The first 200 lines.
آنچه گذشت
،براي يه قرن با يه راز زندگي کردم . تا الان
،ريسک کردم . اما بايد بشناسمش
تو چي هستي؟
. من يه خون آشامم
. گفتي که براي زنده موندن کسي رو نمي کشي
... من با خون حيوون ها زنده مي مونم
. اما مثل ديمن قوي نيستم...
. سلام، داداش - . ديمن -
. استفين بالاخره اعتراف کرد
. طرف من نيا
اون گردندبند يه گياهي . به اسم گل شاه پسند توشه
. اجازه نميده کسي به ذهنت نفوذ کنه
... من رازت رو نگه مي دارم
. اما نمي تونم با تو باشم، استيفن...
اين چيه؟
. يه کريستال خيلي مهم
تو يه روانشناسي يا روشن بيني؟
،در اصل . گرمز ميگه که من يه ساحره ام
يه موقعي بود که اين شهر . کاملاً از وجود خون آشام ها آگاه بود
. پنج بدن خالي از خون
. اونا برگشتن
تو که نمي خواي بميري، مي خواي؟
. اون داره تغيير مي کنه
به چي؟ - . يه خون آشام -
. نمي دونم چش شده
. حالش خوب ميشه - . نه -
. همه چي درست ميشه
!ويکي
کاري مي کنم که مطمئن شم ... به کسي آسيب نمي رسونه
. الينا، بهت قول ميدم...
. سلام، تايلر
ويکي؟
. همه دارن دنبالت مي گردن
. ميدونم
چي شده، ويکي؟
. خيلي سردمه
چيزي مصرف کردي؟
همه فکر مي کنن تو . معتاد شدي
. کاش فقط همين بود
توي اون جنگل چه اتفاقي افتاد، ويکي؟
. اون آدمايي که کشته شدن
تو چي ديدي؟
. خيلي ترسيدم
. بيا اينجا
. چيزي نيست
. مي برمت خونه
. نميتونم کنترلش کنم
چي رو کنترل کني؟
. من خيلي گرسنه ام، تايلر
. و اصلاً هم سيري ندارم
چي مصرف کردي؟ چه موادي کشيدي؟
. من مي خوامش . خيلي گشنمه، تايلر
. باشه، ببين، برات يه چيزي مي گيرم که بخوري . فقط بشين روي صندلي
!ببين، بزار ببرمت خونه، ويکي
باشه، تو چت شده؟
!ولم کن
اينجا چه خبره، استيفن؟ اون چش شده؟
. تو حرف نزن
. خفه شو، رفيق
رفيق؟ واقعاً؟ رفيق؟
. ديمن، اين کارو نکن
. بي خيال کي دلش واسه اين احمق تنگ ميشه؟
!بهش کاري نداشته باش
هر چي که امشب اينجا ديدي رو . فراموش کن
. هيچکدوممون اينجا نبوديم
. ببخشيد - . نه، بيا. کارم تموم شد -
. سحرخيز شدي کجا ميخواي بري؟
. پاسگاه پليس ... اون دارن يه گروه
. تشکيل ميدن که دنبال ويکي بگردن...
وايسا. نبايد بري مدرسه؟
مسخره ام مي کني، درسته؟
. نبايد به مدرسه ات بي توجه باشي
،اگه پيداش کنن . خبرمون مي کنن
. به خاطر همين موبايل رو اختراع کردن
آره، فقط حرف ميزني . اما نميدونم چرا
بله؟
مت؟
ويکي، کجايي؟ حالت خوبه؟
. آره، خوبم
. بگو کجايي تا بيام پيشت
نه. مت، من فقط يه کم وقت مي خوام . تا روبراه بشم
. فقط خواستم بدوني که حالم خوبه
. خواهش مي کنم نگرانم نباش
. نمي فهمم چرا بايد اينجا زنداني بشم
چرا نمي تونم برم خونه؟
. تو داري تغيير مي کني، ويکي
. و به تنهايي نمي توني از پس اين کار بر بياي
... هيچي از اون يارو "لوگان" که کشتمش ننوشته
. حتي يه کلمه...
. يکي داره قضيه رو ماسمالي مي کنه
اون چيه؟
. اين يه قطب نماي خيلي مخصوص و قديميه
لوگان داشت باهاش چي کار مي کرد؟ کنجکاو نيستي که بدوني؟
خب، اگه خيلي نگراني که ... کسي دنبالت باشه
چرا از اين شهر نميري، ديمن؟...
. ما هممون بايد نگران باشيم
. من خيلي گشنمه چيزي واسه خوردن ندارين؟
. بگير
اين چيه؟
. همون چيزي که مي خواي
. بهش دروغ نگو
... اين چيزي نيست که تو مي خواي
. اما مي تونه جانشين اون باشه... درست ميگم، استيفن؟
اين چيه؟
آره، چيه؟ خون يه راسو؟
برنارد مقدس؟ بامبي؟
. ادامه بده
. اون تازه وارده . به خون انسان نياز داره
. با اين چيزا نمي تونه خودشو ارضا کنه
آره، چرا نمي تونم خون انسان بخورم؟ - . آره -
چون کشتن آدم هاي بي گناه . کار اشتباهيه، ويکي
ما نبايد کسي رو بکشيم تا . خودمونو سير کنيم
... کافيه يه آدم خوشمزه رو پيدا کني
. و بعد حافظه اش رو پاک کني... . خيلي راحته
. نه، نه، نه ... هيچ ضمانتي نيست
که تو بتوني خودتو کنترل کني، مي فهمي؟...
. سال ها طول مي کشه تا اين کارو ياد بگيري
... مي توني خيلي راحت يه نفر رو بکشي
ولي بعد بايد عذابش رو تا آخر... ... عمر با خودت نگه داري
. چون تو جاويداني...
. بهش گوش نکن
اون روي يه خط معنوي سير مي کنه . که خارج از مسير ماست
. من ميگم، پيدا کن، بخور، پاک کن
. منو ببين
. ما مسيرمونو خودمون انتخاب مي کنيم
ارزش ها و عمل هاي ما هستن . که شخصيت ما رو شکل ميدن
. باشه، به همين خيال باش
. ما که رفتيم
ميشه يه کم ديگه بخورم؟
استيفن هست؟
. آره
کجاست؟
. "و صبح بخير، خانم "در حال مأموريت
... چطور مي توني بعد از همه کارايي که کردي
انقدر بي خيال و گستاخ باشي؟
... تو چطور مي توني انقدر مغرور و احمق باشي
که به يه خون آشام بگي بي خيال و گستاخ؟...
،اگه مي خواستي منو بکشي . تا الان مرده بودم
. دقيقاً
. اما هنوز زنده ام - . فعلاً -
استيفن کجاست؟
. طبقه بالاست
. داره واسه خودش آهنگ ميخونه
. بفرما تو
. استيفن
استيفن؟
. بله
ويکي کجاست؟
. طبقه بالا
الان چي ميشه؟
آخه برادرم با بقيه شهر دارن . دنبال اون ميگردن
بهش چي بگم؟
،دارم باهاش کار مي کنم . اما وقت مي بره
اون خيلي لطيف و بي فکر . و مستعده
. اون يه معتاده ... منظورم اينه که از همه اينا
ميشه فهميد که اون چه واکنشي... . به اين مسئله نشون ميده
پس اون يه خون آشام فعال ميشه؟
من بايد چي کار کنم؟
. چون دارم الان به همه دروغ ميگم چه بلايي سرش مياد؟
اونو اينجا پيش خودم نگه ميدارم . تا وقتي که مطمئن شم امنه
چند وقت طول مي کشه؟
. مي تونيم بعداً درباره اش حرف بزنيم
سلام، ويکي، حالت چطوره؟
حالم چطوره؟
مسخره مي کني؟
خانواده ما رو مثل بقيه ساحره ها مي سوزوندن؟
نه، دخترايي که توي "سالم" آزار ميديدن . کاملاً بي گناه بودن
ما بايد چيزي بيشتر از جهل داشته باشيم . تا يه ساحره رو زنداني کنيم
چطوري سر از ميستيک فالز در آورديم؟
خانواده ما در سال 1692 از . سالم" به اينجا مهاجرت کردن"
اجداد ما براي بيشتر از . صد سال در خفا زندگي کردن
. خيلي مهمه که ما هم اين کارو بکنيم
. خب، گرمز، همه ميدونن که تو يه ساحره اي
... در کنارش ميدونن که اين مزخرفه
. و نميتونه حقيقت داشته باشه...
... من فقط يه زن معمولي هستم
. که توي داشنگاه فلسفه درس ميده...
. هيچکس اين حرفا رو باور نمي کنه
. فقط واسه خنده ميگن
. پس بزار بخندن
. ولي اجازه نده که از حقيقت چيزي بفهمن
پس افسون ها چي شدن؟
منظورم اينه که الان دو روزه که . فقط داري از گذشته حرف ميزني
. ميخوام به بخش جالبش برسيم
. اصلاً هم چيز جالبي نيست
. واقعي و جديه
،و بايد قبل از تمرين کردن . اونو درک کني
مدرسه ات دير نشده؟
. هيچوقت نبايد به لوگان اعتماد مي کرديم
. ساعت رو بردن
با چند تا از اونا روبروييم؟
. خب، پزشک قانوني ميگه فقط يه نفره
اينو از شعاع جراحت و . نمونه جمجمه فهميده
ما در خطريم؟
... منظورم اينه که اگه اون ساعت رو پيدا کرده
. پس ميدونه که ما ميدونيم... و مي تونه بياد سراغمون، نه؟
من... من هميشه بايد بهش بگم "اون"؟
اصلاً مذکره يا مؤنث؟
... اگه اطلاعات تاريخي درباره شهر داشته باشه
No comments yet. Be the first to leave one.