Frasier

Frasier

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 7

Информация о релизе

Frasier S07E08 The Late Dr Crane 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 8 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Теги

bluray
Опубликовано: 2025-11-24
Загрузки: 25
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 199 строк.

باورم نمیشه چقدر اینجا سرده

نایلز، تهویه روشنه. کاملاً راحته

اوه، واقعاً؟ زبونتو بزن به کمربند ایمنی. اگه جرئت داری

کم‌کم دارم پشیمون میشم که اصلاً برای این نمایشگاه ازت خواستم بیای

می‌خواستم ریگن رو دعوت کنم، اما بعد از اون گندی که به قرار اولمون زدم

از خجالت روم نشد که حتی ازش بخوام

خب، نمی‌تونی که تا ابد ازش فرار کنی. همسایه‌ات هست

دوباره ازش بخواه. بدترین اتفاقی که می‌تونه بیفته چیه؟

ممکنه ازم بخواد دست از آزار و اذیتش بردارم

مجبورم شش ماه آینده رو با آسانسور خدماتی برم و بیام

با گیلرمو و گربه سه‌پاش

وابلز کوچولو چطوره؟

خوبه. می‌فهمم داری چیکار می‌کنی، نایلز

اگه اینقدر سرده، یه شال‌گردن توی داشبورد هست

اوه، واقعاً؟ من فکر می‌کردم اونجا جاییه که کره و تخم‌مرغتو نگه می‌داری

خب، حالا اینجا داره می‌سوزه

من باید اینو دربیارم

دیوونه شدی؟ نه

حداقل صبر کن تا وایسیم

جفتمونو به کشتن می‌دی. فرمون رو بگیر

من فرمونو می‌گیرم. فریژر، وایسا. وایسا

نه، تقریباً دراومده. نه، منظورم ترمز بگیره. ترمز بگیر

نایلز: حالت خوبه؟ فریژر: آره

خدا رو شکر مشتت ضربه ایربگ رو خنثی کرد

بینیت درد گرفته؟

آره

همینو حدس زدم. درست وقتی اومدی تو، گفتم

"این آقا بینیش آسیب دیده." خب، پس چطور، اِه، خودت می‌دونی--؟

ببخشید

بله، سلام. دکتر فریژر کرین هستم

می‌خواستم بدونم، من حدود نیم ساعت پیش مدارکمو پر کردم

صداتون می‌کنن. ما به ترتیب اهمیت مریضا رو می‌بینیم

اوه، واقعاً؟ خب، شما می‌دونید که من برنامه رادیویی خودم رو دارم

اهمیت جراحت

بله، البته

می‌دونید، جراح پلاستیک آن‌کال هست؟

نایلز، لازم نیست

نمی‌شه زیاد محتاط نبود. ممکنه شکسته باشه

نگران نباشید. بهترین جراحان پلاستیک اینجا مطب دارن

دکتر راب، دکتر کارنوفسکی و دکتر برک

کارنوفسکی؟ مل کارنوفسکی؟

بله، درسته

زن: رزیدنت جراحی روی خط یک

جراح پلاستیک ماریس. اوه

باور می‌کنی اون کلاهبردار هنوز داره جیبمو می‌زنه

یک سال بعد از طلاقم؟

خدای من، برای چی؟ اوه، برای تزریقات بوتاکس ماریس

می‌دونی، اونا از سم بوتولینوم استفاده می‌کنن

توی پیشونی، عضلات رو فلج می‌کنه و چین و چروک‌ها رو از بین می‌بره

من اینو برای سالگرد ازدواجمون هدیه دادم

اوه بله، احتمالاً دهمین سالگردتون. اون که دیگه سَمِ، نه؟

به هر حال، کارنوفسکی مدام داره منو برای تزریقات بعدی اون صورت‌حساب می‌کنه

فریژر: خدای من. پس شما طلاق گرفتید، آره؟

بله. منم همینطور. من فیل هستم

سلام. چهارده سال با هم بودیم

یه روز اومدم خونه و...

احتمالاً نباید اصلاً در موردش حرف بزنم

باشه

می‌دونی نایلز، حالا که اینجاییم

چرا کارنوفسکی رو پیدا نمی‌کنی و این قضیه رو حل و فصل نمی‌کنی؟

نه، نه، نمی‌تونم تو رو اینجا با این جراحت ول کنم. اوه، اشکالی نداره نایلز. من خوبم

خب، اگه مطمئنی، ممکنه یه سری به دکتر کارنوفسکی بزنم

واقعاً ظالمانه‌ست کاری که این تیغ به دست‌ها می‌کنن

زن‌ها رو متقاعد می‌کنن که ثروتشونو برای ظاهرشون خرج کنن

در حالی که چیزی که نیاز دارن اینه که یه نگاه خوب به زن درونشون بندازن

درسته. یه بار یه لایه‌برداری شیمیایی کرده بود

که می‌تونستی برای مدتی کلیه‌هاشو ببینی

فریژر: برو. موفق باشی، نایلز. ممنون

زن: تماس آزمایشگاه، شماره داخلی ۲۷۶۸

تماس آزمایشگاه، شماره داخلی ۲۷۶۸

زن زیبایی نبود، زنم، اما وقتی می‌رقصید

نمی‌تونستی چشم ازش برداری

می‌دونی، در واقع خیلی بهترم. خداحافظ

فریژر کرین؟ فریژر کرین، آماده‌ایم شما رو ببینیم

منم

آخ. دکتر کارنوفسکی. می‌بینم بالاخره تصمیم گرفتید برای من وقت بذارید

ببخشید، من از قسمت بایگانی هستم. بهم گفتن پرونده‌های ماریس کرین رو بیارم

این مال امساله

دکتر کرین؟ نایلز: بله

خیلی متاسفم که منتظرتون گذاشتم. ملیندا کارنوفسکی هستم

اوه، اِ، بله، البته. نایلز کرین

در مورد این مسئله صورت‌حساب... اِهم

اوه خدای من، این جعبه چقدر کثیفه!

مشکل اینه که من طی شش ماه گذشته سه تا صورت‌حساب دریافت کردم

بله، خیلی بابت اون متاسفم. و من، من خیلی بابت این همه گرد و خاک متاسفم

مشکلی نیست؟ باید فیلتر هپام رو روشن کنم

اوه. شما هپا دارید. شما یک «سونسن» دارید!

بله. عالین، نه؟

نگم براتون که گیر آوردنش تو این کشور محاله. من سعی کردم

خب، من یه بار برای خانم سونسن لطفی کردم. اوه، داستانش طولانیه

سراپا گوشم. اونم همینطور بود

به هر حال، من با بخش حسابداری در مورد صورت‌حساب شما صحبت کردم

و قطعاً اشتباه از ما بود

لطفاً عذرخواهی منو بپذیرید. ما حلش می‌کنیم

اوه. ممنونم

اوه. اوو. من از اون طرح خیلی خوشم اومد

مل: اوف. هوم؟

همه چیز خوبه؟ متاسفم

فقط یه لکه روی کتم دیدم

اوه، خب، به زور معلومه

لطف دارید. اون چاپ رو تو آخرین نمایشگاه موزه گرفتم.

آه! فکر کردم آشنا می‌زنید. اِم، شاید اونجا دیدمتون.

شاید. من به همه افتتاحیه ها می‌رم. عضو هیئت مدیره موزه هستم.

واقعاً؟

خب، تبریک می‌گم. همه نمایشگاه‌های امسال...

بی‌نظیر بودن.

ممنونم.

من، اِم...

من مخصوصاً پیکاسو رو دوست دارم. از دوره کوبیستیش خیلی خوشم میاد.

آه، چه اثر چشم‌گیریه، نه؟ آره.

آره، دوست دارم فکر کنم اگه میومد اینجا...

واقعاً می‌تونستم کمکش کنم.

حتماً فکر می‌کنید من خیلی وسواسی‌ام.

بله.

خب، به هر حال از ملاقاتتون خیلی خوشحال شدم.

آه، منم همینطور.

خانم دکتر کارنوفسکی!

خانم مگراشک یه سؤال ازتون تو اتاق ۳ داره.

هلن مگراشک؟

آه، واقعاً نمی‌تونم بگم. درسته.

بالاخره داره برش می‌داره؟ چرا صبر کرد؟

نمی‌دونم.

Found 98

اِم، در واقع، همه چی حل و فصل شده.

می‌تونید بگید، می‌دونید اون شوهرشه؟

نه، طلاق گرفته. اون پسرشه.

واقعاً؟

دکتر کارنوفسکی خیلی جوونه. حتماً تو بچگی بچه‌دار شده.

باشه.

اوه. اوه، چیز دیگه ای هست؟

اِم، نه.

نه.

خب مل: بله؟

مل، اِم، داشتم فکر می‌کردم، اِم-- اوه.

مل: اوه. اِم.

من، اِم-- این یکم معذبه. بله، من...

ممنونم. من، اِم، واقعاً نمی‌دونم چطوری بپرسم.

فکر کنم می‌دونم چیه. آها.

و هیچ دلیلی برای استرس نداری.

اوه، واقعاً؟ بله. فقط چند تا تزریق سریع

و اون چین و چروک‌های ریز و بد روی پیشونیت، محو میشن.

خب، این همونی بود که می‌خواستی بپرسی، نه؟

بله. خب، یه روش خیلی ساده‌ایه.

البته پیشونیت برای مدتی بی‌حس میشه. می‌تونم ساعت ۴:۳۰ برات وقت بذارم.

اوه، خوبه. این بهم وقت میده تا کاری که باید انجام بدم رو انجام بدم.

مل: عالیه.

دَفنی: سلام، دکتر کرین. نایلز: سلام، دَفنی.

داشتم می‌رفتم خونه، فکر کردم بیام بیمار رو ببینم.

اوه، حالم خوبه. ممنون، نایلز.

اصلاً نمی‌دونید چقدر احساس گناه می‌کنم.

فکر کنم اون بهتون گفت که این مشت من بود که اون ضربه ناخواسته

اما قدرتمند رو زد.

خب، کارها با دکتر شرور کارنوفسکی چطور پیش رفت؟

حسابی از خجالتش در اومدی؟ در واقع، اون یه خانم از آب دراومد.

و اتفاقاً یه خانم خیلی معقول. واقعاً؟

این یه چرخش بزرگه.

آره، خب... دکتر کرین، حرکت نکنید.

چرا؟ یه پشه هست.

کجا؟ روی پیشونیتون.

اوه. ول کن. ول کن. ول کن.

از قبل رفته. اوه.

ای وای. انگار نیشت زد.

آه، آره. آی.

نایلز، پیشونیتو برام چروک کن، می‌کنی؟

چرا باید این کار رو بکنم؟

فقط انجامش بده. پیشونیتو چروک کن.

من عروسک خیمه شب‌بازی تو نیستم. تو تزریق بوتاکس کردی.

یه پیشونی پر از سم داری، نه؟

ندارم.

وای، عجیبه. پشه از هوا افتاد پایین، مرده.

تزریق بوتاکس چیه؟

آه، یه روش زیباییه که برای از بین بردن چین و چروک صورت استفاده می‌کنن.

به به. بچه‌های من دارن عمل جراحی پلاستیک می‌کنن. چه سنیه برای این کار!

باورم نمیشه گذاشتی دکتر ساحره ماریس، جادوشو روت انجام بده.

مل آدم کاملاً دوست‌داشتنی‌ایه.

در واقع، داشتم دل و جرئت پیدا می‌کردم که ازش بخوام باهام قرار بذاره،

که اون متوجه این نقص کوچیک شد و من دلمو باختم.

آره، و بیشتر حس صورتتم همینطور.

دکتر کرین، نگاه کنید. عکس شما تو اخبار هست.

فریژر: بابا، صداشو زیاد کن. صداشو زیاد کن.

گوینده خبر: بعد از اینکه به بیمارستان مراجعه کرد

با چیزی که به نظر می‌رسید جراحات جزئی ناشی از یه تصادف کوچیک باشه،

روانپزشک رادیویی، فریژر کرین، امروز ناگهان درگذشت.

مطمئنم از طرف همه ما در KYOL صحبت می‌کنم

وقتی می‌گم جای خالی‌ش به شدت احساس خواهد شد.

اما این بارون دلتنگی نداره، نه فیلیپ؟

خدای من.

این دیگه چیه؟ باورنکردنیه.

مسخره‌ست.

معلوم شد که بعد از اینکه بیمارستان رو ترک کردم،

یه بدبخت بیچاره‌ای از اسم من استفاده کرده تا نوبتشو جلو بندازه،

و سکته قلبی کرد و مُرد.

اوه.

باید بگم، یه خورده حس عجیبیه که تمام سیاتل رو غرق کردم،

البته به طور موقت در این همه غم و اندوه.

می‌دونم هیچ‌وقت یادم نمیره کجا بودم وقتی شنیدم مُردی.

تو خیابون بودم،

و یه جمعیت داشتن تلویزیون تماشا می‌کردن

از پشت ویترین یه فروشگاه بزرگ.

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left