Frasier

Frasier

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 11

Информация о релизе

Frasier S11E18 Match Game 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 11 قسمت 18 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Теги

bluray
Опубликовано: 2025-11-24
Загрузки: 30
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

و لطفاً یه دونه از اون نون دارچینی‌ها. خامه‌اشم زیاد باشه.

اوه، ایناهاش. هی!

دافنی: سلام. سیندی: سلام، از دیدنت خوشحالم.

وقتی دعوتمون کردین، خیلی هیجان‌زده شدیم.

شما مثل زوج‌های درجه یک کلاس لاماز هستین.

اوه، خب، خوشحالم اینو می‌شنوم.

می‌ترسیدیم جزو بخش C باشیم.

ما همه جا غذای خودمونو می‌بریم.

سیندی هیچ چیز ناسالمی رو وارد بدنش نمی‌کنه.

نه شکر تصفیه شده، نه آرد سفید، نه گلوتن. مطمئنم شما هم همینطورید.

اوه، البته.

نون دارچینی.

نه، ممنون، من باردارم.

ولی من گفتم، نه.

عزیزم، این بهترین نان یامیه که تا حالا پختی.

اون یه فرشتست. غذای منو می‌پزه، کره کاکائو رو شکمم می‌ماله.

فقط کاش می‌تونستم به جای اون زایمان رو تحمل کنم.

هی، شما با جفتتون چیکار می‌کنید؟

جفت ما ریشه‌های یه درخت خاص رو که تو حیاطمون می‌کاریم، تغذیه می‌کنه.

خب، ما تو آپارتمان زندگی می‌کنیم.

هرچند اون فیکوس تو اتاق کارم یه کم پلاسیده به نظر میاد.

راستی، اگه به دُلا احتیاج داشتید...

سیندی، مطمئنم اونا خودشون یکی دارن.

هر کی یه دُلا داره.

دُلای ما یه گنجه.

اون تمام مدت زایمان اونجا خواهد بود.

می‌دونی، انرژی‌هامونو متمرکز می‌کنه، بهمون حمایت عاطفی می‌ده.

نمی‌دونم مردم بدون اون چطوری از پسش برمیان.

اون واقعاً به برد کمک کرده.

اون داره یه بارداری همدردانه واقعاً سختی رو تجربه می‌کنه.

اوه، خدای من. عزیزم؟

من فقط... بازم یه کم حالت تهوع دارم. متاسفم.

من... من فقط یه کم هوا می‌خوام.

ما خیلی با هم هماهنگیم. اون هر حسی که من دارم رو حس می‌کنه.

حالت تهوع، اضافه وزن، ویار غذا.

خب، از نظر روانشناسی به این می‌گن سندرم کواد.

ما بهش می‌گیم عشق.

من ازشون خوشم نمیاد.

اونا خیلی بیشتر از ما از این قضیه بهره می‌برن.

ما حتی یه نقشه برای جفتمونم نداریم.

نه، صبر کن، نذار وحشت کنیم.

تنها چیزی که نیاز داریم کمک تخصصی‌ـه.

یکی از این آدمای دُلا رو استخدام می‌کنیم.

شماره‌شو از برد می‌گیرم.

ببخشید، ببخشید. اوه.

این بارداری داره منو از پا درمیاره. اوه.

سینهام امروز خیلی حساسه.

می‌دونی چیه؟ منم دارم یه کم حالت تهوع می‌گیرم.

اوه! زن: سلام.

به «تار شارلوت»، خدمات همسریابی خوش آمدید. بفرمایید تو.

اوه، متاسفم. این... نیست؟

اوه، حتماً اونقدر غرق روزنامه‌ام بودم که از طبقه خودم رد شدم.

البته.

شرم‌آوره که اعتراف کنی تو مسائل عاطفی نیاز به کمک داری.

لطفاً، بفرمایید تو.

نه، اشتباه شد. می‌فهمم.

بفرمایید تو.

باور کنید، شما به طرز خنده‌داری در اشتباهید. من به یک همسریاب نیاز ندارم.

پس ازدواج کردین؟ نه.

با کسی قرار می‌ذارید؟ من با آدمای زیادی قرار می‌ذارم.

در واقع، اغلب به اون چوب معروف نیاز دارم که آدم زن‌ها رو باهاش از خودش دور می‌کنه.

باهاش. من...

فکر می‌کنم منظورم رو رسوندم.

کارت منو بردارید. من بهش نیاز ندارم.

در صورتی که نظرتون عوض شد. عوض نمی‌شه.

برای یک دوست. من دوستی ندارم.

که به خدمات شما نیاز داشته باشند.

می‌بینید، من یه جورایی چهره شناخته‌شده محلی هستم، واسه همین مشکلی برای قرار گذاشتن ندارم.

واقعاً؟ بله.

اسمتون چیه؟ دکتر فریزر کرین.

اوه.

متاسفم، چیزی به خاطرم نمیاره.

فریزر کرین؟ بله، خودمم.

خدای من. اینجا چیکار می‌کنی؟

خب، در واقع من یک طبقه پایین‌تر دفتر دارم.

واقعاً؟ بله.

من طبقه ۱۸ هستم. اوه، خب، چرا با شما بالا نیام؟

ورزش هم می‌شه. اوه، ها ها.

بای‌بای.

دیدن تو اینجا خیلی خنده‌داره.

برای شما خنده‌داره، برای من دلچسبه. اوه.

همیشه خوبه که با یه طرفدار ملاقات کنی، مخصوصاً یکی به این جذابی.

منو یادت نمیاد؟

بله، البته که یادمه.

خودتی!

هی، تو. ها ها ها.

باورم نمی‌شه یادت نمیاد.

ما با هم قرار می‌ذاشتیم.

سه بار. جنیفر!

اِلی. اِلی!

اوه، خب، اینم طبقه شماست.

خوشحال شدم دیدمت. داری از سر خودت بازم می‌کنی.

این جمله آشنا به نظر میاد.

اوه، تعجب نمی‌کنم که منو یادت رفته.

تو تو هر قرارمون فقط درباره خودت حرف زدی.

و بعدش، بعد از اینکه با هم خوابیدیم... فریزر: خیلی متاسفم. متاسفم.

اِلی: ولی می‌تونستی بهم زنگ بزنی. متاسفم. باز هم خیلی متاسفم.

و اینطور که پیداست، من با تمام زن‌های سیاتل قرار گذاشته‌ام.

چاه خشک شده.

کابینت خالیه.

دیگه کسی نمونده.

بابام نامزد کرده، داداشم هم منتظر اولین بچه‌شه.

در حالی که من موندم و توی این چرخه‌ی بی‌نتیجه‌ی آشنایی درجا می‌زنم.

تو از استعاره‌هات خوشت میاد، نه؟

خب، نگران نباش، فریژر.

یه جایی یه زنی هست که تو هنوز از دستت کلافه نشده.

و من پیداش می‌کنم.

خیلی از خودت مطمئن به نظر می‌رسی. آره، هستم.

من با موفقیت صدها زوج رو به هم رسوندم.

خب،

دنبال چه جور زنی هستی؟

و فقط نگو باهوش، جذاب و پیچیده.

مگه از اینا نداری تو؟

باشه، خب، گفتنش سخته.

چی می‌خوام؟ اوه...

خیلی وقته واقعاً دلم نرفته برای کسی.

می‌دونی اون حسی که بعد از اولین قرار ملاقات بهت دست می‌ده و حتی خوابت نمی‌بره؟

فقط توی تخت دراز می‌کشی و بیدار بهش فکر می‌کنی.

اون چیزیه که من می‌خوام.

قراره کاری کنی که برای پولم حسابی جون بکنم، نه؟

اوه، راستی، پیش‌پرداخت لازم دارم.

اوه، البته. حق‌الزحمه‌م ده هزار دلاره.

این که خیلی بالاست.

و اون ده سال قرارهای بد... چقدر پات آب خوردن؟

براتون یه چک می‌نویسم.

خب، من پول رو بهش دادم و پرسشنامه رو پر کردم.

تو جوابات یکم دست بردی، نه؟

نه، معلومه که نه. چرا باید؟

چون هیچ‌کس تو اون چیزا صادق نیست.

یه رمزی هست که مردم استفاده می‌کنن.

مثلاً، اِمم، "پخته" یعنی "پیر".

"ورزشکار" یعنی "سینه تخت".

و، اِمم، اوه، "نه مثل مدل‌ها لاغر" یعنی "چاق سیرکی".

خب، وای، اون که همین امشب برام یه قرار گذاشته.

اما بهتون اطمینان میدم، من بیشتر به شخصیت اهمیت میدم تا قیافه.

حداقل یه عکس دیدی؟ معلومه که عکس دیدم.

شخصیتش اینقدر خشکه که اگه سکه رو روش بندازی، می‌پره.

خب کجا می‌بریش؟

کلارت. قصد دارم همه قرارها رو هم اونجا ببرم.

اینطوری می‌تونم به شکل عینی مقایسه‌شون کنم، می‌بینی؟

چون خانم تنها متغیر خواهد بود.

این یه مسئله علمی ساده‌س. آره.

مشکلت تو قرار گذاشتن همین بوده: علم کافی نبوده.

دَفنی: هی، شما دو تا. فریزِر: سلام. بفرمایید بشینید.

بسیار خب. ممنون.

فقط یه لحظه می‌تونیم گپ بزنیم. داریم میریم پیش دولامون.

آه، بله، دولای شما.

کسی چیزی لازم نداره؟ من دارم میرم بیارم.

آه، نه، ممنون. ما چای رازیانه و چند تا میان‌وعده سالم برای ناخنک زدن آوردیم.

آه، ها! کره بادوم زمینی و هویج!

ظاهراً یکی ویار حاملگی داره.

بله، نمی‌تونم جلوی خودمو بگیرم.

وای، نایلز. سندرم کوواد؟

ما فقط بهش می‌گیم عشق.

بله، خب، من یه قرار دارم.

من تو یه موسسه همسریابی ثبت‌نام کردم.

صبر کن ببینم، فریزر؟ یه همسریاب؟

تعجب می‌کنم که تو برای چیزی به این شخصی بودن مثل زندگی عاشقانه‌ت، از یه متخصص استفاده می‌کنی.

خب، منم می‌تونم همین رو در مورد تو و دولاتون بگم.

متخصص ما خیلی توصیه شده است.

متخصص من هم همینطوره.

خب، متخصص ما جزو بهترین‌های رشته خودشه. مال من هم همینطوره.

خب، متخصص ما ساعتی ۲۰۰ دلار دستمزد می‌گیره.

مال من ۱۰ هزارتا می‌گیره.

صداش محشره.

تبریک می‌گم، فریزیر. ممنونم، نایلز. برام آرزوی موفقیت کن.

موفق باشی. وای!

دافنه و نایلز؟

اوه، پس شما هاروست هستید.

خیلی خوشحال شدم از دیدنتون.

اوه، ایشون دوست ما، راز هستن. سلام!

یک رزومه که ۱۵ سال سابقه کارم رو نشون میده.

ضمناً، یه سرفصل برای مطالعه بیشتر.

خب، باید بگم حسابی تحت تأثیر قرار گرفتم.

حالا، در صفحه ۵، جزئیات پرسنل حمایتی من رو پیدا می‌کنید.

یه ماساژور هست، البته یه شَمَن، و یه درامر.

اون قبلاً با دوبی برادرز تور می‌رفت.

خیلی بااستعداده.

وای، به نظر که گرون میاد. صبر ندارم به فریژر بگم!

و البته، من اصرار دارم که محیط زایمان کاملاً عاری از هرگونه دارو باشه.

وایسا، وایسا. بدون دارو؟

اوه، من می‌خوام دافنه هوشیار باشه و کاملاً در لحظه حضور داشته باشه.

و زایمان طبیعی لزومی نداره دردناک باشه.

لزومی نداره، اما خب هست دیگه.

چقدر درد داره؟

دندونتو بدون نووکائین می‌کشیدی؟

نه. خب، دندون که اینقدره.

اوه، ببخشید.

فکر کردم می‌خواستی برای تولد بچه‌ت از لحاظ احساسی حضور کامل داشته باشی.

اما می‌بینم که تو فقط می‌خوای یکی بهت دارو بده.

ببندنت و بچه رو ازت بکشن بیرون.

اوه، نه، نه. صبر کن، صبر کن، نرو. بله، دوستمون داشت می‌رفت.

باشه. حق با توئه. ببخشید. این یه مسئله خصوصیه.

تو باید کاری رو انجام بدی که برای خودت درسته.

آخ! میلیون‌ها برابر!

فریژر: رسیدیم. زن: ممنون.

یه چیز فوق‌العاده‌ای در مورد قرارهای اول هست، مگه نه؟

اوه، خیلی ممنونم.

اون قلقلک انتظار، همینطور که دو غریبه تمام‌عیار...

به سمت چشم‌اندازهای بی‌کران امکانات پیش می‌رن.

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left