Первые 200 строк.
ای « یک ماه قبل »
،خب، شاید
ولی ادز میتونست یه راه دیگه پیدا کنه .غیر از اینکه والر رو توی تلویزیون رسوا کنه
.فقط سعی داره کمک کنه
.میدونم
داری چیکار میکنی؟
.دارم هنر خلق میکنم
میدونی، هیچ وقت فکر نمیکردم .آدم هنرمندی باشی
،خب، تا حالا نبودم .ولی خب، میدونی
خیلیخب، چی هست؟
.این صورت توئه
.یه مربع با دو تا نقطهست
.ولی صورتت شبیه یه مربع با دو تا نقطهست
.احمقانهست
هی، این آهنگ رو شنیدی؟
فکر میکنی من این آهنگ رو شنیدم، کریس؟
.آره، ببخشید، یادم رفت
کل زندگیت سرت با اسلحههای اتوماتیک گرم بوده
در حالی که آدمهای عادی .داشتن به رادیو گوش میدادن
"خب، توی سال 1999، آهنگ "یه آدم خاص
از گروه سوئدی هاردکور .سوپراستار اومد بیرون
یه انقلاب به پا کرد .توی سبک جدید اسلیز راک
اسلیز راک جدید؟ - آره -
.چیزیه که اگه موتزارت الان زنده بود میزد
.آره حتما
.اوه، خدای من
!اوه، خدای من
.وای خدا، بسه
.من آدم خاصی نیستم، خب؟ باور کن
.فکر میکنم هستی
.خفه شو، کریس
.جدی میگم
نمیخوام آدم خاصی باشم، باشه؟
من فقط... میخوام کارم رو .پس بگیرم، و ادز گند زد بهش
...ولی تو قطعا خاصی چون
.میدونی، چون سرت شبیه یه مربعه
!بیرحمانه تمومش کردی
.اینم نوشیدنیهاتون، رفقا
.میو، خیلی ممنون
داری چیکار میکنی؟
منظورت چیه؟ .نمیخوام دیگه مزاحم میو بشم
یا خدا - آره، نه؟ -
.بریم توی کارش
!به سلامتی میو! دمت گرم
خیلیخب - خیلیخب -
.برو بریم، سر بکش
!به سلامتی میو - !هی -
.بیاید بغل، یه بغل دسته جمعی
.بغل دسته جمعی، بغل دسته جمعی، بغل دسته جمعی
.لعنتی، هی، خوشگله، بنازم
چی گفتی، یوسیمیتی سم؟ - باشه حالا، ای بابا -
.فقط میخواستم ازت تعریف کنم
!هی، به کص ننت میخندی، صورت کک و مک کیری
هی، مامانم یادم داده
که به کک و مکهام افتخار کنم، باشه؟
.دخترجون
!آره، خب، مادرت یه جنده تمامعیاره
چه گوهی بود خوردی؟ - هی، هی، آروم، آروم، آروم باش، آروم باش -
باشه؟ چیزی نیست، خب؟
...آره، ما... ما... ما آرومیم، من .ببین، متاسفم، داداش
...منظوری نداشتم. فقط - خوبه -
فقط دهنتو ببند و برو تو، باشه، داداش؟
.آ... آ... آره، قربان
.شب خوبی داشته باشید
چیه، فکر کردی داری ازم محافظت میکنی؟
.نه، دارم از اون محافظت میکنم
.بیخیال
داریم شب خوبی رو میگذرونیم، درست نمیگم؟
.به ماه نگاه کن، به ستارهها نگاه کن
میخوای همه اینا رو ول کنی که بری یه بازنده خدا زده رو بزنی؟
که لازم به ذکره، مادرش
.یادش داده به کک و مکهاش افتخار کنه
...آره، اون
.خیلی عجیب بود
آره - درست نبود -
خیلیخب - خیلیخب -
.آره، خیلیخب
!باشه دیگه، یا مسیح
.یا خدا
.حس میکنم همین الان یه معجزه دیدیم
.آره، خب، به این چیزها عادت نکن
.فقط میگم، میتونی باهاش مهربونتر باشی
من؟ - آره -
تو باهاش مهربونی؟ - نه -
،من... ولی، میدونی .آدرین اصلا به من اهمیت نمیده
.کل دنیای اون حول تو میچرخه
.عجیبه
.آره، عجیبه
ولی... ببین، احتمالا این حرف رو فقط ،واسه این میزنم چون یه کم مستم
.ولی یه جورایی دوستداشتنی هم هست
اون عاشقت شده؟
.نه
فقط داداش بزرگترش باهاش خوب نبوده، میگیری چی میگم؟
.فقط سعی داره خودش رو جا بده
چیه؟
فقط از اینکه اعتراف کنم .حق با توئه بدم میاد
.خدایا، خوب شد که اومدیم بیرون
.باورم نمیشه تا حالا اینجا نیومده بودم
.آره، بهترین جای اورگرینه
لعنتی - چیه؟ چی شده؟ -
اوه، خدای من - چی؟ -
هارکورت، باید بریم - اوه، بیخیال -
شوخی میکنی، نه؟ خدایی؟ - نه، نه، نه، لطفا -
نه - لطفا، لطفا -
اونها دست کم گرفته شدهترین گروه تاریخن - !نه -
یه نگاه بنداز - !نه -
!نه، من از قایق متنفرم - فقط چندتا آهنگ گوش میدیم و میریم -
!زود باش - !نه -
« با حضور ستارهجهانی یعنی نلسون »
« فصل دوم قسمت هشتم: کاملا نلسون »
.لیست کسایی که میخوان ملاقاتت کنن
با همه مشکلی نداری؟
.نه، نمیخوام کسی رو ببینم
چرا؟
دلیلش برات مهمه، دورویتز؟
خب، فقط برای زندانیها غیرعادیه .که ملاقاتی رو رد کنن، همین
.شاید واسه اینه که من خود فرشته مرگم
.خب؟ شاید واسه همینه
تو فرشته مرگی؟
.باشه
.هی، ما اینجا فرشته مرگو داریم
.در شماره 28، قفله
.در شماره 4، قفله
.قفسه تجهیزات با سلاحهای مختلف اینجاست
.الان عکسبرداری میکنم
.یه جور جادوی دیوونهوار و عجیبه
.آره
فلگ میخواد ما اینجا چی پیدا کنیم؟
.نمیدونم، هیچی نگفته
همه چیز ثابته، هپ؟
.اینجور بنظر میاد
این فناوری خیلی فراتر از هر چیزیه .که ما روی زمین میشناسیم
دیوونه کنندهست - آره -
.ما چیزی که نیاز داریم رو اونجا پیدا میکنیم
.و بهش ایمان دارم
و بعد همه چیزهایی که در موردش .حرف زدیم به نتیجه میرسه
وضعیتت چیه، آکاناموس؟
.هیچ وضعیتی وجود نداره
،حتی از این فاصله نزدیک
،به محض اینکه از اون در رد بشن
ارتباط صوتی قطع میشه
جیپیاس و ردیابهاشون
.از محدوده خارج میشن
.یه کم احمقانه به نظر میرسه، حقیقتا
.میدونی، رفتار خودت یه کم احمقانهست
.دوست پسرت یه آدم عوضیه
.اون دوست پسرم نیست
اون دوست پسرت نیست؟
!در شماره 21 قفله
،خب، این رقاصه دقیقا قشنگ هم نیست
میدونی منظورم چیه، بلوندی؟
،توی مقیاس یک تا ده
.مثل یه ایموجی گربه ترسوئه
ولی کیوپی لعنتی، براش .مهم نیست، خیلی مست بود
داداش، میشه خفه شی و دیگه دربارهاش زر نزنی؟
،نشسته لب صحنه
،فقط زل زده به این زنه، انگار که
با اون چشمای درشت پپه لو پیو
.قلبی شکل که از حدقه زده بیرون هست
داداش، میدونی که اینارو ضبط میکنن، درسته؟
.خب، خیلی هم عالی، داداش
،میدونی، بلوندی الان میتونه ازش لذت ببره
و هر کی که بعدا .گوش میده هم میتونه لذت ببره
.بخش منابع انسانی عاشقش میشن
و رقاصه اینو میبینه، خب؟
چون اون توی هنر دیدن پول راحت .آموزش دیده
و شروع میکنه سینه خیز رفتن روی صحنه .به سمت کیوپی
،بعد صورتش رو میگیره
و درست بین اون ممههای بزرگ و
.غولپیکرش میذاره
شروع میکنه... شروع میکنه .به بندری زدن با اون ممهها
هارکورت، میشه بهش بگی خفه بشه و دربارهاش کصشعر نگه؟
.به طرز احمقانهای، الان باید بعد داستان رو بدونم
خدایا - ،و اینطوری میشه که، شروع میکنه به ناله کردن -
...همینطور فقط
،و من با خودم فکر میکنم
"نکنه توی شلوارش شاشیده؟"
.یهو ساکت میشه
...و بعد، یهو یهویی، فقط میزنه بالا
.و همه جا روی ممههای اون زنه استفراغ میکنه
،روی همهجای صحنه
روی همه پولها - نظرم عوض شد -
.میخوام برگردم عقب و نشنوم اینو
داداش، خیلی کصخلی .که مجبور شدی این داستان رو برای همه تعریف کنی
.آره، واقعا عوضی اونه، کلاین
.تو روی یه رقاصه بالا آوردی
!یکی یه کصشعری توی مشروبم ریخت یا یه همچین چیزی
.تیم سه، در شماره 22
ژنرال؟
یادداشتهای لکس در مورد .چیزهایی که دیروز پیدا کردید
.خیلیخب، خیلیخب، ممنون، اوتیس
همه چی مرتبه؟ - همه چی مرتبه -
.لعنتی
!در شماره 22، باز شد
!در شماره 22 باز شده
!بلاخره
،داریم میریم توی در شماره 22 .بقیه درها رو فعلا دست نزنید
.دما، 9 درجه سانتیگراده
.رطوبت، هفتاد و نه درصد
.جاذبه با سیاره زمین برابره
No comments yet. Be the first to leave one.