لومړۍ 200 کرښې.
آنچه گذشت...
کلادیت
حالش خوب بود کلادیت
چند وقت پیش یه کیف پول بهم داد
...میدونم مکی و افرادش
با انتون میچل ارتباط دارن
وقتی جسد اونو با تیر های تفنگ شما تو بدنش پیدا کنند
خیلی خیلی تو دردسر میوفتید
اگه بخوای با اين تئوری ها وقتت رو تلف کنی
مطمئن باش به هیچ جا نمیرسی
حدود شش ماه پیش ما یه کیلو هروئین
تو ماشینت پیدا کردیم
اما تو هیچوقت اونو به اداره تحویل ندادی - چرا تا حالا لم رو دستگیر نکرده؟ -
احتمالا کاوانو رفته سراغ امولیا تا ما رو لو بده
اینجا دیگه جات امن نیست باید بریم
چرا؟ چی شده؟
احتمالا لو رفتی - اما تو که گفتی ویک هیچی نمیفهمه -
ویک چه خبر؟
جواب تلفن هام رو نمیدی به کاوانو چی گفتی؟
دیدم همکارت هروئین ها رو برداشت
شش ماه میتونستی به من ندا بدی
یکی از افراد من یا شاید هممون به خاطر تو ممکنه بیوفتیم زندان
اما بدون تو پرونده سازمان تحقیقات هیچه
خدای من تویی
گزارشات حاکی بر اینه که ...عربستان صعودی
انتون میچل
خب رنگ پوستت که یکیه
اما یه جوری احساس میکنم برای یه سری دیگه کار میکنی
جان کاوانو...از اداره پلیس لس انجلس
واقعا؟ کدوم بخش؟ خیلی وقته فارمینگتون نبودم -
نگو که افسرهات دوچرخه بچه ها رو نمیدزدن
و شکلاتشون رو ازشون نمیگیرن؟
بیخیال نگو که اینطور نیست جان
این افراد رو میدونم که میشناسی
میخوام هرچی دربارشون میدونی بهم بگی
تو همه چیزو میخوای اما من فقط یه چیز میخوام
همین که به خاطر قتل دوتا پلیس اعدام نشدی باید خدا رو شکر کنی
بهتره درباره زنده بودن فعلا حرف نزنیم
ببینم درباره موقعیتت اینجا چکار میتونم بکنم
من اینجا رو اداره میکنم
فکر کردی اینجا چی ندارم؟
کس؟
همین امروز یکی رو کردم
مطمئن باش کس چاقالی هم نبود
مثل اینکه از پلیس ها اصلا خوشت نمیاد
ولی الان فرصت داری چهار تا از اونا رو بندازیم زندان
حالا داری حرفهای جالب میزنی
اما باید یه چیزی هم به من برسه
از کجا معلوم اصلا چیز درست و حسابی درباره اینا میدونی؟
شین وندرل؟
میتونم دهن این عوضی رو سرویس کنم
اون خیلی حرف میزنه
اما اگه یه کم بترسونیش
...خودش رو مثل
یه بچه خیس میکنه
و بچه ها هم همه رو لو میدن
برای همین بچه اند
کار سختی هم نمیخوام بکنی
من کمکت میکنم اونا رو دستگیر کنی
تو هم کاری کن که اینجا بیوفتن زندان
میخوای اینجا حبس بکشن؟
آره..اینطوری میتونم هر روز که دارم صبحونه میخورم
قیافشون رو ببینم
تا بتونی بکشیشون؟
داری اشتباه میکنی آقا
همچین کاری نمیکنم - بیخیال -
اسمم رو که میدونی
اگه تصمیمت عوض شد بهم زنگ بزن
ببخشيد وقتت رو تلف کردم جان
فقط سه چهار ساعت بود
مثل اینکه نمیدونی زمان طرف منه - اشتباهت همینجاست -
امروز روز خیلی بلندی خواهی داشت
صدای تیک تیک ساعت تو گشت خواهد بود
و گرنه نمیومدی اینجا باهام حرف بزنی
تصمیمت عوض شد باهام تماس بگیر
واحد 10 جواب بدید
واحد 11 هستم مرکز تو میدون کینگ مشکل داریم
برای تخلیه به یه نیروی کمکی احتیاج داریم
باورتون نميشه
یکی چندتا نارنجک انداخته تو حیاط پشتی
گفتی نارنجک؟ - آره..نارنجک واقعی -
همونجا بمون
چی شده؟
برای تحقیقات اومدی يا برای فضولی؟
بگو چه اتفاقی افتاد؟ - حیاط پشتی -
یکی چهار پنج تا نارنجک انداخته
مثل دوره ویتنام شده
.اون یکی بچه ست - تموم شد -
خوبه بریم
قربانی ها؟ - از افراد اسپوک -
از سیاه پوست های همینجاست
دوست و دوست دختر و بچه
...من
اینو تو خونه پیدا کردم
این مواد باند اسپوکه
درگیری باندها؟
اگه اسپوک با کسی مشکل داشته
ما خبردار میشدیم - آره -
اینو از اینجا ببرید بهتره الکی اونجا واینسی
ما اینجا کار داریم
اینو خودتون میبرید؟
آره
کایل..مرسی
خواهش میکنم جان
هفته پیش یه چیزی درباره رابط السالوادوریت گفتی
که بهت پیشنهاد جمع کردن نارنجک رو داده؟
هفته پیش تو میگفتی من دروغگوئم
داشتی چرت و پرت بهم تحویل میدادی
میخواستی مکی رو نجات بدی
اینو براش ببر
امروز چندتا نارنجک منفجر شد
شاید حالا حرفم رو باور کنی
میخوام اگه اطلاعاتی داری بهم بگی
تو هم قول بده لازم نیست علیه ویک و افرادش شهادت بدم
ما درباره این حرف زدیم
باید علیه مکی شهادت بدی
خیلی گنده داری میبری
...تنها کسی که میتونه تو رو
زندان نفرسته منم
پس بهتره هرچی درباره این نارنجک ها میدونی بهم بگی
وگرنه نفر بعدی که این غذاها رو خورد میکنه یه افسره
صاحب اون خونه که منفجر شد لاتاشا دان هست
اسم پسرش مار کوس دانه اسم مستعارش مکدانگوده
دانگود از بچه های معروف اسپوکه
چطوره تو و رونی برید سراغش
باشه - ویک -
خبرچین من یه سری اطلاعات داره فکر کنم به دردتون بخوره
دوست امولیا که ماریاست هفته پیش باهاش حرف زده
سالوادوری ها دنبال چند نفر میگشتن تا نارنجک ها رو جمع کنن
درباره این موضوع اطلاع داشتی و چیزی به ما نگفتی؟
آره قبلا دیدیم که چقدر اطلاعاتش اعتبار داره
اون قبلا هم بهم اطلاعات داده بود اکثرشون الکی بودن
پس معلوم شد شکاکیتت علیه لم هم الکیه خوبه
خیلی خب حالا چی؟
افراد من باهاشون قرار میذارن
بین امولیا و ماریا خودمون نارنجک ها رو جمع میکنیم
نباید اونو تو خطر بذاری
اون درباره یه محموله دیگه میگه
میخوای دوباره یه خونه دیگه منفجر بشه؟
باشه تیم تو میتونه تحقیقات رو ادامه بده
اما درباره امولیا تصمیم نهایی رو من میگیرم
میخوام تمومی تصمیمات عملیات با خودم باشه
نه ویک نه افرادش میتونن با امولیا تنها حرف بزنن
و اگه بخوان اونو تهدید به کاری بکنن
سریع اونو میبرم
یا من یا مامور ایروین باید هميشه با اون باشه
باشه
درباره بقیه مسائل فردا حرف میزنیم
اما امروز باید رد اون نارنجک ها رو بگیریم
امنیت تو هم با منه
شما همتون به یه چیزی میرسید اما من نه
اگه میخواید کمکتون کنم باید بگید چی به من میرسه
ما درباره این حرف نزدیم - من 20000 دلار میخوام -
برای خرجی سباستیو ویک اینطوری کمک می کرد
بعدا درباره این حرف می زنیم - نه..الان -
اين پاسگاه هميشه به فکر تو هست
کمکمون کن رد نارنجک ها رو بگیریم ما هم کمکت میکنیم
ماریا میگه نارنجک ها رو میخوان بیارن لس انجلس
اینجا سر همشون میکنند
وگرنه ممکنه تو راه منفجر بشه
دنبال چند نفر اینکاره میگردن
یه سری دختر که بتونن بهشون اعتماد کنن
السالوادوری ها برای چی به نارنجک احتیاج دارن؟
میخوان اینطوری از موادشون محافظت کنند
کلمبیایی ها مواد رو کنترل میکنن
از مکزیکی ها هم کمک میگیرن
تا بازار سیاه تو لس انجلس راه بندازن
حالا السالوادوری ها میخوان خودشون کار محافظت رو انجام بدن
تا اینکه ژنرال بونیلا رو پارسال دستگیر کردیم
مرکز فرماندهی تو لس انجلس شون از بین رفت
کلمبیایی ها فهمیدن اگه السالوادوری ها نمیتونن از خودشون محافظت کنن
چطوره پول بدن اونا از موادشون محافظت کنن؟
میخوان با نارنجک از کارشون محافظت کنن
درسته
امیدوارم برای قبول کردن اون کار دیر نشده باشه
نه
اما باید به ماریا زنگ بزنم
یه قرار بذار
ستوان
همکارت چطوره؟ - بهتره -
اتفاق بدی بود - زود حالش خوب ميشه -
خوشحالم اینو میشنوم
درباره تیم عملیاتی چیزی فهمیدی؟
تحقیقات هنوز ادامه داره
حساب هاشون رو چک کردی؟ پول هاشون؟
بهتره اینکارو بکنی
به نظرت چی پیدا میکنم؟
اینجا نه بعدا
جلوی بچه ها هم با من حرف نزن
چه خبر شده؟ چرا امولیا راه افتاده؟
رابط امولیا محل قرار رو عوض کرد
خیلی خب دنبالش برید
مکی مخالفه..میگه ممکنه لو بریم
برام مهم نیست چی فکر میکنه راه بیوفتید
اون میکروفون داره تو موبایل جی پی اس داره
ما هم حواسمون بهش هست
من برای میکروفون اجازه ندادم
خب، میدونستم تو خیلی دوستشون داری گفتم استفاده کنم خوشحال میشی
بهشون پنج دقیقه وقت بده بعد خودمون راه میوفتیم
خوبه کاوانو داره میاد
No comments yet. Be the first to leave one.