Digman!

Digman!

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Digman S01E05 1080p AMZN WEBDL DDP5 1 H 264 NTb
Digman S01E05 720p AMZN WEBDL DDP5 1 H 264 NTb
Digman S01E05 WEBRip x264-PHOENiX
د لخوا تبصره thetrueali
💢 ThetrueAli 💢 MovieCottage.com

تګونه

webdl
web
1080
WEBDL
720p
720
webrip
x264
BRip
په خپور شو: 2023-04-23
ډاونلوډونه: 27
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫عه، تمومش کن. وسط تماس تصویری‌ام

‫سلام، سووپر جونیور چطوره؟

‫حالش خوبه، سووپر

‫جمعه توی مدرسه جایزه می‌گیره

‫عالیه. میام

‫ببین رئیس، میشه جمعه‌ی این هفته ‫مرخصی باشم؟

‫آره، می‌تونی بپیچی بری

‫بپیچی بری تو دل آسمون ‫برای یه روز کاری طولانی...

‫چون همین الان استخدام شدیم...

‫که هواپیمای آملیا ارهارت رو پیدا کنیم

‫صبر کن ببینم، واسه چی گفتی؟ ‫یه مسئله‌ی مذهبیه...

‫و اگه وادار به کارت کنم، توی دردسر می‌افتم؟

‫- نه ‫- عالیه! پس آماده شو

‫چون الان استخدام شدیم که هواپیمای ‫آملیا ارهارت رو پیدا کنیم

‫یه اطلاعاتی به دست موزه‌ی هوانوردی رسیده...

‫که هواپیمای آملیا ارهارت ممکنه ‫این حوالی باشه

‫پس حواستونو جمع کنید

‫- رواله، ریپ ‫- آگاتا؟

‫اگه تو هم سوار هواپیما شدی، کی دفتر رو ‫اداره می‌کنه؟

‫خیلی‌خب، ولی واسه چی اینجایی؟

‫چون می‌خوام ایرلاین مایل جمع کنم ‫(امتیاز خرید بلیط بر اساس میزان پرواز)

‫ولی ما توی هواپیمای سووپریم

‫- نه یه هواپیمای تجاری ‫- منم یه برنامه‌ی ایرمایل دارم

‫هرچی بیشتر با من پرواز کنید، ‫سووپرنامه‌ی بیشتری گیرتون میاد

‫یه سری کوپن هستن واسه کارایی ‫که برات انجام میده

‫مثل مرتب کردن تختت، ‫خالی کردن ماشین ظرفشویی

‫شهادت در دادگاه

‫چرا اسمشو نذاشتی سووپن؟

‫تأیید نشد

‫بیخیال، آگاتا. راستشو بهشون بگو

‫تو به خاطر اینکه عاشق ‫آملیا ارهارت هستی، اینجایی

‫خیلی‌خب، راست میگه

‫من دیوونه‌ی ارهارت‌ـم

‫- آخی ‫- ببند دهنتو

‫- باشه ‫- همیشه دوستش داشتم

‫اون بزرگترین کراش تاریخی منه

‫خب راه بهتری برای بزرگداشتش...

‫به ذهنم نمی‌رسه، جز اینکه هواپیمایی که...

‫سرپناه جنازه‌ی پوسیده‌اش شده رو پیدا کنیم

‫- یعنی چی؟ ‫- وای!

‫یا خود خدا

‫سالتین، الان وقت شوخی کردن نیست

‫من که چیزی نگفتم

‫می‌دونم، فقط دارم میگم...

‫الان وقت نامناسبی برای مزاح کردنه...

‫چون جونمون در خطره

‫نمی‌تونم فرار کنم

‫خیلی‌خب، عادی رفتار کنید

‫و یادتون باشه، اگه مجبور شدیم ‫کسی رو قربانی کنیم...

‫آگاتا زندگی طولانی و کاملی داشته

‫خیلی‌خب، بریم که داشته باشیم

‫درود. اسم من...

‫آملیا ارهارت‌ـه

‫وای، توی 126 سالگی خیلی خوب موندی

‫ممنون. به باشگاه مایل های خوش اومدید

‫اجازه بدید این اطراف رو نشونتون بدم

‫باشگاه مایل های یه آرمان‌شهر شناور در آسمانه

‫عزیزم، آیا لازمه که خودمونو حتی...

‫از یکی از لذت‌های فراوان زندگی محروم کنیم؟

‫من که اینطور فکر نمی‌کنم

‫خدای من. اینجا به کل فاز روستایی داره

‫همه‌اش هم خوب نیست. اونجا رو باش

‫آره، قضیه‌ی اون چیه؟ ‫

‫اونا روانشناسان ما هستن

‫از کار بیکار شدن، چون همه اینجا ‫خیلی خوشحالن

‫- سلام ‫- سلام

‫- با عقل جور در میاد ‫- آخی، چه قشنگ

‫آره، توی باشگاه مایل های...

‫بزرگترین رویاتون می‌تونه به واقعیت ‫تبدیل بشه

‫بزرگترین رویای تو چیه؟

‫خب آشنایی با تو بود

‫به گمونم حالا یه رویای جدید لازم دارم

‫وای، تا حالا لاس زدن آگاتا رو ندیده بودم

‫آره، قضیه چیه؟

‫همیشه فکر می‌کردم من و آگاتا...

‫یه جور رابطه‌ی احتمالی پنجاه‌پنجاه ‫بینمون برقراره

‫- واقعاً؟ ‫- چه می‌دونم. شاید

‫مهم نیست

‫اینجا بنیانگذاران ما رو می‌بینید

‫ارویل و ویلبر رایت

‫شاید برادران رایت رو به عنوان...

‫مخترعین هواپیما بشناسید

‫وقتی متوجه شدن که اختراع عزیزشون...

‫داره تبدیل به یه سلاح جنگ میشه...

‫مرگ خودشونو جعل کردن...

‫و این کشتی هوایی رو ساختن. ‫باشگاه مایل های

‫جایی که خلبانان صلح‌طلب ‫می‌تونن تا ابد زندگی کنن

‫و فقط بهترین خلبانان جهان ‫می‌تونن اونو برونن

‫واسه همین برادران رایت ‫در سال 1937 منو شکار کردن

‫از اون موقع من دارم این کشتی هوایی رو ‫هدایت می‌کنم...

‫با تکنولوژی پیشرفته‌ی بخارمون...

‫خیلی بیشتر از عمر طبیعی زنده موندم

‫ولی حالا وقتش رسیده که بازنشسته بشم

‫واسه همین آوردمتون اینجا

‫دور دنیا رو گشتم...

‫تا جایگزینم رو پیدا کنم

‫و تو جایگزین منی، سووپر گودفلای

‫من؟ سووپر پیر؟

‫آره، سووپر

‫تو تنها کسی هستی که می‌تونی ‫جای منو بگیری...

‫چون تو بهترین خلبان دنیایی

‫واقعاً؟ یعنی قبول دارم، کارش خوبه

‫ولی بهترین؟ اونم توی کل دنیا؟

‫- آره ‫- هه، دیوونه‌کننده‌ست

‫ولی به گمونم شماها بیشتر بدونید

‫به هر حال کلی خلبان این بالا هستن

‫ولی فقط کنجکاوم. چطور میشه ‫چنین چیزی رو اندازه‌گیری کرد؟

‫یعنی مقیاس و معیارش چیه؟ ‫مسئله شخصی نیست، سووپر

‫- نه بابا، درک می‌کنم ‫- کافیه

‫اون بهترینه، چون ما میگیم

‫حالا نظر خودت چیه، سووپر؟

‫می‌خوای خلبان ‫بزرگترین دستگاه پرنده‌ای باشی...

‫که تا به حال اختراع شده؟

‫واقعاً مایه‌ی افتخارمه، خانم ارهارت

‫ولی نمی‌تونم داداشم ریپ رو تنها بذارم که

‫اون بدجوری بهم احتیاج داره

‫- درست میگم، ریپ؟ ‫- والا چی بگم سووپر

‫دلم نمی‌خواد بری، ولی یه جورایی...

‫انگار این کار بهترین شغلیه که ‫گیر یه خلبان میاد. درسته؟

‫یعنی منم اگه به شغل رویاهام می‌رسیدم ‫دوست نداشتم تو سد راهم بشی

‫شغل باستان‌شناس ارشد موزه‌ی هیس‌هیس

‫- موزه‌ی مارها ‫- مطمئنی؟

‫- مطمئناً مطمئنم ‫- خب پس

‫باشه، خانم ارهارت. قبول می‌کنم

‫یه خلبان جدید تاج‌گذاری شد

‫وای، خیلی‌خب

‫خب، قطعاً دلم برای سووپر تنگ میشه

‫امروز از لحاظ احساسی ‫چقدر بالا و پایین داشت

‫ولی وقتی خود آملیا ارهارت رو ببرم...

‫موزه‌ی هوانوردی پشماش می‌ریزه

‫من از اینجا نمیرم

‫چی؟ ولی گفتی داری بازنشسته میشی

‫آره، ولی همینجا توی آرمان‌شهرمون ‫توی آسمون می‌مونم

‫و دیگه هرگز روی خشکی پا نمی‌ذارم

‫ولی خشکی حرف نداره

‫لندز اند اسمشو از اون گرفته ‫(شرکت لباس به معنی انتهای خشکی)

‫جنگ‌های بی‌پایان زمینی‌ها هم ‫همونجا رخ میده

‫و دانشجوهای بی‌احتیاط...

‫همه می‌ریزن توی باجه‌های تلفن عمومی

‫نه، ممنون

‫ترجیح میدم همونجایی بمونم که همه ‫در توازن زندگی می‌کنن

‫باشگاه مایل های

‫فقط واسه اینکه متوجه بشم می‌پرسم. ‫شما اطلاع ندارید که این روزا...

‫حضور در باشگاه مایل های ‫یعنی توی هواپیما سکس داشتی؟

‫خدای من. شما زمینی‌ها منحرف هم هستید؟

‫می‌دونی، این بالا خیلی قشنگه

‫آملیا به نکات خوبی اشاره کرد

‫خب البته که زندگی این بالا ‫توی آسمون به نظر قشنگ میاد...

‫ولی اگه دلت بخواد یه کرم ببینی ‫چیکار می‌کنی؟

‫اون موقع چی، آگاتا؟

‫چطوره اینجا بمونی؟

‫با کمال میل

‫چی؟ ای بابا

‫مطمئنید خانم؟

‫اگه بخوام عنوانی براش بذارم ‫میگم: غیرعادی‌ترین

‫نگران نباش، ناخدایار اودولی

‫من خانم آگاتا رو زیر بال و پر خودم می‌گیرم

‫از اینکه از کلمه‌ی بال استفاده کردی ‫خوشم اومد

‫- باشه ‫- به نظر میاد همه دارن...

‫به خواسته‌شون می‌رسن، به جز حاجی‌تون ریپ

‫این از همسری در طبقه‌ی بالا... ‫(نام کتاب)

‫و پرستاری در پایین هم بدتره

‫واقعاً دلم برای آگاتا و سووپر تنگ میشه

‫به سطل آشغال لگد بزنی حالت بهتر میشه

‫- آخ ‫- خب اونجا لگد نزن

‫- اون قسمتش خیلی سفته ‫- این چطوره؟

‫می‌تونی هواپیمای منو برگردونی موزه

‫اینطوری پاداش خوبی بابت زحماتت می‌گیری

‫و در ضمن دیگه با لگد ‫سطل آشغالمو نمی‌زنی

‫خب هواپیمات که جای خودتو نمی‌گیره، ‫ولی از هیچی بهتره. پس قبول می‌کنم

‫- اودولی، راهو نشونشون بده ‫- با کمال میل، کاپیتان

‫هواپیمای کاپیتان ارهارت...

‫درست پشت این دره

‫وای، هیچی نمی‌بینم

‫خوب شد که حس چشاییم قوی شد

‫اَه، دیواره

‫تو که فکر نکردی اجازه بدیم ‫شما دوتا برگردید زمین...

‫و به همه قضیه‌ی باشگاه مایل های رو بگید، نه؟

‫دقیقاً همین فکرو کردم و راستشو بخوای ‫هنوزم همین فکرو می‌کنم

‫یعنی چی؟

‫برگردید سر کار، انسان‌ها

‫وای نه، این شهر ‫الان از آرمان تبدیل شد به پادآرمان

‫خیلی مزخرفه. دقیقاً چه گهی داریم می‌خوریم؟

‫عمل تقطیر رو تبدیل به بخار می‌کنیم

‫شرافتمندانه‌ترین کار بشریت

‫- واقعاً داری از این کار لذت می‌بری؟ ‫- البته

‫آخه به گمونم چیزی دیگه هم نباشه ‫که بشه باهاش مقایسه‌اش کرد

‫من اینجا به دنیا اومدم و بزرگ شدم ‫و تنها چیزی که باهاش آشنام...

‫15 ساعت کمرشکن ‫چرخوندن این میله‌ست

‫- عاشقشم ‫- این که خیلی غم‌انگیزه

‫خب یه قسمتش رو جا گذاشتم

‫آخر روز...

‫یه تیکه پروتئین حال‌به‌هم‌زن بهت میدن بخوری

‫حرف نداره

‫همین الان گفتی حال‌به‌هم‌زنه

‫اگه بهش عادت نکردید...

‫اسممو از میله‌چرخان قابل تعویض شماره‌ی 937 ‫عوض می‌کنم

‫- به نظر بعید میاد ‫- تا حالا فکر کردی...

‫اگه میله رو نچرخونی چی میشه؟

Digman! subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Digman!

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left