Первые 200 строк.
آنچه در «وان تری هیل» گذشت
میلی راست میگفت، الکس دوپره
بهترین انتخاب برای چهرهی کمپین جدیدمونه
میدونی اون دوستپسر بروکه دیگه، نه؟
با یه دستیار تهیه قرار میذاره؟
اون دستیار نیست، تهیهکنندهست
میدونم داری به چی فکر میکنی
ولی من وقتی یه فیلمنامهی خوب میخونم، میفهمم
باشه. یه نگاهی بهش میندازم
کویین، بین تو و دیوید چی شد؟
اون قبلاً دنیا رو دقیقاً همونطوری میدید که من میدیدم
ولی دیگه اونطوری نیست
بالاخره یه وقتی باید باهام حرف بزنی
یه دختری هست که تهدید کرده شکایت میکنه
تا ثابت کنه من پدر بچهشم، مگه اینکه بهش
دویست سیصد هزار دلاری بدم تا دهنشو ببنده
میخوای چیکار کنی؟
نمیدونم. تو میخوای چیکار کنی؟
هیچی
مبلغی که ما حاضریم پرداخت کنیم
تا این قضیه رو فیصله بدیم
خالیه
خالیه چون
تو یه دروغگوی سلیطهای
و ما یه قرون هم بهت نمیدیم
یه جلسهی تمرین دیگه رو هم نرفتی
شد چهار تا پشتِ سر هم
باید نگران بشم؟
حال و حوصله نداشتم
ببین، درک میکنم، ولی نباید یادت بره
که پایِ چی وسطه
الان وظیفهی تو اینه که رو فرم بمونی
اصلاً امسال قراره شغلی داشته باشم؟
قضیهی قراردادم به کجا رسید، کلی؟
دارم روش کار میکنم
آره، باید نگران باشم؟
درستش میکنیم
بهت قول میدم
چرا خبری نشده؟
بهت که گفتم پسر، این چیزا روالِ خودشو داره
در مورد معاملهی خودم حرف نمیزنم
این دختره، رنه
سه روز از وقتی که بهش گفتیم
پولی بهش نمیدیم میگذره
فکر میکنی بیخیال شده؟
بعید میدونم
«بالاخره گندش درمیآد.»
و ما برای اون موقع آمادهایم
ولی تا اون موقع نمیتونی فقط دست روی دست بذاری
و منتظر بمونی تا اون اتفاق بیفته
خب؟ نیت، لازم دارم که دوباره حواست رو جمعِ بازی کنی
باشه؟
باشه
یالا بریم
پسر، خوب چیزی پیدا کردی. عاشق اینام
هی، تو انتخابکنندهی رسمیِ غلات منی
سه بار پشت سر هم بگو ببینم
انتخابکنندهی غلات، انتخابکنندهی غلات
انتخابکنندهی غلات
عالی بود
این خیلی شکر داره. بگرد دنبال یه چیز دیگه
میدونستم
شکرش زیاده؟
بیخیال، خودم دیدم پنج کاسه
غلات شکلاتی رو یه جا لمبوندی
اون یه کلکل با تیلور بود
تازه مال قبل از این بود که مامان بشم. حالا میبینی
تو هم یه روزی بچهدار میشی
داداش، اون گوی بلورین رو بده به من
چند تا سوال ازش دارم
میدونی، منم یه سوال دارم
جریان تو و دیوید توی "تریک" چی شد؟ چند روز گذشته
ازم میخواد برگردم خونه و منم بهش گفتم
که زمان بیشتری نیاز دارم تا تکلیفم رو با خودم روشن کنم
حالا شد. اه، این زیادی سالمه
بگرد، بالاخره پیداش میکنی
جهت اطلاعت، این غلات هر چی که لازم داری رو داره
نکتهاش همینه، ممکنه هر چیزی که لازم دارم رو داشته باشه
ولی معنیش این نیست که هر چیزی که میخوام هم هست
ایش، این چه بوییه؟
بوی چوب صندله
جدی؟ عود روشن کردی؟
آرامشبخشه
داره بهم سردرد میده
ببخشید
واسه روز بزرگت استرس داری؟
اگه منظورت همون نمایش مُدیه که
کلی وقت و پول پاش ریختیم
آره، دارم
دروغ چرا، یه کم بابتش استرس دارم
خب، نباید داشته باشی. تو "بروک دیویس" هستی
داری شبیه ویکتوریا حرف میزنی
و این برام عجیبه
فیلمنامهی جدید داری؟
آه، این همون فیلمنامهایه که الکس اون شب بهم داد
داشتم یه سری ایده یادداشت میکردم
فکر کردم ازش خوشت نمیاد
نمیاد، ولی... داستانش خیلی خوبه
شاید یه خبرایی باشه
خب، لازم نیست این کار رو به خاطر من انجام بدی
من اصلاً از الکس خوشم نمیآد
اوه، من این کار رو از روی لطف انجام نمیدم
من وقتی یه ایده خوب میبینم، میفهممش
تازه، مردم عاشق داستانهای بازگشتن
و الکس وقتی نقش مناسبش رو پیدا کنه، بازیگر فوقالعادهایه
پس ارزشش رو داره یه نگاهی بهش بندازیم
باشه
بعداً میبینمت
هی، بروک دیویس
امروز خیلی زیبا شدی
لطفاً بیدار باش، لطفاً بیدار باش
الکس. آمادهای. امروز روز مسابقهست
ما یه کاری داریم که باید انجام بدیم، مگه نه؟ آره، داریم
بهش میگن «حرفهای بودن» که من یه جورایی بهش معروفم
قبلاً بودی. اوه خدای من، راستی چقدر جذاب شدی
حالا تو هم بهم بگو جذاب شدم کثافت، چون واقعاً شدم
تو هم جذاب شدی کثافت. مرسی
خیلی خب، با اینکه تماشای وزنه زدنت
به شدت هیجانانگیزه، فکر کنم دیگه من برم
امشب چه ساعتی میخوای بری نمایش مد؟
نمیدونم. حالا هر چی. تو میری؟
واقعاً دلم میخواد یه مشت مدل جذاب رو ببینم
که دارن روی سِن رژه میرن؟
من زود میرم اونجا رفیق. داری خوب پیش میری نیت
این شد چندتا؟ ۲۰ تا؟ من رو ۲۷ تامیام
ببین، تو هر بار میله رو تا روی سینهات پایین نیاوردی
و ما اونا رو حساب نمیکنیم
اوه. حواسم بهت هست
الو؟
باشه
آره، میدونستیم احتمالش هست
ممنون
برام مهم نیست چی میگی
اون ۳۰ تا بود. کارم تمومه
خبر پخش شد، نیت
همه جا پر شده
کجا؟
اونجا چی داری مرد کوچک؟
بچه نامشروع یعنی چی؟
هر نسخهای که تونستم پیدا کنم رو خریدم
متأسفم هیلز
لازم نیست مدام عذرخواهی کنی
چرا، لازمه
من مسئول این خانوادهام و این موضوع داره منو میکشه
که تو باید این شرایط رو تحمل کنی
نیتن، ما با هم از پس این موضوع برمیایم
میدونستیم این اتفاق میافته، خودمون انتخاب کردیم
و هنوزم فکر میکنم کار درست همون بود
جیمی اینو دیده؟
خودش پیداش کرد. اون واقعاً پسر خوبیه
نمیفهمه چرا یه نفر باید اینطوری دروغ بگه
خونهست؟
نه، با کوئین رفته پارک
فکر کردم بهتره یکم وقت بگذرونه
با دوستاش، مخصوصاً الان
«اولین باری که با هم بودیم
نیتن سیر نمیشد، منم همینطور.»
ای شیطون، ای بدجنس
خفه شو چاک، حقیقت نداره
آره جون خودت، مامانم میگه تا چیزی حقیقت نداشته باشه
تو این مجلهها نمینویسنش. بابات کارش تمومه
نه خیر، اینطوری نیست
فکر میکنم باید بهم فرصت داده بشه
تا بفهمم دقیقاً چی میخوام
منظورم اینه که حق ندارم؟
آره
ولی دیوید اینطوری فکر نمیکنه
اون فقط میخواد حلش کنه
اگه من نخوام حلش کنم چی؟ اگه نتونم چی؟
اونوقت چی میشه؟
پسرا
یه کم حافظهم رو یاری کنین
مگه ازت نخواسته بودم پیگیری کنی
ببینی قضیهی نیتن اسکات از چه قرار بوده؟
و بفهمی داستانی پشتش هست یا نه؟
پیگیری کردم. چیزی نبود
پس چرا «نشنال اینفورمر» یه مطلب در موردش زده؟
«نشنال اینفورمر»؟ شوخی میکنی؟
اوه اوه، اینو ببین. «افزایش نوزادان فضایی»
توی این یکی هم از ما جلو زدن، شاید بهتره استخدامشون کنی
شایدم همین کارو کردم
بیخیال چارلی، این که خبر نیست
فعلاً چیزی جز یه شایعه نیست
تو یه مجلهی زردِ داغون
ولی به محض اینکه ما گزارشش کنیم، بهش اعتبار دادیم
اون موقع تبدیل به خبر میشه
این عادلانه نیست و کار منم این نیست
کار تو همونیه که من بهت میگم انجام بدی
وگرنه میتونی بری ریتینگ یه شبکهی دیگه رو
بیاری پایین
خب، کوئین واقعاً روی اینها عالی کار کرده
الکس خیلی زیبا شده
آره، حالا فقط باید یکیشون رو انتخاب کنیم
اونی که انتخاب بشه میره تو کیف هدیهی امشب
خب، کدوم یکی برنده است؟
یه جورایی امیدوار بودم خودت انتخاب کنی
میلی، این تصمیم توئه
و دلم میخواد خودت بگیریش
تو توی این کار خوبی
خیلیخب، همینو انتخاب میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.