The first 11 lines.
باستر کيتون در *خانه بازيگري*
:نويسنده و کارگردان باستر کيتون و اِدي کلين
از اين درب وارد نشويد
«آقايان بنشينيد»
«آقاي بونز! من با خبر شدم که در شهر شما گرداب اومده »
بله قربان! باد آنچنان مي وزيد که» «يک سکه نقره را به 4 قسمت تقسيم کرد
«اين که چيزي نيست! باد جوري مي وزيد که»
خال روي دماغ يک مرد رو کند و پنجره يک ساختمان» «در دو بلوک آن طرف تر را هم شکست
«فهرست عوامل نمايش باستر کيتون»
اين يارو کيتون به نظر ميرسه خودش» «يک تنه نمايش رو برگزار مي کنه
«بر روي صحنه نمايش سيگار نکشيد»
No comments yet. Be the first to leave one.