The Prisoner

The Prisoner

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Episode 03 Translated By Mehrzad
A Commentary by lostmehrzad
(www.9movie.ir)

Tags

other
Published on: 2009-11-30
Downloads: 18
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

.من ميخوام برگردم به نيويورک .نيويورکي درکار نيست

.فقط دهکده ست

کساي ديگه اي هم مثل ما .هستن که رؤيا ميبينن

نميتونم از اينجا برم، ميتونم؟ چرا ميخواي بري؟

.شايد، شماره 6 اون درون ذهنت باشه

چرا نبايد بهت علاقه اي داشته باشم؟

.هیچ وقت به خانواده ات شک نکن

.نمیتونی به بُرج ها برسی

تو حالت خوبه؟

به نظرت حالم خوبه؟

اونا چي صدات ميکنن؟

.بهم ميگن شماره 6

.خب، شماره 6، فکر هوشمندانه اي نيست اینجاها پرسه بزنی

خب، من اگه نخوام عاقل باشم باید کی رو ببینم؟

.ميتونی راهت رو بکشی بری

.اين ممکنه يه ذره براي توضيح طول بکشه

ميتونم...ميتونم يه نوشيدني ديگه بخورم؟

يه مرد خودش رو بدون هيچگونه .احساسي توي کوچه پشتي پيدا ميکنه

من بودم ميگفتم اون يه مشکلي با نوشيدن داره

.يا اينکه با يه آدم عاشق مشکل داره

.فکر کنم با يه آدم عاشق مشکل داره

!اوه

.فهميدم تو یه استعدادي داري

،زياد حرف ميزني

.و هر چي بيشتر حرف ميزني، کمتر حرف حساب ميزني

اونا اينو بهت ياد ميدن؟

.اين...دستم درد گرفت

...تو منو .تو منو مضطرب ميکني

،ما اينجاييم و اينجا ميمونيم

پس ميتوني درباره هر چي خواستي حرف بزني

ولي تا موقعي که 2 تا چيز رو بهم .نگي از اينجا نميريم

تو کی هستی و چي ميخواي؟

زود باش...چرا من؟

.این شد 3 تا چیز

اينجا کجاست؟

.دعوتت کردن

.اوه، از اينکه اومدي ممنونم شماره 6

،شماره 909 اينجا

،اون يکي از جاسوساي ماست .يکي از بهترينامون

.فکر کردم ممکنه فهميده باشي

.ميخوام با شماره 909 کار کني شماره 6

فکر ميکني من براي تو کار ميکنم؟

.اوه، نه، نه، نه، براي من نه .براي اونا کار ميکني

.براي آدمايي که ميبيني

،تو مخالفتت رو با من کاملاً بلند بيان کردي

.تمام چيزايي که براشون وايساديم و تو بهشون ايمان نداري

.اونا ممکنه بهت اعتماد کنن

.ما مظنونامون رو پيدا کرديم

و ميدونم تو ميخواي با .کسایی که رؤیا میبینن ارتباط برقرار کني

من بهترين و قدرتمندترين وسايلمون رو بهت

نشون ميدم

.که برامون دقیقاً همون کار رو بکنی

اگه اين يه تله نبود چرا تمام اين چيزا رو ميدي به من؟

،اوه، عزيز من شماره 6 .اين يه تله ست

تو خيلي براي خودت .فکراي بلند بالا داري

ميخواستم ببينم که به اندازه کافي بهوش هستي

که از اين موقعيت به نفع خودت .استفاده کني يا نه

...هنوز

.هر چي تو ميگي يه تله ست

.خيلي خب

.بيا اين کار رو انجام بديم

...کاراي جاسوسي توي سلول ها .دوتايي ها، سه تايي ها، چهار تايي ها

.من و تو يه سلول هستيم

،اولين قانون .به هيچ کس درباره سلولت حرفي نميزني

.ما سلول هاي ديگه رو نميشناسيم

.اونا ما رو نميشناسن

...اين يعني اينکه همه ميتونن يه جاسوس باشن

.هر نفر از آدمايي که توي دهکده هستن

بنابراين، يکي ميتونه همین الان درباره تو تحقیقا

،انجام بده .يه جاسوس تو يه سلول ديگه

.اين ممکنه

.آره، فکر کنم

.اون مظنون ماست

.شماره ش 1955 هستش

و چي اونو يه مظنون کرده؟

.يه گزارش ازش بدستمون رسيده

چطوري بفهمم اون رؤيا ميبينه يا نه؟

.بهش نزديک شو

.تو اينجا يه موقعيت شغلی داري

.معلمی

.امروز شروع ميکني

...مراقب باش .ممکنه شماره 1955 هم خودش يه جاسوس باشه

.اون ممکنه براي تو يه پرونده درست کرده باشه

.زود باشيد...زود باشيد...زود باشيد

نه، اونا براي جلسه اول .تاريخ با من هستن

شماره 1634 اونا رو بعد از .اون کلاس براي رياضي داره

.بعدش ميرن ورزش

.من واقعاً نکته رو خودم نميبينم

،و بعدش، اونا با تو هستن

.آم، براي تکنولوژيِ دوربين هاي مدار بسته با شمان

،اين يه ذره عجيب نيست

ياد دادن تکنولوژيِ دوربين مدار بسته به بچه ها؟

چرا بايد باشه؟

.اين رشته ي شماست

.دليل خاصي نداره

و کي ميتونه بهم بگه کدوم شماره 2 بود

که اصلاحات رو انجام داد؟

.آقا، چهاردهمين شماره 2 بود

.دقيقاً درسته

و کي ميتونه بگه اولين زنِ شماره 2 کي بود؟

.دستت رو بيار پايين شماره 1100

آقا، بانوي شماره ي 2 ، اون خواهر بزرگه بود؟

شماره 1 کي بود؟

.آه، قديمي ترين سؤال توي دهکده

،بگو شماره 1100 .تو بهشون بگو

.هيچ شماره 1 ي وجود نداره

،هيچ وقت نبوده .و هيچ وقت نخواهد بود

وجود شماره 2 وجود داشتن .بشر رو نشون ميده

اين تيتر ما رو يه اين ياد مياره

،که همه ي ما خدمتکار ملت هستيم

.حتي شماره 2

.هيچ کسي شماره 1 نيست

.خيلي خيلي خوبه

هيچ کدوم از دوستاي من با پدرشون مثل ما

.رابطه خوبي ندارن

اين خوبه، نه؟

.من کاملاً از اين موضوع خوشحالم

.عاليه

...اين همونجوريه

.همونجوري که بايد باشه

،شماره 1955 ميتوني يه رازي رو پيش خودت نگه داري؟

.تو آدم عجیبی هستی شماره 6

.من اين افکار ديوانه کننده رو با خودم دارم

،اگه جاي ديگه اي هم بوده باشه چي

ميدوني، يه جايي بيرون از دهکده؟

چرا اينقدر اين موضوع ديوانه کننده ست؟

من يکي از اون آدماي خوش شانسي هستم

.که نياز به حواس پرت کردن ندارن

.آم، نه زن دارم نه بچه

.من علاقه اي به الکل يا قمار بازي ندارم

.نه ورزش، نه سيگار، هيچي

.نه...هر چي من لازم دارم اينجاست

هر کسي اينجاست توي ترس زندگي ميکنه؟

.آره

.نه....نه....نه

.اين میتونه...اين ميتونه اينطوري نباشه

...خوب و بد .درست و غلط

،آدمايي که اينجان .با اين چيزا آشنا هستن

.اونا شغل دارن

...اونا خيابونا رو تميز ميکنن .اونا...پيشخدمت ميشن

.توي بيمارستان ها کار ميکنن

.مراقب همسايه هاشون هستن

.اونا آدماي خوب و عادي هستن

....اونا...اونا عاشق ميشن

...بچه دار ميشن

زندگي هاي عادي دارن

مشکل اين چيزا چيه؟

،اگه اونا يه جوري حرف بزنن ولي يه جور ديگه فکر کنن چي؟

اون موقع چه نوع زندگي اي دارن؟

.اونا ميرن دنبال درمان

چه درماني؟

.من نميپرسم

،پس اين دهکده ي ديوونه

،و زندگي توي اين دهکده .شماره 313 اينطوريه و خودت اينو ميدوني

،اون پيرمرد شماره 554، لعنتي .اون درست اينجا کشته شد

...اونا رؤيا ميديدن .اونا حقيقت رو ميدونستن

.نه...نه...نه...ببين، من نميتونم

،خب، پس بايد آدماي ديگه اي هم باشن

.و منم اونا رو پيدا ميکنم

.آره، ديگه نبايد ببينمت شماره 6

،آدمايي که به تو نزديک ميشن

.بنظر ميرسه زياد زندگي نميکنن

سؤال...اون چرا بعد از کار ميره شنا ميکنه؟

.جواب...چونکه اون شنا رو دوست داره

ما به مردي داريم نگاه ميکنيم .که دوست نداره بره خونه

و اين موضوع اونو مظنون ميکنه؟

.اون ميدونه داره محافظت ميشه

،همه چي مظنونه .البته اگه دقيق بهش نگاه کني

.هر کسي رازهايي داره

.هيچ کسي بيگناه نيست

بايد بفهمي اين چيه

.که اونا بخاطرش گناهکارن

چرا اونو دستگير نميکني

و ازش بپرسي ببيني رؤيا ميبينه يا نه؟

خب، اين راه نميشه و هيچي رو .درست نميکنه و فقط بدتر ميشه

.اون دروغ ميگه

،اگه توي دروغ گفتنش گيرش بندازم

،بعدش اون دروغ هاي جديدتري ميگه .و دوباره دروغ هاي جديدتر

.بهتره مراقبش باشيم

.صبر کنيم تا گناهش رو بشه

کي اونو گزارش داده؟

.يکي از دانش آموزاش

.نميدونيم کدوم يکيشون

گزارش ها بخاطر امنيت و آرامش

.فرد گزارش دهنده بصورت ناشناس ميان

.خوبه

.دونده ها

.جاي خوبي براي گشتن دنبال آدماييه که رؤيا ميبينن

.معمولاً يکي از تازه وارد هاست

،يکي که يه ذره خيلي مشتاقه

،به خوشون خيلي فشار ميارن .ميخوان جلو باشن

جوري ميدون که انگار دارن .از يه چيزي فرار ميکنن

.خب، تکالیفتون رو بذارید رو میز

اونجا چي داري شماره 6616؟

.مامانم سه شنبه ها ميره يوگا

.اون در طول 23 هفته اي که گذتشه يه جلسه هم از دست نداده

.بعدش، يه جلسه از دست داده

.اين مشکوکه

شايد بخاطر اين بوده .که حالش خوب نبوده

More Farsi Persian subtitles for The Prisoner

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left