Unfamiliar

Unfamiliar

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Unfamiliar S01E02 1080p WEB h264-NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-02-06
Загрузки: 91
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ ‫16 سال قبل

‫تا یه ساعت دیگه ‫غزل خداحافظی رو میخونه.

‫یه ساعتی که ما نداریمش.

‫باید ببریمش بیمارستان.

‫من میبرمش.

‫بچه هم باید چک بشه، ‫چون ممکنه مسموم شده باشه.

‫یکی از شماها باید اینجا بمونه.

‫که گندکاریهای ما رو پاک کنه.

‫من...

‫یعنی بذارم بمیره و بعدش ‫اینجا رو مثل دسته گل تمیز کنم؟

‫گرگور، اون مهره توئه.

‫هر کاری کرد، فقط به خاطر تو بود.

‫اصلا برات مهم هست؟

‫اون دیگه مهره سوخته هست.

‫مگه انتخاب دیگه ای هم داریم؟

‫باشه.

‫باشه.

‫صبر کن.

‫بذار من...

‫هنوز زنده هست.

‫هنوز نفس میکشه.

‫چرا بهم گفتی کاتیا مُرده؟

‫هر کاری کردم به صلاح خودش بود.

‫و صلاح ما.

‫چرا تو این ۱۶ سال هیچ خبری ازش نشد؟

‫میدونست که خیلی خطرناکه.

‫اصلا با عقل جور در نمیاد.

‫اوضاع خیلی خرابه.

‫هویتش رو عوض کردم. ‫هیچ راهی نداشت که پیدامون کنه.

‫خب، انگار بالاخره پیدا کرده.

‫درست همون موقعی که کلوئیف دنبال ماست. ‫نمیتونه اتفاقی باشه، نه؟

‫سیمون، چرا دروغ گفتی؟

‫فکر میکردم دیگه هیچ وقت نمیبینیمش.

‫آره؟ یا شایدم فکر کردی من میرم دنبالش.

‫چرا؟ که نینا رو بهش برگردونی؟

‫نمیدونم.

‫تو اصلا این فرصت رو بهم ندادی.

‫یه کاری بود که کردم.

‫چی میتونم بگم آخه؟

‫بیخیال، الان دیگه اینجاست. تو برلین.

‫کلوئیف هم که مرگ ما رو میخواد.

‫یه جنازه هم که تو مخفیگاه افتاده.

‫ای بابا.

‫ ‫قسمت دوم

‫اون دو تا شبحت در چه حالن؟

‫هنوز ریق رحمت رو سر نکشیدن؟

‫نه، هنوز نه.

‫ولی به زودی.

‫اوضاع با آکن چطور پیش میره؟

‫جناب مدیر؟ جلسه بعدیتون داره شروع میشه.

‫مجبور شدم بذارمش کنار.

‫وعده زیاد میداد ولی عمل نمیکرد.

‫تو کل برلین کسی بهتر از آکن پیدا نمیشه.

‫برش گردون سر کار. هر جور شده راضیش کن.

‫فکر نکنم دلت بخواد ‫اون راز کوچیک بلاروسمون...

‫لو بره، درسته؟

‫باید خیلی زودتر از اینا دست بوس برمیگشتی.

‫از کی تا حالا ما میذاریم ‫این پشت میز نشینها برنده بشن؟

‫اونا اصلا نمیفهمن فداکاری یعنی چی،

‫یا اینکه ما برای کشورمون ‫چه کارایی میکنیم.

‫ورا باید بشه سفیر جدید.

‫این قضیه رو ردیفش کن، اونم سریع.

‫لعنتی.

‫سلام؟

‫خب، شروع شد.

‫ببینیم کی سر و کله اش پیدا میشه.

‫اون رفتگره همین الان داره آمارش رو میده.

‫- کجایی؟ ‫- همین الان رسیدم بیمارستان.

‫شاید یکم طول بکشه تا کاتیا رو پیدا کنم.

‫حله، شنیدم.

‫یولیکا.

‫یه جنازه تو اشپیتل مارکت پیدا شده.

‫مارک سینکلر، ‫مامور سابق ام آی۶. خفه اش کردن.

‫سرم شلوغه.

‫از کلوئیف چه خبر؟

‫هیچی، خبری نیست.

‫همه لپ تاپها و گوشیها ۲۴ ساعته تحت نظرن.

‫خب پس اصلا چه فایده ای داره؟

‫آدم قبل از اینکه بیاد تو باید در بزنه.

‫از لندن بپرس این مامور اخراجیشون ‫تو برلین چه غلطی میکرده.

‫به جز اینکه خودش رو به کشتن بده؟

‫تو و آلیس، شما...

‫من هنوز شما دو تا رو یه زوج میبینم،

‫ولی این اواخر خیلی از هم...

‫برو سوابق سرچمون رو بخون. ‫شاید اونجا جوابت رو پیدا کنی.

‫ما تو سازمان امنیت آلمان از رابطه ‫بین همکارها استقبال میکنیم.

‫کار رو برای همه راحت تر میکنه.

‫فقط باید بدونم، برای هماهنگی تیم.

‫ما حرفه ای هستیم. هماهنگی و این حرفها ‫ربطی به این موضوع نداره.

‫مارک سینکلر.

‫مامور سابق ام آی۶، ‫تو اشپیتل مارکت مُرده. دنبالشم.

‫ممنون.

‫سلام.

‫همین الان برات یه پیام فرستادم.

‫یه مامور سابق ام آی۶ جنازه اش پیدا شده.

‫باشه.

‫میخوای با هم روش کار کنیم؟ یا...

‫نه، خودم کلی کار ریخته سرم.

‫باید، میدونی که، به این قضیه کلوئیف برسم.

‫آره.

‫باشه.

‫تماس شما به پیغام گیر منتقل شد.

‫گرگور، چه خبره؟

‫باید بدونم تو بلاروس چه اتفاقی افتاد.

‫یه نفر پرونده رو غیب کرده.

‫بهم زنگ بزن.

‫سازمان امنیت اینجاست.

‫پس این آدمکشی که میخواست ‫کار رو تموم کنه، خودش مامور بوده.

‫قبل از اینکه بشه یه آدمکش اجاره ای.

‫برای کلوئیف؟

‫احتمالا نه. حدس میزنم ‫یه واسطه این وسط بوده.

‫- اینجا همه چی بازه. ‫- عالیه.

‫شاید اونقدرا هم که فکر میکردیم راحت نباشه.

‫چرا؟ چی شده؟

‫پلیسها دور و برشن.

‫- به محض اینکه اجازه بدن، میبریمش... ‫- یه فکری به حالش میکنی دیگه.

‫۱۶ سال زمان زیادیه برای نگه داشتن یه راز.

‫واقعا الان میخوای دربارش حرف بزنیم؟

‫خوشحال باش که پیشم نیستی.

‫چون از پشت تلفن نمیتونم بزنمت.

‫دیگه چی هست که من نمیدونم؟

‫مگه تو تا حالا چیزی رو از من مخفی نکردی؟

‫مرت؟

‫مرت، صدام رو داری؟

‫آره.

‫یکی اینجاست.

‫کی؟

‫شبیه نیروهای امنیتی خصوصیه.

‫شاید همون واسطه مونه.

‫آره، شاید.

‫- ایده ای نداری چطور کاتیا رو برداریم؟ ‫- هی، حواست به خودت باشه.

‫فکر کنم بدونم چطور از اونجا بیارمش بیرون.

‫دارم میام.

‫باشه. من همین جا منتظرم.

‫خانم سفیر. من کلارا هستم، وابسته شما.

‫لطفا، همون ورا صدام کن.

‫خانم سفیر یه کم زوده،

‫با توجه به شرایط فعلی.

‫مطمئنم به زودی همه چی درست میشه.

‫بهترین منظره برلین.

‫کمیته تصفیه تو مسکو کار رو متوقف کرده.

‫مجبور شدم این رو از پدرم بشنوم.

‫تو بلاروس چه اتفاقی افتاد؟

‫بابا میگه اونم نمیدونه.

‫یه عملیات که بد پیش رفت.

‫یه داستان قدیمی و تموم شده هست.

‫دارن ازش استفاده میکنن ‫که نذارن من بیام برلین.

‫بهتره که چیزی ندونی.

‫کی داره ازش استفاده میکنه؟

‫من یه نفوذی ‫توی سازمان امنیت آلمان دارم.

‫من اینجا پوشش تو هستم

‫تا وقتی که این نفوذی رو آدم کنی.

‫لعنتی.

‫و من پیش خودم فکر میکردم ‫بابا بالاخره منو دیده.

‫گوش کن ورا.

‫چرا نمیتونه هر دوتاش باشه؟

‫هیچ قصدی ندارم که برگردم مسکو.

‫فقط محض اطلاع گفتم.

‫منم همین طور.

‫سلام.

‫سلام.

‫بعدا میبینمت.

‫چطوری افسر.

‫تسلیمم جناب سروان. اعتراف میکنم.

‫من کشتمش.

‫خیلی ارزونتر از طلاق در میاد، نه؟

‫- هی! ‫- مواظب باش! این گاز میگیره.

‫کی دختر بدی بوده پس؟

‫انگار سردردت از خماری ‫بعد از ودکای بلاروسی هم بدتره.

‫نمیدونم اینجا چطوری قراره خوب بشی.

‫منظورم اون احمقهای طبقه بالاست، نه شما.

‫شما کارتون درسته. دمتون گرم.

‫خیلی خب. اوضاع اینجا چطوره؟

‫هی.

‫میتونی بری.

‫باید بیای کلانتری. با ما.

‫فقط چند تا امضا ازت میخوام.

‫- ممنون. ‫- مرسی.

‫خب دیگه.

‫خیلی خب، بریم.

‫- دوباره چی شده؟ ‫- دکتر!

‫- سلام؟ ‫- داریم میایم.

‫بکش کنار. مشکوک به خونریزی مغزیه.

‫ببرینش اتاق عمل. همین الان!

‫داره تشنج میکنه.

‫راه رو باز کنید لطفا.

‫- ما هم بیایم؟ ‫- نه، به هیچ وجه.

‫وقتی کارش تموم شد برمیگردونیمش.

‫لازم نیست حرف بزنی. گیج و منگی، طبیعیه.

‫یک، دو، سه.

‫میتونم ببرمش اون طرف مرز. ‫خیالم راحت باشه که همون جا میمونه.

‫الان؟

‫از جاده های فرعی میرم. ‫حداکثر یکی دو روزه برمیگردم.

‫اینجوری یه نگرانی کمتر داریم.

‫نه. بذار درست برنامه ریزی کنیم.

‫ببرش مخفیگاه.

‫منم فیلمهای دوربین رو پاک میکنم. ‫اونجا میبینمت.

‫موهاتو ببند.

More Farsi Persian subtitles for Unfamiliar

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left