لومړۍ 200 کرښې.
سیاهدلان بینتون خبرچین دارن، تام
چند نفر از زیردستهات در جریان این ماجرا هستن؟
افسر پلیس ایالتی، الیزابت استوور،
گروهبان کارآگاه، آلیا کلینتون،
کارآگاه شهرستان، آنتونی گراسو
توصیۀ من؟ به همه شک داشته باش
…تمام خطوط ارتباطی همینالان،
پلیس ایالتی هم یه هلیکوپتر برامون آماده کرده
این هم از خودش
تام، این رئیسمه، مایکل دُرسی. مایک، ایشون هم تام برندیسه
- تام برندیس - خوشوقتم، تام
گراسو گفت چیها رو مهیا کردیم؟
آره، واحد جنایی، تیم ضربت و یه هلیکوپتر آماده
- ممنون - چیزی که از قلم نیفتاده؟
به نظرم باید پزشکی قانونی شهرستان رو هم خبر کنیم
همینکه صحنه ایمن شد باید وجببهوجب بگردنش
خیلیخب، حواسها جمع!
ایشون مأمور ویژه تام برندیس هستن از کارگروه سهشهرستان
جلسۀ توجیهی امروز صبح با ایشونه
گمونم بیشترتون هم با این کلهپوک آشنایی دارید
کاپشن براقش رو نگاه
از این به بعد وقتی میای تو همگی باید جلوت تعظیم کنیم، لرد گراسو؟
- صبح بهخیر - صبح بهخیر
ممنونم که سریع خودتون رو رسوندید تا امشب بهمون کمک کنید
توی پاکتهاتون شرح وظایفتون نوشته شده
هدف ما این شخصه، کلیف براوارد
اون به جرم قتل سه نفر به ضرب گلوله
و آدمربایی یه پسر ششساله به اسم ساموئل ننس تحتتعقیبه
خب، کلیف ساعت ۱۱ شب قراره بیاد پارک بِیلی
تا به خیال خودش موادها رو با پول معامله کنه
خریدارش ماییم
لطفاً به موقعیتهاتون روی نقشه دقت کنید
واحدهای دیدهبانی کجان؟
خیلیخب، علاوهبر اون پسر بچه،
ممکنه یه نفر دیگه هم داخل اون ماشین باشه
راجعبه اون نفر دوم چی میدونیم؟
به زعم ما، اون هم جزو دارودستهایه که به این پاتوقها دستبرد میزده
فرض رو بر این بذارید که خیلی خطرناکه
بهمحض اینکه کلیف وارد پارک بشه، این خروجیها رو میبندیم
اینجا، اینجا و اینجا
مأمور کارگروه گراسو
میره توی این آلاچیقها تا با کلیف درارتباط باشه
راه ارتباطیمون با هدف چیه؟
- آلیا - ما یه گوشی یهبارمصرف ضبط کردیم
که مال خلافکاری به اسم ری لایمنه
کلیف خیال میکنه داره با لایمن قرار میذاره
کلیف که وارد پارک بشه من بهش پیام میدم
و میگم بیاد سمت آلاچیقها
همینکه از ماشینش پیاده بشه،
تیم آلفا میره سراغ هدف و تیم براوو میریزه سر ماشین
با فرض اینکه سمِ شیشساله اونجا باشه،
مأمورین کلینتون و استوور موظفن
تا بهمحض نجاتش اونو از صحنه دور کنن
تام، نشونهای هست که این بچه هنوز زنده باشه؟
نه
ولی تا وقتی خلافش ثابت نشده فرض رو بر این میذاریم که زندهست
« کارگروه »
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و سحر » :. Ali99 & Sahar_frb .:
▷ Instagram: @AliAkbar.1999
بیا
- چه حسی داری؟ - خواب به چشمم نیومد
میدونی، فقط میخوام پوله رو بگیرم و از اینجا بزنم به چاک
به بارتوس زنگ زدم
هنوز با کامیونش از مسیرِ کانادا بار میبره
حاضره ما رو هم ببره؟
میگه امروز عصر قرار بذاریم تا راجعبه دستمزدش حرف بزنیم
من بچهها رو میبرم مدرسه و میرم سر کار
باشه
سم هنوز خوابه
میخوای باهاش چیکار کنی؟
یه فکری به حالش میکنم
فردا شب رقص پدر و دختریه
بهتره به هارپر بگی که قرار نیست بری
راستی، تو این آلبومهای قدیمی دنبال چی میگشتی؟
داشتم خاطرات رو مرور میکردم « گردهمایی ردینگ - ۲۰۱۷ »
بدش من
باز هم قهوه دم کن
خودت میتونی یهکم قهوه دم کنی
چیه؟
بهخیالت میتونی ماهی یه بار پیدات بشه،
منو بکنی، بعدش من برات کُلفَتی کنم؟
مگه دیشب بهمون خوش نگذشت؟ چرا داری دنده عقب میگیری؟
- «خوش گذشت» - آره
تو چطور توصیفش میکنی؟
دیشب رو؟
چیزی حول و حوشِ چهار دقیقه و نیم
عزیز دلم، عشق جذاب من، میشه لطفاً محبت کنی
یه فنجون قهوۀ کوفتی دیگه برام دم کنی؟
خب، وقتی اینجوری میگی باشه
« وینسنت: بیرون منتظرم »
صبح بهخیر
آخرین خبرها رو بگو
من هم خوشحالم میبینمت
یکی از اعضای اون دارودسته رو شناسایی کردیم
اسمش کلیف براوارده. یه رفتگره تو درکسل هیل
دیشب یه ماشین گذاشتیم دم خونهش، منتها آفتابی نشد
یعنی میگی یه رفتگر داره لختمون میکنه؟
چه ربطی به ما داره؟
دیروز مأمورهای فدرال اومدن بار
اینو ببین « محرمانه »
چی نوشته، پری؟
یه گزارش اسلحهشناسیه که تأیید میکنه
با تفنگ یکی از اعضای خودمون…
وارن کلارک رو کُشتن…
خب، یکی از اعضای خودمون
آره، فشنگهاش با یکی از تفنگهای توی تیراندازی
بار زفیر داخل ردینگ مطابقت داره
کدوم اعضا اون روز تو ردینگ باهات بودن؟
مشکل همینه. داشتم عکسها رو میگشتم
اون آخر هفته حدوداً ۵۰ نفرمون اونجا بودیم؛
پس ممکنه هر کدوممون ماشه رو چکونده باشه
چی تو سرته؟
کار و بارمون خوبه، میدونی
بیسروصداست. چرا چوب لای چرخش بذاریم؟
آره، منتها یکی داره چوب لای چرخش میذاره
این یعنی مسئله بیبروبرگرد شخصیه
- دقیقاً - یکی میخواد نسخۀ جیسون رو بپیچه
انگار از چیزی بو بردی
دارم سرک میکِشم
به نظر من که سرت جای دیگهای گرمه
انجمن اصلی باز امروز صبح جلسه گذاشته بود
من در جریان جلسه نبودم. چرا من خبر نداشتم؟
چون تو اینجا درگیر این ماجرا بودی
تصمیم به حذف جیسون گرفتن
فقط یهکم دیگه وقت میخوام
- دو سه روز وقت بده - نه
- میتونم یهجوری جلوی… - بس کن!
دیگه نمیذارم پشت این مادرجنده دربیای
تصمیمش رو گرفتن. جمعه کار تمومه
از اونجایی که بهش علاقه داری، بهتره شاهد ماجرا نباشی
حالا هم برو بیرون
متأسفم که درگیر این قضایا شدی
عـ… عیبی نداره
یهجورایی انتظارش رو داشتم
خیلی وقته که رابطۀ من و سارا تعریفی نداره
موقع مرگ مادرم، دو سالی میشد که اونها
با هم حرف نمیزدن
چی بینشون عوض شد؟
وقتی اوضاع ایتن وخیم شد،
سارا با یه پرواز از شیکاگو اومد اینجا و با مامان و بابام اتمامحجت کرد
سارا میدید که مشکلات ایتن مامان و بابام رو به چه روزی انداخته
گفتش که اگه همچنان تو منطقۀ جنگیِ ایتن بمونن…
اسمش رو گذاشته بود منطقۀ جنگی…
زندگیمون از هم میپاشه
گفت که نمیخواد وایسه و شاهد همچین اتفاقی باشه
پس از نظر سارا اونها ایتن رو بهش ترجیح دادن؟
والدینت چی گفتن؟
گفتن که قرار نیست ازش دست بکِشن
به نظرم سارا فقط میخواست مامان و باباش بشن همون آدم سابق
همونجوری که قبل از اومدن ما بودن
بهنظر من…
سارا خیال میکرد کلی وقت داره تا با مامانت آشتی کنه
بعضی وقتها به زندگیشون بدون من و ایتن فکر میکنم
زندگیشون بدون شما چه شکلیه؟
خوشبختن
البته…
البته… من خیلی قدردانشونم
میدونی، من… واقعاً ممنونشونم…
که ما رو به فرزندی قبول کردن
- ولی… - ولی چی؟
نمیدونم، گاهی فکر میکنم که…
گاهی فکر میکنم حق ندارم حسی جز این داشته باشم
متوجهی؟
قدردانی؟
انگار…
انگار حق ندارم ناراحت بشم
یا غمگین بشم یا عصبانی
انگار همیشه باید کلاهمو بندازم آسمون
که یه فرصت دیگه واسه زندگی نصیبم شده
نمیدونم. من…
من احساس خوششانسی نمیکنم
خودت که نخواستی عضوی از این خانواده باشی
اونها خواستن تو رو به فرزندی بگیرن
و همینطور ایتن رو
پس چرا بار شرمندگی بابت تصمیمشون همیشه رو دوش من سنگینی میکنه؟
بهنظرت یه خبرچین توی کارگروه هست؟
نظر ایزلی اینه
من نظر ایزلی رو نپرسیدم
من که اینها رو نمیشناسم
کلاً چهار روزه باهاشونم. شما سوابقشونو بررسی کردید؟
همونقدر که سوابق اعضای بقیۀ تیمهامونو بررسی میکنیم
« الیزابت استوور »
امشب چه ساعتی با براوارد قرار گذاشتید؟
ساعت ۱۱ شب، پارک بیلی « آلیا کلینتون »
بیا طبق نقشه پیش بریم
من قانع نشدم که خبرچینی توی کارگروه باشه
پس از کجا دارن آمار میگیرن، کت؟
گشتیها، مخبرها
اعلامیههای سامانۀ اطلاعات جنایی که بین سازمانها پخش میشه…
ما دقیقاً به همین علت اعلامیه نزدیم!
اطلاعات از یه جایی درز کرده. همیشه از این اتفاقها میافته
صحیح
روی امشب تمرکز کن
خودم تهوتوی قضیه رو درمیارم
همینکه چیزی دستگیرم شد بهت خبر میدم
منم. مثل اینکه یه مشکلی پیش اومده
شین!
تو چته، بچه؟
من چمه؟
هیچیم نیست
No comments yet. Be the first to leave one.