لومړۍ 200 کرښې.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
مـحـمـد و امـيـرعـلـي Achillies & Shayea
، من فقط پیشنهاد کردم ... که امشب
! یه کار منحرف تر بکنیم
، "اوه "جف . کاش زوج ها همیشه اینطوری میموندند
. خال نیست
دیروز هم بود ؟
. فقط یه لکه ی بزرگــه
فکر میکنی بزرگه ؟
. اگه نگرانی ، برو دکتر
. نگرانی ندارم ! لکه ی بزرگ دارم
دیروز هم لکه ی بزرگ داشتم ؟
. یادم نمیاد
! لکه های بزرگت رو حفظ نمیکنم
. دیگه جمع هم میبندی
تو لکه های منو یادته ؟
. بعضی هاشون
بعضی هاشون ؟
. من برم کتاب مرگ رو پیدا کنم
. من زیاد لکه ندارم
. من نگفتم داری
لکه هایی دارم که خودم نمیدونم ؟
. معلومه که- چی گفتی ؟-
. خُب ، زاویه های متفاوت داره
زاویه ؟
... تو یه رابطه
. از زاویه های مشخصی دیده میشی
فکر کنم داریم درباره ی ... یه زاویه ای صحبت میکنیم
. که خودمو نمیتونم ازش ببینم
اگه میتونستی خودتو ... از این زاویه ببینی
! دیگه نیازی به رابطه با کسی نداشتی
پس ،چی ؟ اون پایین(زاویه) داری لکه میشماری ؟
!این کتاب مرگ کجاست ؟
! کتاب مرگ نیست
! یه دایره المعارف سلامتــه
خوندیش ؟
... هر مریضی رو که چک میکنی
! یه حدود از طول زندگیت میده
کی حرفی درباره ی زندگی زد ؟
، کاملا مطمئنم ، که در بدترین شرایط . یه کمی لکه رو دارم
! سوزان" ، لطفا"
! من با مرگ حتمی روبه رو شدم
میشه بیخیال لکه های پایینی تو بشیم ؟
چقدر اون پایین لکه دارم ؟
. خفیف و غیر دائمی
چی ؟
، خُب . به زور دیده میشن
. اینجوری نیست که هیچی نتونم پیدا کنم
، خُب ، درواقع . همینطوره
چجوری میتونی لکه های منو نبینی ؟
! خُب ، تو هم ندیدیشون
! رو کونمــه
! رو کونم که چشم ندارم
پس اونــا(لکه ها) چیَن ؟
. بامزه
. همه ی ما وسواسی و لکه پیدا کن نیستند
، بهت قول میدم . تو زیاد لکه نداری
. فوقش یکی یا دوتا داری
! دیگه اصلا متوجهشون نمیشم ، الان
الان ؟
. خُب ، این چیزا رو اول رابطه میبینی
مگه نه ؟
. دنبال چیزای جدید میگردی
جدید ؟- ! متفاوت-
متفاوت از ... ؟
... خُب ، متفاوت از قبلی
کدوم قبلی ؟
! دفعه ی قبل
! "متفاوت از "جین
. تفاوت کُلی ! منظورمی کُلی بود
خیلی خوبه بدونم که اولین ... باری که نزدیک شدیم
... فقط داشتی دنبال تفاوت های بین
! من و "جین" بدون لکه میگشتی
. نه ، نه ، نه . من هیچ فرقی پیدا نکردم
... میفهمی که
! تو فقط احساس گناهکاری میکنی
واسه چی ؟
. که لکه هات رو یادت نمیاد
. اوه ، اونجاست
، "سینه های "جین ! منو میترسونن
... مثل گوش های میکی موس میمونن
! به هر طرفی بچرخه بازم دیده میشن
و اون هم همون یاروئه ؟
. آره ، احتمالا
!کشیشی که هیچوت سکس نداشته ؟
! کشیش نیست
... یه گوینده ی رادیوی مذهبی ــه
، که به سکس قبل از ازدواج . اعتقاد نداره
یعنی هیچوقت سکس نداشته ؟
. آره ، تو هم قرار نیست بدونی
... اگه یه نفر ، هیچوت سکس نداشته باشه
چی میشه ؟
. دربارش فکر نکن
. یه وقت یه چیزی میگی
. معلومه که نمیگم
. فقط نزار کسی بفهمه که میدونی
.سلام- .سلام-
. جیمز" ، اینا "سوزان" و "استیو" هستن"
. از دیدنتون خوشحالم
! ببخشید ، دستتون خیلی قویه . Ow
. حتما ورزش میکنی
. فقط دستت رو نمیگم
پس ، تو با "جین" ــی ، آره ؟
. پاتریک" و "سالی" هم اومدن"
.... خداروشکر
! که تو این دنیای مدرن خطرناک ، حالشون خوبه .....
میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم ؟- چیه ؟-
. فقط یه لحظه با "سوزان" میخوام حرف میزنم
سوزان" ؟"- بله ؟-
ما تاحالا همدیگه رو ندیدیم ؟
. ببخشید ، یادم نمیاد
! سوزان" من واقعا به کمکت احتیاج دارم"
. خیلی مهمه
دیگه چی شده ؟
چی شده ؟
! من تو یه جهنم کاملا جدیدم
. تو یه رابطه ای که نمیتونم سکس داشته باشم
! مثل اینه که مرد باشی
خُب ، من چکار میتونم بکنم ؟
. خُب ، میدونی که . یه ذره کمتر عالی باش
! یکم تو صورتت چین و چروک بندار
! به اندازه کافی این کارو نمیکنی
... و هر چند وقت یه بار
! خودتــو بخارون
ببخشید ؟
. فقط نمیخوام که حواسش پرت بشه
، اون مرد به اندازه ی 30 سال ! سکسِ جمع شده داره
... وقتی بترکه
! میخوام به سمت مناسب نشونه بگیره
... جین" چی باعث میشه فکر کنی"
! من یه مرد رو ازت میدزدم
.. "خُب ، "استیو
! دوباره
، "لطفا ، "سوزان . بزار این یکی رو نگه دارم
. نگاش کن
! انگار هنوز تو کاوره
! کاملا دوست دختر نشده
... بعضی وقت ها که بهم نگاه میکنه
. صورتش رو مثل برف تازه باریده شده میبینم
. و خودم میخوام اولین رد پا رو ایجاد کنم
. خُب ، هیچ جای نگرانی نیست
! آخه ، ببین خودتو
! مثل یه حمله ی سینه ای میمونی
واقعا ؟ اینجوری فکر میکنی ؟
. بعضی روزها 12 تا ازشون داری
12 ؟ واقعا ؟
. آره ! و کمتر از عالی
، احتمالا ! من اون پایین لکه دارم
! تو لکه نداری
. "نه ، "جین ! لکه ی پایینی
اوه ، نه ، واقعا ؟
! آره ، و "استیو" هم میگه که تو تمیزی
! خُب ، این کمکی نمیکنه
اونجا جای مناسبی نیست که . سمت خوبت باشه
. درسته
... اینطور نیست که بتونم اتفاقی
! تنظیم کنم که از اون زاویه منو ببینه
. قبلا مردها رو اینطوری ترسوندم
. میبینی ، ما درواقع با هم نیستیم
بیشتر مردم این اشتباه رو میکنن ولی . ما نیستیم
. با هم دوستیم
. یعنی ،یه قضیه ی کوتاه داشتیم
. احتمالا همینو میگی
. ولی دیگه تموم شده
. و ما کاملا راحت هستیم
. واقعا قضیه ی مهمی نیست
ما حتی تلاش میکنیم که . کمتر همیدگه رو ببینیم
. تا بتونیم با بقیه رابطه داشته باشیم
. که خیلی عالیــه
. ما خانوم و آقای باحال هستیم
. فقط ازدواج نکردیم
. که خیلی خوبه
، درواقع ... اصلا نمیدونم چطوری
! منو وارد این بحث تکراری و مسخره کردی
سوالت چی بود ؟
! اگه درست یادم بیاد ، سلام
! سلام به خودت
و این "پاتریک" ــه ؟
. بله ، این "پاتریک" ــه . اینجاست
. "تو یکم حرف بزن "پاتریک
. سلام
.. از دیدنت خوشحالم . بالاخره
! منم همینطور
پس شما با هم نیستین ؟
، نه ، نه ، نه . به هیچ وجه
یعنی ، میریم بیرون ولی ! سکس نداریم
! خُب ، این عالیه
... جین" درباره ی شما به من گفته"
. احساس میکنم که دیگه میشناسمتون
! بچه ها ، موضوع اورژانسی
!روده ها چقدر طول میکشه ،کار کنند ؟
تو "جــف"ــی ؟
چی ؟
فکر کنم الان خودت ! به خوبی میفهمی
. این دوست پسر جدید "جین" ــه یادته ؟
. من وقت ندارم
. "باید زود برم پیش "جولیا
پس الان با "جولیا" بودی ؟
. آره ، یه جورایی وسط یه کاری هستیم
فکرش هم نمیکنی که ما داریم . در چه سطحی متوجه این موضوع میشیم
No comments yet. Be the first to leave one.