Первые 200 строк.
ما توقعات خیلی بالایی داریم و بقیه هم باید
اون توقعات رو برآورده کنن
پس باید قبول کنیم که یه عدهای هستن
که نمیتونن خودشون رو به اون استانداردها برسونن
و اگه کسایی باشن که باعث عقب موندن تیم بشن
خب، باید یه فکری به حالشون کرد، مگه نه؟
توی تعقیب بیرحمانهی رکورد ۳۵ میلیون دلاریِ این فصل
پارکر اشنابل فقط بهترینِ بهترینها رو میخواد
و یه نفر داره از بقیه عقب میمونه
بیرون کردنِ کسی هیچوقت آسون نیست
اما همه باید کار تیمی بلد باشن
و این آدم اینکاره نیست
پس چارهای نداریم جز اینکه بگیم:
«ببخشید، تو به درد اینجا نمیخوری. کارت خوب نیست.»
سلام تیوین
قبل از اینکه شیفتِ امشبت شروع بشه، میخواستم ببینم
میتونی یه سری به دفتر اینجا بزنی؟
میخوام ببینمت
باشه
خیلی خب، عالیه. ممنون
فعلاً
مدیر معدنِ پارکر، نونا لاولس، صداش کرده؛
تیوین پیترسون، یه اپراتور لودر
که سال دومش توی «دومینیون» هست
سلام، چطوری؟
خوبم
آره، متأسفانه تیوین، باید
عذرت رو بخواهیم
اصلاً اخلاقت به این محیط نمیخوره
خیلی ادعای همهچیدونی داری
وقتی ازت خواستم کاری رو انجام بدی
فکر کردی خودت بهتر انجامش میدی
و این مدل کار اینجا جواب نمیده
هفتهها بهت فرصت دادم تا همون کاری رو
که ازت خواسته شده انجام بدی، ولی باز سازِ خودت رو زدی
بعدش هم پز میدی که توی یه ساعت چقدر بار جابهجا میکنی
آخه کی این کار رو میکنه؟
تیوین، دارم چی بهت میگم؟
ببین، الان دقیقاً داری همون کار رو میکنی
داری
نه، نه، ولی تو داری
نه، گوش نمیدی، چون اصلاً به حرفهای من
توجه نمیکنی
خب، تو آیندهنگری نمیکنی رفیق
نمیکنی
چون گوش نمیدی، داری عقب میافتی
پس میتونی وسایلت رو جمع کنی و... بزنی به چاک
ممنون
آره، این جور اخلاقها اینجا خریدار نداره
منظورم اینه که
آره، خب مگه چند بار سعی کردم بهت بگم؟
اگه رئیسم، مافوقم، بهم بگه کاری رو بکن، میدونی چی میشه؟
دیدی؟ دیدی؟
باز هم داری... من بیرونت کردم
ولی باز هم داری بهم میگی که حق با توئه
برو بیرون! واقعاً برو
اصلاً نمیخوام... برو
برو! برو بیرون از اینجا
منطقِ پشتِ این کار رو نمیفهمم
فکر کنم اگه وقت میذاشتن باهام حرف میزدن و
حرفم رو میشنیدن یا از دیدِ من به قضیه نگاه میکردن
براشون خیلی منطقیتر به نظر میرسید، اما
واقعاً ناراحتکنندهست
امسال جابهجاییِ نیرومون زیاد بوده
هی استخدام کردیم و اخراج کردیم. کار کردن اینجا راحت نیست
و کارِ زیادی داریم و میدونی، به آدمهای
حسابی نیاز داری که بشه روشون حساب کرد
الان توی مقطعِ خیلی خوبی از فصل هستیم
و داریم با قدرت میریم جلو
چهار تا دستگاه شستوشو دارن کار میکنن
اگه بتونیم اوضاع رو همینطور نگه داریم، میدونی
وضعیتمون خیلی عالی میشه ولی تلاش زیادی
از طرفِ همه میطلبه
تا بتونیم به اون هدف برسیم
وسطِ فصله و پارکر تا الان
بیش از ۱۸ میلیون دلار طلا استخراج کرده
اما اخیراً، خرابیِ دستگاهها و زمینهای نامناسب باعث شده
رقم طلاهاش به کمتر از ۵۰۰ اونس در هفته برسه
وضعیتِ استخراج طلا باید بهتر بشه
اگه همینطوری پیش بره، به مشکل جدی میخوریم
من به همهی مدیرهامون اعتماد دارم
تیمِ خیلی خوبی داریم
و امسال توی «دومینیون»
تایسون واقعاً داره کارش رو عالی انجام میده
من سه تا دستگاه شستوشو رو جابهجا کردم
و اینجا توی دومینیون راهشون انداختم
عجیبه چون اینجا الان خیلی شلوغه
کلی اتفاق داره میافته
الان تمامِ سرمایهمون رو وسط گذاشتیم، پس
امیدوارم کار دستمون نده
بعد از اخراجِ تیوین، سرکارگرِ دومینیون، تایسون لی
یه اپراتور لودر کم داره
حالا باید یه نیروی جدید رو برای کار با دستگاهِ «باب» آموزش بده
یکم وقت دارم که با ایندیا کار کنم
و یادش بدم چطور بار بریزه توی دستگاه
ایندیا الان پنج شش روزه که با لودر کار میکنه
و دیگه وقتشه که یاد بگیره چطور به دستگاه خوراک بده
راستش رو بگم، کار با لودر واقعاً سخته
توی بخشِ «بریج کات»، ایندیای تازهکار
کمتر از یک ماهه که وارد کار معدن طلا شده
میدونی، من شغلی رو ول کردم که توش واقعاً خوب بودم
تا کاری رو شروع کنم که هیچی ازش نمیدونم
کارِ راحتی نیست ولی میخوام توش بهترین باشم
نمیخوام فقط «خوب» باشم، میخوام «عالی» باشم
با اینکه این اولین فصلِ معدنکاریِ ایندیاست
ولی اولین تجربهاش توی یوکان نیست
سلام تونی
ایندیا چهار سال پشتِ دوربین
همراه با تیمِ فیلمبرداریِ «گلد راش» کار میکرد
قبلاً روی زمینهای تونی کار میکردم، ولی
یه مدت هم توی زمینِ پارکر بودم
و همونجا بود که من و تایسون با هم آشنا شدیم
سلام
اوه، ممنون
میدونی، یادمه اولین باری که اومد اینجا
همون لحظه دیدمش و با خودم گفتم:
«اوه، باید باهاش آشنا بشم.»
هرچند این کار خیلی فرق داره، ولی چارهی دیگهای نداشتم
چون دوستپسرم توی کانادا زندگی میکنه
معدنِ طلا قطعاً جایی نبود که فکر کنم
توش عشق رو پیدا میکنم، ولی خب الان اینجام
و راستش رو بگم، عاشقِ این وضعیتم
عاشقِ این عشقم
به سلامتی
سلام عزیزم. چطوری عزیزم؟
آره، خوبم
خب، ببین من چطوری
یه بیل بار توی قیف میریزم
اول باید قشنگ صاف و مستقیم
روبروی قیف قرار بگیری
و بعد شروع کنی به بالا بردن. دقیقاً مثلِ وقتی
که داری بارِ کامیون رو میزنی
باید بیای جلو
و بعد وسطِ هدف رو نشونه بگیری
ببین چطوری هیچی از پشتِ بیل نمیریزه
هیچی هم از جلوش هدر نمیره؟
آره
و بعد وقتی تمامِ بارِ بیلم خالی شد
دکل رو میارم پایین تا مرکزِ ثقلم بیاد پایینتر
وقتی داری اینطوری میری تهِ گودال
یادت باشه که الان کسی بالای سرِ دستگاه نیست
خودتی که باید حواست بهش باشه، خب؟
از همین عقب دارم به تسمهها نگاه میکنم
که مطمئن بشم خاک داره روشون حرکت میکنه
و مطمئن بشم چیزی کج و کوله نیست
حواسم هست که نوارِ باطله هم داره کار میکنه
آره، منطقیه
اگه دیدی چیزی به سنگشکن خورد و رفت بالا
مسیرِ فرعی رو باز کن و مسیرِ اصلی رو ببند
آخ
چی شد؟ سرم خورد به جایی
خب، مواظب باش سرت جایی نخوره
کلهت که فنر نداره
دفعهی بعد بیشتر دقت کن
ای بابا
این اصلاً خوب نیست
میبینی اون خاکها حرکت نمیکنن؟
نباید نادیدهاش بگیری. بپر پایین
بپر پایین. گیر کرده
برو عقب و این دفعه من رو تماشا کن
قیفِ تغذیهکننده با خاکِ طلادار پر شده
و نمیذاره بار به دستگاه برسه
خب، برگرد پشتِ لودر
واسه همینه که واقعاً مهمه
که حواست باشه. آره
خب، نوبتِ توئه. باشه
من روی دستگاهِ «ماینر ۲» هستم. باشه
برو بالا
بالا
بالا
اول قشنگ روبروی دستگاه قرار بگیر
آدم استرس میگیره
یه ذره جابهجا شو. صافش کن
برو جلو. خوبه
دکل رو بده بالا. بده بالا
صافم؟ صافم؟
دفه بالا. سریعتر بده بالا
دیگه جلو نرو. دکل رو بده بالا
حالا آروم خالی کن
وقتی از قیف رد شدی، دکل رو بیار پایین
الان بیارش پایین
آره، همونجا خوبه
واقعاً استرسآوره، راستش
دهنم از خشکی چسبیده به هم
عالیه
خیلی سختتر از اونیه که به نظر میرسه
چهار ماهِ دیگه هم این کار رو ادامه بده
بسیار خب
من دیگه میرم
فعلاً... برمیگردم
دیگه همهچی دستِ خودته
باشه
وظیفهی منه که مطمئن بشم این دستگاه
درست داره کار میکنه
اگه پارکر فکر نمیکرد که از پسش برمیآد
این شغل رو بهش پیشنهاد نمیداد
امیدوارم توی روزهای آینده، بتونه به دستگاه
بار بده، روشنش کنه، خاموشش کنه
و بدونه چطور مشکلاتِ احتمالی رو حل کنه
تا الان تو این فصل کمتر از ۵۰۰ اونس طلا داشتیم
No comments yet. Be the first to leave one.