار آدم محتاطیه

نظر تو چیه؟

ناو استوار بهتر میدونه

زمونه ی عجیبیه، یوهان

احتیاط یعنی محدودیت و حقارت

اونها قهرمان میخوان

لزوما هم نه افراد خیلی خاص

اونها از یه قهرمان بازنشسته هم استقبال و استفاده میکنن

"مثل "تامسن

یا یه قهرمان مُرده

"مثل "کلش

یه دریانورد خوب یه دریانورد دقیقه، درسته "یوهان"؟

این توی قوانین نیروی دریایی نوشته شده، اینطور نیست؟

در رابطه با موتورها خیالتون راحت، ناخدا

کارت درسته، یوهان

ببخشید

برای روزنامه میگیری؟

آره، سوژه ی خوبیه - دست بجنبونید، مطبوعاتیا اینجان -

یه لحظه اینطرف رو نگاه کنید آره، فوقالعاده ست

حالا که خیلی خوب با وازلین چرب شدن، وقتشه وارد محفظه-شون کنیم

نذارید حواستون رو پرت کنم به کارتون ادامه بدید

میتونم از اینجا یه عکس ازت بگیرم؟ عالیه

آره، آره - یالا، یالا، تکونش بدید -

آره، این فوقالعاده ست

میشه بری اونور؟ یکی دیگه بگیرم؟

...خب، اجازه بدید چندتای دیگه

کی این کارو کرد؟

کی این کارو کرد؟

استعمال هوای فشرده

از زمان اعزام این بدترین روزیه که داشتم

ما با همدیگه صحبت نمیکنیم

مثل جذامیها از همدیگه دوری میکنیم

اوه خدای من، چه یویوی به درد نخوری

حداقل باسن خوبی داشت

آدم خوبه منصف باشه

از اونا که بخاطر باسن خوب هنوز دوشیزه موندن، ها؟

هی

دریچه های اگزوز هر چهار ساعت یه بار باید چک بشن، یادم میمونه

یه بار توی پاریس رفتم توی یه بار زیرزمینی

خب، چی شد؟ خاطره سکسیه؟

تعریف کن

یه پسر سیاهپوست با یه دختر بلوند نشسته بودن

دختره زیر میز داشت باهاش ور میرفت

اونها اصلا با خجالت بیگانه اَن

فاحشه های پاریس

منم با خجالت بیگانه ام، رفیق

بعد آه و ناله پسره دراومد و چشاش گرد شد

من یه نگاه به زیر میز انداختم

و دیدم آب پسره ریخته رو کفشام

خدا رو شکر کن نریخته تو قهوه ات

بدجور خوابم میاد - باید زودتر میومدن -

همیشه همین آشه و همین کاسه - همیشه دیر میان سر پُست -

هی مراقب باش، رفیق

هیچ اتفاقی نمیفته، هیچی

ما در کمال بلاتکلیفی دریانوردی میکنیم

سکوت توی زیردریایی اونو شبیه به یه تابوت میکنه

یه توالت کوفتی، که اونم باید با این فاحشه شریک بشیم

این رفیقمون کتاب مقدس رو از کجا آورده، شوال؟

بچه واتیکانه

باید جای خوبی باشه، ها "شوال"؟

شنیدم بند ناف رو نگه میدارن و بچه رو میندازن تو سطل آشغال

...هی، رفیق

امروز کدوم فصل رو میخونی پروردگار، صاحبخانه من"؟"

دهن کثیفت رو ببند

دهنم رو ببندم؟ من دهنت رو میبندم - ولم کن -

این ادا اصولای مذهبیش منو دیوونه میکنه

اینو ولش کنی فردا ما رو دعوت میکنه زانو بزنیم و دعا بخونیم

...بگو ببینم

توی دماغت مو داری؟

چرا؟ - من چندتایی روی کونم دارم -

شاید بتونیم اونها رو به هم گره بزنیم

"...فرانسواز، عشق من"

این چهاردهمین نامه من است، ولی" "هنوز هیچکدام به دستت نرسیده اند

"روز بیستم در دریا"

More Farsi Persian subtitles for Das Boot

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left