The first 200 lines.
...پیانویی که برای فیلم "مردِ خانه" ساختیم
مشکلش اینه که بیرون در فضای بازه
.و از بین میره
.ولی فکر کنم برای یک پیانو، مرگ شرافتمندانهای باشه
توی این فیلم، باد عنصر مهمیه
و فکر کردیم که اگر بتونیم .از باد هم به عنوان موسیقی استفاده کنیم عالی میشه
.صداش واقعا بینظیره
.این بخش مفرح این آزمایشه
.سر و کله بزنیم با وسایل
یک نکته جالبی که رخ میده اینه که
صدا از طریق سیمها نسبت به هوا
سریعتر منتقل میشه
که بهتون یک اِکوی معکوس میده .که خیلی باحاله
.و لازم نیست که اصلا افکتی روی صدا بذارین
.حتی میتونین تا پایین دره هم صدا رو بشنوین
فقط این نیست که یه کاری کرده باشیم
.که تاحالا کسی نکرده .انجامش میدیم چون باحاله
،مرگ سامورایی درست همینجا .روی تپه
...وقتی موسیقی "راکی" رو میشنوین
.همه تماشاگرا میدونن که داستان از چه قراره
.آهنگساز یک داستان سراست
موسیقی میتونه پیامی که فیلمساز میخواد انتقال بده رو شکل بده
.یا بعضی وقتا تغییر بده یا حتی خراب کنه
.موسیقیِ متن، قلب و روح یک فیلمه
موسیقیِ فیلم، میتونه یک صحنه مهیج رو .هیجان انگیزتر کنه
"ما بهش میگیم "محلول احساس
چونکه میتونیم باهاش هر حسی رو که بخوایم .در شما ایجاد کنیم
این توانایی رو داره ...که جوری ارتباط برقرار کنه
.که با تصویر ممکن نیست
.موسیقی فیلم عالی، میتونه سطح فیلم رو بالا ببره
...موسیقی همیشه
بخشی از سالن سینما بوده
...«حتی از سال 1895 که «برادران لومیر
.داشتن در پاریس آزمایش میکردن
،در دوران ابتدایی ...درسته که
...موسیقی به عنوان
.پوششی برای صدای پروژکتور استفاده میشده
.فیلمهای صامت هرگز صامت نبودن
در کوچکترین نیکلئودئونها هم حداقل یک پیانیست بود
،و بعضی وقتها پل میان اونا .یک اورگانِ تئاتر بود
...سازندگان اورگانِ تئاتر، زیاد بودن
...ولی اونی که اکثرشون رو تولید میکرد
...و اغلب بهترینش در نظر گرفته میشه
.به اسم "وُرلیتزر"ـه
...اونا نشون دادن که آدم چجوری میتونه
.به فیلمی که صامته، جان ببخشه
...یا موسیقیای میزدن که برای همون فیلم ساخته شده بود
.یا خودشون یه موسیقی میساختن
.به عنوان بخشی از پخش فیلم در سینما درآمده بودن
...در هالیوود، چندین نفر
.با موسیقی بازی کردن
..."موسیقی «مکس استاینر» برای فیلم "کینگ کونگ
.در سال 1931 یک نقطه عطف بود
...وقتی "کینگ کونگ" پخش شد
"گفتم "صبرکن ببینم. موسیقی ارکستر توی یک فیلم؟
تنها دلیلی که تونست اینکارو بکنه
.اینه که فیلم ترسناک نبود
...به نظر معمولی و احمقانه بود
...چونکه خیلی .خیلی معمولی و احمقانه بود
.ولی بعد موسیقی رو بهش اضافه کرد
.فیلم رو از این رو به اون رو کرد .ترسناکش کرد
.تا اونموقع کسی اینکارو نکرده بود
...درواقع اولین موسیقی فیلم بزرگی بود
.که قاطعانه قدرت موسیقی در فیلم رو ثابت کرد
آلفرد نیومن» از شهر "نیو هِیوِن" ایالت کانتیکت»
.یک نماد مشهور در تاریخ موسیقی فیلم
.موسیقی که پر از صدای شیپور و سازهای بادیـه
.پدرم «آلفرد نیومن» بود
.در سال 1930 اون به لس آنجلس اومد
.بیست سال در کمپانی «فاکس قرن بیستم» بود
،لوگویِ کمپانی فاکس ...احتمالا معروفترین موسیقیِ لوگویی بود که ساخته شده
،البته برای فاکس ساخته نشده بود .برای «گلدوین» ساخته شده بود و اونا ردش کرده بودن
و بعد برای فاکس ازش استفاده کرد .و «درل زاناک» عاشقش شد
.اون ارکستر بینظیر بود .درباره "روباتو" دارم حرف میزنم
"یعنی "آروم کردن و سرعت بخشیدن به یک روش رسا
:آدم هیچوقت یک دیالوگ رو با این لحن نمیخونه
".امروز به بازار رفتم"
".امروز به بازار رفتم"
.به اون جمله یه ساختار و لحنی میبخشی
.این بسیار در موسیقی حیاتیه
.اونا در ساختن این نوع موسیقی تخصص پیدا کردن
این کمک کرد تا درک بهتری .از موسیقی کلاسیک هالیوود پیدا کنیم
...جلسه اسپاتینگ"، اولین باریه که"
،همه ما دور هم جمع میشیم ...فیلمو میبینیم
و تصمیم میگیریم که کجا موسیقی داشته باشه
.و همچنین نوع موسیقی
،همه فیلما بیست دقیقه اولشون آرومه
.چونکه میخوایم داستان رو پایه گذاری کنیم
پس میخوایم که موسیقی .چیز خوبی باشه ولی خیلی عجیب نباشه
...هدف "جلسه اسپاتینگ" اینه که
،با آهنگساز گفتگو داشته باشیم .که احتمالا همش عقبش انداختیم
،من کارمو کردم طراحیمو کردم
،بازیگرا رو انتخاب کردم .فیلمبرداری کردم
...تمام فیلمبرداریهای زیبامونو انجام دادیم
.تمام کار تدوین فوقالعادهـمونو انجام دادیم
...و حالا درجریانه و تلاش میکنم تا با صدایی که
.توی ذهنم درنظر داشتم، ارتباط برقرار کنم
.آه، مادرها
.مادرها تکیهگاه ما هستن
،پس روی تصویر مینویسه ..."اوپن رود پیکچرز"
و بعد کات میزنیم به احتمالا نه به درب جلویی
بلکه تصویری قبل از درب جلو
.که خونه رو نشون میده - .باشه -
جلسه اسپاتینگ برای من خیلی مهمه
چونکه برام روشن میشه که کارگردان چه چیزی در نظر داره
.و دنبال چی هست
...چیزی که بلافاصله سرحال بیاره - .سرحال، خب -
...و بعد میایم اینجا
.آروم میکنیم - .ثابتش میکنیم -
.با آدما کار میکنی
میخوام این حس رو پیدا کنن ...که یک فیلمساز مثل خودشون
.وارد فرآیند شده
...من توی همین یک کار متخصصام
.که اونا باهاش راحت نیستن
...میخوای موسیقیای بسازی که
پشتیبان صحنه باشه .و به روش سادهای صحنه رو کامل کنه
هرچقدر که بتونی وقت میذاری
.تا خودتو توی داستان غرق کنی
...به عنوان آهنگساز فیلم
.تو، بخشی از تیم داستانگویی هستی
میخوایم بریم و برسیم به نکته بعدی، «گری»؟
آره - ...این یکی تقریبا -
وقتی که اون میاد به اون گوشه تموم میشه. نه؟
سعی میکنم تا بتونم بفهمم .توی چه چیزهایی نامطمئن هستن
...هرچی بیشتر کنارشون باشی
.بیشتر به اون جوابا میرسی
...بیشتر کارگردانا نمیدونن چطوری احساس رو
.به... به موسیقی تبدیل کنن
پس آهنگساز باید تقریبا مثل یک روانپزشک رفتار کنه
و وارد ذهن آشفته کارگردان بشه
تا بفهمه حرف اون چیه .و به اون ماهیت برسه
اگر فقط با خودش پیش بریم چی؟
...آره راست میگه، لازم نیست که - نه؟ -
موسیقی براش نذاریم؟ - ...موسیقی نذاریم -
.«فقط یک ترانزیشن زیبا بذاریم، «گری
.که آروم روی تصویر بیاد
.و بعد اون بالا میاد - .آره -
.مثلا یه همچنین چیزی؟ آره
...اینجوری .مفهوم رو میرسونه
تقریبا توی همون گفتگوی اول با کارگردان
.میتونم حدس بزنم که قراره چی بشه
تقریبا همه پروژهها .یه جور شروع میشن
:یکی میاد توی اتاق و میگه .من این فکر رو دارم"
.ساختنش خیلی حال میده .یک ماجراجویی باحال میشه." و از اینچیزا
اونا ایده رو میگن و توجهتونو جلب میکنن .و شما هیجان زده میشین
و خوشحال میشین که .براش شما رو هم در نظر گرفته
".وای من!" میدونین، "منم میتونم بخشی از این باشم"
و بعد اونا از اتاق میرن .و بعد یک لحظه فکر میکنی
...میگی، "اصلا نمیدونم چطور اینکارو انجام بدم
".اوه خدای من
و بعد از مدتی فکر
...میگی باید بهشون زنگ بزنم و بگم
.هی، به نظرم بهتره به «جان ویلیامز» زنگ بزنین"
".من اصلا نمیتونم اینکارو بکنم
.یک کاغذ خالی همیشه یه کاغذ خالیه
.تازه، من اصلا نمیدونم موسیقی از کجا میاد
پس همیشه یه ترسی هست که .نکنه یهو چشمه قطع بشه
.این برای فیلم "مسابقه" هست
،یک هفته است که دارم روش کار میکنم .پس تازه اولشم
.هنوز دارم روی نحوه کارم باهاش فکر میکنم
،از جایی که فکر میکنم باید شروع بشه .داره میرسه بهش
.و میخوام خیلی آروم آروم شروع بشه
.نه
خب چرا نه؟
میخوای یه مدال طلا ببری؟
.البته - میخوای توی برلین بهش برسی؟ -
...خب مگر اینکه بخوای صبر کنی
.توی این صحنه یک تغییر جهت وجود داره
.و اغلب اونجا موقعیه که موسیقی وارد میشه
...خب اینجا توی کلمبوس هم
.خیلی بهش اهمیت نمیدن
مشکلی هست؟
.نه قربان
.فقط اومدم اینجا تا مسابقه دو بدم
...پس برای 28 ماه آینده
،یا توی یک کلاس درس هستی ...یا توی اون زمین هستی
.هر روز و هر ساعت
...به عنوان یک آهنگساز
وقتی نشستین و دارین فیلم میبینین
.مثل دیدن یک نمایش یا زندگی واقعی نیست
.موقعیت دوربین هست، کاتهای تصویر هستن
نوعی مدیوم مصنوعی فوق العادهست
.که اصلا شبیه زندگی واقعی نیست
باید با راههای خلاقانه .نکات آشنا رو معرفی کنیم
یک موتیف، گروهی از نوتهاست
که ممکنه معنای .یک موسیقی فیلم رو برجسته کنه
.یک مثال خوبش "برخورد نزدیک از نوع سوم" ـه
بتهوون» از اولین آهنگسازانی بود»
که واقعا یک تِم یا موتیف رو میگرفت .و کاملا پیرامون همون کار میکرد
سمفونی پنجم" بتهوون"
.تمام اون قطعه براساس ریتم "یا تا تا تا" هست
،هوکهای ساده .درست مثل یه آهنگ پاپ
.ولی بعد اونارو در قالبهای متفاوت قرارشون میدی
...استفاده از موتیفها
کمک میکنه تا ارتباطات .در فیلم درک بشه
...بیلبوی عزیز
،وقتی یک موتیف خاص رو میشنوین .باهاش ارتباط برقرار میکنین
.و درواقع کمک میکنه تا همراه داستان بشین
.نُه همراه
...زمانی که به آخر فیلم میرسیم
No comments yet. Be the first to leave one.