The first 200 lines.
نه، ديگه نميخوام بيش از اين دور خودم بچرخم .نه روي خشکي نه روي آب
تصور کنید اگر این گاو مال من بود.
میتونی درستش کنی؟
این فقط یخورده سختره از اونیه که فکر میکردم
تو قبل از اينکه ما رو اين همه راه بکشوني .نپرسيدي نظرم چيه
بریم
سنگها هنوز داغن؟ آره، هنوز يه خورده گرما دارن
.بيايد بريم. اگه ما رو ببين شايد بهمون صدمه برسونن
آندرس" ميگه که وحشي هايي که اين اطراف هستن" .به کسي صدمه نمي رسونن
تو که نتونستي همراهم بياي و جايي رو پيدا کني
واسه همين خودم مجبور شدم جا رو انتخاب کنم
واسه خودمون بهترين جا رو در آمريکاي شمالي پيدا کردم
.هيچ جاده اي اينقدر طولاني نيست تا به هميچين جايي برسه.
به یک جایی مثل این،
هیچ راه در جهان بیش از حد طولانی است.
!فکر نکن من هرکاري که تو ميکني رو قبول کنم
بهم اعتماد کن، کريستينا
.ـ تو هيچ وقت، نظر کسي رو نمي خواي
من هميشه نظرت رو مي خواستم
مگه غیر اینه؟
شايد بعضي وقتها !ولي هميشه، آخرش همون کارِ خودت رو ميکني
.حداقل، خاک اينجا رو ميشه به آسوني شخم زد
جاي خوبي رو پيدا کردي .کارل اُسکار
کُلبه اي که اون بالاست رو مي بيني؟
اون بالا رو مي بيني؟
...کُلبه ي کوچيکيه این چیزیه که بدردمون میخوره.
ولي تا وقتي که خونه رو بسازيم .ميتونه سر پناهمون باشه
...بايد مثل گداها، زندگي مون رو شروع کنيم
حتي اگه زمين هاي بيشتري داشته باشيم نسبت به کشاورزهاي بزرگي ... که توي وطنمون بودن
، تازه اين زمين ها بهتر هم هستن
.حالا اينو ببين، کريستينا
مي بيني؟
. عمقش مثل همه جاي اينجاست
.ما اينجا خورد و خوراک مون رو مي کاريم
سرزمین های جدید
تنظیم هماهنگی و تصحیح خط به خط زیرنویس از OMID-M
ـ کارل اُسکار؟
ما بايد يه گاو بخريم، تا موقعي که .زمستون مياد، بتونيم ازش شير بدوشيم
،بايد بهت ميگفتم این خیلی آسان نیست.
.پولي واسمون نمونده تا گاو بخريم.
هیچ چی؟
يعني ما اينقدر فقيريم؟
همه چیز خیلی گرون شده.
.و منم هرچي که مهم و ضروري بوده خريدم
يه گاو هم مثل بقيه چيزها مهمه، درست نميگم؟
.به اندازه ي اين خونه که مهم نيست
اما در کل زمستان؟
ولي کلّ زمستون...فکر ميکني بچه ها بتونن تا بهار، بدون شير سر کنن؟
يعني هيچ راهي نيست؟
بدون پول چجوري بخريم؟
ـ فکر مي کني يعني زمستون از راه رسيده؟
.ـ حتماً، چيز ديگه اي نمي تونه به اين ناگهاني بياد
ميتوني خونه رو به موقع تمومش کني؟
دفعه بعد بزرگترش رو ميسازم
.بعدش چوب رو از هردو طرفش قطع ميکنم
شما چی فکر میکنید؟
.الان ميتوني نگاه کني یک دو سه!
!واي خدا جونم
يه گاو وحشي پيدا کردي؟
ما فکر کرديم که تو ميتوني اين گاو رو واسه زمستون .قرض بگيري
يه دونه گاو واسه ما بسّه
!اين گاو پيره
!ولي چاق و چله است و بهمون شير ميده
او گیر کرده .
شما گیر کردی؟
تقصير توئه، کارل اُسکار
بايد بدوني که زن ها باسن پهن تري !نسبت به مردها دارن
...خدا کاري کرده که ما راحت دراز بکشيم
که جماعت زنان هستند گسترده تر در پرتو از همسرانشان.
خدا ما را آفریده است بنابراین ما می توانیم محکم بر روی زمین زندگی کنیم
وقتيکه از حرفش پيروي مي کنيم !و دنيا رو پر مي کنيم
.اُوريکا بلده خوب حليم درست کنه
.اُوريکا از اون دسته زناييه که بايد داشته باشي
.ـ ولي تو که زن داري
!ـ اون سرخ پوسته که فقط بلده غذاي سگ درست کنه
چرا شما به او پس؟
.اون براي تخت مردش بالش خوبي درست مي کنه
البته...
اون خيلي جثه اش کوچيکه ولي
...همه ي دختراي سرخ پوست
!راست ميگي، به سلامتيش، به سلامتي
،اين عرق آمريکايي واقعاً خوب و اثرش زياده
اما این رنگ، رنگ شاش گاوه.
کمکم کنید.
ـ آرويد، ميتوني رازي رو نگه بداري؟
.ـ من هميشه راز نگه دارم، خودت اينو ميدوني
.ـ من ميخوام به محض اينکه بتونم از اينجا در برم.
ـ ميخواي برادرت رو ترک کني؟
.کارل اُسکار، واسه من تصميم نمي گيره
.ميخوام برم دنبال حفاري واسه طلا
طلا؟
.ـ ولي تو هيچ وقت حرفي از طلا پيش نکشيدي
.ـ اين از اونجور چيزهاييه که نبايد درباره اش حرف بزني
.ولي من نميخوام تنهايي برم
.ازت ميخوام باهام بياي
میای؟
ـ بين اينجا و اونجا که اقيانوس نيست، درسته؟
.ـ نه نيست، زود باش
اگه فقط جاده رو درست کنيم .ديگه احساس دوري نمي کنيم .
کسي هست که از مهاجرت پشيمون باشه؟
یعنی چی؟
کسي هست که از مهاجرت پشيمون باشه؟
حسرت آن را؟
بايد پشيمون باشم اونم در سرزميني
که باهام مثل انسان رفتار ميشه؟
.نه. اونا قبلاً ميتونستن هرکاري که دلشون ميخواست باهام بکنن
در وطن مون، اونا فکر مي کنن که سوئد تمام دنياست
.واسه همينه که اونقدر حق به جانب هستن
!اونجا لانه شيطانه
اگه کسي بيرون ميرفت و ناخواسته
...، گوزِ صبحگاهي ول ميکرد
مردم اونو همه جا پخش مي کردن تا اينکه !مي ديدي خبرش توي کلّ کشور پيچيده
.ما خودمون خواستيم که به اينجا بياييم
.ما نه احساس ترسي داريم و نه پشيمون هستيم
خوب یخورده پشیمونم که
چرا شش سال پیش به اینجا نیومدم
،هيچکس نميتونه من رو از اينجا بيرون کنه
!تا وقتي که روي اين کُنده ي خرد شده نشستم
- کریستینا! چی شده کریستینا
درد دارید؟
او خسته است و نیاز به استراحت داره.
منو ببخش...
...که اينجا نشستم و ناله ميکنم
میتونم کمکت کنم
دست خودم نيست
..زود تموم ميشه
فقط منتظر باش و ...خونه آينده مون رو نگاه کن
خونه آينده مون، همينجا "خونه اي در "کي ـ چي ـ ساگا
کارل اسکار بیزاره از سرخپوستها،
ولي اونا به اندازه کافي زرنگ هستن
.تا اينکه از زمين ايراد بگيرن
رابرت ...
طلاها دقیقا
کجا هستن؟
در کالیفرنیا.
ـ منظورم اينه که ميدوني دقيقاً کجاي کاليفرنياست؟
نه دقیقا.
بايد دنبالش بگرديم، در مسيرمون پرس و جو مي کنيم
،يعني همه جا پخش و پلاست يا اينکه فقط تو يه نقطه ی خاصیه؟
همه جا هست پخش و پلاست
ـ واسم سؤاله "دانيل" ميخواد چي بگه؟
ـ مگه تو ارباب خودت نيستي؟
.بله، ولي...اون پولِ سفرم رو داد
هنگامی که ما بازگشت، شما می توانید او بسیار پرداخت
بعد از اين ماجرا، ميتوني اينقدر بهش پول بدي !که بتونه تا آخر عمرش سفر کنه
گمشید ار اینجا برید بیرون
وای خدای من نزدیک بود ها
ببین مطمئنی حالت خوبه؟
.ـ نه، الأن تموم ميشه
- اماداری درد میکشی؟ زود خوب میشه
فکر کنم وقتش رسیده
ـ اينطور فکر مي کني؟ .ـ نميتونه چيز ديگه اي باشه
ـ زود نيست؟ دو هفته است
خودت میدونی دیگه تصمیمش با من نیست که - البته که نه، عزیزم.
ـ بايد کمک بيارم .ـ اُوريکا رو بيار
- اولریکا! ..وقتي که اينجا اومديم، ازش خواستم
اولریکا ...
راحت باش.راحت باش
کمکم کنید.
ـ بابا، ماماني ميخواد بميره؟
.ـ نه، هيچ اتفاقي نميفته يوهان
هیچ چیزی برای نگرانی نیست. مامان به زودی خوب میشه.
! سر بچه رو ديدم
!محکم نگهش دار، کارل اُسکار
!بغلم کن
یه پسره .اين يه مرد واقعيه
!اون چيزي که لايِ پاهاش هست، مثل مالِ باباشه
.اون قيچي رو بهم بده، کارل اُسکار
!!! "اون "ساخت سوئده
...و بايد از خدا بخوايم که اون رو حفظ کنه
!تا به خاطر اين کارها در زندگي، ازدواج نکنه
.اون يه آمريکايي اصيل ميشه
پسر بزرگیه
باید اون به مامانش نشون بدی
.حالا بايد مشروبِ تولّد رو بنوشي، کريستينا
اکنون من شما را تعمید میکنم نيلس اُسکار دانيل
به نام پدر...
و پسر ...
و روح القدس.
.بيايد همگي دعا کنيم
!من يه سرخ پوست رو با تير زدم
این مزخرفات چیه؟ داری دروغ میگی؟
البته که نه
..فکر کنم افتاد روي زمين
! اون اوّل شليک کرد
تو يه سرخ پوست رو با تير زدي؟ همه مون رو خونه خراب کردي؟ کجا ؟
کجا بود؟
.ـ پايين صخره بزرگ
.ـ بيا و نشونم بده
اینجا
ـ اون با تير بهت شليک کرد، يا ...؟
.ـ آره، اون چندتا تير شليک کرد
.اون چند هفته ـست که مُرده .اون نميتونسته به کسي تير شليک کنه
من راست ميگم، کارل اُسکار !قسم ميخورم
.حتماً يه سرخ پوست ديگه هم روي يه درخت ديگه بوده
من مطمئن هستم .من صداي چندتا تير رو شنيدم.
.ولي وضع شنوايي يکي از گوش هات زياد خوب نيست
.من ميدونم اين يعني چي
تا وقتي که زمين يخ زده است
.سرخ پوستها نمي تونن مُرده هاشون رو دفن کنن
No comments yet. Be the first to leave one.