The first 200 lines.
چي شده؟
ما دوساعته منتظرشيم قسمت 11
يه چيزي مشکوکه
!داره مياد
تو اينجا چه غلطي مي کني؟
مراقب حرف زدنت باشا .اون رئيس جديدمونه
چي؟
بذار خودمو معرفي کنم
من لي جون هي از شرکاي طلايي هستم .شرکتي که گروه چون هو رو پذيرفته
چي داري ميگي؟
...در واقع
شرکاي طلايي، سرمايه گذار پروژه ي جديد هرميا هستن
انگار گشنه ت نيس
من حتي از بچه ها خواستم برن تا تو راحت غذاتُ بخوري
الان ميخواي چيکار کني؟
اين يه مبارزه ست؟
نه اصلاً، دارم هشدار ميدم
مي ترسم هنوز واقعيتُ نفهميده باشي
بذار کمکت کنم
اگه نتوني يه نمونه از محصول جديدُ ...تا هفته ي ديگه توليد کني
من تمام قرارداد سرمايه گذاري رو فسخ مي کنم
...هي
تو داري براي توسعه محصول کم ميذاري
...واضحه که داري قراردادُ نقض مي کني
...يه بند از قرارداد هست که ميگه
اگه يه طرف قرارداد
در معرض بدهي يا تشنج موقت قرار بگيره
...ميشه قراردادُ .لغو کرد
چي داري ميگي؟
اگه ما بخاطر جريان نقدي غير معمولتون ازتون شکايت کنيم
ممکنه کل قرارداد فسخ بشه
انگار پول زيادي خرج توسعه محصول جديد کردين
حتي مايملکتون توي امريکا رو هم فروختيد
خب حالا چطوري ميخواي اوراق قرضه اي که به زودي سررسيدشون ميرسه رو پرداخت کني؟
...حس مي کنم اين فضا خيلي آشناست
ولي الان به لطف تو يادم اومد
چقدر من قبلاً آدم وحشتناکي بودم
تمام اون ثانيه هايي که فقط به غرورت فکر ميکردي
من به جات بودم، پول جمع مي کردم
فکر کنم اگه تو جاي من بودي زندگيت خيلي راحتتر بود
تو با استعدادي؟
هيچي مال خودت نبود .به خاطر اين صندلي بود
...حالا که من روي اين صندليَم
ميخوام دقيقاً همون حرفايي رو بهت بزنم که تو بهم زدي
.:.:(maryam_eco2003)ترجمه و زيرنويس: مري:.:.
من خيلي بي دقتي کردم
سرمايه گذار شدن و ...دخالت در توسعه محصول جديد
! از حقه هاي من بود
هي؛ اگه ما بدون قرارداد سرمايه گذاري برگرديم چي ميشه؟
!شوخي مي کني، نه؟
حالا جريمه ش بماند که چقدر ميشه
اگه مردم بفهمن که با شرکاي طلايي بهم زدي، چيکار مي کنن؟
و الانم ما هيچي براي فروش نداريم
اميدوارم کارمندا شوکه نشن
تو توي موقعيتي نيستي که !نگران بقيه باشي
!ممکنه همه مون بريم گوشه خيابون، ورشکست شيم
يه راهي پيدا مي کنم
پس چيزي به کسي نگو بخصوص به کيم سون جونگ
باشه نگران نباش
!شايد بهتر بود با ماهي بادکنکي مسمومش کنم
اگه فکرت مشغوله، بگو
اگه همينطوري ادامه بدي ممکنه واقعاً کم بياري
نه، چيزيم نيس
پس نگو چيزيم نيس
تو که اينطوري هستي، من خيالم راحت نيس
منم دلم ميخواد يکي دلداريم بده
تو امروز خوب اينکارو کردي
!مُردم
!مُردم از خستگي
!دستام
!من آدم ضعيفي هستم نميشه يکم بهم راحت بگيري؟
!اين لباس نوـه !حالا همه ش چروک شده، منشي کيم
!ببخشيد
اگه محصول جديد بياد بيرون !همه چي دُرُس ميشه
!امشب شام مهمون منيد
!بهم زنگ بزن .حالا بخشيدمت
خوش اومديد، قربان - !خوش اومديد -
ميشه چند دقيقه بياي، منشي کيم
ميخواستيد منو ببينيد؟
يه سؤال ازت دارم - بفرماييد -
وقتي عموم اينجا بود، کي رئيس تيم آرايشي و غذا و دارو بود؟
مديرعامل لي که قبلاً باهاش گلف بازي مي کرد .و باهم ميرفتن شام
مديرعامل لي جون هي؟
بله
چرا يهو اين سؤالو مي پرسيد؟
دليلي نداره
تيم حقوقي داره رو گسترش محصول جديد کار مي کنه
من تمام اعضاي تيم اينجا رو ميخوام
اونايي که بيرون اداره ن چيکارشون کنم؟
بهشون بگو آب دستشونه بذارن زمين .و بيان اينجا
اين يه دستوره - باشه -
اتفاقي افتاده، قربان؟
چيز مهمي نيست
فقط ميخوام جملات حقوقي .قرارداد سرمايه گذاريمونُ مرور کنم
چرا معطلي؟ !راه بيفت
بله قربان
بله، فوريه
خط هنوز اشغاله ولي چي شده؟
من فکر مي کردم بررسي حقوقي دو روز پيش تموم شده
الان مشکل چيه؟
اون خيلي دقيقه فکر کنم داره دوباره چک مي کنه
ولي اينو شنيدي؟
دليل اينکه عضويت در انجمن غذا و دارو به تعويق افتاده
به خاطر اينه که انجمن غذا و دارو .با ما مشکل داره
به خاطر رسوايي مواد اوليه ي ناخالص؟
اينجا دفتر منشي ـه
شنيدم اونا توليد بسته هاي محصول جديدُ تموم کردن
اگه با موفقيت توليدُ شروع کنن، چي؟
ميدوني که من ميتونم بهتر از کانگ مين هو عمل کنم؟
فکر مي کني حرفت منطقي باشه؟
من 6 سال توي هِرميا کار کردم
تمام اون سالا به چرنديات رئيس کانگ گوش دادم
ولي به لطف اون، همه چيزو در مورد سيستم کاري هِرميا فهميدم
...سيستم هرميا
ميدونم رو چي دست بذارم که دردسر بشه
مث کف دستم ميشناسمشون
درسته که کمک تو مؤثر بود
که شرکاي طلايي بزرگترين مالکان اوراق قرضه شدن
دارم روزشماري مي کنم تا وقتي که جِيمز کانگُ مث يه بچه، به گريه بندازم
اون روزم ميرسه
اين لي جون هي هستم
چه خبر از نو يونگ به؟
چيز نگران کننده اي نيس
حالا که پرونده بسته شده .کارآگاها کاريش ندارن
هنوز زوده که خيالمون راحت شه .همينطوري مراقبش باش
...و
تو رو به خاطر يه پرونده ديگه ميخوام
همه چيزو در موردش در بيار
بخصوص هر چي که نشون بده مشکل اخلاقي داره
...مشکلات با زنا، معاملات مالي .هيچي رو از قلم ننداز
نا اميدتون نمي کنم
يه ضعف کوچيک که ميتونه باعث بشه ...صندلي رياستشُ از دست بده
اونو پيدا کن
تا چيزي پيدا کردي، خبرم کن
دليل اينکه عضويت در سازمان غذا و دارو به تأخير افتاده
اينه که سازمان غذا و دارو اساساً باهامون مشکل داره
!چه مشکلي
اخيراً رئيس زياد نخوابيده
!براي همين زياد حالش خوب به نظر نمياد ...تازه، سرما هم خورده
!چه بوي خوبي داره
!واي خدا
...نزديکتر که ميشم خوش تيپ تر به نظر ميام، نه؟
نخوابيده بودي؟
.فقط يکم چشمامُ بستم .سرم درد مي کنه
از وو شيک شنيدم که بيخوابي شديد داري
چند وقته نمي توني بخوابي؟
چرا يه همچين سؤال احمقانه اي مي پرسي؟
به خاطر تغيير فصله
توي بهار حالم خوب نيست
...شايد بهتر باشه بري پيش دکتر چو
چرا هميشه وقتي خستگي مياد سراغ من تو اسم اونو مياري؟
ديگه نميخوام اسم اون شارلاتانُ بشنوم
فقط نگرانت بودم .خيلي خسته به نظر مياي
.ولي هيچ کاري از من بر نمياد
بيا يه کم داروي سرما خوردگي و چاي بابونه بخور
ظاهراً بابونه براي بي خوابي هم خوبه
ببخشيد
فقط همين از دستم بر ميومد
علائم حياتي ت که ديروز بي ثبات بود
با ديدن خانم کيم سون جونگ به حال نرمالش برگشت
فکر مي کني چرا؟
يه کار مي توني برام بکني
ميشه کمکم کني؟
چي؟
چيکار مي کني؟
همينجا بمون
اين دواي همه ي درداي منه
چرا اينقدر دستت سرده؟ مريضي؟
بهرحال سرماشُ دوست دارم
....آقاي رئيس
بله؟
من تمام روز به اين موضوع فکر کردم
واقعاً مشکلي نيست؟
نظرت نسبت بهم عوض شد؟ چرا اينقدر شک داري؟
...ولي - چيزي نيست -
همينطوري بمون .تا من بهتر شم
هزينه ي بيمارستان خيلي برات سنگينه
!ولي همينکه مي بينم بهتر شدي، خوشحالم
منو بيخيال خودت چطوري؟
به زودي نميتونم ديگه همودياليز بشم
فقط با پيوند کليه ميتونم خوب شم
چي؟
...حتي اگه کليه هم پيدا شه
چون پول ندارم !نميتونم عمل کنم
پس قوي باش تا حالت بهتر شه
بايد وقتي من مُردم !مراقب بچه ها باشي
!اين حرفو نزن
!آقاي نو
چي شما رو به اينجا کشونده؟
اومدم ازتون شهادت بگيرم
پس لازم نيست از چيزي بترسيد .فقط اينجا رو امضا کنيد
...پس
...اون پرونده
ميدونيد که لي جونگ گو مُرده؟
بازرسا تصميم گرفتن که از شما بازپرسي نکنن
.براي همين پرونده بسته شد
درضمن، انگار رسوايي مواد ناخالص هم مسکوت موند
و منم که الان دارم اينو ميگم !واس اينه که همه چي تموم شده
ولي ميدوني که خودت مقصري که اينقدر آسيب ديدي؟
!کسي بهت نگفته بود فرار کني ...همه منو به خاطر زياده رويم سرزنش کردن
No comments yet. Be the first to leave one.