As primeiras 200 linhas.
آنچه گذشت
حالا صحبت کن
درباره جزیره فکر کن
مثه نوار روی صحفه چرخنده
فقط آلان اون نوار می پره
هرکاری بن لینوس در ایستگاه ارکید انجام داده
می تونه دلیل بیرون انداختن ما باشه
از چی بیروت انداخته؟
زمان
!بیا
تموم نمیشه
شارلوت
ما باید به ارکید برگردیم
اونجا جاییه که همه چیز شروع شد شاید همون جا همه چی تموم بشه
همه این اتفاقها به این دلیله که اونا رفتن
فکر میکنم اگه بتونم برگردونمشون همه چیز تموم میشه
کی رو برگردونی؟
جک،سان،سعید،هگو،کیت دوست نداری که اون برگرده؟
مطمئنی که از ما نمیخوای تو رو پایین بندازیم؟
کجاش خنده داره؟
!اوه هو
!آه
جان ، لعنتی ، نگهش دار
!آه
فکر می کنم آلان میتونی ولش کنی
نه
!نه!نه!نه!نه!نه
جمیز ، نه
یالا...کمکم کن
...جمیز
بس کن
نمیتونیم کمکش کنیم
جان دیگه رفته
اگه وقتی که هنوز چاه اینجا ساخته نشده بود اینجا می رسیدیم
آره ، راه رو قبلاً گفه بودم
...چیزی گفتی
جمیز
صدامو میشنوی؟
کسی صدامو میشنوه؟
آه
اون دیگه چه کوفتی بود؟
این یکی فرق میکرد....اون
اون بیشتر شبیه یه زلزله بود
لاک! -جمیز، صبر کن
عالیه
سردردم رفع شد
آره... منم همین طور
بینیام هم دیگه خونریزی نمیکنه
فکر کنم تموم شده
فکر کنم کار جانه
حالا چیکار کنیم؟
حالا منتظرش میمونیم تا برگرده
تا کی؟
تا هر وقت که شد
شوخیت گرفته؟
من ده دقیقه است که رفتهام و شما حال میکنین؟
اینقدر تنبل نباش
همین آلان رزی داشت کیک درست میکرد
تو باید ازش تشکر کنی بله
جری تو نباید آلان اینجا باشی. ما باید روی مدار ساعت باشیم.مرد
آه. آروم باش، فیل چـ ... چه اتفاقی داره میافته؟
خرسهای قطبی دنبال راهی برای خارج شدن از قفساشون هستن
مهم نیست
...اگه لافلور متوجه بشه که چیکار دارین می کنین
لافلور متوجه چیزی نمیشه
او هیچ گهی نمیخوره
من کسی هستم که باید به او جواب بدم بچهها؟-
آروم باش هیشکی متوجه نمیشه بچهها .... چی
نه
اون یه دشمنه؟
نمی دونم
...اون
هوریسه؟
اوه ... اون دینامیت داره
اینو از اینجا ببر بیرون! همین آلان ببرش بیرون آلان...یالا رزی
بهت گفتم که نباید بیاریش اینجا !گفتم که
خیلی خب... بد شد...بد شد
ما باید لافلور را بگیم
ساعت سه نصف شبه... واثعاً میخوای لافلر رو بیدار کنی؟
....نه! البته که ... ولی
نه،نه،نه شاید... شاید خودمون از پسش بربیایم
و شاید همشون منفجر بشن
و لافلر به دلیل اینکه بیدارش نکردیم مارو بکشه
باید بریم
میخوای در بزنی؟
خودت در بزن
باشه
چی؟
آقای لافلور عذر میخوایم از اینکه مزاحم شدیم
بیرون برجها یه موقعیتی پیش اومده
چه جور موقعیتی؟
اوه... هوریس
اون دینامیت داشت و درختها رو منفجر میکرد
کثافت
آروم باش! دارم میام
هی ... رئیس
عصر بخیر اینوس... باید کنترل رو با خودتو ببیرین
باشه. ولی باید بهم بگی چرا بهش نیاز پیدا میکنم
چون رهبر نترسمون اون بیرون داره درختا رو منفجر می کنه
چرا داره این کارو می کنه؟
اونو مجبور کردن
چند وقته هوریس مشروب میخوره؟
اون کاری نمیکنه ، چون ما اون رو اون پایین نگه داشتیم
...اوه
باشه... تو آتیش رو خاموش کن... این دینامیت هم بسته بندی کن
من میبرمش خونه
چرا خودت آتیش رو خاموش نمی کنی و بسته بندی نمیکنی
تا ... من اونو ببرم خونه
تو میخوای به امی بگی که کجا پیداش کردیم؟
کمک کن بلندش کنم
اوه خدای من ... حالش خوبه
خودت چی فکر میکنی؟ بیارش تو
رو تخت... تخت خوبه
اوه کجا پیداش کردی؟
نزدیک شعلههای درختای که با دینامیت منفجر شدن
بهم میگی چرا؟
ما در حال جنگیم
همینو کم داشتیم
خواهش می کنم جیم
شخصیه
شخصیه؟ فکر میکنی نمیخواد بیاد بیرون؟
باید تلگراف نارگیل باشه
قبل از صبحونه
درمورد پاول بود
ادامه بده
اوه
چی شد؟ حالت خوبه؟
بچه... داره میاد
اوه
نمیخوام بهش بگم
هیچ وقت بهش نگو نمیگم
قرمزی کجاست؟ نمیدونم
نه. این کار رو نمیکنم... بهش نمیگم
من این کار رو نمیکنم دانیل
خوبی؟
من این کارو نمی کنم. نمی خوام بهش بگم
دانیل ، شارلوت کجاست؟
اون اینجا نیست
... او
اون رفت
کجا؟
اون... مرد
اون مرد
...یه نور دیگه اومد و
و بعدش ... بعدش اون رفته بود
جسدش
ناپدید شد
اون منتقل شد و ما موندیم
متاسفم
"وایسا... یه لحظه صبر کن. ما "موندیم؟
دیگه بین زمانها سفر نمیکنیم.گفتی تموم شد؟
البته که تموم شده
پس ما الان کجا هستیم
آلان کجا هستیم
ما اینجایم
من نمیتونم این کارو بکنم باشه باشه
من.... من نمیتونم نمیتونم باشه
من نمیتونم ... نمیتونم باشه
باشه
تا دان داره چک می کنه
گفتم که به ساحل برگردیم
وقتی لاک با بقیه برگشتن
و دارن دنبال ما میگردین
ساحل؟
چی، مثل اینکه آفتاب مخت رو آب کرده
تا حالا کمپ از بین رفتن
چرا؟
مایلز،حق با ساویره
باید به ساحل برگردیم
ما قبلاً اونجا سالم موندیم. دوباره هم میتونیم
یا ممکنه وقتی اونجا رسیدیم
دوباره بخوای برگردی ارکید
اونوقته که از خستگی از پا بیافتیم
میتونیم به ساحل برگردیم
شما فقط دو تا راه بیشتر ندارین
هی خفه شو... برمیگردیم ساحل
اگه وسایلمون اونجا بود که خوب اگرم نبود دوباره میسازیم
نقشه رو دوست نداری برو به سلامت
کی اینو رهبر گروه کرده؟
از اینکه منو حمایت کردی ممنون
باید از من تشکر کنی فکر احمقانهای بود
خب چی میشه اگه با من موافق باشی؟
بالاخره از هیچی که بهتره
،خب حالا هم گیریم که با تو موافق باشم
باز سر این موضوع که بعدش کجا بریم با هم بحث میکنیم
امیدوارم راه بهتری پیدا کنی
قبل از اینکه اونجا برسیم پیشنهادمو میدم
اوه ، نه! پاول! اوه! خدا! نه،نه،نه،نه
نه خواهش می کنم! ما نمیدونیم
پاول خواهش میکنم یه کاری بکن. نه!نه
نه،نه،نه،نه،نه فقط داشتیم تو پارک گشت میزدیم
منظورم اینه که هیچ کاری نمیکردیم! فقط داشتیم... پاول
پاول ... خواهش می کنم
اوه! خدای من !نه
نه پاول خواهش می کنم خواهش می کنم
فکر میکنی اونا کی هستن؟
کی اهمیت میده اونا کیهستند؟ حتی نمیدونیم تو چه زمانی هستن؟
هی
دان
ما که نمیخوایم درگیر بشیم درسته؟ این چیزیه که میخواستی بگی
No comments yet. Be the first to leave one.