The first 200 lines.
بیا اینجا موش کوچولو
سلام
سی سال بعد
بتریک؟
یه لحظه دیگه تو هم میشنوی
نباید بری دنبال دخترت؟
نزدیک ساعت چهاره
بالاخره زنگ زدی
رفتی دنبالش؟
میدونی که دوست ندارم بری دنبالش
الان میم دنبالش
میخوای دور بزنم؟- منظورم این نیست-
صبرکن. باید برم
سلام هیولا کوچولو رسیدی خونه؟
مامان بزرگ از تو تند تر میرونه
یه دقیقه ای رسیدیم
وای، چه سریع
و تازشم من جلو نشتم- چی؟ هانا؟-
چی اینقدر مهم بود که نمیشد تلفن رو جواب بدی؟
هیچی
یه قرارملاقات واسه ناهار
روئل رو میبری؟ و یکمی هم نون
هی
سلام هانس- آه، شام آمادست-
نگران نباش. اینبار میذاریم آزادش میکنیم
هرچند این کار هنوزم قانونی نیست
یه نوشیدنی دیگه میخوای؟- دفعه بعد-
چرا اینجا بودن؟
بعدا با مامان غذا میخورم
پرسیدن اگه مرد کیسه ای رو دیدیم
تو باتلاق چندتا چاله عمیق کَنده
یه چیز عجیبی هم پیدا کردن
تو مسیرم به اینجا دیدمش
پس اونا هم میبیننش
خوشمزه؟
مامان درستش کرده
...بِکَن، بکن، بکن
اون پسر من نیست. درسته؟
اون مرده چش شده مامان؟- نمیدونم عسلم-
غم انگیزه
اینا چیه؟
سلام، سلام، سلام
هی، کمربندت رو بنند- مامان بزرگ میذاره بدون کمبرند بستن بشینم-
خیلی خوشحالم که تونستی طی همچین مدت کوتاهی خودتو زود برسونی
موردی نیست. واسه دیدنش هیجان زده ام
آره
...خب، نمیدونم برای چه مدت
در معرض هوای آزاد بوده- باشه-
ولی مردم محلی تقریبا چهار روز پیش پیداش کردن
فکر میکردن برای اخیرا بوده چون خیلی خوب محاظت شده
اوه، مراقب قدم هات باش اینجا
گمونم لنارد رو بشناسی- سلام لنارد-
خوشحالم دوباره میبینمت- منم خوشحالم از دیدینت-
رادو دور و بر هست؟
آره، یه جایی همین اطرافه- خوبه-
...نمیتونم بگم عجب افتخاریه که- اونجا چه خبره؟-
تو راه که داشتم میومدم دیدمش
متاسفانه، جسد مردی که ...داشته حفاری میکرده رو
تو گودال خودش پیدا کردن
مرده؟
آره، میگن به خاطر هیپوترمی مرده
حمله قلبی، که باعث هیپوترمی شده
وحشتناکه
و چاله؟
خب، راستش هنوز اجازه وارسی نداریم
اوه، معلومه
بریم حالا؟
خب، سعی کردیم منطقه رو در مقابل عناصر محیطی تا جایی که بتونیم، محافظت کنیم
امیدوارم رضایت بخش بوده باشه- آره...خب-
خیلی خب
ببخشید
ببخشید
شگفت انگیزه
نگاش کن
زیبا نیست؟
مامان؟ مامان؟
مامان؟ هی... مامان؟
...لعنتی. هی
چیزی نیست. من خوبم- همینو دوشنبه به دکتر بگو-
نه- بله. صد در صد-
مامانی؟ کابوس دیدم
یکی دیگه
و وقتی بیدار شدم، تو توی اتاقت نبودی
من بدون تو جایی نمیرم عروسکم
قول میدی؟- قول میدم-
چی؟
هیچی
چیه؟
همین الان یه نفر رو تو حیاط ندیدی؟
نه- فکر کردم یه نفرو دیدم-
خیلی شبیه یه مرد بود- پرده رو بکش-
کسی از شما بیرون رفت الان؟
دیدی؟- بتریک یه نفر رو توی حیاط دید-
در ها قفله؟- آره-
شاید مرد کیسه ایه؟- اون مرده-
چی؟- هانس بهم گفت-
و تو هم بهمون نگفتی؟- به خاطر هیپوترمی بوده-
.چیز عجیبی نبوده که پس اون نمیتونه باشه
خب پس عالیه
مامان
مامان
مامان
چه خبر؟- بابابزرگ داره جر و بحث میکنه-
چی؟
داره معرکه راه میندازی؟
خدایا، چه سرده
من دارم تمام تلاشمو میکنم
...هیچکس اینجا هلندی حرف نمیزنه بفرما اینم یکی دیگه
آقا، میتونم کمکی کنم؟
بله بله
باز هم، ما نمیخوایم مردم محله مون کله سحر بیان تو حیاطمون
امروز صبح یه نفر توی حیاطمون بود
از افراد ما؟
من به یکی از آدمای چاله کن شما مشکوکم
اگه یه احمق دیگه واسه ... سر و گوش آب دادن پیداش شه
زندش نمیذارم
...داره میگه
دفعه بعدی که همچین اتفاقی بیفته
احتمالا استقبال دوستانه ای تحویلش نمیگیره
باشه، پس حرفش اینه؟
تو همین مایه ها
بهش گفتی؟- بله، مشخصه-
خوبه
خب...گوش کن
بابت اتفاقی که افتاده متاسفم
حتما به افرادم خبر میدم
سر خود جایی واسه گشتن نرن. باشه؟
شماها برای گنج دارین حفاری میکنید؟
آره. یه همچین چیزی
فقط شب ها این طوری میشم
شب ها که ماشینو نمیرونم. مگه نه؟
و اسکن؟
توی بیمارستان بهتون توضیح میدن
شما الان چند باری هست که این پروسه رو گذروندی
...به منظوری، خوبه که بفهمیم
اگه محرکش چیزی به جز .دلایل فیزیکیه
تا حالا کسی درموردش باهات صحبت داشته؟
صحبت شده- خب-
در بعضی از موارد
ضربه های روحی پردازش نشده ممکنه علائم فیزیکی زیادی رو ایجاد کنه
شاید عجیب به نظر بیاد، ولی معالجه میتونه یه راه حل باشه
آره
بهش فکر میکنیم
این یه سنسوره یه چشمی خیلی کوچیک داره
پس اگه یه فیل توی حیاط پاورچین راه بره
فیل؟ اونا که اینجا زندگی نمیکنن
نه، ولی توشی، چشمی میبینتش
و بعدش یه تصویر دستمون میاد
واسه چی ناراحتی؟
بله؟
اوه ببخشید، مهم نیست- اشکالی نداره-
وقتی در حال ضبطی، یه چیزی روی در بزن
چی شده؟
نیازنیست نگران من باشی
من خوبم- باشه، خوبه-
خب، من یکی دیگه میخوام
وقتی، بعد از این که هواپیما فرود میاد
و مردم از روی صندلیاشون میپرن
چمدوناشون رو برمیدارن و انگار کلی عجله دارن
بعدش اونوقت، البته، درها تا یک ربع بعد باز نمیشن
همشون یه جا میمونن
و عین یه مشت احمق، وسط راهرو به هم چسبیدن
.متنفرم ازش
خوب گفتی. آره، خوب بود
مرسی- خواهش میکنم-
نمیخوای دوباره بری پیششون؟
نه، همینجوری خوبه
میتونم همینطوری بشینم و مقتدر باشم
بله- آره-
...خب پس اون افرادی که هرچیزی رو
حتی اگه رسما رایگان فرض شده باشن بردارن چی؟
خب- ...میدونی مثل-
مثل این بسته های شکر
لازمشون ندارن، ولی بازم برشون میدارن
دوباره مربوط به مادرته؟
وای خدای من، اون واقعا وحشتناکه
همچین چیزا رو مثل همستر ذخیره میکنه
آره، بعد هروقت که مهمون داریم
یه سینی منظم از بسته های شکر رو .بهشون تعارف میزنه
که دزدیدتشون
خدایا
آره، میره رو اعصابم
...به عنوان راهنمای محلیت، توصیه میکنم
ویته کوپنییور رو بعدش، امتحان کنی .خیلی خوشمزست
مطمئنم تا الان چندتا از همونا رو امتحان کردم
و مطمئن نیستم اگه بتونم بشینم اینجا و
مقتدرانه خودی نشون بدم
فکر کنم دارم یکمی بی حال میشم
.مردایی که جوراباشون رو، روی تخت میذارن
جوارب، آره... چه قدر بی فرهنگ و نزاکت
میدونی چیه؟ گمونم باید همینجا امشب رو خاتمه بدم
حالت خوبه؟
آه خدای بزرگ
چه بلایی سرم آوردی؟
باهاش مقابله نکن
جالبه ها
آره، با ماشین هرجایی میرفتیم و مسخره بازی در میاوردیم
بعضی وقتا واسه، مثلا پنج نفر ولی اونم خوب بود، میدونی؟
دخترت یادش میاد؟
نه، ولی صداش رو دوست داره
No comments yet. Be the first to leave one.