The first 200 lines.
اون کيه؟
تو کي هستي؟
چرا دنبالم ميکني؟
منو يادت نمياد، يونگ وون؟
نه
ما قبلا همديگه رو ديديم؟- بله. پنج سال پيش-
دقيقا پنج سال پيش
دست از شوخي بردار
پنج سال پيش همديگه رو کجا ديديم؟
...خسته کننده مي شه اگه الان اينو بهت بگم
منم واقعا شوکه شدم
عجب دنياي عجيبي
فکر مي کردم عجيبه ولي عجيب ترم شد
...من تو رو يادم نمياد- ممکنه يادت نياد-
من خيلي عوض شدم توي اين پنج سال گذشته
گانگستري؟
نه، منظورم اون نبود- دوباره ميبينمت-
خيلي هوا سرده
بيرون بلا فير تو
تويي؟
کسي که زندگيمو نابود کرد ...مثل له کردن يه حشره زير پات
ببخشيد
...با يه صورت معصوم
تو منو نابود کردي؟
[آنسوي ابرها قسمت سوم
پدرش هان تائه اُهِ
اون مالک يه کمپانيه معروف املاک و مستغلات توي کره اس که اسمش تائه گانگه
اون يه سرمايه گذار مهم املاک و مستغلات توي کره اس صرفه نظر از اندازه ي کمپاني
نوکيسه
تو مي توني توجهشو جلب کني اون يکي از مديراي اصلي بلا فيره
پس داري مي گي که اونا پولدار و کار درستن
تو نميري اونا ببيني، مي ري؟
کانگ جائه بهت گفت تا موقعي که اون بياد هيچکاري نکني
پس هيچ حرکت خودسرانه اي نکن
نگران نباش
اميدوارم بتونيم امشب با هم شام بخوريم
من هر شب خودم تنهام
شما شنيدين؟- من فکر مي کنم مامان با شما بود، پدر-
خدايا، کي بيشتر به بچه هاش جلوي شوهرش توجه مي کنه؟
شما.
روز خوبي داشته باشيد- خداحافظ-
يونگ وون
منو يادت نمياد؟
من کي ميتونم باشم؟ خانم هان يونگ وون
کم کم دارم ميفهمم که تو يه مرد ديوونه اي
من 99 درصد از اين مطمئنم
من خيلي عوض شدم
توي اين پنج سال گذشته
...پنج سال گذشته
...چرا بايد اينجوري باشه
داره حال ميکنه؟
صبح به اين زودي به جاي اينکه بري سرکار کجا داري ميري؟
...تو راه خودتُ برو ، منم راه خودم
من به زندگي شخصيت علاقه اي ندارم
فروشگاه سازمان يافته- فروشگاه سازمان يافته-
لبخند زيبا- لبخند زيبا-
توضيح دوستانه- توضيح دوستانه-
ما هنوز باز نکرديم ...چه خوب، دوباره به مناسبت اين
من با خانم هان يونگ وون کار دارم
...ايشون- مي دونم هنوز نيومده-
من سر راهم به اينجا ديدمش اون داشت مي رفت يه جاي ديگه
شما رئيسُ ديديد؟
من تا موقعي که برسن منتظر مي مونم
!ببخشيد! ببخشيد
ببخشيد؟
من دوست دارم اينجا کار کنم
اسمم لي ايون سوئه و تاجر جواهر هستم
اين رزومه ي منه
مي خوام امروز مصاحبه اي با رئيس داشته باشم
به خاطر همين بود که بدون اطلاع قبلي اومديد؟
از غرورت خوشم مياد
...ولي اهميتي نداره که چقدر توي کارتون سخت کوش باشيد
سرزده بيايد اينجا و بگيد " خواهش مي کنم منو قبول کنيد" ...روند کار رو ناديده بگيريد
چطور بايد اينو بگم؟
احمقانه اس، درسته؟
فکر کنم شما قبلا خيلي کار نکرديد
آقاي لي ايون سو
بررسيش مي کنم و باهاتون تماس مي گيرم
رئيس کسي نيست که شما بتونيد فقط به خاطر اينکه خودتون مي خوايد ببينيدش
خواهش مي کنم بريد داخل و صبر کنيد
مراقب باش
من آدماي زيادي رو ديدم که مکعب رو خيلي خشن توي دستشون مي گيرن
به خاطره اينه که مکعبه؟ به خاطره اين مهم نيست که خرابش کنيد؟
...ولي اگه الماسا رو کلا اونجوري بگيريد
ممکنه بشکنه
....مردم مي گن که الماس سختترين ماده ي معدني توي جهانه
ولي اين به سختيش اشاره مي کنه، نه دوامش
خراشيده نميشه
ولي اگه محکم بهش ضربه بزنيد مي شکنه
"اشک فرشته" گردنبند الماس آبي افسانه اي 32 قيراتي '
گفته شده که ارزشش فراتر از تصوره
اشک فرشته که ناپديد شد تنها شايعات زيادي رو به جا گذاشت
من شنيدم خيلي زود مياد کره، ولي اونا يه معامله ي بزرگ مي کنن
مي دونستيد که اشک فرشته به زودي داره مياد کره؟
...گرفتن حق نمايش خيلي سخت ميشه
اينو بهتون دادم چون خودتون خواستيد
با نودل خالي مشکلي نداريد؟
رئيس هان يونگ وون چه جور آدميه؟
اون آدم بزرگيه- مي فهمم، اون يه آدم بزرگه-
اون اين کمپاني رو دوست داره؟- اون بهش مثله زندگيش اهميت ميده-
فکر مي کنم اون به زندگي بقيه ي آدما اهميت نمي ده
به کمپاني مثله زندگيش اهميت ميده
ببخشيد؟
من کمپانيه خوبيو انتخاب کردم
مي خوام خيلي زود کار کردنُ شروع کنم
چي شده؟
رئيس، ايشون تاجره، آقاي لي اون سو و مي خواد براي بلا فير کار کنه
مي خواي .. اينجا کار کني؟
به خاطر توجهتون ممنونم - ما تاجرا رو استخدام نمي کنيم-
...رئيس ، من بايد يه دقيقه باهاتون صحبت کنم
من فکر مي کنم اين يه موضوعه واضحه، اينجوري نيست که شما استخدام نمي کنيد
يه تاجر از اينجا چند سال پيش توي تايلند تصادف کرد
چه جالب
...تو که توله سگ نيستي چرا امروز دوباره اومدي اينجا؟
دوباره رئيس هان چه مشکلي درست کرده؟
روي نصب نگين کار نمي کني؟
يه عالمه جانگيني دارم براي نصب، ولي جواهرات بي خودن
اينجا کارگاهه رئيس هانه؟
ايشون مهمون دارن
شنيدم که تصادف شليک از تفنگ بوده
مجرميو که به فروشنده شليک کرد گرفتيد؟
بايد بگيريدش . اون يه قاتله
ما گرفتيمش- گرفتيدش؟ مجرمُ؟-
نمي دونم چرا بايد درباره ي اون آدم وحشتناک بهت بگم
...شنيدم اون تاجر الماسا رو دزديده بوده- ببين-
من شنيدم شما به خاطر اون يه الماس قلابي رو توي شوي جواهرات نمايش داديد
آقاي لي اون سو ... چطور مي توني اينقدر بي ادب باشي؟
اون شايعه اس
شايد چيزي رو گفتم که نبايد مي گفتم
من فقط پرسيدم چون شنيدم جاي اون تاجر از اون موقع تا حالا توي بلا فير خالي مونده
خانم يونگ وون، من دوبار ديدمت.
يه بار وقتي مي خنديدي
يه بارم وقتي گريه مي کردي
کي، کجا و چرا بايد همديگرو مي ديديم؟
هيچ کار ديگه اي با من نداري؟
يه جوره عجيب غريب پيدات شده و چيزايي ميگي که من نمي تونم بفهمم
و سوالاي دردناکي مي پرسي چرا داري اينکارو باهام مي کني؟
مي خواي اينجا کار کني ... همش همين؟
من مثله يه هنرمندم ، نيستم؟
مصاحبه شروع شده؟
پس من جواب صادقانه امو به سوالتون ميدم
نه، من به هيچ وجه قصد خوندن رزومه ي شما رو ندارم
اميدوارم ديگه به ديدنم نيايد
پس من هيچ انتخابي ندارم ، خانم يونگ وون
الان داري سعي مي کني با من چکار کني
خواهش مي کنم برو
داري چکار مي کني؟ نشنيدي چي گفتم ؟ برو
فقط اين به نظر ميرسه اين به خاطر منه
الان فکر مي کني مي توني با فقط چشمات اونا رو از هم جدا کني؟
همين الان دارم اينکارو مي کنم
مي توني ياقوت صورتي و ياقوت قرمز رو بدون لوحه رنگ جدا کني؟
اگه اشتباه کنم ، خيلي بد ميشه
به هر حال بايد بررسيشون کنم پس ولشون کن
اون کيه؟
اون يه تاجرمشهور بين المللي جواهر
من دارم ميرم اگه نظرت رو عوض کردي بهم زنگ بزن
...يونگ وون خانم
ما احتمالا دوباره به هم ديگه برمي خوريم
راجع به جانگ سه رو ...قاتل گونگ ووجين
بهش يه آزاديه ويژه خورده بود
و منم تأييدش کردم که چند وقت پيش اون توي تايلند بود ولي اون ناپديد شد
که چي؟
نبايد حواسمون بهش باشه؟
منشي آن
يه چيزي هست که بايد بپرسي و يه چيزه ديگه هم هست که خودت بايد ازش مراقبت کني
هنوزم نمي دوني؟
بايد بذاري از اعتبارم محافظت کنم چرا مجبورم مي کني يکيو بکشم وسط؟
من گيرش ميارم و حواسم بهش هست
...اينجا آپارتمان مي سازم
...و يه فروشگاه تفريحي اونجا مي سازم
و يه جفت مدرسه اونجا مي سازم
پس خوب بهش نگاه کن
اين عاليه الماسا با قيرات جدا شدن
...البته نيازي نيست که نوع جواهرات رو بگم
هيچ چيز اشتباه نيست، شامل ياقوت صورتي و ياقوت قرمز ميشه
چطور اين ممکنه؟
چيزي مثله اين ديديد؟
لطفا بذارش يه جاي امن
اين يعني اون با جواهرات زيادي سرو کار داشته
حتي اگه اينجوري باشه، اين واقعا فوق العاده اس
گزارش فروش ماهانه رو مستقيما به پدر بده
رئيس، بيايد لي اون سو رو استخدام کنيم
بيايد به عنوان تاجر استخدامش کنيم و تيم خريد رو مثل قبل داير کنيم
رزومه ي لي اون سو رو بررسي کرديد، درسته؟
اون تجربه ي گسترده اي از خارج کشور داره
سخته که همچين فروشنده اي با اين استعداد توي اين کشور پيدا کنيم
اينم سخته که همچين مرد بي ادبي رو پيدا کنيم.
چطور مي توني بعد از ديدنش در مورد استخدامش حرف بزني؟
من فکر مي کنم الان وقتشه که يه نفر جاي گونگ ووجين رو پر کنه
فروشگاه هاي جواهر زيادي بدون تيم خريد کارشون رو خوب انجام ميدن
اومدم باهات شام بخورم
من يکم کار دارم
بايد بهم زنگ مي زديد
واقعا؟
برگرد سر کارت
متاسفم. متاسفم
چرا اينو کوچيک تر ننوشتن؟
..:: (sahar1993) ترجمه و زيرنويس : سحر ::.. ..::(MB.SJ) محبوبه ::..
استخدام يه فروشنده ي جديد رو در نظر بگير
ممکنه بتوني کسيو که منشي مين گفت استخدام کني
No comments yet. Be the first to leave one.