Первые 200 строк.
آنچه در «وان تری هیل» گذشت
شاید به یه تعطیلات نیاز داشته باشیم
تری هیل. دلم میخواد برم خونه
سلام، نیتن
فکر کنم حاملهم
نمیدونم جولیان چه واکنشی نشون میده
جواب تست منفی بود. حامله نیستی
منظورت چیه که داری میری هتل پیش الکس؟
گفت یه کم کوکائین پیدا کرده و میترسه دوباره برگرده سراغش
نمیفهمم
تمام شب داشتی دروغ میگفتی
بروک رو پیچوندی، توی کارت هم گند زدی
مدام پارتی و خوشگذرونی، حالا هم این قرصها
فشار زیادی رومه که خودم رو با بقیه هماهنگ کنم
و برای یه بار هم که شده میخوام مثل بقیه باشم
چهار سال رو پیشنهاد میدم، آخرش روی سه سال توافق میکنیم
بازی اینطوریه، نیت
مطمئنی بازی رو ول نمیکنن؟
رفیق، به من اعتماد کن
خیلی خب
از چی میترسی؟
از گذشتن از گذشته، از حس پیدا کردن به یه آدم جدید
ولی از ترسیدن خسته شدم
خبر داغ در «انبیای»؛ تیم «شارلوت بابکتس»
دست به جیب شده و سقف قراردادش رو پر کرده
اواخر امروز طی یک قرارداد مخفیانه، «درک مکدنیل» رو به خدمت گرفتن
این خبر بدی برای ستاره محلی، نیتن اسکات هست
که حالا باید دنبال یه تیم دیگه باشه، اگه اصلاً تیمی پیدا بشه
در لیگ ملی هم «داجرز»، تیم «کاردینالز» رو شکست داد
نیتن، چه اتفاقی افتاده؟ اونا با یه پوینتگارد قرارداد بستن
خب، معنیش چیه؟ معنیش اینه که
معنیش اینه که کارم رو از دست دادم
ببین، اونا با درک مکدنیل قرارداد بستن، خب؟
اون یه ستارهست و توی پست من بازی میکنه
و کلی هم پول رو دستشون گذاشته
ببین، سقف قرارداد وجود داره، متوجهی؟
هر تیم فقط تا یه حد مشخصی میتونه پول خرج کنه
اون گزارش گفت که سقف بودجه تیم پر شده
پس معنیش اینه که کارشون تمومه
لیست بازیکنا بسته شده. اونا یه پوینتگارد گرفتن و اون من نیستم
باید برم کلی رو ببینم. نیتن، کلی میتونه درستش کنه؟
نه. از پنج دقیقه پیش
دیگه بازیکن بابکتس نیستم
میدونی، به کلی گفته بودم مطمئن بشه
که این قرارداد رو برام میبنده
اونم گفت که انجامش میده
حالا میخوام زل بزنه تو چشمام
و بهم بگه چرا بهم دروغ گفت
تو بهم دروغ گفتی
جولیان، صبر کن! پر از کوکائین بود! قسم میخورم
بیخیال الکس، تو تنها بودی و میخواستی من بیام اینجا
واسه همین یه داستان درباره یه شیشه کوکائین سر هم کردی
که میدونستی خالیه
اینطوری نیست
من بهت دروغ نمیگم
اوه، درسته، چون سوابقت
توی دروغ نگفتن واقعاً بینقصه
حقم این برخورد نیست
پس کجاست؟
تو بهم بگو فرشتهی کوکائین
با اون شیشه موادِ خیالی تو چیکار کرد
تا منم حرفم رو پس بگیرم
تا اون موقع هم دیگه هیچوقت به من زنگ نزن
ذات آدم عوض نمیشه
ما دروغگوییم
ما دزدیم
ما معتادیم
ما قدر خوشبختیمون رو نمیدونیم تا وقتی که به خودمون
یا یکی دیگه صدمه بزنیم
بروک، بیداری؟
میشه لطفاً در رو باز کنی؟
معذرت میخوام
ما کینه به دل میگیریم
و وقتی با اشتباهاتمون روبرو میشیم، گذشته رو بازسازی میکنیم
خودمون رو از نو میسازیم
یا حداقل تلاشمون رو میکنیم
ما مغروریم، شهوترانیم
و بینهایت نقص داریم
و در نهایت
نقصهامون یقه ما رو میگیرن
نیت، چه خبر؟ باید حرف بزنیم
چی شده؟ چی شده؟
اونی که شده اینه که من دیگه کار ندارم
درست میشه. ما پیشنهاد متقابل دادیم
خب؟ و منم منتظر جوابم
خب، دیگه لازم نیست منتظر بمونی
بابکتس همین الان با درک مکدنیل قرارداد بست
نه، اونا این کار رو نمیکنن. اینطوری سقف بودجهشون پر میشه
پر شد دیگه
اون تیم من بود، کلی! داشتیم یه چیزی میساختیم
یه لحظه وایسا. این رو از کجا شنیدی؟
تو «اسپورت سنتر» داره پخش میشه، محض رضای خدا کلی
تو ایجنت منی! داشتی چه غلطی میکردی؟
عزیزم، اون آبجویی که قول دادی کجاست؟
نه، حرفم رو پس میگیرم. تو ایجنتم "بودی"
نه. نیت، یه لحظه صبر کن
میدونستی چقدر برای خانوادهم مهم بود
که نزدیک خونه بازی کنم. میدونم
پس چرا قرارداد رو نبستی؟
چون فکر میکردم میتونیم پیشنهاد بهتری بگیریم
اوه، چه عالی
من ازت دو تا چیز خواسته بودم
مطمئن بشی که برای بابکتس بازی میکنم
و اینکه از کوئین دوری کنی
اخراجی. از قرارت لذت ببر
چی؟ نیت
نیت
جین، تو بهم گفتی دنبال پوینتگارد دیگهای نیستی
گفتی داری با نیتن مذاکره میکنی
و بقیه پولت رو واسه یه پست سنتر خرج میکنی
صد البته، درک مکدنیل بازیکن فوقالعادهایه
ولی ما وسط مذاکره بودیم
پس فرض رو بر این میگیرم که اون پیشنهاد دو ساله
بودجهتون پر شد. درسته
آره. من... منم متأسفم
ممنون که این وقت شب جواب تماسم رو دادی
مذاکره یعنی ریسک کردن
ریسکهای حسابشده
کاری رو کردم که فکر میکردم درسته
البته که همینطوره
اشتباه کردم
میتونم کمکت کنم؟
نه
ولی ممنون
من، راستش باید
احتمالاً باید با رئیسهام تماس بگیرم
و ببینم برای نیتن چیکار میتونم بکنم
یه جای دیگه توی لیگ
واسه همین، خب، تو دیگه بهتره بری
آره
میدونی، فقط
من تو رو دنبال خودم به اون خیریه کشوندم
و امشب هم اینجا بودم، و
تقصیر تو نیست
واقعاً متأسفم. هی، تقصیر تو نیست
بیا اینجا
اگه کاری از دستم برمیاد
نه، کاری نمیشه کرد
ولی ممنون
بهت زنگ میزنم. ببین
باید به نیتن زنگ بزنی و باهاش حرف بزنی
میدونی که دوستت داره
آره
آنتوان، ساعت ۳ صبحه
میدونم عزیزم. داشتم چک میکردم ببینم جولیان زنگ زده یا نه
گفت قراره من رو به دوستاش
که توی کار هماهنگیهای ورزشی هستن معرفی کنه
میدونم این رو گفت و حتماً هم انجامش میده
ولی هیچکس ساعت ۳ صبح زنگ نمیزنه
شاید بزنه. نمیزنه
هیچکس ۳ صبح بیدار نیست
یه نفر بیداره
میلی؟ اوه، سلام
چه خبر شده؟
دارم از شر لباسهای گشادم راحت میشم
ساعت ۳ صبح؟
خوابم نمیبرد
باشه. ام... میخوای پیشت بمونم؟
نه، خوبم، تو بخواب. وقتی تموم شد میام
میلی، خوبی؟
از این بهتر نمیشم
هی. چرا بیداری؟
دارم حرص میخورم. تو چرا بیرون بودی؟
خونه کلی بودم
آره، میدونم
میدونی نیتن اخراجش کرد؟ آره
آره. این کار درست نیست هیلی
با من درباره اینکه چی درسته حرف نزن
اصلاً کلاً با من حرف نزن
اوه، میخوای من رو هم اخراج کنی چون پیش کلی بودم؟
دلت برای کلی میسوزه؟
معلومه که میسوزه. تو هم باید بسوزه
تو دلیل اصلی اخراج شدنش بودی
خودت هم این رو میدونی
بهتره بری بگیری بخوابی تا یادت بیاد
چطور خوابیدی؟
خوب نبود
خوبه
متأسفم. فکر کردم الکس توی دردسر افتاده، واسه همین واکنش نشون دادم
حالش خوبه؟
حالش خوبه. فکرش رو بکن
بروک، اگه اون به تو زنگ میزد
تو هم همین کار رو میکردی
آره، ولی به من زنگ نزد
به دوستپسرش زنگ زد
یعنی، به دوستپسر "من"
ببین، میدونم قرار بود امشب رو با هم باشیم
ولی میتونیم امشب این کار رو بکنیم
یا هر شب دیگهای، باشه؟ ناراحت نشو
من واسه اون ناراحت نیستم
چرا هستی. نه واسه اون نیستم
خب، مگه چیز دیگهای هم هست؟ فکر کردم حاملهم
چی؟
نیستم. پس خیالت راحت باشه
اگه بودی هم خیالم راحت بود
اگه با هم بچهدار میشدیم
این رو به من نگو
تو دیشب میدونستی
چقدر من احمقم. بیا اینجا
متأسفم. گند زدم
No comments yet. Be the first to leave one.