Winner

Winner

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Winner 2017 Fa WEB-Dl
Winner 2017 All WEB-DL
Winner 2017 720p WEB-DL
Winner 2017 1080p WEB-DL
Winner 2017 480p WEB-DL
Winner 2017 720p HDRip
Winner 2017 720p HDRip X265
Winner (2017) Telugu HDRip - 1080p - x264 - DD5 1 - 3GB
Winner (2017) Telugu HDRip - 700MB - x264
Winner (2017) Telugu HDRip - 400MB - x264
A Commentary by Bollywood1
ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان Bollywood1.Co

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
hdrip
HDRip
x265
HD
480p
480
1080
x264
Published on: 2019-02-16
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مسابقات اسب سواري در هند ، تنها بازي قابل شرط بندي با مجوزه

براي بعضي افراد تجارت ، و براي برخي يک اعتياد محسوب ميشه

در اين بازي پيروزي ، شکست ، تقلب و افشاگري هم وجود داره

در مسابقه اسب سواري امکان آسيب ديدن وجود داره

اين شرط بندي ، براي بسياري از افراد خطر از دست رفتن سرمايه رو هم به دنبال داره

اين داستانِ اراده ي يک مرد

براي نوسازي زندگيهاي نابود شده و بهم پيوستن رابطه هاي از بين رفته است

"برنده" ترجمه اي از وبسايت باليوود وان

. صبح بخير قربان

. صبح بخير

چقدر ميخوان روي اسب ما شرط بندي کنن ؟

...بيست و پنج کرور ، آقا - . خوبه -

روي " کي آر " چقدر ؟ - فقط 15 کرور آقا -

ريسکش چقدره ؟ - کاملاً زير صفر قربان -

قربان ، سوارکار ما 14 بار نفر اول شده

اگه اونها بدونن که " کي آر " برنده ميشه حتماً روش شرط بندي ميکنن

روي اسب ما که شرط بندي نميکنن ، ميکنن ؟

... بنابراين ، " کي آر " ميبازه

... اون اسب ما ـست - ميدونم ، همون که کنار " کي آر " ـه -

... اسب شماره ي 5 مال ما ـست

...برو - !آفرين -

...يالا - ...برو -

...برو - ...برو -

...يالا

درمندرا " اين چه وضعيه ؟ "

با داشتن اونهمه اطلاعات شرط رو باختي

...به همين راحتي

هم سوارکارها رو ميشناختي هم نتايج کار اسبها رو ميدونستي

من اطلاعات خانوادگيشُ ديدم

روي خانواده ـش خيلي حساسه

با اشتياق فقط ميشه يه برد ضعيف به دست آورد ، و ما با استفاده از احساسات ميتونيم يه رقيب قوي رو شکست بديم

با اينهمه تجربه ، چطور ميتوني استدلال به اين کوچکي رو فراموش کني ؟

در 10 سال گذشته در بيشتر مسابقات شکست خورديم

. تا حالا 300 کرور ضرر کرديم

اگر همينطور ادامه پيدا کنه ، بايد کمپاني رو تعطيل کنيم

. به من زمان بديد

تا کي بايد منتظر بمونيم آقا ؟

از بس برد شرکت " کي آر " رو ديديم ، احساس خجالت ميکنيم

. الان فقط 2 تا انتخاب داري

يا از مقام رياست استعفا بدي

. يا اينکه پسرتُ برگردوني

. فقط 2 روز زمان داريد . تصميمتونُ بگيريد ، قربان

داري به چي فکر ميکني ؟ فقط پسرت ميتونه از اين شرايط نجاتت بده

فکر کردي اون قبول ميکنه ؟ - مگه راه ديگه اي هم داريم ؟ -

. برو پسرتُ بيار

بابا ... تند تر برو - همين الانشم داريم تند ميريم -

! هي

عزيزم ، اين چيه ؟

. اين کار درستي نيست پسرم . ديگه اينکارُ نکن

. سلام - . بابا -

ممنونم بابا - بيا بغلم پسرم -

...بابا ... پشمک

. دو تا پشمک به من بده - . چشم -

تموم شد

چرا انقدر آروم ميخوري ؟ - اگه تند بخورم تموم ميشه بابا -

يکي ديگه برات ميخرم

. بابا ، معلمم منُ زد

متوجه شديد ؟ حالا همه کتابهاتونُ باز کينيد

چرا پسر منُ زدي ؟

اون يک هفته تکاليف منزلشُ انجام نداده بود

خب تو هم زديش ؟

. اگر اشتباهي انجام داد نزنش - چرا ؟ -

من اونُ بزرگ کردم ، هر اشتباهي که از اون سر بزنه من مقصرم

تحمل درد و رنجشُ ندارم

اگه يه بار ديگه اينکارُ انجام بدي ولت نميکنم

فکر کردي کي هستي ؟

! به چه جرئتي پسر منُ زدي

پسرم ، يه درس حسابي بهش دادم

. ديگه اذيتت نميکنه

. بابا ، من ديگه هيچوقت اينکارُ تکرار نميکنم

... اين مال بابا

... اين هم مال مامان

بابا ، کاش مامان الان پيش ما بود

. اونوقت بهم غذا ميداد

کي گفته مامانت اينجا نيست ؟

اون ستاره ها رو ميبيني ؟ . داره از اونجا به ما نگاه ميکنه

... بخور

من وقتي ميخوام اسب بخرم اول نگاه ميکنم ببينم از نژاد اصيل هست يا نه

اونوقت تو رفتي يه دختر بي سر و پا رو آوردي ميگي عروسمه ؟

چطور فکر کردي من با اين ازدواج موافقت ميکنم ؟

من به نظر شما اهميتي نميدم

باهاش ازدواج کردم چون دوستش دارم

عشق چيه ، ها ؟

. اون شريک تجاري منه

همه چيز من زير دست اونه ، بايد با دختر اون ازدواج ميکردي

... من هم همه ي چيزمُ به اون دادم

. ميخوام زندگيمُ باهاش قسمت کنم

. اون به من اعتماد کرده

... اون به تو اعتماد نکرده ! به پول تو اعتماد کرده

... بابا ، يه چيزي رو بخاطر بسپار

فرصت تحصيلي که برام فراهم کردي ، سوارکاري ... که بهم ياد دادي ، و پول

من يه چيزي دارم که ارزشش از همه ي اينا بيشتره

، زندگي همين براي ما کافيه

... بريم لاکشمي

من از روي عصبانيت عشق تو رو نپذيرفتم ، چون تو به من نه گفتي

فکر ميکردم که دارم تنبيهت ميکنم ، اما چرا دنيا داره منُ تنبيه ميکنه ؟

. من 6 ساله که تنها شدم

.لطفاً منُ ببخش و برگرد خونه

... بهت التماس ميکنم

... پدر

درست نيست که اجازه بديم روابط از بين برن

بايد هواي همديگه رو داشته باشيم

. ما ميايم اينجا

اين اتاق توئه ، از فردا مياي اينجا

. شما دوتا مثل چشمهاي من هستين

از اين به بعد پسرم خيلي مشغله داره ، بايد از اون بچه جداش کنيم

... عکس اون زن و پسرش نبايد توي زندگي پسرم باشن

بابا بزرگ ، پدرم کجاست ؟ مدرسه ي من دير ميشه

پدرت اينجا نيست ، اون رفته به اصطبل سر بزنه

اون خواسته از امروز خودت بري مدرسه

واقعاً ؟

بابا ... سيدو کجاست ؟ بايد ببرمش مدرسه

او ميخواد از امروز با دوستاش بره

با اتوبوس رفت

خيلي خب

. من بايد از دستهاي پدرم غذا بخورم

. بابات نمياد ، بخور

. نميخورم

بابا ، سيدو داره چيکار ميکنه ؟

... تازه غذاشُ خورد . داره ميره بخوابه

. تا من بهش غذا ندم نميخوره

... من با دستهاي خودم بهش غذا دادم

.ممنون بابا

خب ، جلسه تموم شد

پدر بزرگ ، من شاگرد اول شدم . بايد کارنامه ـمو به بابا نشون بدم

بابا جلسه داره ، بذارش همينجا

برو استراحت کن - باشه -

... بابا

بابات پارش کرد - بابا اينکارُ کرد ؟ -

کجا داري ميري ؟ - پيش بابام -

بابات تازگيها خيلي تغيير کرده

. ديگه به تو اهميتي نميده

اون خانمُ ميبيني کنارش ؟ ميخواد باهاش ازدواج کنه

اون از الان ديگه متأهله

و ازاين به بعد عکس مادرتُ ميذاره توي صندوقچه

. تو هم از اين خونه ميندازه بيرون

. بابات خيلي تغيير کرده

چرا منُ ميزني ؟ - دام ميخواد ، ميزنم -

ميخواي چيکار کني ؟ - خفه شو -

... من ازت متنفرم بابا - ! برو گمشو -

... اون فقط يه بچه ـست

پدر ، اين روزها خيلي گستاخ شده

سيدو

سيدو

سيدهارت

سيدهارت

سيدو بابا

چي شده ؟ - سيدو کجاست ؟ -

... قربان ... قربان

. سيدو فرار کرده

. چند سال بعد

.... واي ، نه ! لطفاً نگه داريد

زمينش عاليه

آناسويا گفت بايد مسابقات اسب سواري برگزار کنيم

چون اينکار توي شهر امکانپذير نيست ، من براش توي حومه ي شهر برنامه ريزي کردم

آره .... تو حاضري براي آناسويا هر کاري انجام بدي مگه نه ؟

...آناسويا

منتظر چي هستيم ؟

بياين شرط بندي رو شروع کنيم - شروع ميکنيم -

امروز اولين مسابقه بين اسب سفيد و اسب سياه انجام ميشه

هر کي بتونه زودتر اون دستمال قرمز روي عروسکُ بياره اينجا

. اون برنده ي مسابقه ـست

اسب سفيد مالِ آناسويا ـست ... پنج لاک

.... پنج لاک روي اسب سياه

... بياين بچه ها

. روي اون اسب شرط ببند

اين چه وضعيه ؟ اينجا چه خبره ؟

مسابقه ي اسب سواري - تلگوها بهش ميگن ، گوراپ پندل -

اين چه کاريه ؟

همه ي محصول زير چرخ ماشين هاتون خراب شد

فقط محصول از بين رفته ، چرا يه جوري گريه ميکنه انگار زندگيشو از دست داده ؟

اون کيه ؟ - کشاورزِ... زراعتکار -

کشاورز ؟ - زندگيم با اين مزرعه ميگذره ، اينُ از من نگيريد -

هي پيرمرد ، 5 هکتار زمينتُ روي اسب آناسويا شرط ببند

پولت 2 برابر ميشه . از زمين چي ميتوني دربياري ؟

اگه همين الان اينجارو ترک نکنين هر چي ديدين از چشم خودتون ديدين . سريع اينجارو خالي کنين

چي گفتي ؟

. چي شد آقا ؟ بلند شيد

چه اتفاقي افتاده ؟

. اونا تمام محصول منُ خراب کردن

وقتي پرسيدم چرا اينکارُ ميکنيد ، منُ زدن و هُلم دادن

اونا همه بچه پولدار هاي مغرورن

. براي متوقف کردنشوم هيچکاري نميتونيم انجام بديم

يعني ميگي همه ي محصولم از دستم رفت ؟

هيچکس نيست که بتونه بخاطر عدالت بايسته ؟

. يه نفر هست

اون کيه ؟

وقتي يه ببر وارد روستا ميشه ، همه فرار ميکنن

اما يه نفر هست که جلوش مي ايسته

... چون اون نميدونه ترس چيه

.اسم اسب هم تنشُ ميلرزونه

... اون حتي 25 سالش هم نشده

اما ميتونه به تنهايي از پس 25 نفر بر بياد

انقدر قدرتمنده ؟ - . اين فقط يه قدرت معمولي نيست -

اين يه قدرت عظيمه

هي ، همه ي بچه تيتيش مامانياي شهر حاضرن ؟

تو کي هستي ؟ - براي کتک خوردن چه لزومي داره منُ بشناسي ؟ -

ما رو بزني ؟

بنظرم اهل چيناپور و پسر چيرانجيوي . براي چي اومدي اينجا ؟

. کارهام هم مثل اونه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left