The Black Stallion

The Black Stallion

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Black Stallion 1979 1080p BluRay x264 YIFY-BWBP
A Commentary by Vinca
زمانبندی دقیق برای نسخه 1080 YIFY

Tags

BluRay
x264
1080
Published on: 2017-09-14
Downloads: 51
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اسب نر مشکي

نزديک سواحل شمال آفريقا -1946 ميلادي

بابايي، ميدوني چي ديدم؟

باحالترين چيز بيا ببين

پسرمه

ببين پسرم،سرم خيلي شلوغه

بذار بهت بگم که چي نياز دارم

يکم شانس خوب ميخوام

گوش کن

نزديک اين مکان نشو

دفعه بعد اينو از جا در ميارم

يادت بمونه

شيطان

گمشو

خب، آقاي خوش‌شانس گمونم الان وقت تقسيمه

.اينجارو نگاه کن .عجب شبي بود

نظرت درباره اين چيه؟ .خوشگله، من اينو برميدارم

نگاه کن بنظرت خوشگل نيست؟

بهتره که من نگهش دارم چيز خيلي خوبيه

بهتره اونو بگيرم اون نبايد دست تو باشه

بهتره اونم بگيرم چون براي اين چيزا بچه‌اي

اون ساعت رو ببين

!اينم ميگيرم .ساعت خيلي خوشگليه

.وقتشه يک چاقوي جديد پيدا کنم !پس اينو ميدم به تو

فکرشم نميکني که چاقو چقدر نياز ميشه

طلا ميخواي؟ کلّي طلا اينجاست

ميدوني چيه؟ اين با ارزش‌ترين شيء اينجاست

اسمش بيوسه‌فِلِس ـه، اسب جادويي الکساندر بزرگ

مدتها پيش شاه فيليپ ميخواست بيوسه‌فِلِس رو بکشه

چون اونقدر وحشي بود که شاه نميتونست سوارش بشه

يک روز شاه، بيوسه‌فِلِس رو به يک مکان وسيع برد

و مردم از همه‌جا اومدند

و ميخواستند بزرگترين و سياه‌ترين و قوي‌ترين و زيبا‌ترين اسب دنيا رو ببينند

شاه فيليپ رفت اونجا :و به نيروهاش گفت

اون اسب رو بکشيد

يهو صدايي از جمعيت دراومد

گفت، من ميتونم اون اسب رو برونم

همه گفتند کي بود همچين حرفي زد؟

يک بچه هم‌قد و هم‌سنِ تو

شاه فيليپ نگاه کرد و گفت

پسر، اگر بتوني سوارش بشي صاحب اسب خواهي شد

پس الکساندر رفت وسط محوطه

وسط محوطه بزرگ بيوسه‌فِلِس ايستاده بود

بزرگ و قوي بود

و به زمين ثم ميزد

!و توي چشماش آتش بود

!و از دماغش دود درميومد

....يهو

اَلکساندر رفت جلو

و با سرعت نور پريد روي اسب

و يالِ بلند اسب رو گرفت

و به سرعت رعد‌وبرق حرکت ميکردند

از روي جمعيت حاضر، پريدند و رفتند اونطرف تپه

!همه گفتند، هووو

!از دماغش دود در ميومد

!آتش در چشماش

!آتش در چشماش

خب،...من داستانو اينطور شنيدم

بيا، ميخوام مال تو باشه

بيوسه‌فِلِس

بابا، چي شده؟

الِک

الِک بيا اينجا

آروم باش، چيزي نميشه

چي شده؟ - نميدونم، اينو بپوش -

.پسرم بيا يه لطفي بکن

اين جليقه نجاتو بپوش

چيزي نيست دگمه‌هاشو ببند

بيا از اينجا بريم بيرون

بچسب به نرده همينجا بمون

من برميگردم

همونجا بمون،... بايد به اينا کمک کنم تکون نخور و بچسب به نرده

هي...الِک

بابا

کمک

بابا

کمک

کمک

کمک

اون جون منو نجات داد

بدون اون نميتونم جزيره رو ترک کنم

بدون من اينجا ميميره -

بس کنيد

بذارين برم

مشکي

مشکي، بيا

مشکي

نوشته‌اي براي الِک رمزي

فکر نکنم که هرگز

پسري شجاع‌تر از "الِک رمزي" ببينم

گشنه و تشنه با ترس و درد

زنده موند، چون قلبش هدف داشت

يک اسب به سياهي شب

يک حيوان، يک خدا

هموني که باهاش موند

باهم روي ساحل دراز کشيدند و در اقيانوس بازي کردند

و به طرز منحصربه‌فردي در جزيره تاخـتند

حالا او اينجا نشسته يک قهرمان در بين پسرها

.بخاطر عشق به يک اسب .خيلي بيشتر از اسباب‌بازي‌هاي ناچيز

خيلي خوشحالم که پسرم برگشته

ممنونم

ايکاش ميتونستي پدرشم نجات بدي

تو اسب خيلي خوشگلي هستي

!مشکي، نه

نه

مشکي، برگرد

الِک

آره، يه اسب ديدم که اونطرف رفت

چه اتفاقي برات افتاده؟

همه چي - همه چي؟ -

اينجوري که خيلي زياد ميشه

نميتونه همه چيز باشه

تو يه اسب مشکي گم کردي؟

آره،آره... تو ديديش؟

ميدوني کجاست؟

نپوليِن؟

گفته بودي که يک اسب سياه ديدي؟

!خب؟ ، چي گفت؟

"گفتش که: "خب، زياد دور نيست

از بغل کارخونه شير رد شد

يک آغل بزرگ و سياه اونجاست

و يک عالمه درختاي نازک هست که بايد از بينشون رد بشي

و بايد به سمت ستاره صبحگاهي بري

همين که به سمتش رفتي

زميني با علف‌هاي سبز ميبيني

همونجا وايستا

و بعدش گوش کن

و بزودي چيزي که ميخواستي رو پيدا ميکني

هي، مشکي

مشکي؟

مشکي

مشکي،..... خودتي

خوبي؟..ميدونستم تويي

اونجا چيکار ميکني پسرک؟

!دارم اسبم رو ميگيرم

تو يک دزد چاقي

کسي دزد نيست - تو هستي -

گفتم، هيچکس دزد نيست

حالا بنظرت دزد کيه؟ چون اين مکان مال منه

و فکر کنم اون اسب مال منه

نه.........مال منه

يه لحظه صبر کن پسر

ميخواي اينجا چيکار کني رفيق؟

ميخواي چيکار کني؟

آروم

شايد مال تو باشه

ميدوني کلّ ديشب زحمت کشيدم تا اين اسب وحشي رو بيارم اينجا؟

کلّ شب رو صرف کردم

شانس آوردي که من قبل از پليس گرفتمش

شنيدي؟

به سپورِ شهرداري جفتک زد؟

موجود جالبيه

صبحونه خوردي؟

هِنري، فکر ميکنم از اينجا خوشش اومده

گاو نگه داشتم ولي جواب نداد

شير دوشي ، پنجِ صبح

مرغا

منو ديوونه ميکنند اين مرغا

ببين، اگه اين اسطبل رو خوب تميز نگهداري

و آخور رو پر علف کني ميذارم اينجا نگهش داري

.همش کارت قرمز خيلي کارت قرمز داريم

مشکي سريعه؟

آره، سريعه -

اونقدر سريع هست که بتونه بره مسابقه؟

مشکي اسب صحراست

سرعتش زياده البته که سريعه

.ولي جواز نداره

.سريع باشه يا نه نميذارن وارد مسابقه بشه

ميتونم سوالي ازت بکنم -

البته -

چرا تمرين دادن اسب‌ها رو کنار گذاشتي؟‌

خسته شده بودم

فکر ميکني بتوني دوباره شروع کني؟

البته که ميتونم

البته

کاره ديگه

ارزشش رو داره

خوب نگهش دار، پسر وسط دايره بمون

بچرخونش به اون مسير

اونطرفي پسر بکش به سمت خودت و بچرخون

حالا بفرست سمت من

جاي تعجب نداره که اين هفته هر دو اسب بزرگ

سانريدر، اسب قرمز از غرب کشور و سايکلون اسب خاکستري از شرق

به آساني مسابقه‌هايشان را بردند

طبق انتظارات هر دو برنده شدند

ولي حالا بذارين که اين دو قهرمان رو در مقابل هم ببينيم

شايد هواداران اسب‌سواري شاهد بهترين مسابقه قرن باشند

'برنامه‌ي 'هي.هي "جيم نِوِل از "بِلمانت کلفرنيا

به روبرو نگاه کن؛ نه به زمين

.به جلو نگاه کن .درستش اينه

اگر ميخواي بدوني اوضاع چجوره از زير بغل نگاه کن

.از روي شونه نه .از زير بغل

اينجوري ميفهمي که اطرافت چه‌خبره

اينجوري شتاب کم نميشه فهميدي؟

همچنين تعادلت بهم نميخوره

وقتي داري پاتو توي رکاب ميکني زانوهات رو بکش داخل

زير پا رو هم چک کن و اين چرم مزاحم رو بزن کنار

بکشش زير پات تا زانوهات محکم بشه

زانو نبايد اينجوري باشه خيل‌خب

حالا بلند شو، حس کرديش؟ زير پات حس ميکنيش؟

More Farsi Persian subtitles for The Black Stallion

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left