Release info

Its My Life E66(@Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

TS
HD
Published on: 2019-03-16
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت شصت و ششم

‫بانگ چول سانگ

‫گفتی دنبال چویی گوم سون میگردی، نه؟

‫چی؟

‫بله

‫یه نفر رو پیدا کردم که چویی گوم سون رو ‫خیلی خوب میشناسه

‫میخوای اونُ ببینی؟

‫آه، فکر نکنم دیگه نیازی باشه

‫تو شهرمون از یه نفر ‫راجب چویی گوم سون پرسیدم

‫و گفت که اون مُرده

‫واقعا؟

‫کسی که چویی گوم سون رو ‫خیلی خوب میشناسه؟

‫مهم نیس

‫تا وقتی دهن چول سانگ بسته باشه ‫هیچ مشکلی پیش نمیاد

‫سلام

‫تا نیم ساعت دیگه مدیر بازاریابی نمایندگی ‫بهتون گزارش میده

‫خانم؟

‫بله، چی گفتی؟

‫تا نیم ساعت دیگه مدیر بازاریابی نمایندگی ‫بهتون گزارش فروش نمایندگی ها رو میده

‫باشه

‫اون دفعه که راجب پسر مدیر پرورشگاه حرف زدی

‫گفتی به عنوان استاد رفته خارج، نه؟ ‫بله رئیس

‫با خانواده ـش رفته خارج؟

‫نه، همسرش و بچه ـش تو کره ـَن

‫خوبه

‫با همسرش تماس بگیر و بپرس که ‫مشخصات بچه های پرورشگاه رو داره یا نه

‫مشخصات بچه های پرورشگاه؟

‫با مشخصات بچه های پرورشگاه،

‫میتونیم حقیقتی که پشت چویی گوم سون ‫پنهان شده رو بفهمیم

‫چشم، متوجه شدم

‫اگه حدسم درست باشه ‫اسمشو تو پرورشگاه عوض کرده

‫و تو سئول یه شجره نامه خانوادگی مستقل گرفته

‫چی؟ چطور میخواین اون حجم از سفارش رو ‫دوباره تولید کنین؟

‫فعلا، باید به نمایندگی ها خبر بدیم ‫و عذرخواهی کنیم که...

‫زمان توضیع محصولات عقب افتاده

‫ما هم قسمتی از هزینه ‫تولید مجدد رو پرداخت میکنیم

‫پس کو جه سون، ‫در مورد این قضیه با مینهان حرف بزن

‫این تقصیر خودشونه

‫چرا ما باید تو هزینه ها کمک کنیم؟

‫سفارشمون یه مشکلی داشته

‫که رئیس هان میخواسته اصلاحش کنه ‫اما این اتفاق افتاد

‫ما کاملا بی تقصیر نیستیم

‫ممکنه وقتی بعد از مسابقه ‫فروش رو محاسبه کنیم

‫با ضرر روبرو بشیم ‫واقعا باید این کارو کنیم؟

‫هزینه ـش خیلی زیاده

‫موقعی که هیچکدوم از کارخونه ها ‫سفارشمون رو قبول نمیکردن،

‫مینهان گروپ خیلی کمکمون کرد

‫نباید محبت یه نفر رو جبران کنیم؟

‫اینو میدونیم، اما...

‫نگرانیم که روی نتیجه مسابقه تاثیر بذاره

‫با بالا بردن فروشمون میتونیم جبرانش کنیم

‫لازم نیس نگران باشین

‫درسته

‫آه، راستی ‫سفارش گروهی مهدکودک چی میشه؟

‫اونا برای یه مراسم خاص لازمش دارن

‫مینهان قبول کرده که ‫اول روی سفارش اونا کار کنه

‫پس میتونیم به موقع تحویلش بدیم

‫بیاین فعلا روی حلِ بحران تمرکز کنیم

‫ممنون

‫آن نام جین هستم، بفرمایین؟

‫من کو یون شیلم

‫بله؟ کی؟

‫همسرِ رئیس هان از مینهان

‫من همون منشی کو هستم ‫که دیروز دردسر درست کرد

‫آه، بله

‫اما در رابطه با چی تماس گرفتین؟

‫باشه، الان میام اونجا. باشه

‫این یه مقدار از اون پولیه که

‫بعد از مرگ نجات دهنده بهم دادین ‫یه کم ازش استفاده کردم

‫چرا اینو به من میدین؟

‫راستشو بخواین، سقط جنین تا حدودی ‫تقصیر منم بود

‫نه

‫اگه این پول میتونه بهتون یه کم تسکین بده

‫برای من کافیه

‫نه

‫قراره بخاطر اشتباهی که من کردم ‫هزینه بدین

‫امیدوارم این بتونه ‫یه کم از ضررتون رو جبران کنه

‫ما با سفارش اصلیمون باعث شدیم اشتباه پیش بیاد ‫پس معلومه که باید هزینه رو متقبل بشیم

‫ممنون از حُسن نیتتون

‫لطفا اینو بردارید، مدیر آن ‫اگه اینو با خودم ببرم...

‫بابای سونگ جو سرزنشم میکنه

‫پس ازتون خیلی ممنونم

‫بابتِ دفعه قبل واقعا معذرت میخوام

‫اصلا نمیدونستم سون گیو ‫میخواسته اون پول رو بدزده

‫فکر میکردم به اشتباه داداشم رو متهم کردین

‫راستش، مامانم...

‫نمیدونسته که باردارین و اونجوری رفتار کرد

‫امیدوارم درک کنین، خانم

‫"خانم"؟

‫فقط بهم بگین منشی کو

‫لطفا مواظب سونگ جو باشین

‫سونگ جو به باباش رفته ‫و یه کم زود عصبانی میشه

‫اما قلب مهربونی داره

‫اینو خوب میدونم

‫من دیگه باید برم

‫اگه دیر کنم، مان سوک قشقرق راه میندازه

‫باشه. مواظب خودتون باشین ‫باشه

‫خدانگهدار ‫خدافظ

‫دشیک، من دارم میرم ‫خدافظ نام جین

‫سونهی، زود اومدی

‫سلام رئیس ‫از این طرف بیا

‫سونهی؟

‫میتونم از این پیشبند استفاده کنم؟

‫آره و...

‫میتونی کیفتُ بذاری اینجا

‫دشیک ‫بله؟

‫اون کیه؟ ‫کارگر پاره وقته

‫از امروز کارشو شروع کرده

‫تو... لی سونهی هستی؟

‫اسممو از کجا میدونین؟

‫احیانا اسم پدرت...

‫لی سانگ هیونه؟

‫نزول خوری؟

‫نمیدونم بابام کجاس

‫سالهاس باهاش در تماس نیستم

‫جدی میگم

‫نه، من نزول خور نیستم

‫صبر کن. صبر کن. هیچ جا نریا

‫آه، معذرت میخوام ‫دوباره تولیدش میکنیم

‫بله، لطفا ‫نه، اون...

‫بله، بله، معذرت میخوام

‫بله، مدیر آن. چیه؟

‫چی؟

‫چی داری میگی؟

‫مطمئنی سونهیه؟

‫باشه، الان میام اونجا

مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫سونهی

‫تو...

‫واقعا سونهی هستی؟

‫تو سونهی هستی

‫بابا

‫بابا

‫درسته

‫از وقتی راهنمایی بودی ندیدمت ‫خیلی بزرگ شدی

‫بابا، بابا چرا انقدر پیر شدی؟

‫وزنتم خیلی زیاد شده

‫بابا

‫بابا، هنوزم از دست نزول خورا فرار میکنی؟

‫نه، همه بدهی هام رو پس دادم

‫الان حتی یه کارمندم

‫مدیرم

‫واقعا؟

‫خیلی برات خوشحالم

‫نام جین، سونهیِ من رو...

‫چطوری پیدا کردی؟

‫وقتی میرفتیم بیرون و مشروب میخوردیم ‫همیشه عکسشو نشونم میدادی

‫واسه همین زود شناختمش

‫ممنون، نام جین

‫ممنون که پیداش کردی

‫آجوشی، من سونهی رو استخدام کردم

‫از تو هم ممنونم، دشیک

‫خب دیگه باید برگردم سرکار ‫و به مشکلمون رسیدگی کنم

‫تا هر وقت که بخوای ‫میتونی با سونهی حرف بزنی

‫سونهی، بعد از کار ‫باید بیای خونه ـمون، باشه؟

‫باشه

‫سونهی

‫خیلی متاسفم

‫تونستیم اوضاع رو روبراه کنیم؟

‫آره، فکر کنم اگه تو تعطیلات کارخونه کار کنه ‫بتونیم خوب از پسش بربیایم

‫راستی اون پول از کجا اومده بود؟

‫کدوم پول؟

‫پولی که برای جبران ضرر به کو جه سون دادی

‫نکنه از حساب پس اندازت پول برداشتی؟

‫اون پول رو...

‫خانومِ رئیس هان داده بود

‫آجوما؟

‫فکر کنم حس بدی داشته که بخاطر نجات دهنده ‫پول گرفته

‫آره، یه انسان باید این کارو کنه

‫اما چرا فقط اونقدر داده بود؟

‫آه، یادم اومد. کت سمور خریده ‫و به برادرش پول داده

‫وقتی امروز دیدمش، فهمیدم خیلی تغییر کرده

‫خیلی آروم تر و واقع بین تر به نظر میرسید

‫منو تحت تاثیر قرار داد

‫درسته. منم متوجه شدم که ‫تا حدودی تغییر کرده

‫سونگ جو، دوست داری توی تعطیلات عید ‫بیای خونه ـمون؟

‫توی تعطیلات؟

‫باید به مامانم ادای احترام کنی

‫باید دامپلینگ و پنکیک هم درست کنی

‫اوکی. من خیلی خوب بلدم دامپلینگ درست کنم

‫دامپلینگ ها رو بذار به عهده من

‫بله، وکیل هو؟

‫بله؟

‫خوش اومدی. بشین

‫به خوبی از پس حل مشکل مینهان برمیای؟

‫بله، فکر کنم زمان تحویل ‫مشکلی برامون پیش نیاد

‫آه، خوشحالم اینو میشنوم

‫دلیل اینکه امروز میخواستم ببینمت...

‫بله. بفرمایین وکیل هو

‫هیچ مدرک یا شواهد قطعی ندارم

‫همه اینا طبق فرضیات خودمه

‫بخاطر همین خیلی احتیاط میکنم

‫اما نمیتونم بیخیالش بشم

‫بخاطر همین خواستم اول نظر تو رو بشنوم

‫در مورد چیه؟

‫میدونی که بانگ چول سانگ تو رو دزدیده بود؟

‫بله، میدونم

‫فکر کنم بانگ چول سانگ ‫یه همدست داشته که تحریکش کرده

‫تو رو بدزده

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left