The first 200 lines.
تمامی شخصیت ها، مکان ها ،شرکت ها و سازمان ها
ساختگی بوده و ساخته ذهن نویسنده می باشد
ببخشید
اونجا دارید چیکار می کنید ؟
آهای
اون پایین آدم هست
یه نفر هنوز اون پایینه
یه نفر هنوز اون پایین زنده اس
کمک کنید، خواهش می کنم کمک کنید
خواهش می کنم کمکم کنید کمک کنید
اون پایین آدم هست
یه نفر هنوز اون پایینه
کمک کنید، خواهش می کنم کمک کنید ، خواهش می کنم کمکم کنید
چایونگ
حالش خوبه؟
آره
اون اینجا تو این بیمارسرا چیکار می کنه؟
اون بیمار نیست
اینجا آشپزه
دنبالم اومد و رفت تو این آشپزخونه
تا بدهی برادرشو بده
یهو چت شد؟ مریضی؟
چایونگ
قسمت پنجم
حالت بهتره ؟
می تونی بیشتر استراحت کنی
این دیگه چی بود؟
چون گفته بودی قرار پودینگ شکلاتی درست کنی کلی ذوق داشتم
چطور تونستی اینجوری غش کنی؟
معذرت می خوام
یه لحظه
بله؟ من تو بخشم
باشه کارم تموم شد می رم اونجا
میگم ، چرا هنوز اینجایی؟
فکر می کردم خوشت نمیاد دور و بر مریضا باشی
بخاطر همین همیشه سر وقت می ری
بخاطر دکتر جدیده است؟
وای دیگه نوبرشی
چی؟ الو؟
وای خدا ، دختره موذی
دکتر جدید اومده؟
آره
در حقیقت اون کسیه که پیدات کرد چایونگ
یه چیزی بگم، یه نگاهی بهش انداختم و اون دکتر نیست
مثل یه تندیس کامل و بی نقصه
مثل داوید میکل آنژ
مادر بزرگ فراموشکاره می خواد یه مهمونی خوش آمد گویی براش ترتیب بده
پاشو باهم بریم. بیا بریم داوید رو ببینیم
آهای- اوه درسته -
تولدت مبارک ، تولدت مبارک
تولدت مبارک تولدت مبارک
تولد نیست که ، جشن خوش آمد گویی به دکتر جدیده
خوش اومدین دکتر لی
باید شمع رو فوت کنی- آره فوتش کن-
دلم می خواد من اینکارو کنم
تو فوتش کن - ایول -
هی- گفتم منم که فوتشون می کنم-
تو فقط شمعارو روشن کن
چرا؟ واسه چی همیشه تو کارای باحال رو باید بکنی ؟
موضوع این نیست
برادرت دلش نمی خواد اینکارو کنی ، چون می خواد مدت طولانی ای زندگی کنی
تو وکیل وصیشی یا چی؟
شماها واقعا رو مخید- جی یونگ-
چرا این حرف رو زدی؟
آهای جی یونگ
بخاطر اینه که داداشت نمی دونه چقدر هواشو داری
اوف، چه وضعش بود آخه ؟
خانوما خودتون رو بهش معرفی کنید - بله-
سلام من بونگ یونگ سون هستم
من جانگ سوک جا همسر اول هستم
شوهرم اونو آورد تو این خونه مون چون من نمی تونستم بچه دار بشم
وای ، اون همیشه خدا چسبیده به من
ولم کن خنگ خدا
بیا یکم بخور
لطفاً بیماریش رو درمان کنید
منظورت چیه؟ دکتر اینجا نیست که ما رو درمان کنه
چی؟
اون دکتره خب . چرا نمی تونه بیماری هارو درمان کنه؟
بابت مهمونی ازتون ممنونم
...چی؟ ولی
مادر من چطور ؟
می تونید اونم درمان کنید؟
چیزی نیست . بیا یکم بخور . دهن باز
تو ساعت طلاییت رو بخاطر اون از دست دادی
من کسی ام که اون روز
از مرگ نجاتت دادم
استان گیونگی
حقیقتش رو بگم من قابل مقایسه با دختر لی جون نیستم
جون ، وارث گوسونگه
...در آینده دکتر لی جون گوسونگ رو به عنوان
منظورم اینه، پسرم جون ، وارث گوسونگ خواهد بود
بله قربان ، لطفاً باهام تماس بگیرید . من به پسرم میگم حواسش باشه.عالیه
متشکرم
چی باعث شده بیای اینجا
لطفاً تو انتقال تجدید نظر کنید
من دکتر شدم که زندگی هارو نجات بدم
کی دکتر میشه که زندگی ملت رو بگیره؟
من جراحم
جراح به درد نخور و بی عرضه ای که حتی نمی تونه از دست خودش استفاده کنه؟
مادرجون - مامان -
شنیدم وقتی میخواستی جون یه دخترو نجات بدی وقت طلاییتو از دست دادی
متأسفم
من بیش از حد دست بالا گرفتمت چون احتمال میدادم مثل جه هون باشی
تو یه آدم بی تجربه ای که حتی نمیتونه مراقب خودش باشه
من مثل پدرم فرار نمیکنم
من اشتباه کردم
یه احمقی مثل تو جرأت بالا رفتن از همچین کوهیو نداره
اگه فکر کردین میفتم و کم میارم, سخت در اشتباهین
چقدر کله شق و پررو
...مثل اون مادر بی لیاقتت - من مثل مادرم -
نمیمیرم
آجوما
لوبیاهارو از اون بشقاب توی اون بشقاب خالیه بذار
چاقو میخوای به جاش؟
حتی نمیتونی یه لوبیا برداری
یه جراح با دست بی فایده اش به چه دردی میخوره؟
میتونی اصلا یه زخمو ضدعفونی کنی؟
کانگ نباید دنبال یه کار دیگه باشه؟
بله مامان - چشم مادرجون -
پدرجون
آلودگی هوا واقعا مشکل بزرگیه
وای چشمام خیلی خشکه
من گریه نکردم, ساده ایا
میدونم واسه گرد و خاکه
شوهر بیمار
دانش آموز من بود
من حتی مجری عروسیشونم بودم
زوج دوست داشتنی این
اونا دوست داشتنی ترین زوجین که
که میشناسم
میتونین بینیتون رو بگیرین
احیاناً حالت خوبه؟
تو یه جراحی جات تو اتاق عمله
میدونم
این دستته که نمیتونی ازش استفاده کنی؟
اگه مین سونگ بفهمه خیلی دلش میشکنه
اتفاقا خوشحال میشه
از دکتر بودنم متنفر بود
نه اون همیشه پز تورو به من میداد
که بهترین دوستش بهترین جراح مغز و اعصاب کشوره
واقعا؟
مین سونگ این حرفو زده؟
جلبکه خوشمزه به نظر میاد
مال واندوئه مگه نه؟ خوشمزه است
راستی
شنیدم دکتر جدیده کسی بود که
تورو عمل کرد
دکتر مشهور و ماهری باید باشه
در تعجبم یه مردی مثل اون چرا عاقبتش شده کارکردن تو اینجا
کادوهای تولد یه بولیز و یه جفت کفش از هرمس
تا ته دنیا میتونیم بریم؟
اونموقع هیچکدوم از اینارو نمیتونستم حتی تصور کنم
تو خیلی باحالی دنبالت بودم
وای, اون با کلاس خوشگلو ببین اون ماشین رویاهامه
وقتی یه بخت آزمایی بردم میخرمش چقدر طول کشید؟
ترسیدم
این ماشینته؟
نه واسه همین دارم سعی میکنم ببینم اگه مال من بود چه حسی داشت
راستی اولین بارمه همچین ماشین لوکسیو اینجا میبینم
ماشین کیه؟
این چیه؟
برش گردون - این چیه؟ -
اینارو گذاشتی توش و چاخان کردی که یه جفت کفش لوکسه؟
پاکت فروشگاه
باورم نمیشه گند زدی توش
من چهارهزار وون بابت این تو یه اپلیکیشن حراجی فروشگاه دادم
قبل اینکه بکشمت برگرد پیش مامان
اگه میدونستم اون کجاست نمیومدم اینجا, احمق
مامان چون با یکی آشنا شده منو انداخت کنار
منم میخوام همینکارو کنم
کجا باید بندازمت؟
که مطمئن باشم هیچوقت نمیبینمت؟
سطل آشغالی سراغ داری؟
تو هیچوقت نمیتونی منو بندازی دور
من حتی قابل بازیافتم نیستم
و هیچ سطل آشغالی نمیتونی پیدا کنی که
اندازه ی من باشه
ته هیون عوضی
اگه میتونستم دوست داشتم اینکارو باهاش بکنم
بریم جاجانگمیون بخوریم
امروز سرم شلوغه فردا بریم
فردا بریم
هیچ فردایی برای من وجود نداره
اگه فردا بمیرم چیکار میکنی؟
بیا بریم
من یه لحظه اومدم بیرون
قرار کیمچی ترب خورد شده درست کنم پس اونو ولش کنید
میشه لوبیا هارو خیس کنید که عصر توفو درست کنیم؟
ممنون
چرا سفارش نمیدی؟
جاجانگمیون دوست ندارم
خدای من چطور اسم خودتو میذاری سرآشپز وقتی جاجانگمیون دوست نداری؟
کلی سرآشپز هست که جاجانگمیون دوست نداره
تو حتی نمیتونی جاجانگمیون درست کنی
پس اسم خودتو نذار سرآشپز
...میگم
چرا فکرمیکنید نمیتونم جاجانگمیون درست کنم؟
راستش جاجانگمیونای اینجا بدمزه اس
...جاجانگمیونای من صدبرابر خوشمزه تر
پدربزرگ این روزا بیناییم داره بدتر میشه
No comments yet. Be the first to leave one.