One Tree Hill

One Tree Hill

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 6

Информация о релизе

One Tree Hill S06E04 Bridge Over Troubled Water 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-CRFW
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 4 One.Tree.Hill زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-22
Загрузки: 14
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 197 строк.

آنچه در «وان تری هیل» گذشت

کاش می‌شد

می‌تونستم این دردو ازت دور کنم

اما نمی‌تونم

و متاسفم

کونتین برادرم بود

کونتین دوستم بود

اما من با آنتوان در ارتباطم

و اون الان به من نیاز داره

داری چیکار می‌کنی؟ هی

زیاد از مغازه بلند می‌کنی؟

ولم کن عوضی! هی

یه روانشناس بود که من و نیتن پیشش می‌رفتیم

اگه بخوای می‌تونم شماره‌شو بهت بدم

باشه

آه

دست‌های نجسِ قاتلت رو از پسرم بکش کنار

باید اون پرتاب فِیداِویِ درب و داغونت رو بذاری کنار

هان؟ دلت می‌خواد بغلت کنم؟

اینو می‌خوای؟

برو خونه. برو تو رختخواب پیش زنت

این یعنی ضعف، نیت

راهِ رسیدن به ان‌بی‌ای از من می‌گذره، پسر

بجنب دیگه

سخت‌ترین بخش خداحافظی

اینه که باید هر روز تکرارش کنی

خب، خب

مربیِ راه گم‌کرده برگشت

ما هر روز با یه حقیقت روبرو می‌شیم

اینکه زندگی زودگذره

ردیفه، مربی تیلور

فردا باهات حرف می‌زنم

اینکه فرصتمون اینجا کوتاهه

و برای ادای احترام به کسایی که رفتن

باید زندگی خودمون رو به بهترین شکل ادامه بدیم

چی نوشته، مامان؟

«مثل عقاب‌ها بال می‌گیری و اوج می‌گیری

می‌دوی و خسته نمی‌شی.»

فکر می‌کنی توی بهشت هم بسکتبال هست؟

مطمئنم هست

چقدر گذشته؟

هشت روز

دلم براش تنگ شده

بیا بریم

صبح بخیر عزیزم

آره

حداقل یه صدایی ازت درمیاد

شاید هفته دیگه یه سلامی هم بهم کردی

مامان

بهم گفتی که داشتی با

یکی از دوستای من توی یه مراسم ختم روی هم می‌ریختی

فکر کردم این یعنی واقعاً نمی‌خوای حرف بزنیم

خیله خب

باید زودتر درباره رابطه‌م بهت می‌گفتم

رابطه‌م با آنتوان، اما باید یه راهی پیدا کنیم

که با این قضیه کنار بیایم عزیزم

اگه نخی باهام حرف بزنی، چطور می‌تونم اینجا زندگی کنم؟

منم داشتم به همین فکر می‌کردم

فکر کردم می‌تونم بهش عادت کنم

اما نتونستم

و نمی‌تونم

داری منو از خونه بیرون می‌کنی؟

سلام منو به آنتوان برسون

مامان

این پدربزرگ دنه

اون مرده! نه عزیزم، نمرده

اون چیزی که فکر می‌کنی نیست

اما تو و بابا گفتین کسایی که تو قبرستونن

توی بهشتن، مثل کونتین

درسته، اما خب، بعضیا دوست دارن سنگ قبرشون رو بخرن

قبل از اینکه... بمیرن، خیلی قبل‌تر

امم، مثل اون کوله‌پشتی‌ای که برات خریدیم

یه هفته قبل از شروع مدرسه‌ها، اینم همون‌طوریه

پدربزرگ دن فقط داره آماده می‌شه

که تا هفته دیگه بمیره؟ نه

اون... اون زنده‌ست

پدربزرگ دن زنده‌ست، قول می‌دم

پس می‌تونیم بریم ببینیمش؟

اون... آره، میک وولف

جدی می‌گی؟

اون اینجا چیکار می‌کنه؟

خب، فکر کنم ضبط داره

سلام

اوه، امیدوارم ناراحت نشی

می‌دونی، یه استودیوی خالی و گیتاری دیدم که داشت هدر می‌رفت

فقط یه عادت قدیمیه. نه نه، مشکلی نیست

امم، واقعاً مایه افتخاره. من یکی از طرفدارای پروپاقرصتم

حتی چندتا از آلبوم‌هایی که توشون نوازندگی کردی رو

روی دیوارِ دفترم دارم

خب، این منم که افتخار می‌کنم

میک وولف، خدای من

تو نباید تو شهر من باشی

چه برسه به استودیوی ضبط من

پس برای چی اینجایی؟

از مغازه‌م دزدی شد و

بهم حمله شد

می‌فهمم

قربانیای خشونت معمولاً براشون مفیده که

توی جلسات درمانی درباره تجربه‌شون حرف بزنن

این کمکشون می‌کنه که یه اتفاق تصادفی رو درک کنن

این تصادفی نبود

هیچ‌کدوم از کارهای مادرم تصادفی نیست

خب، کدومشون مال توئه؟

اوه، مال من امروز اینجا نیست

صحیح

فکر کنم قبلاً تو رو باهاش دیدم

اون کوچولوی مو بلوند چشم آبی بانمک

در واقع من... امم

من پرستارشم

حداقل تا قبل از اینکه اخراج بشم بودم

تجربه‌شو داشتم، باور کن

می‌دونی، مردم درک نمی‌کنن

که پرستار بودن چقدر اهمیت داره

و هیچ‌وقت قدر فداکاریِ واقعی رو نمی‌دونن

همین کافیه که آدمو دیوونه کنه

خب، در مورد من

پسرم با کسی که باهاش رابطه داشتم کنار نیومد

آره، اونا روی این چیزا خیلی حساس می‌شن

دل که این حرفا حالیش نمی‌شه

آره

اما از طرفی، اگه من بودم

هر کاری از دستم برمی‌اومد می‌کردم

تا توی زندگی اون پسر کوچولو باقی بمونم

توی خانواده‌تون سابقه بدرفتاری یا آزار وجود داشت؟

منظورم موقع بزرگ شدنه

نه، مگه اینکه سقف اعتبار بالای کارت اعتباری

و نبودِ نظارت رو آزار حساب کنی

با این حال فکر می‌کنی مادرت بهت حمله کرده

فکر نمی‌کنم ویکتوریا شخصاً این کارو کرده باشه

فکر می‌کنم اون

یه پدویی رو اجیر کرده تا کارهای کثیفش رو انجام بده

باید برات سخت باشه که باورش کنی

چیزی که مهمه اینه که تو باورش داری

ببین، اون می‌دونست که من تازه

طرح‌های کالکشن پاییزه‌م رو تموم کردم

می‌دونست که توی مغازه نگهشون می‌دارم

و می‌دونست اگه برم

جلسه هیئت‌مدیره و اون طرح‌ها همراهم نباشه

بی‌عرضه به نظر میام

و همین کافیه تا هیئت‌مدیره رو قانع کنه

که کنترل شرکتم رو بدن دست اون

شبیه... داستان‌های شکسپیر می‌مونه

احتمالاً فکر می‌کنی دیوونه‌م

نه، اصلاً این‌طور نیست

فکر کنم حرف‌های زیادی برای گفتن داریم

چطوری شروع کنم؟ از اولِ اول

یا فقط از وقتی که اخراجش کردم؟

مادرت رو اخراج کردی؟

مشکلی نیست. من جاشو پر می‌کنم

تازه، دِبیِ پرستار بیشتر وقت‌ها جیم می‌شد

آره. می‌دونی خنده‌داره

این‌همه سال که بهش می‌گفتیم «اسکیلز»

همیشه فکر می‌کردم ربطی به بسکتبال داشته باشه

خنده‌دار نیست

یه جورایی خنده‌داره

بی‌خیال نیت

ببین، اندی هم سن و سالش خیلی بیشتر از من نبود

وقتی که با مامانم دوست شد

و ببین چقدر همه‌چی خوب پیش رفت

خب، اندی که هم‌کلاسیت نبود

یا به اصطلاح دوستت

در ضمن، پشت سرت با کارن نمی‌پلکید

ببین، باید تا بازی فردا شب با این قضیه کنار بیای

کنار میام، اما به خاطر «کیو» این کارو می‌کنم، نه «اسکیلز»

خیلی از دستش شاکیم

می‌دونم، اما تیم بهت نیاز داره

جیمی هم همین‌طور

و به نظر من، «اسکیلز» می‌تونه

پدر بهتری نسبت به دن باشه

هه هه هه

پدربزرگ دن اینجا زندگی می‌کنه؟

آره، بد نیست، نه؟

به نظرم باید بذاری اون از بچه‌ نگهداری کنه

چرا پدربزرگ روزنامه‌هاشو برنمی‌داره؟

نمی‌دونم رفیق

شاید از چیزهایی که توش نوشته خوشش نمیاد

آره، احتمالاً حق با توئه

فکر نکنم خونه باشه عزیزم

هی، می‌شه توی ماشین منتظرم بمونی؟

اما می‌خوام پدربزرگ دن رو ببینم

می‌دونم عزیزم. فقط یه لحظه وقت می‌خوام

باشه. خیله خب

خیله خب دن، لطفاً کف زمین نپوسیده باشی

سلام. سلام

دختر کوچولوی من اینجاست

خب، نظرت چیه امشب بریم بیرون؟

منظورم اینه که بعد از اون‌همه پنهان‌کاری

فقط می‌خوام پزِ دخترم رو بدم

آنتوان

همم؟

نیتن منو از خونه بیرون کرد

واو

می‌دونستم نیت عصبانیه، اما

این دیگه خیلی بده

ببین، متاسفم

چرا یه مدت همین‌جا نمی‌مونی؟

«ماوث» رفته، در ضمن تو که

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left