The first 199 lines.
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
. عذرميخوام
. يـه دقيقـه ديگـه ميرسم خدمتتون
. نه ، ديشب بايد ميومدي
. خوش گذشت
. من فقط يـه سوال دارم
. ميدونم . مشروب "مارگاريتا"ي اونجا خيلي قويـه
... الو
. من ميخوام اين کفش راحتي رو بخرم
خب ، ديگـه چـه خبر ؟
! آهاي
. گوش کن ، من بعداً بهت زنگ ميزنم
بلـه ؟ چيکار ميتونم براتون بکنم ؟
. هيچي . الآن يـه خريدار از دستت پريد
Seinfeld S08E20 : The Millenium Original Air Date : 1.5.1997 Subtitle by : IMDB-DL Translation Team
حاضري ؟ نميخوام پیش نمایش . برنامـههای آینده رو از دست بدم
. منـَم نميخوام . من عاشق پيش نمایشـَم
. راستش خوشم میاد تیکـه بنداز سینما باشم
: هفتـه پیش بعد از پیش نمایش اکران آینده داد زدم ."حتماً نبینید"
. فکر کنم منـَم توي اون سینما بودم . خيلي حرف بامزهاي بود
. آره ، خوب بـه حرفـَم خنديدن
فقط بذار قبل از اينکـه . بريم پيغامهام رو چک کنم
پس شمارهت رو داده بـه حافظهي تلفن ؟ - . بعد از دو تا قرار -
چـه شمارهاي ؟ - . هفت -
. واه ! ميدوني عوض کردنش خيلي مصيبت داره
بايد اون چيز پلاستيکي رو . با يـه خودکار بياري بالا
. سلام رفيق - . سلام -
مشکلي نيست يـه چند وقتي اينو اينجا نگـه دارم ؟
. واسـه شب سال نو مهموني دارم
ميخواي هشت ماه اينو اينجا نگـه داري ؟
، 1999 نه ، "جري" . شب سال نو . پايان هزاره
. در موردش بهت گفـته بودم
کريمر" ميخواي اين صندليها رو بذاري" دو سال و نيم اينجا بمونن ؟
. قرار نيست ببينيشون
يـه جعبـه فشفشـه واسـه مهموني . گرفتم کـه ميذارم جلوي صندليها
. اينو داشتـه باش
امروز صبح يـه تماس از دفتر . مرکزي تيم "متز" داشتم
. ميخوان منو واسـه ناهار ببرن بيرون - براي چي ؟ -
. "من توي يـه تيم ورزشي موفقـَم "جري . احتمالاً ميخوان از مغز من استفاده کنن
جدّي فکر ميکني واسـه چي ميخوان تو رو ببرن ناهار ؟
. هيچ نظري ندارم
.خيلي خب ، ديگـه هر چي از اين مايانها کشيدم کافيــه
. منکـه مايانها برام مسئلهاي نيستن
اون فروشگاه "پوتومايو" رو ميشناسي ؟ ... ميخواستم يـه کفش راحتي بخرم
. بعد اين زن فروشنده کلاً به من بي محلي کرد
داريم در مورد کفش راحتي حرف ميزنيم ؟
يـه فروشگاه عالي واسـه . کفش راحتي ميشناسم
. نـه ، نـه ، "پوتومايو" نـه
. "نـه ، نـه ، "سينکو دمايو
. آره ، "مارسلينو" منو با اونجا آشنا کرد
. تازه اون خودش يک شصت و چهارم ماياست
من دارم يکمي نسبت به . اين ناهار نگران ميشم
چي خوردي مگـه ؟
اينها رو هم همینجا نگـه دار ، باشـه ؟ . مشکلي براشون پيش نمياد
کريمر" اين بادکنکها تا شب" . سال نو پرباد نميمونن
. اونها مال سال نو نيستن . اونها بادکنکهاي روزانـهم هستن
جرج" ، ميريم سر اصل مطلب . تيم "متز" کسي" . رو لازم داره تا سرپرست بخش استعداد یابی بشـه
. و ما فکر ميکنيم اون آدم بايد تو باشي
مسئول استعدادیابی ؟ - علاقهاي داري ؟ -
. هنوز اينجا نشستم
ولي متأسفانـه قوانين ليگ نميذاره ... ما به تو پيشنهادي بديم
. تا زماني کـه هنوز يـه قرارداد ديگـه داري
متوجـه ميشي چي میگیم ؟
پس شما دارين ميگين ...؟ - . نـه ، نـه -
. ما چيز خاصي نميگيم
. فقط داريم یـه چیزایی میگیم
پس ميخواين کـه من اخراج بشم ؟ - . اينو نگفتیم -
، نميتونستيم اين حرف رو بگيم ... چون حتي اگـر هم ميگفتيم
. نميتونستيم بگيم کـه گفتيم - ميفهمي چي داريم ميگيم ؟ -
ولي باز شما پول ناهار رو ميدين ديگـه ؟
. ما همچين چيزي نگفتيم
. سلام . ببخشيد کـه دير کردم
. کلي صندلي و بادکنک توي خونهم هست
چطوره با يـه شام از دلت دربيارم ؟
اين دفعـه يـه جاي خوب ؟
. آره ، از بابت اون کباب مغولي ديشب شرمنده
. چيزهاي خوبي ازش شنيده بودم
. نميدونم
. از صد کـه بهش هشت داده بودن
. فقط بذار من پيغامهام رو چک کنم
. شايد يـه دختر مهربونتر زنگ زده باشه
الو ؟ - الو ؟ -
شما کي باشي ؟ - . "جين" -
چه شمارهاي رو گرفتي ؟ - . هفت -
آهاي ! اينو ميبيني ؟
. "سينکو دمايو"
. کارمزد فروش ، خدافظو
جلسه خوب بود ؟ - . جلسهاي در کار نبود -
. ولي جلسهي خيلي جالبي بود
شما دارين به سرپرست جدید . استعدادیابی تیم "متز" نگاه میکنین
تنها مسألهش اينـه کـه اول بايد . از تيم "يانکي"ها اخراج بشم
. اينکارُ کـه ميتوني بکني - . معلومـه -
ولي من واقعاً دوست دارم اينبار رد خودم رو به جا بذارم . ميدوني چي ميگم ؟
: ميخوام وقتي "يانکي"ها رو ترک ميکنم مردم بگن
". واه ! اين يارو رو بدجور انداختن بيرون"
پس ميخواي آخرين فروغ بي کفايتي . خودت رو هم به نمايش بگذاري
"اون تابستون کـه توي "لبنيات کوئين ... پام رو توي دستگاه
بستني سازي خنک کردم يادت هست ؟
فکر ميکني توي سال دوهزار مردم هنوز از دستمال استفاده بکنن ؟
يا اين دستگاه مکندهي دهن واقعاً بوجود مياد ؟
. "خب "جرج - . بلـه -
... يـه قرار پنجاه پنجاه با "دالري" داشتم
. حالا توي حافظه تلفنش شدم شماره نـه
خب ؟ - . خب قبلاً هفت بودم -
. دو پلـه سقوط کردم
چي ؟ داره به تو رتبـه ميده ؟
آره ، حافظهي تلفن مثل فشارسنج . واسـه روابط ميمونـه
فشارسنج دقيقاً چيـه ؟
. تلفظ درستش "دماسنج"ـه
ميدوني توي سال دوهزار همهي . ما ميريم توي حافظه تلفن
، فقط بـه يـه نفر فکر ميکني . بعد ميبيني داره باهات حرف ميزنـه
: شبيـه اين ميشـه . يکي داره بهم زنگ ميزنـه "
. ايول ، "نومن"ـه
سلام ، حالت چطوره "نومن" ؟
. من نيستم - ميخواي با "جري" حرف بزني ؟ -
. گل . نيازي نبود اينکارُ بکني
. يعني ، شام و نمايش و درشکه سواری
خب فقط ميخواستم اون کارت هدیـه . کتابفروشی "بارنیز ان نوبلز" رو فراموش کنی
. ميدوني ، خواستم يـه تاثير خوب به جا بذارم
. من برم اينها رو بذارم توي يکمي آب - . طرز فکرت رو دوست دارم-
. واي خدا ، شمارهي يک
. ساينفلد" حرومزادهي کاردرست"
ببخشيد کـه دير کردم ، ولي ببينين توي ويترين . راهروي افتخارات يانکيها چي پيدا کردم
اون لباس مال "بيب روث" نيست ؟
هست ؟ کسي توت فرنگي نميخوره ؟
. خوشمزهست . اين وقت سال آبداره
. بايد خوبهاش رو خورد
. واي بد شد . بد شد
راستي "جري" ، مهموني پايان هزارهم . حسابی داره جفت و جور ميشـه
فکر ميکني سال 2000 مردم بتونن زير آب نفس بکشن ؟
. بعضيهامون
. نميخوام بين کسي فرق بذارم
. هولا
. خفـه
اينها چيـه ؟
همهي اين آت و آشغالها رو ... از "سينکو دمايو" گرفتم
چون داشتم سعي ميکردم ... به "پوتومايو" نشون بدم
. چقدر فروش از دستشون رفتـه
...يعني ، دو روز تمام داشتم جلوي
. مغازهشون ميرقصيدم و جولان ميدادم
. پس تعجبي نداره کـه اينقدر بارون مياد
، الين" من قراره يـه جشن پايان هزاره بدم" . پس واسـه اون روز برنامـه نذار
ميدوني چـيـه ؟ "نومن" از همين حالا . برام دعوتنامهي جشن خودش رو فرستاده
نومن" ؟" - . آره -
".بيايد و پايان هزاره رو با "نومناره" جشن بگيريد"
. "نومن"
. "سلام "والري
. تو "والري" نيستي - . من مادرخوندهش هستم -
. راه بيفت
چهارده سال زمان برد کـه من تونستم ... خودم رو به صدر لیست تلفن اون برسونم
. و دلـَم نميخواد جايگاهـَم رو به تو ببازم
... ولي من هيچ وقت - . فقط از اون تلفن فاصلـه بگير -
ميخواستين منو ببينين قربان ؟
. شنيدم کـه توي جلسـه چـه اتفاقي افتاد
. بلـه . من زودتر وسايل ميزَم رو جمع کردم . تا يـه ساعت ديگـه ميتونم از اينجا برم
و بايد به تو بگم کـه اين دقيقاً . همون چيزيـه کـه سيستم لازم داشت
، براي به دست آوردن آينده . بايد گذشتـه رو زير پا گذاشت
بيب روث" چيزي جز يـه پيرمرد چاقالو" . با پاهاي دخترونـهي کوچولو نبود
. و اين هم يـه چيزي کـه تازگي فهميدم
اون واقعاً سلطان نبود . اینو چی میگی ؟
. ببين ، اينو داشتـه باش
. شلوار "لو گريک" . تقريباً اندازهست
تو کـه فکر نميکني اون بيماري اعصابي کـه داشت مسري باشـه ، ميکني ؟
.بهتره درشون بيارم . من خيلي واسـه اين تيم مهمـَم
.استاین" بزرگ نباید چلاق و کج و کولـه بشـه"
ببينم با يـه ناهار چطوري ؟ چي ميخواي بخوري ؟
ميدوني "والري" ناخودآگاه متوجـه شدم کـه . من رو گذاشتي توي حافظهي تلفن
. لياقتش رو داري
... ولي من نتونستم از اين فکر دست بردارم
کـه شايد کس ديگـهاي توي زندگي تو باشـه کـه . بيشتر لياقت اين قضيـه رو داشتـه باشـه
. کسي کـه مثلاً بيشتر از يک هفته بشناسيش
مادرخوندهم تو رو ترسونده ، نـه ؟
. چي ؟ نـه
. باورم نميشـه باز دوباره اينکارُ کرده
. ديگـه کافيـه . کلاً از حافظه تلفن پاکش ميکنم
خب ، الآن دعوتنامـهي جشن . نومناره"ت رسيد به دستـَم"
تازه رسيد دستت ؟ . لعنتي اين پست خيلي کنده
تو ميدونستي کـه من قراره ... جشن پايان هزاره رو بگيرم
ولي حتماً بايد مال خودت . رو هم همون روز مينداختي
. من هيچ کار خلاف اخلاقي نکردم
بايد لغوش کني ، چون من . بـه همه در مورد جشنـَم گفتم
. لغو کنم ؟ کور خوندي بابالنگ دراز
. من برنامـهريزي اينکارُ 1978 شروع کردم
يـه پولي گذاشتم توي اون رستوران . کـه به ميدون "تايمز" ديد داره
. تازه "کريستوفر کراس" رو هم رزرو کردم
خب من چيکار بايد بکنم ؟ ... دويست تا صندلي تاشو گرفتم
. و يـه عالم يخ
چه شکلي ؟ - . مکعبي -
. اون چيز خوبيـه
. و هيچ وقت هم آدم يخ اضافـه نمياره
. خيلي خب ، بهت ميگم چيکار ميخوام بکنم
تو ميتوني توي برگزاري جشن . با من شريک بشي بـه يـه شرط
. جري" نباشـه . "جري" دعوت نيست"
. من بايد "جري" رو دعوت کنم . جري" رفيق منـه"
شايد باشـه ، ولي با شروع سال . دوهزار اون از زندگي من ميره بيرون
براي من ، هزارهي جديد بايد . هزارهي "بيجري" باشـه
چطور ممکنـه اخراجت نکرده باشن ؟
. هيچ وقت فکر نميکردم خراب کردن رو خراب کنم
. بيخيال بابا
No comments yet. Be the first to leave one.