One Tree Hill

One Tree Hill

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 6

Информация о релизе

One Tree Hill S06E03 Get Cape Wear Cape Fly 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-CRFW
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 3 One.Tree.Hill زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-22
Загрузки: 18
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 195 строк.

آنچه گذشت در «وان تری هیل»

«بهت دستبرد زدن؟» «دیشب.»

نباید به کسی چیزی بگی، باشه؟

دِب، تو اسلحه داری، نه؟

«می‌خوام بهم یاد بدی چطور باهاش کار کنم.»

«زیاد از مغازه‌ها بلند می‌کنی؟»

نمی‌دونم داری در مورد چی حرف می‌زنی

داری چیکار می‌کنی؟

ازم بکش کنار، عوضی

می‌خوام یه لطفی در حقِ دنیا بکنم

و بکشمت، اما اول جیمی رو پس می‌گیرم

و تو هم قراره بهم کمک کنی

«فکر کردی کجا داری می‌ری؟»

آآآخ

ظاهراً مامانم با یه آدمِ عجیب‌غریبی که آنلاین آشنا شده، قرار می‌ذاره

می‌خوام بفهمم این کثافت کیه

و وقتی بفهمم، اوضاع بدجوری به هم می‌ریزه

من قبلاً همه گنجینه‌های کوچیکمو

می‌ذاشتم اینجا. حالا تو هم می‌تونی

«می‌تونی کمکم کنی یه شنل درست کنم؟»

«کوئنتین واقعاً از مالِ من خوشش میاد.»

فکر کردم شاید بتونیم یکی هم واسه اون درست کنیم

شبِ خوبی داشته باشید

اوه خدای من

لوکاس، چی شده؟

امشب به کوئنتین فیلدز شلیک کردن

اون مرده

کوئنتین فیلدز یه بازیکنِ بسکتبال بود

اون همچنین یه پسر بود، یه برادر، هم‌تیمیِ یه نفر

رفیقِ یه نفر

من کوئنتین فیلدز رو نمی‌شناختم

حدس می‌زنم دیگه هیچ‌وقت هم نشناسمش

هی، کسی بهت زنگ زد؟

آره

راسته؟

کوئنتین واقعاً

واقعاً مرده؟

آره

بیا تو

تا حالا به این فکر کردی که چه شکلی می‌شد

اگه دیگه خودت نبودی؟

اگه یهو می‌رفتی، دنیات چه واکنشی نشون می‌داد؟

کیو؟ کدوم گوری هستی پسر؟

لطفاً بهم بگو الکی خودمو از تخت نکشیدم بیرون

بهم زنگ بزن

هر چی تصور کردی، اشتباهه

هی، اینجا چیکار می‌کنی؟

هیلی، چی شده؟

هیچ چیزِ رمانتیکی توی مرگ نیست

غم مثل اقیانوسه

عمیق و تاریکه و از همه ما بزرگتره

و درد مثلِ یه دزدی می‌مونه که تو دلِ شب می‌زنه به آدم

به دانش‌آموزام چی بگم؟

به جیمی چی بگم؟ اون عاشقِ کوئنتینه

اون داره... واسش یه شنل درست می‌کنه

من بهش می‌گم

نه

باید با هم بهش بگیم

هی، مربی لوک برگشته. چه خبر مربی؟

هی بچه‌ها، اوم

باید یه چیزی بهتون بگیم

چی شده مامان؟

در موردِ کوئنتینه پسرم

گوش کن

واسه کوئنتین یه حادثه پیش اومده جیمی

چه حادثه‌ای؟

حالش خوب می‌شه؟

نه، حالش خوب نیست

اون، اوم

بدنش... بدنش دیگه از کار افتاده

و دیگه پیش ما نیست

اون رفته به بهشت، باشه؟

و دیگه نمی‌تونیم ببینیمش

پس «ریونز» چی؟ دیگه بازی نمی‌کنه؟

جیمی، اون فوت کرده عزیزم

دیگه نمی‌تونه بازی کنه

و مامان و بابا بابتِ این خیلی خیلی ناراحتن

«پس اگه تو هم ناراحت باشی، اشکالی نداره.»

می‌دونم که اون خیلی دوستت داشت

و می‌دونم که دلت واسش تنگ می‌شه

و ما هم واقعاً دلمون واسش تنگ می‌شه

ولی تکلیفِ شنلش چی می‌شه؟

جیمی، اون

جیمی، عزیزم، به من گوش کن

اون خوشش میاد. حالا می‌بینی

نه نه نه نه نه. هی، هی. معذرت می‌خوام بچه‌ها

هی، ببخشید، یه سوءتفاهمی شده... هی

این لباس‌ها مجانی نیستن

فقط دارم آمارِ موجودی رو می‌گیرم

بروک دیویس، عقلتو از دست دادی؟

فروشگاهِ خودمه. لباس‌های خودمه

هر کاری دلم بخواد باهاشون می‌کنم

ولی داری چیکار می‌کنی؟ ما حراج داریم

واسه یه روز، و فقط همین امروز، هر چی تو این فروشگاهه

کوفتی مجانیه

هی! نه

می‌خوای در موردش حرف بزنیم؟

«هیلی بهم درباره مامانت گفت.»

نه، در واقع

نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

چیزی واسه گفتن نمونده، پیتون

مامانم یه عوضیه

اون یه سلیطه‌یِ خودخواه و وحشتناکه

حالا خیالت راحت شد؟ حرفِ خوبی بود؟

چرا سرِ من داد می‌زنی؟

کلیدمم باید بهم پس بدی

چی؟ کلیدِ خونه‌ام؟

تو اسباب‌کشی کردی رفتی، درسته؟

نمی‌تونم بذارم مردم همین‌جوری بیان و برن، انگار که اینجا

یه جورایی پاتوقِ شیره‌کشیِ ریچل گاتیناست

باشه بروک، می‌فهمم ناراحتی

ولی قضیه چیزِ دیگه‌ایه که داره اتفاق می‌افته؟

فقط می‌خوام تو خونه‌ام احساسِ امنیت کنم، همین

پس کلیدتو لازم دارم

باشه

چی می‌خوای، پیتون؟

اینجا چیکار می‌کنی؟

اومدم بهت بگم که

یکی از بازیکنایِ بسکتبالِ لوکاس

دیشب کشته شد

کوئنتین فیلدز

«و لوکاس داغونه.»

فقط فکر کردم دلت بخواد بدونی

نمی‌دونم به هیچ‌کدومتون چی بگم

نمی‌دونستم به پسرِ پنج ساله‌ام چی بگم

که عاشقِ کوئنتین بود

دقیقاً به اندازه‌یِ خیلی از شماها

خب، اوم، اگه می‌خواید حرف بزنید

در موردِ اینکه چه حسی دارید

چه فایده‌ای داره؟

منظورم اینه که، اون دیگه رفته، مگه نه؟

یه احمقی بهش شلیک کرده و حالا واسه همیشه رفته

پس چه فایده‌ای داره؟

هیچ فایده‌ای نداره

فکر کردی می‌تونی منو گول بزنی، ها؟

فکر کردی می‌تونی نقشه‌مو واسه پس گرفتنِ جیمی خراب کنی

با اون قلبِ ناقص و احمقانه‌ات؟

خب، نمی‌تونی

یه نقشه‌یِ جدید دارم

«آخرش اصلاً مجبور نمی‌شم جیمی رو بدزدم.»

اون خودش صاف میاد پیشِ من

و چرا باید همچین کاری کنه؟

اوه

چون دَنِ پدربزرگِ بیچاره داره می‌میره

و آخرین آرزویِ قبلِ مرگش اینه که خداحافظی کنه

با نوه کوچولویِ عزیزش

بعدش چی؟

چند ماهِ دیگه، من می‌میرم

«و وقتی نتونن جیمی رو پیدا کنن...»

«می‌افتن دنبالِ تو.»

و اونوقت می‌شی همون فراری‌ای که نمی‌خوای باشی

ممم

تصمیم گرفتم که با این قضیه کنار بیام

تا اون موقع، شش ماه جلوتر از اونا با پسرم خواهم بود

«وقتی زندگی بهت لیمو می‌ده، نباید ترش‌رو باشی.»

جواب نمی‌ده

اونا جیمی رو نمیارن که منو ببینه

محضِ اطلاع اگه یادت رفته، من یه قاتلم، یادت هست؟

علاوه بر این، نوه‌ام ازم می‌ترسه

اوه

طبقِ این، نه

«تویِ ژاکتت پیداش کردم.»

به نظر میاد جیمی تقریباً همون‌قدری که منو دوست داره، تو رو هم دوست داشته

می‌خواد چیکار کنه؟

خودش پاشه بکوبه بیاد اینجا؟

با کسی که اونو میاره اینجا چیکار می‌کنی؟

خب، از تهِ دل امیدوارم هیلی باشه

ولی من کاری نمی‌کنم

اما دَن اسکات قراره اون طرف رو بکشه

حداقل این‌جوری به نظر می‌رسه

می‌گم، محضِ اطلاع اگه یادت رفته

تو یه قاتلی، یادت هست؟

می‌خواستم بهش بگم که بهش افتخار می‌کنم

می‌دونی، دیشب وقتی اومدی دفتر

با خودم گفتم: «فردا با کیو حرف می‌زنم.»

می‌خواستم بهش بگم که چقدر پیشرفت کرده

و چقدر بابتِ این بهش افتخار می‌کنم

آدم باید فردا رو هم داشته باشه، مگه نه؟

اون بچه فقط ۱۷ سالش بود

زندگیش هنوز شروع هم نشده بود

و نصف‌شب گوشی زنگ می‌خوره

و اون دیگه... رفته

این اصلاً منصفانه نیست، لوک

غیرممکنه و اصلاً جور درنمیاد

حس می‌کنم ناامیدش کردم

ازش خواستم که یه الگویِ خوب باشه

و یه هم‌تیمیِ خوب

اونوقت خودم می‌رم و محروم می‌شم؟

آره، ولی داشتی ازش دفاع می‌کردی

من در حقش کوتاهی کردم

اون یه برادرِ کوچیکتر داره

پدر و مادر داره

یه مادر چطور می‌تونه دوباره نفس بکشه؟

می‌تونم اینو بردارم؟

فکر کنم اون از این خوشش بیاد

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left