لومړۍ 152 کرښې.
AnimWorld Presents
Naxxremis
امپراطوری توکیو، چوکو
هم اکنون وضعیت آب و هوای امروز رو اعلام میکنیم.
در ساعت 13 باران شدید ولی کوتاهی
در منطقه شمالی بخش 4 ام گزارش داده شده.
کسانی که به این بخش میرن لطفا مراقب باشید و احتیاط کنید.
و لطفا حواستون باشه که فاصلتون رو رعایت کنید.
- نشانه گذازی هدف، درحال ارسال. - عوض کردن تمام مانیتور ها به حالت تعقیب.
- هدف مشخص شد. - لغو حالت آماده باش.
هویت تایید شد و همخوانی با جی آی اس تکمیل شد.
خطا در محدوده 0.083 در محدوده قابل قبول.
تایید به صدا در آوردن آلارم سیستم آتش نشانسی.
- به تماشا کردن ادامه میدم. - هدف وارد منطقه آکیهابارا شده.
- اعلام خطر در منطقه آکیهابارا.
پخش نکن. هرج و مرج رو ترجیح میدم.
پخش نکن. هرج و مرج رو ترجیح میدم.
شروع هک کردن سیستم هشدار.
آتش نشان های کاندا منتظر دستور هستن.
دخالت نکنن.
کاندا تو حوضه بخش هشتم نیست؟
شن نظر نمیده.
شن نظر نمیده.
اونا خودشون پرسیدن. چه ایرادی داره که من جواب بدم؟
پیام از طرف صانیع هایجیما.
آخ!
بعدا گوش میدم. اون بخش تحقیقات منه.
از دفتر اصلی دستور نمیگیرم.
آخ!
بخش 5 میره بیرون. حتی اگه وارد منطقه بخش 8ام بشیم.
اون دوزخی رو دستگیر میکنیم!
چیزی با سرعت زیاد به هدف نزدیک میشه!
آخ!
با توجه به الگوی آدولا
باور دارم که سرباز آتش نسل سوم از بخش 8ام هستش.
شن بخش 8ام؟
قسمت 4ام" قهرمان و پرنسس.
تایتو کو، اوکاچیماچی.
"08:27:58"
"08:27:59"
"08:28:00"
این تمام خبر ها بود. فعالیت امروز آماتراسو معمولیه.
همگی روز خوشی داشته باشید. لاتوم.
آخرشم هیچ حرفی از حادثه دیروز
درباره جوکر تو اخبار نزدن.
پس یعنی سازمان نیروی ویژه آتش داره یه چیزی رو مخفی میکنه؟
اگه با این بمونم می تونم به حقیقت پشت
آتیش سوزی روزی که مامان و شو رو از دست دادم برسم.
ببخشید که میپرم وسط حرفتون.
جواب آزامایشات روی خاکستر هایی که جوکر استفاده میکرد اومد.
به نظر میاد، بخش اصلیشون خاکستر دوزخی هاست.
اون خاکسترا... خاکستر دوزخی ها بودن؟
استفاده از باقی مونده مرده ها... حرومی ها.
آتش گناهان اصلی...
آخرشم نتونستم درباره شو حرف بزنم.
اوی، وقتی تو دفتریم قیافه مرده ها رو به خودت نگیر!
حال منم میگیری.
با آرتور بویل ارباب کملوت تماس گرفتید. هدف پیامتون چیه؟
ببخشید. نیروی ویژه آتش یخش 8 هستیم.
بله بله...
بله. یه سگ؟ باشه چشم.
اوی... مکان کجاست؟
چیه؟ مکان کجاست؟
چرا تو سرباز آتش شدی؟
چون یه سربازم.
زود میایم اونجا.
شما دوتا.
یه سگ رفته بالای درخت و نمیتونه بیاد پایین.
میرید نجاتش بدید؟
نجات یه سگ؟ این کار آتش نشانی معمولی نیست؟
تماس های زیادی میگیریم که مارو با آتش نشان های معمولی اشتباه میگیرن.
به هر حال شما دوتا هم به جایی نرسیدید با کارتون دیگه؟
بقیش رو بسپرید به من.
خیلی خب. من میرم.
با توانایی من از درخت پایین آوردن کار راحتیه.
"آقای آتش نشان، همینجا، بالا بالا!"
همم گفته بودن سگ...
این که مامورو کونه.
خیلی ممنونم.
چرا بالای درخت بودی؟
وقتی داشتم بادکنت میدادم توی منطقه
یه سری دانشگاهی های همسایه منو "هورا" کردن.
"هوراااا"
چرا این کارو کردن؟
قتل های سریالی ای که اون آتش نشان انجام داده بود رو یادته؟
ها؟
قاتلی که آتش نشان بود و 4 نفر رو کشته بود...
میاموتو.
از بعد از اون اتفاق.
مردم رابطشون با آتش نشانی و آتش نشان ها بد شد
و بعضی وقتا اینطوری مارو اذیت میکنن.
خب، چه بلایی سر اون آتش نشان اومد؟
امروز روزیه که دادگاه حکمش رو میده.
شایعه اینه که به خاطر مشکلات روانی بیگناه اعلام میشه.
به این ترتیب ما ستسو میاموتو رو بیگناه اعلام میکنیم.
- غیر ممکنه! - اعدام باید بشه این!
آشغال!
میدونید چند نفر رو کشته؟
آسونه. قانون خیلی آسونه.
- چون فقط یه آتش نشانه دارید ولش میکنید بره؟
اگه یه آتش نشان گناهکار اعلام بشه کشور وضعیت بدی پیدا میکنه.
آب خوردنه!
میسوزه! نجاتم بدید!
- حقته! - کپسول آتش یا یه ملافه بیارید!
- آشغال! - سول بزرگ تصمیم گرفت تنبیهت کنه!
میکشمتون! همتون رو میکشم!
احتراق انسانیه!
زودتر برید بیرون!
دوزخی صحبت کرد!
یو، قاضی. چطور جرات میکنی سرخود برا من حکم ببری.
ولی من گفتم بیگناهی و نجاتت دادم که؟
خفه شو! من اینجا قضاوت میکنم!
فرمانده اوبی! دوزخی منطقه تایتو کو...
هوشیاری داره؟
جالبه. هرطور شده میخوامش.
آخ!
برید به اتاق کنترل!
شینرا و آرتور کجان؟
یک دوزخی ظاهر شده.
ماشین های اورژانسی درحال گذر هستن.
لطفا باقی ماشین ها راه رو براشون باز کنید.
اعزام اضطراری؟
قوطی کبریت؟
شینرا! آرتور! میدونم که این طرفا هستید!
بدون اجازه رفتید ول گردی؟
وقتی برگردیم یه طوری تنبیهتون میکنم که دیگه نتونید تکون بخورید!
ها؟
واقعا ببخشید متاسفم!
نتونستم بگم که من فرستادمتون. هرکاری میکنم رامنی حاج حسین مهمونتون میکنم.
- ماکی سان چی شده؟ - نتونستم بگم که من فرستادمتون. هرکاری میکنم رامنی حاج حسین مهمونتون میکنم
مامورو کون، شرمنده باقی چیزا رو میسپرم به خودت!
لاتوم.
تا بعد آرتور! من جلوتر میرم!
داری چیکار میکنی؟
منم ببر.
هیو نقره ای!
تو... واقعا... ناموسا...
جدی...
شینرا! آرتور!
دارید چیکار میکنید؟ اینجا جاده عمومیه!
این چیزا رو بیخیال یه دوزخی ظاهر شده دیگه؟
یه مظنون به قتل توی دادگاه منطقه اوئنو تبدیل به دوزخی شد.
الان داره به مردم حمله میکنه.
شما دوتا زودتر برید به صحنه حادثه.
چشم!
نجات زندگی مردم اولین اولویته!
دریافت شد!
من وکیل توئم! طرفدارتم.
درسته. من به عنوان آتش نشان اینطوری آدم ها رو نجات میدادم.
زندگی تورو هم من نجات دادم.
میشه گفت که زندگی تو دیگه مال منه نه؟
این یعنی هرکاری بخوام میتونم باهات بکنم دیگه؟
No comments yet. Be the first to leave one.