As primeiras 200 linhas.
...گذشت "One Tree Hill" آنچه در
،اگه قراره براي ويدئوي "هيلي" کمکم کني
.ميتوني بياي خونه، پيش من
.اين يه قرارداد تجاريه
البته
،امشب دستيار جديدم جي جي سيلوري" منو همراهي ميکنه"
تو واقعا از ما انتظار داري توي اين آشغالدوني تمرين کنيم؟
نه فقط تمرين
تا اطلاع ثانوي، همه ي بازي هاتونو بايد اينجا انجام بدين
اگه به "وايتي" بگي که من مشکل قلبي دارم از تيم کنار گذاشته ميشم
،آره، و اگه به "وايتي" درباره ي مشکل قلبيت نگم از سياره کنار گذاشته ميشي
...تو بودي، مگه نه؟ لباسي که من طراحي کردم
رسوند "Rogue Vogue" هموني که دوختيش...منو به
...لباسات خوبن، ولي اگه ميترسي بري
اوه، نه، من دارم ميرم
و برنده ميشم
دربارش فکر کردي؟ داشتن يه بچه براي با هم موندن؟
بذار داروها رو ببينم
باورم نميشه هنوز بهم اعتماد نداري
بيا
بگيرشون. ديگه بهشون نياز ندارم
"هيلي"
آيندت به عنوان يه بازيکن بسکتبال کاملا امنه
آيندت به عنوان شوهر من ... نه زياد
ميدوني، همه ي روزايي که نبودم بهت فکر ميکردم
و تو حتي زيباتر از اوني هستي که به ياد مي آوردم
کيث اسکات"، دستات رو بذار پشت سرت"
اين چه کوفتيه؟
شما به جرم اقدام به قتل شهردار .دن اسکات" بازداشت هستين"
fmb و mbt925 :تـرجــمــه و زيـرنويـس
فصل سوم قسمت دوازدهم
"تو بعدي هستي، "هيلي
تو بعدي هستي
خب، تا حالا فکر کردي دوست داري تو کدوم دانشگاه باشي؟
آره، در واقع، به "استنفورد" فکر ميکردم
اوه، جدي ميگي؟
"خب، "استنفورد" خيلي براي تو ايده آل نيست، "فيلي
"هيلي"
چي؟
،فکر کنم شما الان منو "فيلي" صدا زدين اسم من "هيلي"ه
اشتباه کردم
بايد فکر کرده باشم اسمت اونه چون تو همه ي کلاس ها رد شدي
من توي هيچ درسي رد نشدم
نه؟ پس ازدواجت چي؟
خب... اين به شما ربطي نداره
هم بود HCM بعدش يه آزمايش
توي اونم رد شدي
نه نشدم
اوه، درسته، توي امتحان دوستي هم رد شدي
با اجازه دادنت به "لوکاس" که با وجود مشکل جدي قلبيش بسکتبال بازي کنه
شرم آوره
!آماده
اوه، اين 86امي بودها
"فقط بگو "اون مرده"، "تيم
تو بعدي هستي
"هيلي"؟ "هيلي"
تو بعدي هستي
خب، تا حالا فکر کردي دوست داري تو کدوم دانشگاه باشي؟
"اســـــتنفورد"
اونجا واسه ي تو دانشگاه عالي ايه
حالت خوبه؟
چون انگار يکم حواس پرت به نظر مياي
،من؟ نه نه. در واقع خوبم فقط عاشق خوابيدن تو سلول هاي زندونم
.ميدوني که فيلمت رو داريم
در حالي که داشتي يه بطري مشروب تو روز آتش سوزي ميخريدي؟
مـــــــن ديدمش، جالب بود
آره
ما اينم ميدونيم که تو يه تفنگ خريدي
اوه خداي من، به "دن" شليک شده؟
اوه، صبر کن
نه نه نه. يه آتش سوزي بود. آره
درست ميشه
تو بايد بري مدرسه. اگه چيزي شنيدم بهت زنگ ميزنم
بي خيال مامان. اين "کيث"ه. مهمه
آينده ي تو مهمه
مگه تو امروز با مشاور راهنمات قرار نداري تا درباره ي دانشگاه باهاش حرف بزني؟
اوه، تو که نميخواي اينو از دست بدي
کيث" دانشگاه نرفت" ببين کارش به کجا کشيد
تو چه مرگنه؟
اون برادرته، محض رضاي خدا
دقيقا، يکي بايد اين به اون ميگفت قبل از اينکه سعي کنه منو تو آتيش بسوزونه
کيث" هيچ ربظي به اون قضيه نداره"
از کجا ميدوني؟ اونجا بودي؟
لوکاس"، برو مدرسه"
نفست رو براش حروم نکن
تو بيش تر از اونو حروم کردي
وو، وو، وو. بي خيال حالا
نميخواي که قبل از بازي بزرگ فردا صدمه ببيني
بايد دو تا "اسکات" اونجا باشن
اوه،ولي اونا اونجان تا "نيتِن" رو ببينن نه تو رو
خب، بايد عجله کنم، نميخوام براي نمايش "کيث" دير کنم
تو قسمت امروز، "کيث اسکات" ياد ميگيره که اگه با آتيش بازي کنه، ميسوزه
متاسفم، ولي چرا بازم من اينجام؟
منظورم اينه، نه اينکه براي اون کارت بيرون اومدن از زندان" سپاسگذار نباشم"
ولي مناسبتش چيه؟
تو اينجايي تا من بتونم کمکت کنم تصميم بگيري کدوم دانشگاه واست بهتره
من شک دارم اصلا برم دانشگاه، پس شما دارين نفستون رو حروم ميکنين
و شما دارين وقت منو حروم ميکنين
فکر ميکني چرا برادرت تو رو متهم کرده که سعي کردي بکشيش؟
شايد هنوز از دست من بابت خوابيدن با همسرش ناراحته
آيا همسرت يه عامله براي دانشگاهي که انتخاب ميکني؟
اين به شما ربطي نداره، داره؟
به هر حال، دانشگاه ها به سمت من ميان من به سمت اونها نميرم
پس چرا به "تري هيل" برگشتي؟
چون اينجا زندگي ميکنم
و ميخواي نزديک خونه بموني؟
احتمالا
منظورم اينه، واقعا نميتونم از عهده ي رفتن به دانشگاه خارج از ايالت بر بيام
خب، تو هيچ جا نميري تا ما به مسائل رسيدگي کنيم
باشه، باشه
بسه، خيلي خوب؟
ميخوام با برادرم حرف بزنم
ميدونم که اون بيرونه، يالا "دني"، بيا تو
"دني"
آآه
براي اعتراف حاضري؟
آره، باشه، باشه
من اعتراف ميکنم
من يه بطري مشروب خريدم. فقط خيلي تشنه بودم
متاسفم "دن"، ميتوني منو ببخشي؟
فکر ميکني با مزست؟
خنديدنو تمومش کن، حروم زاده
"هي، هيچ نيازي نيست پاي مامانو وسط بکشي، "دني
باشه، بسه ديگه
اون لبخند رو از صورتت پاک کن
گفتم بسه
کمک، پليس
خب، فکر کنم واقعا هدف از دانشگاه رو درست نفهيدم
منظور اينه که يه چيزي که دوست داري رو پيدا کني و البته بهتر که به يه حرفه تبديلش کني
چي تو رو خوشحال ميکنه؟
نميدونم، فکر کنم موسيقي
.ولي همه کاراي تو رو دوست دارن خودت ميدوني، درسته؟
فقط فکر ميکنم اين ميتونه يه فرصت عالي واست باشه
باشه، پس بعد حرف ميزنيم
نوازنده ها ميتونن خيلي روي اعصاب باشن
نه، "بروک" بود
داره با قضيه نمايش لباس سروکله ميزنه
براي همين هر ثانيه که يه ايده جديد داره بهم زنگ ميزنه
که دقيقا هر ثانيه يه ايده به ذهنش ميرسه
فکر نميکردم اينو دوباره ازش بشنوم "اينم حالا که اون و "لوکاس
مزخرفات غير انحصاري رو تموم کردن
غيرانحصاري يعني چي؟
در واقع، دوستي با مزايا
دوستي با مزايا؟
مزايا فقط خوابيدنه ديگه؟
نه، اينطوريه که با کسي که دوستي سکس داشته باشي
ولي هنوز بتوني با بقيه هم سکس داشته باشي
باشه، حق با تواه. همونه
و تو چي؟
تو هيچ دوستي با مزايا نداري؟
نه
من يه مدت با اين پسره "نيتِن" قرار ميذاشتم
ولي ما بيشتر از اينکه باهم دوست باشيم از هم سود ميبرديم
...ولي الان فقط دوستيم...بدون مزايا
...بعدش
...يه پسر ديگه بود، ولي
اون بيشتر از اين حرفا بود
عاشقش بودي؟
اين فسمت سختشه
سکس راحته
ولي اگه کسي رو پيدا کردي که عاشقشي و دوستت هم هست
اين نميتونه بزرگترين مزيت باشه؟
خب، فکر کنم اين افسانه ي پريونه
خب افسانه ي پريون مشکلي نداره
چون توش همه به خوبي و خوشي تا آخرش زندگي مي کنن
"وقتي بچه بودم، خانوادم مارو بردن "کاليفورنيا تا خواهرم بتونه دانشگاه ها رو بررسي کنه
و "استنفورد" يکي از ايستگاه هامون بود
من فقط 8 سالم بود، ولي عاشقش شدم
من هيچ وقت، توي مدتي که توي "تري هيل" بزرگ شدم چيزي رو شبيه به اون نديدم
اون همه آدم متفاوت تو يه محل و همون لحظه با خودم فکر کردم
"واو، اين طوريه که دنيا بايد باشه"
"اينجا جاييه که ميخوام باشم"
و از اون به بعد، فقط ميخواستم به اونجا برم
همسرت کجا ميخواد بره؟
سلام، اين واسه تو اومد به آپارتمان
فکر کنم اونها فکر ميکنن هنوز اونجا زندگي ميکني
ممنون
...ا 2798 مايل
اين فاصله ايه که مدرسه روياهامون ازهم داره
آره
نيتِن"، من اون شب يه چيزايي گفتم"
منم يه چيزايي گفتم
متاسفم
منم همينطور
فکر کنم بتونيم اينو به ليست چيزايي که بايد دربارش حرف بزنيم، اضافه کنيم
ميتونيم الان دربارش حرف بزنيم
نمي دونستم قراره کل آيندم رو امروز برنامه ريزي کنم
حداقل بايد دربارش فکر کني
بهم اعتماد کن، من از وقتي که ميتونستم يه توپ بسکتبال رو پرتاب کنم، دارم بهش فکر ميکنم
،"ببين، شهردار "اسکات اين توقيف يه لطف در حق تو بود
ولي بدون هيچ مدرکي، نميتونم نگهش دارم
در حقيقت، تنهاي اتهامي که ميتونم وارد کنم به شماست که به برادرتون حمله کرديد
ميتونم اخراجت کنم؟
نه
"از ديدنت خوشحال شدم "دني
اوه، اين ملاقات ميتونه واسه کريسمس امسال هم حساب بشه؟
استنفورد"، شبيه، مدرسه ي روياهامه"
اين جاييه که از وقتي اداي تيکه انداخته شدن بهم رو در مي آوردم، ميخواستم برم
مرد، يادم رفته بود که چه بچه ي عجيب غريبي بودي
"اوه، حالا هرچي، "رمبو
No comments yet. Be the first to leave one.