The first 200 lines.
"عشق از نوع پنجابی" ارائه ای از سایت بالیوود وان
بسه دیگه مامان گردنم رگ به رگ میشه
....مانویر
پاشو آماده شو
!داداش! داداش! داداش پول؟
یکم پول بهم میدی؟
فردا چطوره؟
نه. امروز لازم دارم
باید اجاره خونه بدم
فردا میای سرکار؟
آره. اینجا اومدم که کار کنم
به موقع بیا - این خیلی کمه -
بجای اینکه روپیه بگیری بهت دلار دادم
بعدش میگی این کمه؟ برو خدا رو شکر کن
ببخشید، پول باعث میشه افراد محلی برای کار بیان سراغتون
ولی با اینحال هنوز 13 ساعت کار میکنم
روح منو نابود نکنید این خیلی کمه
با همین پول برو خونه
این به پول ما میشه چهار هزار روپیه
!چهار هزار روپیه! برای یک روز !برای یک کارگر
باید آروم حرف بزنی
تو نمیدونی که با اینجا نگه داشتن تو چه خطری کردم
من رو به کشتن نده
بعد از اینکه من رفتم زنگ نزن - باشه -
!گوش کنید
بله؟ - باید باهاتون حرف بزنم -
بخاطر پول نیست ببخشید
بله؟
چه موقع اقامت میگیرم؟ - خب؟ -
وقتی توی یک رابطه ای
با یکی صمیمی میشی از یکی دور میشی
ازدواج میکنی ازدواج نمیکنی
یک اقامت زیبا - باشه -
به خوبی و با احترام ازش مراقبت میکنم
بهش هیچ دلیلی برای غر زدن نمیدم راضی نگه اش میدارم
....اون باید زیبا باشه و - بله -
تو پنهان بمون - چی؟ -
تو از آژیر آمبولانس تا سَر حد مرگ میترسی
تو نمیتونی مسئولیت سنگینی قبول کنی
و میگی میخوای ازدواج کنی؟
یکی رو پیدا میکنم
یکی رو برات پیدا میکنم
میخوای دوتا برات پیدا کنم؟
فردا به موقع بیا سرکار
برو، منتظر چی هستی؟ میخوای من رو بکشی؟
" هر دو چشم اون مانند دزدانی حیله گرن "
" هر دو چشم اون مانند دزدانی حیله گرن "
" هر دو چشم اون مانند دزدانی حیله گرن "
" بخاطر همین از نزدیک شدن " " به افراد دوری میکرد "
" هر دو چشم اون مانند دزدانی حیله گرن "
" هر دو چشم اون مانند دزدانی حیله گرن "
" اونا بهش میگن سارق بزرگ قلب خیلیا "
" اون مانند یک پرنده اس که خیلیا رو دیوونه خودش کرده "
" اونا بهش میگن سارق بزرگ قلب خیلیا "
" اون مانند یک پرنده اس که خیلیا رو دیوونه خودش کرده "
" و اون سرمه به چشم هاش میزنه، مشکی زاغ "
" هر دو چشم اون مانند دزدانی حیله گرن "
" هر دو چشم اون مانند دزدانی حیله گرن "
چطوری، عزیزم؟
پسرم حالش خوبه؟ اوضاع خوبه؟
!نقاشی مامان
میتونی بعدا به من خیره بشی اول، بذار یه چیزی بخورم
دارم از گشنگی میمیرم
موعد پرداخت هزینه ها
به زودی استعفا میدم
بابا، ما داریم میریم - کجا میرین، پسرم؟ -
!بالاخره
بله، لاکا؟
نه، من خونه ام
باید پنج دقیقه پیش بهم زنگ میزدی
نه، الان خونه ام
...پارگات - صبرکن -
چی؟
میدونی اگه من بیام چه اتفاقی میوفته
بریم
خانواده هم مهمه، داداش
تو باید برای خانواده ات وقت بذاری
این رو از من یاد بگیر
صبرکن
شما کجا میرین؟
برای تو چه فرقی داره؟
هیچی. اونا یک جایی میرن
خب، دیگه چه خبر؟
باشه، بعدا باهات حرف میزنم
شما کجا میرین؟
مانویر چی شده؟
این چیه؟ میشه بدونم جریان از چه قراره؟
اگه نمیدونی پس ارزش گفتن نداره
از کجا باید بدونم؟ مگه من جادوگرم؟
همه چی خوبه
من فقط از کار کردن جلوی تو امتناع کردم
گفتم که باید برای خانواده وقت گذاشت
حداقل میشه دلیلش رو بدونم؟
!برو! برنگرد
مانویر! تو نمیری
میرم
برو. تو هم برو گمشو
!صبر کن
حداقل بهم بگو مشکل کجاست
من اصلا یادم نمیاد که کار اشتباهی توی چند روز گذشته انجام دادم یا نه
من چک رو هم آوردم
...من فقط به اندازه ای پول توی حسابم نگه داشتم
که وقتی کارم رو ترک کردم توی حسابم داشتم...
پول برق و کاغذ های بیمه و وام بانک روی یخچال هست
من برات ورقه های طلاق رو میفرستم
لطفا امضا شون کن
سریع بفرست شون همین امروز بفرست شون
همین امروز بفرست شون
خداحافظ بابا - برو، گمشو -
برو، گمشو - خداحافظ -
میتونستی حداقل دلیلش رو بگی
اون برمیگرده
اون قبلا هم چندبار رفته
نگران نباش - باشه -
تازه اومدی اینجا؟ - آره -
منطقه خوبیه
آرام
دارم میبینم
سه ماه بعد
بابا، بیدار شو
برای مدرسه دیرمون میشه
بهم دو دقیقه فرصت بده دو دقیقه
لطفا لطفا لطفا فقط دو دقیقه
همین الانش دیرمون شده لطفا بلند شو
چرا انقدر زود میخوای مدرسه بری؟ میخوای با معلمت لاس بزنی؟
چند دقیقه دیگه بهم فرصت بده خودم میرسونمت مدرسه
لطفا! بلند شو
چند روز باید اینجا بمونی؟ - هفت روز -
من باید شش روز دیگه این وضعیت رو تحمل کنم
حضانت تو رو میدم به مادرت
بخاطر تو، پرونده طلاق رو از عمد میبازم
بریم
گوشی رو بذار زمین - باشه -
بابا، دیرمون شده
منم دیرم شده
بابا سریع باش - نتونستم ناهار درست کنم -
شیرینی و میان وعده رو داخل این گذاشتم
بخورشون
توی کانادا نمیشه زندگی کرد
اگه بری سرکار، همسرت ترک میکنه
اگه بری خونه پیش همسرت اونوقت کارت رو از دست میدی
بیا
بابا، حرفای بد راجب کشور من نزن
من حرفای بدی راجب کشورت نزدم
من حرفای بدی راجب زنم زدم
دنبال چی میگشتم؟
!کلید ها
سلام؟ بیا سریع صحبت کنیم، بابا دیرم شده
جسیکا خونه نیست
اون رفته
اون برای دویدن رفته، بابا
آره، مانویر اینجاست
ولی باهمدیگه کم حرف بزنید دیرمون شده
...مانویر
امروز باهاش حرف میزنم لطفا چیزی در اون رابطه بهش نگو
کلید ها! اونا کجان؟ - سلام؟ -
پای شما رو نگه میدارم، بابابزرگ
نه، به دعای خیر شما نیاز دارم
چند بار باید بهت بگم؟ - به دعای خیر شما نیاز دارم -
کلید ها؟ کجان؟
!توی دستشویی - آره درسته -
عجله کن !عجله کن
بابابزرگ
بله، بابابزرگ به زودی میام اونجا
بعد از اینکه بزرگ شدم
داداش؟ نه، من برای بچه ها به یک عمه نیاز دارم
...ولی بابا و مامان دارن - !مانویر! نه! نگو -
در مورد دندان هات باهاش حرف بزن - !خبر فوری، بابابزرگ -
دندان بالایی ام میخواد افتاد
عجله کن، برو برو برو
خیلی دیرمون شده خیلی دیرمون شده
خیله خب، خداحافظ بابابزرگ، خداحافظ
بدش من
بریم، بریم
چطوری، عزیزم؟
کی رو بیشتر دوست داری؟
من یا مامانت؟
مامان
خیلی دیرمون شده
...گوش بده
خوب درس بخون، باشه پسرم؟
موهام رو خراب نکن
جدی میگی، صورت؟
!اوه سلام، جولیا
سلام، مانویر
این بابامه، پارگات
سلام، پارگات - سلام، جولیا -
چه با اعتماد به نفس
چند سالته؟ - هفت -
بابا، نباید سن یک دختر رو بپرسی
باشه، میدونم داری چکار میکنی
خداحافظ، پارگات
خداحافظ، جولیا
بذار رک بگم، اون به عنوان یک دوست مشکلی نداره
ولی تو با یک هندی ازدواج میکنی
!خیلی دیرم شده
پدرت بنظر خیلی خوبه
آره، ولی مامانم داره ازش طلاق میگیره
اوه، پس تو یک پدر جدیدی خواهی داشت؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.