Frasier

Frasier

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 11

Информация о релизе

Frasier S11E23-E24 Goodnight Seattle 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 11 قسمت 23 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Теги

bluray
Опубликовано: 2025-11-24
Загрузки: 32
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

حالت خوبه؟

از پرواز متنفرم.

یه کم تلاطم بود. یه دقیقه دیگه تموم میشه.

وای خدای من. چقدر خجالت‌آوره!

یعنی، من آدما رو برای همین چیزا درمان می‌کنم. من روان‌پزشکم.

خب، چه دنیای کوچیکی. منم روان‌پزشکم.

دکتر فریژر کرین.

اوه، برنامه‌تونو شنیدم. دکتر آن رنبرگ هستم.

از آشناییتون خوشبختم. ها ها. منم همینطور.

حالا، بذارید حرفتونو قطع نکنم. به نظر میومد تو فکر عمیقی هستید.

گمونم همینطور بودم.

این سه هفته برای من پر از اتفاق بود.

اگه دوست دارید در موردش صحبت کنید، شاید ذهنمونو از پرواز منحرف کنه.

اوه، راستش خیلی شخصیه‌. چیزی نیست که به درد شما بخوره.

باشه پس.

داشتم با یه خانمی قرار می‌ذاشتم... بله؟

مگه قرار نبود بریم ناهار؟

آره.

و بعد دنبالم اومدی اینجا وقتی اومدم کیفمو بردارم.

و بعد اون جمله کشنده‌ای رو گفتی که هیچ مردی نمیتونه در مقابلش مقاومت کنه.

من گفتم: «از رو بالشتیات خوشم میاد.» بله؟

تلاش خوبی بود، اغواگر کوچولوی من، ولی من حداقل یه ساعت دیگه مشغولم.

قبل از کار وقت ناهار داری؟

خب، برنامه‌ی من تا ساعت ۲ شروع نمیشه.

فقط... اوه، خدای من!

اون لعنتی کجاست؟ نمی‌دونم. به موبایلش زنگ زدم.

به خونه‌اش زنگ زدم. مجبوری خودت بری رو آنتن.

من؟ آره، تو. خب، من نمی‌تونم.

دفعه‌ی آخر که این کارو کردم، فاجعه بود.

مگه نمی‌گفتی قبلاً دی‌جی بودی؟

اوه، بیست سال پیش. دیگه نمی‌تونم.

بهتره که یادت بیاد. پنج ثانیه وقت داری.

خب، نمی‌تونم! من الان کلافه‌ام.

کف دستام عرق کرده، دهنم مثل پنبه خشک شده.

سلام، شهر زمردی، کنی دیلی هستم.

سلطان میکروفون، ارباب استودیو،

مرد این ساعت، اونقدر شیرین که ترش نمیشه.

دکتر امروز نیست، ولی کنی اینجاست.

جاشو پر کرده، بار مسئولیتو به دوش کشیده.

شاید یه زنگم به مادربزرگ گرت بزنم.

ولی نه بچه‌ها. از بچه‌ها بدم میاد.

اوه، امروز اخلاقش خوب نیست.

کنی: کی تو استودیوه؟

اوه، پرسی فن اسنوتن‌هایم هست.

فریژر: خاموشش کن.

متاسفم که باید عجله کنم و برم.

کاش می‌تونستیم کل روزو با هم بگذرونیم.

تا نصف شب برای شیکاگو حرکت نمی‌کنم. برات شام درست می‌کنم.

اوه، عالیه. خیلی دوست دارم.

درخواستی داری؟ امم...

چیزی که برای ناهار خوردم رو دوست داشتم.

چرا من سورپرایزت نکنم؟

هنوزم بوی ناهار میده.

آهنگ عالی‌ای نیست، مردم؟

واقعاً خاطراتو زنده می‌کنه.

ببخشید که یه جورایی وسطش کلماتو فراموش کردم.

خب، بریم سراغ خبرها.

کدوم گوری بودی؟ ببخشید، ببخشید.

وقت دکتر داشتم. نمیشد کاریش کرد.

درست به موقع. این یکی از بهترین برنامه‌هات شد.

خب، ممنون، کنی.

عزیزم. بیبی، اینجا چی کار می‌کنی؟

فقط اومدم مشتری مورد علاقه‌مو ببینم.

و اون مرد فوق‌العاده‌ای که براش یه خونه‌ی شاد و خوشحال فراهم کرده.

آه، تو بهترینی، بیبی.

خبر خوب. دارم از این سوراخ سنبه‌ی جهنمی نجاتت میدم.

چی؟ تا حالا اسم دکتر مارک رایسمن به گوشت خورده؟

روان‌پزشک رادیویی سان‌فرانسیسکو؟

بله، یه بار تو یه کنفرانس برخورد خوبی با هم داشتیم.

خب، هفته‌ی پیش، یه برخورد چندان خوبی با یه کولر سقوط‌کننده داشت.

به هر حال، اونا می‌خوان تو رو جایگزینش کنن و پولش نجومیه.

مارک بیچاره.

چه مرگ وحشتناکی.

آره، انقدر گریه کردم...

که فقط تونستم نوار دموی تو رو چپوندم تو پاکت فدکس.

ولی اونا تو رو می‌خوان.

خب، خیلی وسوسه‌کننده‌ست، بیبی، ولی من اینجا تو سیاتل خیلی خوشحالم.

نمی‌خوام برم. عزیزم، سان‌فرانسیسکوئه.

می‌دونی زندگی اونجا برای یه مرد خوش‌تیپ و دگرجنس‌گرا چه جوریه؟

مثل یه اسنیکرز میشی تو اردوی لاغری.

آره، نه. جواب من هنوز، اوه، نه بیبی. باید برنامه‌مو شروع کنم.

خب، اینم از قدردانی تو.

اصلاً می‌دونی چقدر تلاش کردم تا این اتفاق بیفته؟

یه لحظه صبر کن. تو هفته‌ی پیش سان‌فرانسیسکو بودی. نگو که...

من اصلاً نزدیک اون کولر هم نبودم.

تو از پلیس هم بدتری.

شارلوت: ما چقدر کلیشه‌ای هستیم.

زن کوچولو پای گاز، مرد گنده و چهارشونه...

با بازوهای قوی‌اش. اوه، سس هلندز داره خراب میشه.

بابا، فکر کردم داری با نایلز و دافنه میری بیرون.

آره، منتظر رونی هستم. شارلوت سه ساعت دیگه میره.

این شام خداحافظی ماست.

اوه، سلام، مارتین. اوه، سلام، حالت چطوره؟

نگران نباشید، داریم میریم.

قرار نیست حال رمانتیکتونو خراب کنم. هه هه.

هی رونی، چی شد، غیبت زده بود؟

فکر کردم قرار بود پایین ببینیشون.

خب، منم همین فکر رو می‌کردم.

هی مارتین. اوه، خدا رو شکر که خونه‌ای، دکتر.

دارم دیوونه میشم. به نصیحت احتیاج دارم.

شام رو همین الان گذاشتیم رو میز. مرسی، ولی انقدر ذهنم درگیره که نمی‌تونم بخورم.

امروز که برنامه‌تو اجرا کردم، دوباره تبش گرفتتم.

دلم می‌خواد دوباره برگردم پشت میکروفون.

ولی آیا باید از کارم استعفا بدم و کل حرفه‌ام رو بندازم دور،

و امنیت مالیم رو، فقط برای اینکه دنبال یه رویای چرت و پرت برم؟

آره! بزن برو.

حتی لازم نبود بهش فکر کنی.

دکتر، تو همیشه به من اعتقاد داشتی.

کنی دیلی هستم. سلام، از آشناییتون خوشبختم.

ایشون شارلوته. من اینجا دارم بهم می‌ریزم.

فقط بذارین سریع برم دستشویی.

مارتین: رونی! تا وقتی که هنوز جوونیم!

خیلی دیر شده.

خب، شما دو تا شب خوبی داشته باشین. بله، اه، ممنون. خداحافظ.

اوه، لعنتی. لنزم جابه‌جا شد. صبر کنین.

کنی: وای! رونی: وای خودت!

ما اینو می‌شناسیم؟

تق تق. محض رضای خدا!

می‌دونم امشب شب خاص شماست ولی خانمم اصرار داشت که بیایم بالا.

متاسفم. یه دقیقه طول نمی‌کشه.

کنی: وای! اوه، ببخشید. من فقط سریع می‌رم تو راهرو.

شاید باید اون شام رو دوباره از اول شروع کنم.

معذرت می‌خوام که مزاحم شدم ولی، خودتون که می‌دونید...

این روزا دفنی ده دقیقه هم نمی‌تونه دووم بیاره. برای همه چیز دیر می‌کنیم.

بله، شِز آنری از اینکه مردم دیر کنن متنفره.

بهتون چی بگم، چرا همین الان آسانسور رو صدا نمی‌کنیم؟

و به آنری بگیم که دور اول نوشیدنی‌ها مهمون من باشه؟

ویسکی لطفاً. سایمون!

اوه، فریزیر، حالت چطوره؟

لطفاً، فوراً برید.

اوه. اینم خواهر کوچولوی من.

البته، دیگه اونقدر کوچولو نیستی، نه؟

سایمون، اینجا چیکار می‌کنی؟

خب، شنیدم که حامله شدی واسه همین برات یه کادو آوردم.

بیاید تو، رفقا!

سلام، آبجی. دفنی: اوه، مایکل!

اوه!

و استفن! ها ها.

می‌دونستیم اینجایی وقتی رفتیم خونت و نبودی.

واسه همین به خودمون اجازه دادیم وسایلمون رو تو اتاق مهمونیت بذاریم.

چطور اومدین تو؟ ما چطور--؟

دفنی: استفن و مایکل.

این شوهرم نایلزه. سلام.

اوه، و برادرش فریزیر و اینم مارتینه.

و رونی. استفن: چطورین؟

و، ببخشید، اسمتون چی بود؟ کنی.

کنی. برادران: هی!

خب، رفقا، یه چیزی بهتون بگم.

سایمون: درسته، مایکل.

فریزیر وضعش خیلی خوبه واسه خودش. ها؟

بهتون چی بگم، بیاین یه گشتی بزنیم.

هیچ گردشی در کار نیست! گوش کنید.

چرا با ما شام نمی‌خورید؟ خوبه. من میز رو می‌چینم.

این نقره واقعیه‌؟ بده من.

این یه زیرسیگاری فوق‌العاده‌ست.

اونو بذارش زمین.

اگه از شر بعضی از این آدما خلاص بشی، می‌تونیم حسابی خوش بگذرونیم.

اوه، یه دقیقه به ما وقت بده، عزیزم.

شارلوت: این آدم چندش کیه؟

می‌دونی، دارم سیگنال‌های خیلی قاطی پاتی می‌گیرم.

باشه، دیگه تمومه. می‌خوام همتون از اینجا برید بیرون.

و منظورم یه خروج آروم و راحت نیست.

منظورم یه فرار سریع و له کردن همدیگه‌ست.

یه هجوم مثل وقتی که تئاتر آتیش گرفته!

باشه، می‌دونی، من کنایه رو می‌گیرم فریزیر. خب، نگاه کن.

اون زن دوست‌داشتنی رو که واسه خودت پیدا کردی.

تبریک می‌گم. آره. بله، ممنون.

آره، یه زنگی بهمون بزن، خانوم. یالا، برید بیرون. حرکت، حرکت.

چون کلمه نیست. چرا، هست.

نه، نیست. تو یه جمله به کارش ببر. چرا، هست.

بستر مادربزرگش گرم و لحافی بود.

و چرا اونجا خوابیده؟

چون دوباره حسابی تب‌دار شده؟

میشه F شما رو قرض بگیرم؟ یه پیامی براتون دارم.

بله؟

باشه، ممنون.

ماشینم اینجاست. مم.

هنوز نمی‌دونم چرا نمی‌ذاری برسونمت.

نه، من از اون بساط خداحافظی‌های فرودگاه خوشم نمیاد.

اینجوری بهتره. درسته. اوه.

خب، پس، اه، نگاه کن، بذار... نه، امم...

درسته، درسته. چون...

اگه تو شروع کنی... آره، منم همینطور. باشه. اه...

خب، پس، اه، تو شیکاگو موفق باشی.

مرسی. بلیطت رو داری؟

اوه.

آره. عالیه، عالیه. اوه. اوه، گوش کن.

یه چیز کوچیک اینجا برات دارم.

اوه، لعنتی. می‌دونستم که قراره یه کار شیرین کنی.

یه کار شیرین. من هیچی برات نگرفتم.

فقط یه کش موئه که تو فاضلاب حمام پیدا کردم.

مرسی. آره. ها ها.

بذار کتت رو بردارم. ها ها.

قرار نبود انقدر سخت باشه.

من نمی‌دونم تو چی،

ولی من به اندازه کافی خداحافظی‌های آسون داشتم.

یه جورایی خوشحالم که شانس یه خداحافظی سخت دیگه رو دارم.

ممنون برای سه هفته عالی.

خداحافظ، شارلوت. خداحافظ، فریزیر.

شالم رو فراموش کردم. اوه، اوه، تقصیر منه.

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left