Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Seinfeld S08E20-Millenium-DVDRip IMDB-DL
A Commentary by Ashk
Translated by AshorroR | www.IMDB-DL.com

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2014-05-04
Downloads: 30
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /

. عذرميخوام

. يـه دقيقـه ديگـه ميرسم خدمتتون

. نه ، ديشب بايد ميومدي

. خوش گذشت

. من فقط يـه سوال دارم

. ميدونم . مشروب "مارگاريتا"ي اونجا خيلي قويـه

... الو

. من ميخوام اين کفش راحتي رو بخرم

خب ، ديگـه چـه خبر ؟

! آهاي

. گوش کن ، من بعداً بهت زنگ ميزنم

بلـه ؟ چيکار ميتونم براتون بکنم ؟

. هيچي . الآن يـه خريدار از دستت پريد

Seinfeld S08E20 : The Millenium Original Air Date : 1.5.1997 Subtitle by : IMDB-DL Translation Team

حاضري ؟ نميخوام پیش نمایش . برنامـه‌های آینده رو از دست بدم

. منـَم نميخوام . من عاشق پيش نمایشـَم

. راستش خوشم میاد تیکـه بنداز سینما باشم

: هفتـه پیش بعد از پیش نمایش اکران آینده داد زدم ."حتماً نبینید"

. فکر کنم منـَم توي اون سینما بودم . خيلي حرف بامزه‌اي بود

. آره ، خوب بـه حرفـَم خنديدن

فقط بذار قبل از اينکـه . بريم پيغام‌هام رو چک کنم

پس شماره‌ت رو داده بـه حافظه‌ي تلفن ؟ - . بعد از دو تا قرار -

چـه شماره‌اي ؟ - . هفت -

. واه ! ميدوني عوض کردنش خيلي مصيبت داره

بايد اون چيز پلاستيکي رو . با يـه خودکار بياري بالا

. سلام رفيق - . سلام -

مشکلي نيست يـه چند وقتي اينو اينجا نگـه دارم ؟

. واسـه شب سال نو مهموني دارم

ميخواي هشت ماه اينو اينجا نگـه داري ؟

، 1999 نه ، "جري" . شب سال نو . پايان هزاره

. در موردش بهت گفـته بودم

کريمر" ميخواي اين صندليها رو بذاري" دو سال و نيم اينجا بمونن ؟

. قرار نيست ببينيشون

يـه جعبـه فشفشـه واسـه مهموني . گرفتم کـه ميذارم جلوي صندليها

. اينو داشتـه باش

امروز صبح يـه تماس از دفتر . مرکزي تيم "متز" داشتم

. ميخوان منو واسـه ناهار ببرن بيرون - براي چي ؟ -

. "من توي يـه تيم ورزشي موفقـَم "جري . احتمالاً ميخوان از مغز من استفاده کنن

جدّي فکر ميکني واسـه چي ميخوان تو رو ببرن ناهار ؟

. هيچ نظري ندارم

.خيلي خب ، ديگـه هر چي از اين مايان‌ها کشيدم کافيــه

. منکـه مايان‌ها برام مسئله‌اي نيستن

اون فروشگاه "پوتومايو" رو ميشناسي ؟ ... ميخواستم يـه کفش راحتي بخرم

. بعد اين زن فروشنده کلاً به من بي محلي کرد

داريم در مورد کفش راحتي حرف ميزنيم ؟

يـه فروشگاه عالي واسـه . کفش راحتي ميشناسم

. نـه ، نـه ، "پوتومايو" نـه

. "نـه ، نـه ، "سينکو دمايو

. آره ، "مارسلينو" منو با اونجا آشنا کرد

. تازه اون خودش يک شصت و چهارم ماياست

من دارم يکمي نسبت به . اين ناهار نگران ميشم

چي خوردي مگـه ؟

اينها رو هم همینجا نگـه دار ، باشـه ؟ . مشکلي براشون پيش نمياد

کريمر" اين بادکنکها تا شب" . سال نو پرباد نميمونن

. اونها مال سال نو نيستن . اونها بادکنکهاي روزانـه‌م هستن

جرج" ، ميريم سر اصل مطلب . تيم "متز" کسي" . رو لازم داره تا سرپرست بخش استعداد یابی بشـه

. و ما فکر ميکنيم اون آدم بايد تو باشي

مسئول استعدادیابی ؟ - علاقه‌اي داري ؟ -

. هنوز اينجا نشستم

ولي متأسفانـه قوانين ليگ نميذاره ... ما به تو پيشنهادي بديم

. تا زماني کـه هنوز يـه قرارداد ديگـه داري

متوجـه ميشي چي میگیم ؟

پس شما دارين ميگين ...؟ - . نـه ، نـه -

. ما چيز خاصي نميگيم

. فقط داريم یـه چیزایی میگیم

پس ميخواين کـه من اخراج بشم ؟ - . اينو نگفتیم -

، نميتونستيم اين حرف رو بگيم ... چون حتي اگـر هم ميگفتيم

. نميتونستيم بگيم کـه گفتيم - ميفهمي چي داريم ميگيم ؟ -

ولي باز شما پول ناهار رو ميدين ديگـه ؟

. ما همچين چيزي نگفتيم

. سلام . ببخشيد کـه دير کردم

. کلي صندلي و بادکنک توي خونه‌م هست

چطوره با يـه شام از دلت دربيارم ؟

اين دفعـه يـه جاي خوب ؟

. آره ، از بابت اون کباب مغولي ديشب شرمنده

. چيزهاي خوبي ازش شنيده بودم

. نميدونم

. از صد کـه بهش هشت داده بودن

. فقط بذار من پيغام‌هام رو چک کنم

. شايد يـه دختر مهربونتر زنگ زده باشه

الو ؟ - الو ؟ -

شما کي باشي ؟ - . "جين" -

چه شماره‌اي رو گرفتي ؟ - . هفت -

آهاي ! اينو ميبيني ؟

. "سينکو دمايو"

. کارمزد فروش ، خدافظو

جلسه خوب بود ؟ - . جلسه‌اي در کار نبود -

. ولي جلسه‌ي خيلي جالبي بود

شما دارين به سرپرست جدید . استعدادیابی تیم "متز" نگاه میکنین

تنها مسأله‌ش اينـه کـه اول بايد . از تيم "يانکي"ها اخراج بشم

. اينکارُ کـه ميتوني بکني - . معلومـه -

ولي من واقعاً دوست دارم اينبار رد خودم رو به جا بذارم . ميدوني چي ميگم ؟

: ميخوام وقتي "يانکي"ها رو ترک ميکنم مردم بگن

". واه ! اين يارو رو بدجور انداختن بيرون"

پس ميخواي آخرين فروغ بي کفايتي . خودت رو هم به نمايش بگذاري

"اون تابستون کـه توي "لبنيات کوئين ... پام رو توي دستگاه

بستني سازي خنک کردم يادت هست ؟

فکر ميکني توي سال دوهزار مردم هنوز از دستمال استفاده بکنن ؟

يا اين دستگاه مکنده‌ي دهن واقعاً بوجود مياد ؟

. "خب "جرج - . بلـه -

... يـه قرار پنجاه پنجاه با "دالري" داشتم

. حالا توي حافظه تلفنش شدم شماره نـه

خب ؟ - . خب قبلاً هفت بودم -

. دو پلـه سقوط کردم

چي ؟ داره به تو رتبـه ميده ؟

آره ، حافظه‌ي تلفن مثل فشارسنج . واسـه روابط ميمونـه

فشارسنج دقيقاً چيـه ؟

. تلفظ درستش "دماسنج"ـه

ميدوني توي سال دوهزار همه‌ي . ما ميريم توي حافظه تلفن

، فقط بـه يـه نفر فکر ميکني . بعد ميبيني داره باهات حرف ميزنـه

: شبيـه اين ميشـه . يکي داره بهم زنگ ميزنـه "

. ايول ، "نومن"ـه

سلام ، حالت چطوره "نومن" ؟

. من نيستم - ميخواي با "جري" حرف بزني ؟ -

. گل . نيازي نبود اينکارُ بکني

. يعني ، شام و نمايش و درشکه سواری

خب فقط ميخواستم اون کارت هدیـه . کتابفروشی "بارنیز ان نوبلز" رو فراموش کنی

. ميدوني ، خواستم يـه تاثير خوب به جا بذارم

. من برم اينها رو بذارم توي يکمي آب - . طرز فکرت رو دوست دارم-

. واي خدا ، شماره‌ي يک

. ساينفلد" حرومزاده‌ي کاردرست"

ببخشيد کـه دير کردم ، ولي ببينين توي ويترين . راهروي افتخارات يانکي‌ها چي پيدا کردم

اون لباس مال "بيب روث" نيست ؟

هست ؟ کسي توت فرنگي نميخوره ؟

. خوشمزه‌ست . اين وقت سال آبداره

. بايد خوبهاش رو خورد

. واي بد شد . بد شد

راستي "جري" ، مهموني پايان هزاره‌م . حسابی داره جفت و جور ميشـه

فکر ميکني سال 2000 مردم بتونن زير آب نفس بکشن ؟

. بعضيهامون

. نميخوام بين کسي فرق بذارم

. هولا

. خفـه

اينها چيـه ؟

همه‌ي اين آت و آشغالها رو ... از "سينکو دمايو" گرفتم

چون داشتم سعي ميکردم ... به "پوتومايو" نشون بدم

. چقدر فروش از دستشون رفتـه

...يعني ، دو روز تمام داشتم جلوي

. مغازه‌شون ميرقصيدم و جولان ميدادم

. پس تعجبي نداره کـه اينقدر بارون مياد

، الين" من قراره يـه جشن پايان هزاره بدم" . پس واسـه اون روز برنامـه نذار

ميدوني چـيـه ؟ "نومن" از همين حالا . برام دعوتنامه‌ي جشن خودش رو فرستاده

نومن" ؟" - . آره -

".بيايد و پايان هزاره رو با "نومناره" جشن بگيريد"

. "نومن"

. "سلام "والري

. تو "والري" نيستي - . من مادرخونده‌ش هستم -

. راه بيفت

چهارده سال زمان برد کـه من تونستم ... خودم رو به صدر لیست تلفن اون برسونم

. و دلـَم نميخواد جايگاهـَم رو به تو ببازم

... ولي من هيچ وقت - . فقط از اون تلفن فاصلـه بگير -

ميخواستين منو ببينين قربان ؟

. شنيدم کـه توي جلسـه چـه اتفاقي افتاد

. بلـه . من زودتر وسايل ميزَم رو جمع کردم . تا يـه ساعت ديگـه ميتونم از اينجا برم

و بايد به تو بگم کـه اين دقيقاً . همون چيزيـه کـه سيستم لازم داشت

، براي به دست آوردن آينده . بايد گذشتـه رو زير پا گذاشت

بيب روث" چيزي جز يـه پيرمرد چاقالو" . با پاهاي دخترونـه‌ي کوچولو نبود

. و اين هم يـه چيزي کـه تازگي فهميدم

اون واقعاً سلطان نبود . اینو چی میگی ؟

. ببين ، اينو داشتـه باش

. شلوار "لو گريک" . تقريباً اندازه‌ست

تو کـه فکر نميکني اون بيماري اعصابي کـه داشت مسري باشـه ، ميکني ؟

.بهتره درشون بيارم . من خيلي واسـه اين تيم مهمـَم

.استاین" بزرگ نباید چلاق و کج و کولـه بشـه"

ببينم با يـه ناهار چطوري ؟ چي ميخواي بخوري ؟

ميدوني "والري" ناخودآگاه متوجـه شدم کـه . من رو گذاشتي توي حافظه‌ي تلفن

. لياقتش رو داري

... ولي من نتونستم از اين فکر دست بردارم

کـه شايد کس ديگـه‌اي توي زندگي تو باشـه کـه . بيشتر لياقت اين قضيـه رو داشتـه باشـه

. کسي کـه مثلاً بيشتر از يک هفته بشناسيش

مادرخونده‌م تو رو ترسونده ، نـه ؟

. چي ؟ نـه

. باورم نميشـه باز دوباره اينکارُ کرده

. ديگـه کافيـه . کلاً از حافظه تلفن پاکش ميکنم

خب ، الآن دعوتنامـه‌ي جشن . نومناره"‌ت رسيد به دستـَم"

تازه رسيد دستت ؟ . لعنتي اين پست خيلي کنده

تو ميدونستي کـه من قراره ... جشن پايان هزاره رو بگيرم

ولي حتماً بايد مال خودت . رو هم همون روز مينداختي

. من هيچ کار خلاف اخلاقي نکردم

بايد لغوش کني ، چون من . بـه همه در مورد جشنـَم گفتم

. لغو کنم ؟ کور خوندي بابالنگ دراز

. من برنامـه‌ريزي اينکارُ 1978 شروع کردم

يـه پولي گذاشتم توي اون رستوران . کـه به ميدون "تايمز" ديد داره

. تازه "کريستوفر کراس" رو هم رزرو کردم

خب من چيکار بايد بکنم ؟ ... دويست تا صندلي تاشو گرفتم

. و يـه عالم يخ

چه شکلي ؟ - . مکعبي -

. اون چيز خوبيـه

. و هيچ وقت هم آدم يخ اضافـه نمياره

. خيلي خب ، بهت ميگم چيکار ميخوام بکنم

تو ميتوني توي برگزاري جشن . با من شريک بشي بـه يـه شرط

. جري" نباشـه . "جري" دعوت نيست"

. من بايد "جري" رو دعوت کنم . جري" رفيق منـه"

شايد باشـه ، ولي با شروع سال . دوهزار اون از زندگي من ميره بيرون

براي من ، هزاره‌ي جديد بايد . هزاره‌ي "بي‌جري" باشـه

چطور ممکنـه اخراجت نکرده باشن ؟

. هيچ وقت فکر نميکردم خراب کردن رو خراب کنم

. بيخيال بابا

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left