As primeiras 200 linhas.
...آنچه گذشت - پسران تل جيزه -
بدل به سربازان ارتش خلافت خواهند شد
اوه لعنتي
لطفاً مراقب پسرهام باش
،من با خلافت نميرم بايد از اينجا برم
از خونواده خودت فرار کردي
حالا که ازت يه لطفي خواستم از منم فرار ميکني
اگه دوستش داري، ببرش
نه
بيارينش - نه -
!نه
با رامي سعيد آشنا شو
رامي، ايشون همسرم ليلا هستن
شما چطوري با هم آشنا شديد؟
اون پسرته
اگه بموني
تو رو مرد قدرتمندي
در ارتش ميکنم
.بايد الان برم بابت پيشنهاد ممنونم
تيم قضايي
نماينده حساب الفايد به وصيتنامه اعتراض کردن
بايد در دادگاهي
در عبودين
حاضر بشي
اين مردان اومدن که کشورم رو نابود کنن
ديگه نميتونم فرار کنم - اما ميخواي چيکار کني؟ -
هر کاري که خدا اجازه بده انجامش بدم
پس از سه روز نبرد سنگين
و با يورش به پايگاه ارتش
منابع ما امروز تاييد کردند
که شهر عبوديني
معان بدست ياران خلافت افتاده است
نيروهاي دولتي که از حوزه نفتي معان محافظت ميکنند
نتوانستند مانع
پيشروي گروه تندرويي
که گفته ميشود حالا کنترل بيش از 90% شهر را در اختيار دارد بشوند
،و رهبر جديد آنها
،کسي که خود را امير عبودين مينامد ايهاب رشيد نام دارد
دو جت جنگنده
سه بالگرد جنگي و يک هواپيماي حمل بار
توسط ضد هواييهاي اونا نابود يا زمينگير شده
،چيزي که در پادگان ارتش بدست آوردن
تقريباً يک سوم نيروي هوايي ماست
چيزي خوردي؟
ميگم آشپزخونه واست يه چيزي آماده کنه
هيچي نميخورم
پس لااقل بايد يه کم استراحت کني
دکتر رضوان ميتونه واست دارويي تجويز کنه
اينقدر نصيحتم نکن ليلا
خودت ميبيني که با چي دارم دست و پنجه نرم ميکنم
با چينيها جلسه دارم
غذا و خواب اصلاً برام اهميتي ندارن
پس لااقل يه دوشي بگير
و لباست رو عوض کن
!نه! نه
افرادت کجان؟
ديگه کسي نيست
ميدونيم که
قبيله بانو زهرات هنوز ،دارن واسمون دردسر درست ميکنن
واسه همين دوباره ازت ميپرسم
کجا مخفي شدن؟
نه
همه افرادم پيش شما هستن
بقيهشون پيش خدان
خوشحال باش
فردا وقتي دارت زديم
به اونا ملحق ميشي
به اندازه کافي اتال
براي حرف کشيدن از زير زبونت وقت گذاشته
ابوعمر
چندين روز نبودي
بگو که چيزي پيدا کردي
فيصل رو پيدا کرديم
اون و زير دستش مُردن
کار اون خليلي بود که
همسر فيصل رو دزديده بود؟
همين حدس رو ميزنيم
يه مساله ديگه - هان؟ -
،دست فيصل بُريده شده بود
اما پيش اجساد نبود
براي مدت طولاني
توسط مديران پالايشگاه
که با الفايدها همکاري ميکردن
گول زده شديد
،از الان به بعد
کارگران از هر دلار 20 سنت گيرشون خواهد اومد
اصلاً فايدهاي نداره بابا
بايد سعي کنم سر عقل بيارمش
احسنت
،با نهايت احترام
درخواست بخشش
و اجراي عدالتت رو دارم - بريد. راه بيوفتيد -
.شنيديد ديگه بريد. بجنبيد
ابوعمر
همسرم داليا رو براي
خودش بُرده
منصفانه هنوز زن منه
...لطفاً
اين پول رو در ازاي برگردوندنش
قبول کنيد
،ممکنه بنظرتون مبلغ زيادي نياد
اما اين تمام پوليه که توي اين دنيا دارم
اگه بخوايد بازم بيشتر ميتونم جور کنم
خواهش ميکنم بگيريدش
لطفاً دالياي منو
بهم برگردونيد
جاي همسرت پيش ما امنه
ابوعمر صرفاً دوباره تربيتش ميکنه
تا بهترين بندگي رو در حق الله داشته باشه
واسه همين پولت رو نگه دار
براي بازسازي روستات، خونهات
بهش احتياج پيدا ميکني
،شما الانم دو تا پسر بزرگم رو گرفتيد
،منير و کاظم
،براي شما ميجنگن بهتون وفادارن
،اما کوچيکترين پسرم، غني
هنوز به مادرش نياز داره
پدر
شنيدي چي گفت
بايد بري
...همسرت، الان
به هدف والاتري خدمت ميکنه
،کاظم
ميدوني که اشتباهه
زود باش. بيا
.پدر لطفاً فقط برو، باشه؟
...لطفاً، فقط
خيليخب؟ فقط برو
دنبال چي هستي؟
!پول؟ بگيرش
!تمام چيزيه که دارم - منم -
خليل؟ - بريم -
زود باش
سه روز توي اين شهرم
کم کم داشتم فکر ميکردم ديگه پيدات نميکنم
اما تو که فرار کردي
فکر ميکردم اين نبرد به من ربطي نداره
اما در اشتباه بودم
بايد گروه مقاومت رو پيدا کنم
پس بُزدل نيستي، هان؟
اما تو سربازم نيستي خليل، مگه نه؟
تو کي هستي؟
راستش رو بگو
يکي که داشت سعي ميکرد از اينجا فرار کنه
بيشتر عمرم صرف اينکار شد
،دارم به پسرعموهام در شرق شهر ملحق ميشم
قبيله بانو زهرا
بزرگترين نبرد رو عليهشون تحميل کردن
ميتونم ببرمت پيش اونا
احموس، قول ميدم هر کاري از دستم برمياد بکنم
برگرد روستات
برگرد پيش نسرين و غني
چطوري ميتونم بدون مادرش برگردم پيش غني؟
نه
بدون اون از اين شهر نميرم
اين يه عقبنشيني موقتيه
بهتون اطمينان ميدم
ارتش ما ميتونه معان رو پس بگيره
،همونطور که بهم اطمينان دادي اين مَرد، رشيد
پس از تير خوردن همسرم دستگير ميشه؟
همونطور که بهم وعده دادي
هيچوقت به پالايشگاه نفتي نميرسه
که حالا تحت کنترلشه؟
،نميتونه اونجا رو حفظ کنه
نه اگه کشورتون سلاحهايي که لازم داريم ،رو در اختيارمون بذاره
و شما موظف به فراهم کردنش هستيد
ما همچين وظيفهاي نداريم
در واقع داريد، جناب سفير
،طبق شرايط معاهده ما
چين جتهاي جي-20
WZ-551 ماشينهاي زرهي يورش ...رو برامون فراهم ميکنه
تنها درخواستي که دارم
يه مساعدته
اون شرايط
بعنوان حمايت نظامي
براي محافظت از مرزهاتون
در برابر تهديدات خارجيه
دولت من دخالت در جنگ داخلي شما
رو رد ميکنه
اينا متجاوزين بيگانه هستن
و ما با هم يه معاهده دفاعي امضا کرديم
مشروط بر اينکه کشور شما رو يکپارچه نگه داره
شايد حمله شيميايي به شهروندانتون
بهترين راه حل اين موضوع نيست
شما دست نشاندهها
يعني جرات کرديد به من از حقوق بشر بگيد؟
براي اين مساله بهتره يه نگاهي به کشور خودتون بندازيد
کارمون اينجا تموم شده
،جمال
بايد بري دنبالش
بايد ازش عذرخواهي کني
جمال
،جمال
بايد بري دنبالشون
،بدون چينيها
افراد کافي براي بازپس گيري معان رو نداريم
نه بدون اعزام قُشوني که براي جلوگيري گسترش
نيروهاي خلافت در شمال نياز داريم
ازشون انتظار داري افتضاحي که به بار آوردي رو درست کنن؟
بهت هشدار داده بودم
No comments yet. Be the first to leave one.