لومړۍ 133 کرښې.
خانه درختي وحشت هفت ويژه برنامه شب هالووين
!اون چيز و من
اونو شنيدي بارت؟ - شايد صداي گربه باشه -
گربه که پيش من خوابيده
شما ديشب صداي چيزي نشنيدين که توي زيرشيرووني وول مي خورد؟
!زير شيرووني؟ برو بابا
ولي بي شوخي هيچوقت نرو اون بالا
...هومر به نظرت وقتش نيست که مي دوني؟
!باشه باشه، ميرم غذاشو ميدم
چي اون بالاست؟ - آره، يه هيولاست؟ اين چه رازي يه؟ -
ديگه سوالي نشنوم! من صبح تا شب براي شما ...چهار تا بچه جون مي کنم ولي شما همه اش
چيه؟ - !سه. ما سه تا بچه داريم هومر -
!آره سه تا بچه ي فضول
مي دونين چه بلايي سر بچه هاي فضول که سوالاي الکي مي پرسن ميفته؟
نه چه بلايي مياد؟ - بلايي سر بچه هاي فضول مياد؟ -
زود باش !تا مامان بابا سر و کله شون پيدا نشده
نسخه هاي برگشت خورده ي !زندگي نامه بابا
!خداي من، بارت! نگاه کن
بارت فکر مي کني اينجا امنه؟
!برام مهم نيست! نمي تونم نفس بکشم
ديدي مارچ؟ کي کارواش لازم داره وقتي راحت ميشه زير بارون روند تا ماشين تميز شه؟
مامان، بابا !ما يه چيزي توي شيرووني ديديم
شما رفتين زير شيرووني؟ !من خيلي نااميد و وحشت زده شدم از دستتون
!خدايا مارچ! فرار کرده
بله دکتر اتفاقي که هميشه مي ترسيدم ازش، افتاده
!در رفته! هيوگو در رفته !منتظر تون هستيم
هيوگو ديگه کي يا چيه؟
ببخشيد بارت! ما کاملاً باهات صادق نبوديم
...مي دوني؟ تو يه برادر داري - پس من دو تا برادر دارم؟ -
!ليسا، خواهش مي کنم !بله بارت! تو يه برادر دوقلو داري
مي دوني وقتي تو به دنيا اومدي !يه چيز غير معمول پيش اومده بود
!يه چيز غيرمعمول هيولايي
!بله تولد بارت به خوبي يادم مياد
:آدم هيچوقت فراموش نمي کنه يه چيزي مثل
!دوقلوهاي تايلندي
:فکر کنم خودشون ترجيح ميدن بهشون بگيم !دوقلوهاي به هم چسبيده
آدم هاي جنگلي هم ترجيح ميدن بهشون بگيم !پسران زمين، ولي هيچوقت اين اتفاق نميفته
معمولا تولد دوقلوهاي تايلندي يه مورد فرخنده است
ولي متأسفانه يکي از اونا !شيطان ناب بود
!فکر کنم بهتره به اون يکي شيرخشک بدم
يه آزمايش ساده !حضور روح شيطاني اصيلو تأييد کرد
،همون موقع بود که فهميدم تنها راه ممکن جدا کردن خيلي سريع شما دو تا هستش
هر دو بايد اينو امضاء کنين
ولي بايد با هيوگوي بيچاره چي کار مي کرديم؟
خيلي ديوونه تر از بچه هاي شهر بود !خيلي هم بچه بود براي ديوونه خونه
پسرک دربدر بود
!پس ما تنها کار انساني ممکنو انجام داديم
هيوگو رو توي زيرشيرووني زنجير کرديم مثل يه حيوون
بعدم هفته اي يه سطل !کله ماهي بهش خورونديم
!زندگي زناشويي مون همينجوري نجات پيدا کرد - انتظار دارين اينا رو باور کنم؟ -
اگه هيچکدوم اينا واقعيت داشت ...اونوقت من نبايد يه جاي زخم بزرگ و ترسناک
!بايد بريم دنبال هيوگو
مي ريم همه جاهايي که يه بيمار گيج منزوي ناجور !ممکنه فرار کنه رو مي گرديم
من با کلبه راديويي شروع مي کنم - !خوبه -
بارت، تو بمون خونه !بازي هاکي رو ضبط کن
تو اينجايي مگه نه؟
!آره بارت! من اصلاً تنهات نذاشتم
اززززم چي مي خواي؟ - !خودت مي بيني، بعد از جراحي -
!تو ديوونه اي - !ديوونه ام؟ -
خب شايد همه مون يه ذره ديوونه باشيم !من که هستم
بعد از اينکه ما رو از هم جدا کردن، رواني شدم !ولي دوباره عاقل ميشم، وقتي خياطي تموم بشه
!ولي هر دو مون مي ميريم - نه خيلي راحته -
!تمرين کردم، نگاه !يه موش-کبوتر ساختم
!خب شروع کنيم مي خواي سمت راست باشي يا چپ؟
!هيوگو صبر کن
آروم باش هيوگو
من درکت مي کنم ...تمام اين سالها اينجا زنداني بودي
که شايد حتي قيافه خودتو هنوز توي آينه نديدي، ديدي؟
!نگاه کن
!ما حدس مي زنيم هيوگو رو توي فرودگاه ديديم
...داشت به سمت سوئيس پرواز مي کرد و !اوه
...مي دونين، جالب نيست به نظرتون؟
هميشه قل سمت چپ يا نحس بدون استثناء شيطاني يه؟
...من اين نظريه رو داشتم که !صبر کن ببينم
!زخم هيوگو طرف ديگه است
!اون نمي تونسته بچه چپول شيطاني بوده باشه
يعني قل شيطاني !هميشه بارت بوده و هست
!اوه، اينقدر شگفت زده نشين
خب، اينو بذارين به حساب فروگزاري من در کارم
ولي فکر کنم يه راهي هست !که همه چيزو برگردوند سرجاش
رون مي خوري هيوگو؟
!مامان، هيوگو داره دستمال سفره شو مي خوره
!خيلي بانمکه - !آه، پسر بامزه اي يه -
هي، ميشه يه ذره بوقلمون به منم بدين؟ - !تو کله ماهي هاتو تموم کن، بعد با هم صحبت مي کنيم -
تشت پيدايش
اين دندون خيلي به درد مي خوره واسه آزمايش علومم
علم همين حالا ثابت کرده که ...سيگار، الکل و غذاي چيني چه مضراتي دارن
ولي من هنوز مي تونم !نوشابه هاي گوارا رو زهرمار همه کنم
!هي ليس !آزمايش علوم منو ببين
!اوع اين مثلاً چي رو ثابت کرد؟
!بچه خرخونا برق توليد مي کنن - !اوع -
!اوع !بارت احمق
!اوه پسر! کپک !به اين ميگن تلفات کثيف علوم زيبا
!همم، زياد تغييري نکرده
!آدم کوچولوهاي ميکروسکوپي
!خدايا !من زندگي آفريدم
ليسا، صبحونه! کلوچه داريم برات
!اوه، کلوچه
!هي، اينا که کلوچه نيستن !اينا فقط نون شيرين مربعي ان
!اوه، ببخشيد عزيزم !آهنش توي کارگاه مونده
اون آهن کلوچه پزي !تو کارگاه مونده تا ابد
خب، ببينم عصر حجري هاي مقيم تشتم چي کار مي کنن؟ !اوه، خداي من
!خيلي سريع دارن پيشرفت مي کنن هيچي نشده به دوره تجدد فرهنگي رنسانس رسيدن
نگاه يکي شون داره يه چيزي به در کليسا ميخ کوب مي کنه
!من جنبش مارتين لوترو خلق کردم
!وووه !تقريباً مثل ديدن آينده مي مونه
هي، اين بوي چيه؟ داري واسه خودت يه رفيق بزرگ مي کني؟
!هي، تو يه نمونه ي شهري ساختي اون مدرسه شه؟
!واي! دستم خورد !واي! دستم خورد
!واي! دستم خورد - !بارت! تمومش کن -
اوه، بروبچه هاي بيچاره ام
!بارت خيلي بي شعوره
چه خبره؟ !آخ! آي
!احمق-کوچولوهات به من حمله کردن - !خُب تو عملاً تمام دنياشونو نابود کردي -
!تو نمي توني هر ثانيه حواست بهشون باشه ...دير يا زود سرتو ميذاري رو بالشت
!و بعد، سيفون !وقت دستشويي رفتنه واسه شهر کوچيک
!کار کرد !ضدبزرگ کننده کار کرد
!درود بر ليسا
،به دنياي ما خوش اومدي اي بخشنده ترين !ليسا
دنياي شما خيلي فوق العاده است !و انگليسي هم صحبت مي کنين
ما به حرف زدن شما گوش مي کرديم !از سپيده دم زمان، اي خالق
و ياد گرفتيم که !کقيقا حرف هاي شما رو تقليف کنيم
فکر مي کنين من خدام؟ - !خُب معلومه -
شما از بهشت به ما نگاه مي کردين
به ما زندگي دادي، و فقط شفاعت الهي شما !مي تونه ما رو از دست شيطان نجات بده
شيطان؟ کدوم شيطان؟ - !هموني که شما "بارت" صداش مي کنيد -
!اوه، نه نه نه نه! شما درست متوجه نشدين !بارت برادر منه
شيطان برادر شماست؟
بايد بگم، اين به نظر ما !يه ذره گيج کننده مياد
!خدا؟ سلام، بيل واتسون هستم !من، توي ساختمون ساعت زندگي مي کنم
من يه سوال داشتم، اگه تو اينقدر خوبي براي چي مي ذاري چيزاي بد سرمون بياد؟
چرا من اينقدر چاقم؟
چرا اتفاقات بد سر آدماي خوب مياد؟
No comments yet. Be the first to leave one.