One Tree Hill

One Tree Hill

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 6

Информация о релизе

One Tree Hill S06E17 You and Me and the Bottle Makes Three Tonight 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-CRFW
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 17 One.Tree.Hill زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-22
Загрузки: 17
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

باید بری

چرا؟ مگه چیکار کردم؟

خودت می‌دونی چیکار کردی

بیشتر دخترا این کار رو دوست دارن

خب، من نه. اه

می‌خوام برم دوش بگیرم

و وقتی اومدم بیرون، می‌خوام اینجا نباشی

نمی‌فهمم چرا این‌قدر بزرگش می‌کنی

چون من از این کارا نمی‌کنم

آخه من یه مادرم، تو رو خدا

ببین بروک، متاسفم. دیگه تکرار نمی‌شه

باشه؟ واقعاً. قول می‌دم

قول می‌دی؟ قول می‌دم

باشه، یه جورایی غافلگیرم کردی

حق داری. متاسفم

ببخشید که از کوره در رفتم

فقط به شرطی که دیگه تکرار نشه

بهت قول شرف می‌دم که دیگه هیچ‌وقت نگم

جمله‌ی «دوستت دارم» رو

هرچند که در واقع، واقعاً دوستت دارم

دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم

تمومش کن

میلی؟

ماروین

اینجا چیکار می‌کنی؟

اومدم بقیه‌ی وسایلمو ببرم. ببخشید

با اسکیلز حرف زدم. گفت کل روز سر کاری

جالبه

اسکیلز به من گفت تمام روز اینجا باشم تا منتظر تعمیرکار کابل بمونم

الان دارم فکر می‌کنم نکنه فقط کابل رو از پریز کشیده

خب، نیویورک چطوره؟

خوبه. دلم براش تنگ شده بود

جای واقعاً هیجان‌انگیزیه

خوبه

می‌دونی، توی تری‌هیل هم اوضاع حسابی هیجان‌انگیز بوده

مردم واسه این قضیه‌ی فیلم دارن دیوونه می‌شن

و، اِم، پسره‌ای که قراره نقش منو بازی کنه رو دیدم

خیلی عجیبه

می‌تونستم برات بفرستمش

اومدم ماشینمو ببرم. باهاش برمی‌گردم

فکر می‌کردم کل مزیت نیویورک اینه که

به ماشین احتیاجی نداری

آره، ولی تصمیم گرفتم دائمی اونجا بمونم

واو. پس... فکر کنم فعلاً باید خداحافظی کنیم

در واقع، این یه خداحافظی همیشگیه

کسی هست؟

کسی خونه نیست؟

هی! ای وای! هیلی

ببخشید. واقعاً معذرت می‌خوام

می‌دونی که بیماری قلبی توی خانواده‌ی ما ارثیه

می‌دونم. خوبه که احیای قلبی بلدم

این چیه؟

یه پیام مرموز برام می‌فرستی

و می‌گی تو این آدرس عجیب ببینمت

توی چارلستون چیکار می‌کردی؟

چی فکر می‌کنی؟ مگه تا حالا شده این روز رو دور از هم باشیم؟

نه

بیا دیگه

این آخر هفته نمی‌تونستی بیای خونه

واسه همین تصمیم گرفتم خونه رو بیارم پیش تو

سالگردمون مبارک، نیتن اسکات

از اونجایی که امشب فقط من و توایم

اجازه می‌دم بیشتر از ساعت خوابت بیدار بمونی

و «توماس و دوستان» رو تماشا کنی

ترجیح می‌دم «گاسیپ گرل» ببینم

واسه‌ام خیلی بده

شتر در خواب بیند پنبه‌دانه

خب، ریاضی‌ت که خوبه

پس حدس می‌زنم اوروال دوباره واسه شام به ما ملحق می‌شه

اگه حتی دستش به پپرونی من بخوره، می‌زنم به اون کپل خیالی‌ش

آروم باش پرستار دب. واسه اوروال نیست

همم. چه زود. پیتزا اومد

سلام دب. به نظر میاد... پیر شدی

پدربزرگ دن

مرد خودمی

چی می‌خوای دن؟

من دعوتش کردم

مگه نمی‌دونی یه قانونی هست

درباره‌ی دراز کشیدنِ زن‌های باردار؟

نه، منظورت دراز کشیدنه

یا دروغ گفتنی مثلِ «البته که تو پدر بچه‌ای»؟

اوه، نه. منظورم همون دراز کشیدنه ولی اونم هست

می‌دونی، وقتی سورپرایزمو ببینی

بابت این حرفت خیلی پشیمون می‌شی

اوه، واقعاً؟ اهوم

این سورپرایز ربطی به

دلیلی که دیشب نیومدی بخوابی داره؟

شاید

حاضری که حسابی غافلگیر بشی؟

نه چندان

اوه، دوباره ویار صبحگاهی گرفتی

آره، مثلاً

آخ! هی

آخ! آخ

هی

خوبی؟

بذار ببرمت بخوابی

دکتر گفت باید استراحت کنی

می‌خوام سورپرایز رو ببینم

اِم، فکر خوبی نیست

می‌خوام ببینمش

پیتون

همون‌طور که گفتی، اینجا دیگه خونه‌ی ماست

قشنگه

پیتون

فقط یه دقیقه زمان می‌خوام

ما هنوز حتی اسم هم انتخاب نکردیم

داشتم به «آنا» فکر می‌کردم

آنا واسه یه دختر کوچولو، به یاد مامانم

خواهش می‌کنم. نکن. نگو «یا شاید، اِم...»

شاید «سایر» واسه یه پسر. سایر اسکات

باید چند روزی به خودمون زمان بدیم تا هضمش کنیم، باشه؟

خدای من

وقتی به تمام اون وقتایی فکر می‌کنم که

فکر می‌کردم شاید بچه نمی‌خوام

انگار که... انگار نمی‌تونستم از پسش بربیام

پیتون، قضیه این‌طوری نیست

دنیا تو رو بخاطر ترسیدن تنبیه نمی‌کنه

می‌دونم

می‌دونم

ولی نمی‌تونم این کارو بکنم

گوش کن، می‌دونم دکتر چی گفت

اگه این بچه رو به دنیا بیاری

ممکنه بمیری

مهم نیست

من این بچه رو به دنیا می‌آرم

ببین، دکتر نگفت «ممکنه» اتفاقی برات بیفته

گفت احتمالش خیلی زیاده

پیتون، اون گفت در هر صورت ممکنه بچه رو از دست بدیم

ببین، ما

مجبور نیستیم همین الان تصمیم بگیریم، خب؟

می‌تونیم... قبل از اینکه برگردیم پیشش، چند روزی صبر کنیم

باشه؟

واسه سقط جنین؟

دکتر این اسمو روش نذاشت

ولی واقعیتش همینه

ببین، هیچ‌کس نمی‌خواد بگه... واقعیتش همینه

باشه

اگه می‌خوای درباره‌اش حرف بزنی

پس اسم واقعیشو صدا بزن

چطور ممکنه توی یه ماه این اتفاق افتاده باشه؟

اوایل بارداری یه کمی درد داشتم

چرا به من نگفتی؟

چون نمی‌خواستم نگرانت کنم

اونا هم گفتن چیزی نیست

این اصلاً «چیزی نیست» نیست

شایدم باشه

یعنی چی؟

خب، یعنی هر چی قراره بشه، می‌شه

می‌دونی، این کارت خیلی خودخواهانه است، می‌دونی؟

ببخشید؟ باشه، خیلی خب

می‌خوای... می‌خوای من آدم بده باشم؟

باشه. هر چی تو بخوای صداش می‌کنیم

ولی اگه ادامه‌ی این بارداری به معنی از دست دادن تو باشه

اونوقت تمومش می‌کنیم

اون یه «چیز» نیست

لوک، این بچه‌ی ماست، فهمیدی؟

تو... تو تپش قلبشو شنیدی

انگشت‌های دست و پای کوچولوشو دیدی

بس کن! تمومش کن! نه، تمومش نمی‌کنم

می‌خوام بهش فکر کنی، باشه؟

بعداً دوباره امتحان می‌کنیم، باشه؟ باشه؟

می‌تونیم به فرزندی قبول کنیم، خب؟

منظورم اینه که اگه پدر و مادرت هیچ‌وقت کسی رو به فرزندی قبول نمی‌کردن

ما هیچ‌وقت همدیگه رو نمی‌دیدیم

می‌دونم. می‌دونم عزیزم. و بخاطر این حرفت عاشقتم

اما این زندگی کوچولوی توی وجود من

هم تویی و هم من

و دلم می‌خواد اگه پسر شد، مثل تو چشماشو اون‌طوری لوس ریز کنه

و اگه دختر شد، پاهای ظریفِ منو داشته باشه

من نیازی ندارم این بچه شبیه من باشه

برام اهمیتی نداره، چیزی که برام مهمه

اینه که این بچه بدون مادر بزرگ نشه

ببین با خودت چیکار کرد

تو واقعاً داری سعی می‌کنی با عذاب وجدان دادن منو راضی کنی

آره معلومه که دارم همین کارو می‌کنم

دقیقاً همین کارو می‌کنم

اگه در نهایت باعث بشه تو زنده بمونی

خیلی پست هستی

خب، باشه، من پستم

داری چیکار می‌کنی؟

خیلی زود بود

بس کن

لوکاس یوجین اسکات، اگه همین الان تمومش نکنی

می‌زنم لهت می‌کنم

عین مامانا حرف می‌زنی

من یه مامانم

چند وقت پیش یه خواب دیدم

که یه اتفاقی برات افتاده بود

باعث شد به زندگی بدون تو فکر کنم

و من... من نمی‌تونم

اوه، عزیزم

نه، من نمی‌تونم اون‌طوری زندگی کنم. نمی‌تونم

تو همیشه می‌گی که من نجاتت می‌دم، پیتون

ولی از این یکی نمی‌تونم نجاتت بدم

ما حتی نباید این‌طوری فکر کنیم، خب؟

می‌شه لطفاً به تمام چیزایی نگاه کنی که

من و تو با هم از سر گذروندیم؟

منظورم تصادف‌های ماشین و زخم گلوله

و آدمای روانی‌یه

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left