Frasier

Frasier

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 10

Информация о релизе

Frasier S10E15 Trophy Girlfriend 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 10 قسمت 15 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Теги

bluray
Опубликовано: 2025-11-24
Загрузки: 26
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 189 строк.

آه، نایلز، ببخشید دیر کردم. ثبت ناممون کردی؟

فریژر، داشتم فکر می‌کردم. چند سال شد که با هم تیم شدیم

برای مسابقه، فقط برای اینکه تو دور دوم حذف بشیم؟

نه سال. دقیقاً.

فکر نمی‌کنی وقتشه یه استراتژی جدید پیدا کنیم؟

اگه منظورت اون پودریه که از غدد گوسفند درست شده،

جوابش اینه که هرگز دیگه نه.

راستش، من به یه چیز اساسی‌تر فکر می‌کردم.

به نظرم می‌رسه که بعد از نه سال...

نایلز، اون جیم بلیکِ از خود راضیِ دورو داره میاد.

جیم، عالی به نظر می‌رسی. هاهاها. ممنون، فریژر، ممنون.

پس تو برای مسابقه ثبت‌نام کردی؟

اِم، نمی‌دونم. کردیم، شریک؟

عالی، عالی. بریم که داشته باشیم. می‌بینمت تو زمین، رفیق.

چیزی که به نظر می‌رسه نیست. دقیقاً همون چیزیه که به نظر می‌رسه.

با کسی تیم شدی که وضعیتش بهتره.

خودت می‌دونی من به این چیزای سطحی اهمیت نمی‌دم.

می‌دونی، اون جیم آدم درستی نیست.

اینجا با اون عینک‌های شنای مسخره‌ی سوئدی با ناز راه میره،

که همه فکر می‌کنن چقدر باحالن.

جیم.

کاش زودتر بهم می‌گفتی به جای اینکه تا دقیقه آخر صبر کنی.

جیم می‌دونه تو پرخاشگر منفعل هستی؟

چی؟ باور کن، نه جیم و نه من انتظار همچین چیزی رو نداشتیم.

بازی‌های ما فقط با هم جور درمیاد.

زودتر تیم شده بودیم اما هیچوقت زمانش درست نبود.

یا جیم با یه شریک بود یا من با تو بودم.

باشه، برو. فقط برو، برو، برو پیش شریک جدیدت.

اهمیتی نمی‌دم. کی بهت احتیاج داره؟

نایلز.

یادت نره مچ‌بندت رو ببندی. خودت می‌دونی چقدر راحت مچت پیچ می‌خوره.

سلام، فریژر.

چلسی گری.

چند ماه پیش همدیگه رو دیدیم. بله.

داشتی دستگاه گیتورید رو لگد می‌زدی.

البته که یادمه.

من اسکناس دلار رو با عکس واشنگتن رو به بالا انداخته بودم،

طبق دستورالعمل و هیچی بهم نداد.

بالاخره اون نامه رو نوشتی؟

واقعاً که نوشتم.

مسئله هنوز در دست بررسیه. آه.

پس تو برای مسابقه ثبت‌نام کردی؟

اِم، خب، قرار بود که ثبت‌نام کنم،

ولی، اِم، تازه فهمیدم شریک همیشگی من

اِم، امسال برنامه‌های دیگه‌ای داره.

خب، علاقه‌ای داری دوبل ترکیبی بازی کنی؟

من معلم ورزش دخترا هستم، واسه همین خوبه که برای یه تغییرم شده با یه پسر بازی کنم.

ممنون بابت پیشنهادت اما بعد از چیزی که تجربه کردم

مطمئن نیستم آماده باشم دوباره شریک بشم.

آه، چه حیف. بازی‌ت رو دیدم.

تیم خوبی می‌شدیم.

فریژر، از الان داری به بازی با دخترا متوسل می‌شی؟ هاهاها.

بی‌قصد توهین، عزیزم.

ببخشید.

شوت خوبی بود، شریک.

اینم ما. سلام به همگی.

مارتین: هی، بچه‌ها. هرگز حدس نمی‌زنید

کی همین الان مسابقه اسکواشش رو برده!

کاش یه سرنخ بزرگ و براق داشتیم.

اوه، هی، چه خبر عالی‌ای. تبریک می‌گم.

خب، همه‌ش رو مدیون شریکم هستم.

اوه، ممنون، شریک، اما فکر می‌کنم در واقع به خاطر مشارکت ماست.

آها. خب، الان دیگه می‌دونی چی میگن.

تو کلمه "تیم" "من" وجود نداره.

ولی تو "نایلز" چرا.

پس، بابا، ببینش.

وای، ببین چه خبره!

فکر نمی‌کردم هیچ‌وقت این روز رو ببینم

که یکی از پسرای من یه جایزه ببره که روش کتاب نباشه.

آره.

مارتین: حالا تنها چیزی که تو لیستمه

دست دادن با هنک آرون، سالی فیلد رو از لب بوسیدن،

و بعدش می‌تونم برم و پیش مادرتون باشم.

می‌دونی، من و جیم هم ممکنه به زودی جایزه‌هامون رو داشته باشیم.

ما هنوز تو مرحله دوبل مردان زنده‌ایم.

آه، لطفاً نایلز. شریکت دیگه بیشتر از این نمی‌تونه بار تو رو بکشه،

حتی اگه تو رو محکم می‌پیچید و به شکمش می‌بست.

خب، من به هر دوی شما افتخار می‌کنم.

و اسکواش شاید سخت‌ترین ورزش‌ها نباشه،

اما از نظر فنی هنوز یک ورزشه.

چی؟ اسکواش می‌تونه خیلی سخت باشه.

اوه، نه، نه، نه. من یه بار یه نفر رو دیدم تو یه برخورد وسط زمین پاش شکست.

و استخونش از پوستش زده بود بیرون،

و هنوز اون امتیاز رو تموم کرد.

اون بازی رو شماها بازی می‌کنید؟ آره، صد در صد!

فریژر، اشکالی نداره از تلفنت استفاده کنم؟

نه، البته که نه. بیا از اون یکی اتاق استفاده کن.

این بهت حریم خصوصی می‌ده. بعد از شما، بانوی من.

می‌دونی، بابا،

وقتی من و جیم جام‌هامون رو ببریم، فکر می‌کنم جام خودم رو به تو بدم.

ممنون، پسرم.

اما نمی‌خوام اگه برادرت یکی برد و تو نبردی، پکر باشی.

اوه، لطفاً بابا. من یه کم بالغ‌تر از این حرفام.

نه، نیستی.

هنوز اذیتت می‌کنه که اسم اون تو ترتیب الفبایی اوله.

اما اون تقصیر تو بود.

دوست‌دخترت خوب به نظر میاد.

اون خوبه اما قطعاً دوست‌دختر من نیست.

اون رو جذاب می‌دونم،

اما مطمئن نیستم برای اون چیزی بیشتر از یه هم‌تیمی باشم.

خب، از چیزی که دیدم، میگم اون خیلی از تو خوشش میاد.

واقعاً؟ یه بار که منو بوسید.

ولی فکر کنم اون فقط یه فوران احساسات بود بعد از یکی از بردهامون.

فکر کنم این تو تیم‌ها همیشه اتفاق میفته.

نه، نمی‌افته.

البته، نمی‌تونم در مورد لیگ‌های کانادا حرف بزنم.

خب، راستش رو بخوای، حالا که هیجان مسابقات نیست...

تا به این آتیش دامن بزنه...

فکر نمی‌کنم تو دنیای واقعی چیز مشترک زیادی داشته باشیم.

تو هم که اون جام‌های پرزرق و برق خودت رو داری.

خب، خوشحال شدم همگی رو دیدم ولی باید برم.

دافنه: اوه، به این زودی؟ تازه اومدی.

یه جلسه زود هنگام هیئت علمی دارم.

فریژر: اوه، بیا، من تا بیرون همراهیت می‌کنم.

مارتین: برگردید. خداحافظ. دافنه: خداحافظ.

خداحافظ. نایلز: تبریک میگم.

خب، من، ام...

واقعاً تو این چند هفته بهم خیلی خوش گذشت.

منم همینطور.

اگه خواستی یه وقت دیگه بازی کنی، دوباره بهم زنگ بزن.

فکر نمی‌کنم بخوای اینو یه مرحله بالاتر ببری؟

اوه، من سال‌ها پیش رویای اسکواش حرفه‌ای رو کنار گذاشتم.

منظورم اون نبود.

ام، شاید بتونم یه جور دیگه بگم.

اوه، سلام داف.

انتظار نداشتم اینجا ببینمت. نایلز گفت داشتی با چلسی می‌رفتی بیرون.

آره، آره. گفتم قبل از اینکه دنبالش برم، یه توقف کوتاه داشته باشم برای یه تقویت روحیه.

اونم به این جور چیزا می‌خنده؟ می‌دونی، آره می‌خنده.

بهش بچسب. قصد دارم.

ام، یه اسپرسو لطفاً.

می‌دونی، هر روز یه چیز جدید در موردش یاد می‌گیرم.

اون از شعر خوندن تو حموم لذت می‌بره.

آشپزیش عالیه.

انگار اون دختر ایده‌آل برای منه.

خب، به نظرم شما زوج دوست‌داشتنی هستید.

با اینکه نایلز نمی‌تونه باور کنه که تو با یه معلم ورزش قرار میذاری.

میگه این خیانت به خود جوان‌ترتونه.

بله، کاملاً قابل درکه.

ما وقتی بچه بودیم با معلمای ورزش خیلی سازگار نبودیم.

همیشه خیلی تحقیرآمیز و غرور شکن بودن.

مخصوصاً یه نفرشون بود.

مربی فولر.

اون بدترین بود.

از اون آدم‌هایی بود که کل کلاس رو منتظر می‌ذاشت...

در حالی که تو شنای سوئدی‌تو انجام می‌دادی.

واقعاً خیلی آسیب‌زا بود.

من واقعاً قبل از زنگ ورزش حالت تهوع می‌گرفتم.

غیر از اون روزهایی که پول ناهارمو دزدیده بودن.

اون وقت فقط بالا می‌آوردم بدون اینکه چیزی تو معده‌ام باشه.

نایلز کلی داستان از این جور چیزا داره. هوم، آره.

می‌دونی، شاید آشنایی با چلسی...

به نایلز کمک کنه شیاطین درونش رو بیرون کنه و از شرشون خلاص بشه.

دیگه اون پشت جایی نداره. اوه.

هی، راز. هی، دافنه.

هی، فریژر. سلام، راز. حالت خوبه؟

اوه، خوب بودم تا اینکه جولیا رو تو پارکینگ دیدم.

چرا باید بیاد اینجا؟ به خاطر خدا، راز.

من یه کم خسته شدم از اینکه همش داری در مورد جولیا غر می‌زنی.

چرا بهش یه فرصت نمی‌دی؟ چی در موردش؟

من بیشتر از یه ماهه دارم باهاش کار می‌کنم.

و اون هیچ احترامی بهم نمی‌ذاره.

اون بدجنس و مغروره، ولی نه به شکل بامزه مثل تو.

میشه یه لاته داشته باشم، لطفاً؟ آره، خب...

اون زن یه بخش از برنامه منو برداشت تا چرندیات مالی خودش رو بگه.

تو که نمی‌بینی من در موردش غر بزنم. دیگه بسه.

جولیا؟ چرا نمیای به ما ملحق بشی؟

اوه، باشه.

ممنون. اومم.

سلام، فریژر.

خب، این خوب نیست؟

به گوشم رسیده که بین شما دو نفر یه سری تنش هست.

حالا، از اونجایی که ممکنه ما زمان زیادی رو با هم بگذرونیم...

فکر می‌کنم مهمه که یه فضای احترام متقابل رو ایجاد کنیم.

به این منظور...

از اونجایی که براتون محاله که با هم ارتباط برقرار کنید...

وقتشه که من آستین بالا بزنم و این کارو آسون کنم.

پیدا کردن یه نقطه مشترک اولین قدم خواهد بود.

شاید علاقه به گیاهان. دریا.

تو واقعاً عاشق اینی که صدای خودتو بشنوی.

محاله بتونی نادیده‌اش بگیری. چطور تحملش می‌کنی؟

نکته اینه که بدونی کی بگی "آره آره".

فریژر: باشه، باشه، خیلی خب.

اگه من نقطه مشترک شمام، بذارید همینطور باشه.

لطفاً هر طور می‌خواید روی من پا بذارید.

آره آره.

مهم اینه که دارید حرف می‌زنید.

ارتباط... فقط برو.

خب. اون رفت.

چلسی: آهسته.

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left