لومړۍ 200 کرښې.
باید بمونم یا الان برم؟
باید بمونم یا الان برم؟
اگه برم، دردسر میشه
و اگه بمونم، دو برابر میشه
پس، یالا بیا و به من بگو باید بمونم یا برم؟
،بالاخره
.میتونیم شروع کنیم
،تو و من
ما قراره کارهای .خیلی قشنگی رو با هم انجام بدیم، ویلیام
.کارهای خیلی قشنگی
SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط
« چــیــز هــای عــجــیــب »
قسمت اول: خزش -
.هالی
!هالی
!هالی
.داشتم صدات میکردم
.متأسفم
میشه بچهها رو دور هم جمع کنی؟
!صبحونه
!اومدم
.نانس، یالا
،بذار بیام تو .وگرنه همینجا وسط زمین جیش میکنم
.ببخشید، خانم بایرز
.بفرمایید
.وای
.لعنتی
!صبحونه
.اَه، رفیق، خواب موندیم
.فکر کردم تو زنگ گذاشتی - .فکر کردم تو گذاشتی -
.همیشه تقصیر جاناتان نیست - ...همیشه تقصیر جاناتانه -
...تقصیر من نبود. بهت گفتم
هالی، میشه بیکن رو بدی؟
!هالی! بیکن
.باید بیخیالش شی - .هر چی تو بخوای -
نیازی بهش نداری. تو دیوونهای، ها؟
کارن، میدول (قرص قاعدگی) داری بالا؟
.نانسی، ظرفها رو بذار تو سینک
.ساعت ۵ یا ۶ برمیگردم. اگه لازم بود چیزی بخرم بهم خبر بده
!بوجی - .یالا. عجله کن -
.دارم میام - .هالی، بارونیت -
.بفرما. یادت نره - .ممنونم -
.بغلم کن
.خداحافظ - .خداحافظ -
.متأسفم. نمیتونم کمک کنم تمیز کنم .دیرم شده
.اشکالی نداره، جویس، واقعاً. میفهمم
چقدر دیگه طول میکشه؟
میخوای چیکار کنم، تد، هان؟ بندازمشون تو خیابون؟
مگه این یه گزینهست؟
!هی، وایسا! وایسا
!یالا، باید بریم
،مورنینگ اسکوآک" (صدای جیغ سینه)، مایک" !از دستش میدیم
!صبح بخیر، هاوکینز !این دابلیواسکیوکی "اسکوآک"ه
.این جدیده
به نظر میرسه یه روز عادیه .تو هاوکینز
،دمای ۵۵ درجه، احتمال کم بارون
،احتمال متوسط بازداشت .احتمال زیاد هلیکوپتر
،اما گذشته از مسائل عادی ،امروز برای من روز هیجانانگیزیه
،دوست، سرگرمکننده و دیجی شما ...رابین باکلی
.خوشبختم! ... معروف به رابین راکین
و چرا امروز برای من روز بزرگیه، میپرسید؟
.خب، این پانصدمین برنامهمه
.آره، درست شنیدید، رفقا !پنج-دو تا صفر
یعنی مدتهاست که
صدای دلربای جیمی "دست سریع" لی رو .نشنیدید
،اما در حالی که جیمی داشت سریعتر از اون دستهاش، از هاوکینز فرار میکرد
این حقیر همینطوری با دهن باز تماشا میکردم که زمین زیر پاش شکافته شد
.و سونامی اون شورهٔ مرموز رو بالا آورد
،و حالا، من با شما اینجا گیر افتادم .هموطنان قرنطینهای من
،و اگه بخوام کاملاً صادق باشم .نمیتونستم خوشحالتر باشم
،چون وقتی واقعاً بهش فکر کنید چرا باید بخواید جای دیگهای زندگی کنید؟
یعنی، کدوم شهر روی زمین میتونه با
نسبت خیلی چشمگیر نظامی به غیرنظامی ما برابری کنه؟
و اون معاینات پزشکی رایگان و اجباری؟
.یعنی، خیلی باحاله
،چون بعد از اینکه اون برفهای بهاری رو استنشاق کردیم
کی میدونه مشکل ما چیه؟
.شاید حالمون خوبه، شاید نه
.هیچکس مطمئن نیست
به هر حال، این یک "پدیدهٔ طبیعی بود ".که قبلاً هرگز توسط انسان دیده نشده بود
.پدیدهای که حالا توسط یک باندِیدِ (چسب زخم) فلزی غولپیکر پوشونده شده
،خیلی زشت به نظر میرسه .اما هی، برای سورتمهسواری عالیه
البته جدی میگم، بچهها، سورتمهسواری .روی باندِیدِ فولادی غولپیکر رو تموم کنید
.خودتون رو به کشتن میدید .همینطور مردهایی که تفنگ دستشونه
!برو، برو، برو، برو، برو - .اصلاً خوششون نمیآد، حتی یه ذره -
حالا که صحبت از چیزهایی شد ،که نباید انجام بدید
لطفاً از منطقهٔ کنترل دسترسی نظامی ،دوری کنید
،معروف به مک-زی .(یا اونطور که من دوست دارم صداش کنم، بیگ مک (مک بزرگ
،من هیچ تصوری ندارم اونجا چه خبره
اما یه حسی بهم میگه
دلیل خیلی خوبی داره .که میخوان شما از اونجا دور بمونید
اما هی، بقیهٔ هاوکینز هنوز هست که .ازش لذت ببرید
.به زودی، اونا میذارن از اینجا خارج بشیم
،در این بین ،شکرگزار باشید که اینجا خونهٔ شماست
،برای اون امتحان درس بخونید .از اون غذای آمادهٔ تلویزیونی لذت ببرید، و برید اون قرار
که اتفاقاً، دقیقاً همین کاریه .که این حقیر امشب انجام میده
،درسته. رابین راکین یه قرار داره .خانمها و آقایان
و حالا، اون شخص خوششانس کیه؟
.خب، اینقدر فضول نباشید، بچهها
.اونا خودشون میدونن کین
،یعنی، اگه دارید گوش میدید .که امیدوارم همینطور باشه
.چون آهنگ بعدی، برای توئه، عزیزم
چه کوفتی؟
واو. چه خبره؟ چه کوفتی؟ چه کوفتی داره میشه؟
بهت گفتم دست از تیکه انداختن .به ارتش برداری
،داشتم قوانین لعنتیشون رو تکرار میکردم .تشویق به پیروی میکردم
.بله. هیچ کنایهای توش نبود - .اینو الاغی میگه که یه مرغ پلاستیکی دستشه -
.اینا آدمای خیلی جدیای هستن، رابین - !گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن -
هندرسون، میشنوی؟ هندرسون؟
.آره، میشنوم
.خدا، چه صدای خوبی داری .حدس میزنم
زنگ نزدی .صبح بخیر بگی
.دقیقاً صبح بخیر نیست .ما توی "اسکوآک" مشکل داریم
.سیگنال، کاملاً... کاملاً قاطی کرده
.فکر کنم رابین بالاخره از دستشون عصبانیشون کرد
.بعید میدونم. داشت تشویق به پیروی میکرد
!گفتم که
"هِد رادیویی راه دور" .احتمالاً مقصر اصلیه
رادیو چی؟ - .فقط دفترچه راهنما رو بخون، استیو -
.اون لعنتی انگار یونانیه
!پس یونانی یاد بگیر
من که همیشه نمیتونم اینجا باشم .تا مشکلات تو رو حل کنم، استیو
هندرسون؟
!خدا
.یونانی یاد بگیر." اون لحنو شنیدی"
شنیدی، درسته؟
.حواست باشه
درباره اون پیراهن چی بهت گفتم، آدم عجیب؟
.اندی ازت یه سؤال پرسید، آدم عجیب کری یا چی؟
،به خاطر خودش امیدوارم کر باشه چون فکر میکردم کاملاً واضح گفتم
که نمیخوام .تو رو با اون پیراهن ببینم
تو بهم گفتی ،دیگه با مامانت نخوابم
و این جلومو نگرفت، گرفت؟
چیز خندهداریه، هندرسون؟ - .ولم کن -
هلفایر (آتش جهنم) تموم شده، میشنوی؟
.ولم کن
وگرنه چی؟ میخوای چیکار کنی؟
!بسه! اندی! بسه
!هی
.خب، خب
.ببین کی اینجاست، همون خائن
یادت میاد اون دفعه ،خواهرم چه جوری محکم زد تو تخمات
که یک هفته میلنگیدی؟
،آره، اگه دوباره به داستین دست بزنی
چنان میکوبم توشون .که مثل بادکنک آبی بترکن
.من که میگم بزن
جلوی تولید مثل این کلهپوک رو بگیر
و از آلودهکردن بیشتر دنیا .با این سبک خاص حماقتش جلوگیری کن
.امیدوارم یه دست لباس اضافه آورده باشی .هیچکس نمیخواد اون کثافت رو ببینه
.باید دست از تحریکشون برداری، مرد
اوه، پس این تقصیر منه؟
به خاطر چی؟ پوشیدن یه تیشرت؟ - .میدونی که مسئله فقط یه تیشرت نیست -
من نمیتونم مثل تو باشم و صورتمو اونور کنم
وقتی دارن چرت و پرتهاشون رو .درباره هلفایر، درباره ادی پخش میکنن
ادی هیچوقت به
حرفای اون دهنلقا .درباره خودش اهمیت نمیداد
چیزی که براش مهم بود .پیدا کردن و کشتن وِکنا بود
واقعاً فکر میکنی من به اون اهمیت نمیدم، مایک؟ واقعاً؟
.فکر میکنم داری دو تا جنگ میکنی .باید فقط یه جنگ بکنی
.مایک درست میگه، داستین چی میشه اگه حسابی صدمه ببینی؟
.داری جلب توجه میکنی
.حرفهای هاپ رو یادت بیار .باید سرمون پایین باشه
.از قوانین پیروی کنیم. قاطی شیم - .حواسمون رو جمع زحمت بعدی کنیم -
اصلاً میشنوید چی میگید؟
قاطی شیم؟ از قوانین پیروی کنیم؟ .این کاری نیست که ما قبلاً کردیم
.یا پیغمبر - .ما به خودمون وفادار میمونیم -
ما باید به .دوستهامون وفادار بمونیم
،ما در برابر کار درست میایستیم .مهم نیست هزینهاش چقدر باشه
.داری به حرفای ما گوش نمیدی
.نه، تو گوش نمیدی
!داستین
.باورنکردنیه - .بذار بره -
.یالا
!تکون بخور، تکون بخور
تو یه عوضی تند و تیز هستی، ها؟
.اون نیست
.یه آدم کلهخراب دیگه، آقا
.بندازینش بیرون از اینجا
!لعنتی
.دوازده دقیقه و سی و سه ثانیه
.یه رکورد جدیده
خب؟ چه حسی داری؟
.خوبه
خوبه؟
!یالا، دوازده و سی و سه بود
.چهار ثانیه زیادی کنده
،یک ثانیه رو تو بالا رفتن .دو ثانیه رو روی الوار از دست دادم
.هی - .میتونم زودتر پرش اتوبوس رو انجام بدم -
.اون دو ثانیه دیگه برام ذخیره میکنه .اینجوری زیر دوازده و سی میرسم
.اِل، باید با خودت آسونتر بگیری
فکر میکنی هنری داره آسون میگیره؟ - میدونی من چی فکر میکنم؟ -
فکر میکنم هنوز هم .از اون مخلوط وافل داریم
و فکر میکنم باید این رکورد زمانی رو .با یک عالمه از اونا جشن بگیریم
و بعد شاید بتونیم .ماراتن "میامی وایس" رو ببینیم
.میتونم زمان رو بزنم. دوباره تنظیمش کن
،اگه خسته باشی .به خودت صدمه میزنی
!دوباره تنظیمش کن
!حواستون باشه
هی، هی. حالت چطوره؟
.آستین میلبارج، آیدی ۴۵۲۸-۹