Börü

Börü

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Wolf E02
د لخوا تبصره Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-04-14
ډاونلوډونه: 27
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

اگه می ترسی این کار رو نکن اگه این کار رو می کنی ؛ نترس

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

چنگیز خان

این آخرین دیدار ماست

فصل عملیات در راهه

نمی ترسی؟

چرا باید بترسم

لطفا راسنشو بگو

دارم راستشو میگم

نمیگی

تو فقط بهم چیزیو میگی که میخوام بشنوم

تو و خانواده من وسواس صداقت دارید

تو میخوای بدونی تو ذهن من چی میگذره چه احساسی دارم ؛ همه چیز

دقیقا همینطوره

چی میشه اگه افکاری که تو ذهنم باشه برای تو بیش از حد باشه؟

پس گوش کن

مهم اینه که همه چیز رو همونطور که هست بهم بگی

چون دونستنش بهم این امتیاز رو میده که بهت کمک کنم

درباره چی حرف میزنی؟ ماهیت این موضوع اینه که

مجبور نیستی زندگی خودت رو به نیروی ویژه پلیس بسپاری

...کایا تو یک مرد تحصیلکرده و شهری هستی

که خواهرش درست جلوی چشمش کشته شد

کل آینده روشنه

مردایی با آینده روشن زندگی خودشون رو به خطر نمیندازند ؛ درسته؟

نه منظورم این نبود

میتونم باهات روراست باشم؟ البته

در گذشته

من تمام تلاشم رو کردم تا زن زیبایی رو مثل تو جذب کنم

باید به قرارهامون ادامه میدادیم

با تمام پرخاشگری منفعلانه ات تمام شب سوارت بودم

شاید بعدش ازدواج کنیم

بچه دار میشیم

یک خونه تابستونی در کاسمه یک آپارتمان تو بارسلونا

تو از همه اینا خوشت میاد

اما مشکلات بعد از بچه اول شروع میشد

بچه ای که ما عیب های خودمون رو براش فاش می کنیم

دعواهای بزرگ در دهه 30 ما شروع میشه

با این حال ما خوشحال میمونیم

...عشق ؛‌نفرت

ما تو زندگی مون اشتیاق داریم

ما زندگی می کردیم ؛ قبل از مرگ

اما این تو زندگی ازم گرفته شد

حالا تو این زندگی روزها از کنارم میگذرند

...وقتی تو صفحه سوم روزنامه فاجعه ای رو خوندم

میگم : بالاخره آزاد شدند

من درباره هیچی نمی دونم هرجا میرم ماسک میزنم

تا پدر و مادرم ناراحت نشند

چون اونا متوجه نمیشند که بچه باقی مونده اونا اون شب کشته شده

من رویاهای پیچیده ای نمی بینم

قضیه چیه؟ از اون قسمت سکس ناراحت شدی؟

خب پس مراقب باش

تو مکان هایی که ما میریم مسایل تاریک تری هم هست

به نظرم باید جلسه امروز رو متوقف کنیم

پدر و مادرم اپیک رو نمی شناختند و اون شب به باشگاه رفتم

چون برادر گنگ اون محل مرگش رو به طور غافلگیرکننده ای انتخاب کرده بود

مردی که حالا می بینی یک پژواک از اونه

اون همیشه اونجا میمونه

امیدوارم به اندازه کافی باهات صادق بوده باشم

تو یک مرد آلفا نیستی

حسادت کن، پانسی کوچولو

راست میگه ؛ واقعا نیستی دوباره شروع شد

دوتا شغال با هم میان

و جبهه رو در برابر گرگ ها تشکیل میدند

باران ؛ نظرت درباره این چیه؟

داداش معلومه که تو آلفایی رفیق خودمی

اونا باید خایه‌هات رو ببوسند توران

وقتی باران تازه کار بود ؛ براش قلدری می کرد

البته الان از تو می ترسه

...داداش ؛‌از دستم عصبانی نباش

اما یک گرگ آلفا رهبر دسته است کاپیتان بهجت رهبر ماست

تو تیم از من قدردانی نمیشه

من میخوام به جوخه تو برم روزپینگ

هر وقت اومدی قدمت رو چشمه

تازه کار یادداشت برداری می کنه به این میگند احترام

مگه بهش مورات خرس نمیگند؟ پس روزپینک کیه؟

خب راستش میتونم داستانم رو تعریف کنم

حدود دو سال پیش ما اونجا بودیم کجا؟

گذرگاه باریک بله، در درگچیت

من و عمر در پوشش بودیم ؛ توران پشت ما بود

پیام های ما روشن بود ؛ زیر آتش شدید بودیم

صدایی شنیدیم که یکی در حال خوندن یکی از آهنگ های معروف روزپینک بود

توران عصبانی شد و گفت کدوم خری داره آهنگ میخونه؟

ما فهمیدیم مورات بود مورات خرس

خفه شو روزپینک پس؟

خب فهمیدیم که این آهنگ مورد علاقه اونه و تحت فشار میخونتش

ما اصرار کردیم که دوباره بخونتش اما هیچوقت این کار رو نکرد

روستای تو به اینجا نزدیکه باران؟

نه، این جاده به ماردین میره

روستای من در کنار گرچوش نزدیک حسنکیفه

این علی نیست تو اون ماشین اونجا؟

علی اهل هاسکوی موشه حتی نزدیک نیست

میگند سر علی تو بچگی آسیب دیده داستانش چیه؟

خب از ناحیه سر زخمی نشده عموی احمقش بهش شلیک کرده

عموش بهش شلیک کرد؟ آره ولی تصادفی بود

از سرش رد شد فکر می کردند مرده

اون بچه بود ؛ تو یه عروسی برای تماشا از درخت بالا رفت

عموش برای جشن گرفتن تیرهوایی میزنه

بنگ بنگ بنگ ؛ اینطوری

گلوله از اینجا وارد شد و اینجا خارج شد

معجزه است که زنده مونده آره

توی پرونده اش نوشته اگه عمیق تر بود به مغزش میرسید ؛ واقعا شانس آورد

میدونی اونا چی میگند؟

هرگز به اسلحه ۹ میلی متری اعتماد نکن آره

هیچکس اینو نمیگه این نقل قول مزخرف خودته

علی همیشه میگه

من تو بچگی مردم دیگه نمیتونم بمیرم

جاودانه

رئیس ؛ فصل شروع شد آلفا ؛ تو فایل ها رو ندیدی؟

نیروهای ویژه در کوکارکا و جوه در نبرد دارگسیت می جنگند

پس آره ؛ شروع شده

درسته اما ای.تی بالیک با ماست؟

اونا در وسط یک کاروان با رهبر حمله اواباغ هستند

نگران نباش توران ما به عملیات ملحق میشیم

همینه رئیس ؛ بزن بریم

سیاستمداران برای صلح مزخرف تلاش می کنند اما اسکنک ها هنوز 400 خندق حفر کردند

من باید اونجا باشم خشم ترک ها

توران کارا باشکوه

اونجا اون دوباره میره یکم والیوم تو غذاش بریزید

به زودی قراره گرگ ها رو حرکت بده

رئیس الان ۲۰۰۰ بمب دست ساز وجود داره

به مهندسین هم نیاز داریم باید بریم ؛ حالا

دو هزار؟

...مدتی طول کشید تا اونا رو از بین ببرم

گرگ با الهام از رویدادهای واقعی

بعضی اسامی برای احترام به افرادی که درگیر ماجرا بودند تغییر کرده است

داستان ما به خاطره همه نیروهای ویژه پلیس اختصاص دارد

که آماده بودند جان خودشون رو در برابر غریبه ها فدا کنند

گرگ

اپیزود دوم به سفیدی برف

فالکون، حالت خوبه؟

زره دست نخورده از تپه اومده

ET-BALIK، این 34-50ئه سیترپ

ستوان آسنا، متخصص کورهانه

ما حالمون خوبه ؛ زره به شدت آسیب دیده

کورهان، شیفت معکوس میشه برگرد، کورهان، برگرد

تماس بگیر ؛ آر.پی.جی ؛بارگذاری مجدد

تو ترکیب بمون ؛ زره کناری رو بچرخون بارباروس ؛ راه بیفت

جوخه دو ؛ با من بیاید بیاید

گرگ ؛ آتیش دود می کنه

همه پناه بگیرید

کمال

شرق

برو پایین من خوبم

بهجت ما محاصره شدیم باید جابجا بشیم

ما اینجا آسیب پذیریم

چی شده باهوز؟ خوش میگذره؟

چی؟

جمهوری ترکیه می ترسه؟

مورات مثل توران رفتار نکن

خب این کیه؟

من فاحشه تیم هستم؟

بیا برامون برقص عوضی

آسنا نکن

الان کی داره مثل توران رفتار میکنه؟

چندتا هستند؟ من چهارتا می بینم

برجت ذرت ؛‌دوتا موشک مسلحه؟ لعنت بهش

اونا پشت صخره ها قرار دارند

رئیس ؛ سیستم جلوگیری از موشک آرما نصب نشده

حتی یک تانک هم نمیتونه اون موشک ها رو تحمل کنه

ما باید آرما یک رو قربانی کنیم باید همین کارو کنیم

رئیس

ما باید از این جهنم بیرون بیایم

آماده

خاموش کردن آتش

اونا آرما ما رو هدف گرفتند

توران

سیلوپی 2010 رو یادت میاد؟

معلومه که یادم میاد

ما این کار رو با مرت انجام دادیم خدا رحمتش کنه

میتونی دوباره انجامش بدی؟

کورنت یک موشک گرما یابه

تغییر جهت نمیده مگه اینکه دمای هدف رو به ۵هزار درجه برسونه

وقتی که ام۲۶ منفجر میشه دما در نقطه برخورد به ۲۶۰۰درجه میشه

آسنا ؛ موقیعت ساعت ۶ ؛ شرق

این فکر تو بود کمال توران فقط انجامش داد

بچه ها آماده بشید ما همه میخوایم با آرما۲ از اینجا بریم

سلیم رو بردار ؛ سوار آرما بشید

آسنا بیا اینجا

رئیس ؛ بیا بعد تمومش کنیم

اول باید اسکنک رو تحویل بدیم بیا اینجا ؛ بجنب

بیا مورات ؛ ما میریم

چه اتفاقی براش افتاد؟ اون تیر خورد؟

رئیس ؛ اونا یک پارازیت دارند

ما اینقدر نداریم که این حرومزاده ها رو ادب کنیم؟

بیا

تمومش کن لعنتی هردوی ما رو به کشتن دادی

داداش ؛ با کمال احترام بهم اعتماد کن ؛ من میتونم انجامش بدم

چی گفتی؟

تیرهاشون رو شمردم ؛ سه بشکه است

تو نسخه تخفیفی کمالی چیزی هستی؟

داداش من میتونم انجامش بدم

دارند فرار می کنند باشه پس برو حسابشون رو برس

اما اگه بمیری تقصیر خودته رئیس اگه مردم تقصیر خودمه

توران گناهی نداره

کایا

حالا ما واقعا بگا رفتیم

کایا چی شده پسر؟ میخوای به این زودی شهید بشی؟

حوصله ات سر رفته؟ شما امروز چه مرگتونه؟

همه شما تو یه صف کوفتی بیاید

More Farsi Persian subtitles for Börü

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left