The first 200 lines.
اسم من "کیلب ریورز"ـه
دیشب سوار یه اتوبوس به مقصد ریونزوود شدم
فکر میکردم دارم میرم به دوستدخترم هانا کمک کنم
اون بود که ازم خواست بمونم و مراقب میراندا باشم
همون شب تازه با میراندا آشنا شده بودم
اما همون لحظه یه رابطه بینمون شکل گرفت
خب ، پس ، حالا با کی زندگی میکنی ؟
پیچیدهست - خونه بچههای بیسرپرست ؟ -
لازم نیست اینجوری بگی
فقط بخاطر اینکه کنارم نشستی
مریضی چیزی ازم نمیگیری
خودم قبلا تو یه چندتاییشون بودم
من به ریونزوود اومدم تا تنها فامیل زندهام رو پیدا کنم
یه دایی که منو فرستاد پیش غریبه ها
قبل از اینکه حتی بتونم صورتشو به خاطر بسپرم
من و هانا به سختی این دخترو میشناختیم
اما هیچکدوممون نمیخواستیم توی شهری تنهاش بذاریم
که مردمش توی قبرستون مهمونی میگیرن
من به این راحتیا نمیترسم
نه وقتی که راجب خوانوادهام که هیچی راجبشون نمیدونم دنبال یه سری جواب میگردم
دیشب یه سنگ قبر توی اون قبرستون پیدا کردم
که اسم و عکس من روش بود
و یه میراندای مرده (قبر میراندا) هم اونجا بود
امکان نداشت که هیچکدوممون قبل از اینکه
بفهمیم قضیه چیه سوار اتوبوس دیگه ای بشیم
احتمالا ریونزوود تنها شهر کشوره که وبسایت نداره
میدونی چیه ؟ احتمالا فقط یه تصادفه
مطمئنم اینجا فامیلی چیزی دارم
آره ، مطمئنم همیشه از این اتفاقا میافته
که اسم و عکست رو روی یه سنگ قبر ببینی
میراندا ، نمیگم همیشه از این اتفاقا میافته
اما پیش اومده دیگه
یه توضیحی وجود داره ، و ما پیداش میکنیم
شبیه اون آدما شدی که توی فیلمای ترسناک
همش تو فکر توضیحات منطقی و علمین
معمولا همچین آدمی تا آخر فیلم زنده نمیمونه
کجا داری میری ؟
خونه داییم ، شاید الان برگشته باشه
خب اصلا از کجا فهمیدی دایی داری ؟
یه نامه از یه وکیل راجب والدینم گرفتم
و آخرش نوشته بود یه کپی ازش ... برای برادر مادرم فرستاده شده
آقای ریموند کالینز ، خیابون "ساومیل" ، ریونزوود
یهویی فامیل پیدا کردم
در عرض 10 ثانیه از هیجانزده رسیدم به اوج عصبانیت
میدونم چه حسی داره - واقعا ؟ -
آره ، همونطور که توی اتوبوس بهت گفتم
میدونم یه بچه یتیم فراری بودن چه حسی داره
هی کیلب ، همینه ... خونه داییم
با جای خواب و صبحانه توپ
خودشه ؟ - نمیدونم،از وقتی 3 سالم بود دیگه ندیدمش -
شاید یه چیزی راجب اونایی که توی قبرستون دفن شدن و شبیه ما هستن بدونه
آره
آقای کالینز ؟
چی میخواین ؟
منو یادتون نمیاد ؟
من میراندا هستم
خواهر زاده ات
اینجا چیکار میکنی ؟
فکر کنم باید اولشو با "سلام" شروع کنین
من خیلی سرم شلوغه
میدونی ، فرصت نشد خودمو معرفی کنم
من کیلب ریورز هستم
و من فامیل جنابعالی هم هستم ؟
میراندا میخواست غافلگیرتون کنه
شاید این بهترین راه واسه غافلگیری نبوده
شاید باید اول زنگ میزد
اما میدونی چیه ، مهم اینه که الان اینجاست
دیشب شب طولانیای بوده
مطمئنم هرکس توی این کیسهست ناراحت نمیشه
یکم وقتتو به خواهرزاده ات اختصاص بدی
گفتی فامیلت ریورزه ؟
درسته ، کیلب ریورز
شاید قبلا روی سنگ قبر تو قبرستون دیده باشیش
سنگقبره که مال کسیه که دقیقا شبیه منه
من تمام سنگ قبرهای اینجا رو میشناسم
هیچ کیلب ریورزی نیست
کارلا ، لطفا به خواهرزادم نشون بده کجا میتونه استراحت کنه
بیا داخل ، عزیزم
بیا یه کمکی بکن
حسين و سعيده با افتخار تقديم ميکنند S@eideH - Black Death
با همه اینجور رفتار میکنه
یا فقط با خانوادش اینجوریه ؟
دیگه هیچ خانواده ای نداره
من خانوادشم
شاید فقط یه خواهرزاده کوچولو باشم اما درهرحال خانوادشم
پس فقط تو رو داره
چند وقته اینجا کار میکنی ؟
اوه ، خیلی وقته
اما یه دورهی زمانی بود
که توی دانشگاه همین حوالی کار میکردم
برگشتی ؟ - آره -
چرا ؟ - آقای کالینز ازم خواست -
وقتی ازم خواست آماده برگشتن بودم
دخترای دانشجو میتونن بشدت بی انضباط باشن
اگر حرفت هرگونه نفوذی روی خواهرزادم داره
بهت پیشنهاد میکنم از استفاده کنی که راضی بشه از اینجا بره
اینجوری برای همه بهتره
مطمئنا برای تو که بهتره
فکر نکن بخاطر خودم میگم ، آقای ریورز
بهت قول میدم ، اگه همچین فکری کنی اشتباه میکنی
میراندا اسم خودشم پیدا کرد ، به همراه عکسش
روی سنگ قبر ، که باعث شد دوبرابر قبل کنجکاو بشم
باعث شد بخوام ته و توی قضیه رو دربیارم
و بفهمم واقعا چه خبره
وقتی اینجوری میشم میتونم خیلی اعصابخرد کن بشم
تکون خورد
شوک نخاعی ، آقای ریورز
حتی بعد از ازکار افتادن مغز هم کار میکنه
اون خانم میراندا رو کجا برد ؟
خانم گرانوالد احتمالا بردش طبقه بالا
از اون در بری میرسی به خونه
چیه ؟
تو هم شنیدی ؟
چیو شنیدم ؟
آه ... هیچی
... هیچی ، بیخیال ، آم
با داییم صحبت کردی ؟
آره ، تمام دلنشینیت رو از خانواده پدریت به ارث بردی
هی ، اون بیرون چت شده بود ؟
وقتی دیدیمش زبونت کامل بند اومده بود
زبونم بند نیومده بود - چرا اومده بود -
خیلی خوب ، چیه ؟ مصاحبه کاریه مگه ؟
منظرهاش چطوره ؟ - متفاوته -
چرا داره سنگ قبرو تمیز میکنه ؟
مامان ، لطفا ، بذار من اینکارو بکنم
یا بذار به یه نفر بگم
نباید خودت اینکارو بکنی
مامان - اون یکی برس رو بهم بده -
چرا اجازه میدی اینکارو بکنه ؟
نمیذاره به هیچکس بگم
خب ، من که رفتم گفتم
پلیسها باید این قضیه رو بدونن ، مامان
آره ، خیلی هم تابحال بهمون کمک کردن - مامان ، بیخیال -
اونا میدونن مردم این شهر چه فکری راجبم میکنن
و خودشون هم همین فکرو میکنن
چی بهشون گفتی ؟
هیچی ، راجبش صحبت نکن
مامان ، اگه میخوای کمک کنی یه برس بیار تمیز کن - اونا راحت دوباره میان مینویسن -
خب دوباره تمیزش میکنیم
این هیچی رو عوض نمیکنه
مردم هنوزم میگن کار مامان بوده
مهم نیست اونا چی میگن ، لوک
حقیقت نداره - پلیسها که مطمئن نیستن -
لیو ، اونا فقط اینو میدونن که یکی بابا رو کشته
و هیچکس دیگه جز مامان هم مضنون نیست
باشه ، تو بردی
میدونی چیه ، من که بدون توجه بهشون زندگیمو میکنم
و مامان هم باید همینکارو بکنه چون قایم شدن توی اتاقش
مشخصا به تبرئه شدنش کمک نمیکنه
هی ، اگه داری میری منم باهات میام
کجا رفتن ؟
نمیدونم
چه خبره اینجا ؟
اون بچه ها کین ؟ بیوه سیاه کیه ؟
!!! بیا ، بریم از سنگ قبرهامون عکس بگیریم
به داییت نشون میدیم
نمیتونه چیزی که توی عکس میبینه رو انکار کنه
این دیگه چیه ؟
کارل ریجلی ؟
اینجا همونجاست ؟
آره ، همونجاست
من دیشب تمام سنگقبرها و ردیفها رو شمردم
یعنی میگی اون چیزی که دیشب دیدیم واقعی نبود ؟
چون من خوب میدونم چی دیدیم
نه میراندا ، واقعا دیدیمش فقط الان دیگه اینجا نیست
پس ، یکی سنگ قبرها رو جابجا کرده ؟
کی همچین کاری میکنه ؟ چرا ؟
تنها کسی که قضیه رو بهش گفتم داییت بود
هی ، کجا داری میری ؟
توی قبرستون چیز زیادی دستگیرمون نمیشه
دارم میرم شهر
باید یه روزنامه ای یا کتابخونه ای باشه
که توش بتونم آگهی های فوت رو بخونم
اگه برم مشکلی برات پیش نمیاد ؟
اگه مشکلی نداشته باشی که دوباره سعی کنم با جناب دلنشین صحبت کنم
من واسه پیدا کردن جواب اومدم اینجا
تا یه جوابی ازش نگیرم از اینجا نمیرم
ساعت 6 خیابون اصلی رو واسه رژه میبندن
اونموقع ، آه ، تنها موقعیه که
افسر هوگان فرصت پیدا میکنه برگ جریمه بنویسه
پس ، آم ... دم مدرسه پارک کن و پیاده بیا
درضمن ، کتاب فیزیکم رو تا دوشنبه بهم برگردون لازمش دارم
پس امشب میبینمت
سلام ، خب ، شماها واقعا منبع خبری از سال 1962" هستین ؟"
خودم شخصا که نه اما روزنامه اینقدر قدمت داره
خب ، آم ، باید با یکی راجب یه آگهی فوت صحبت کنم
متاسفم که اینو میشنوم
نه ، یه آگهی فوت جدید نیست ، راستش
مال خیلی وقت پیشه ، از خویشاونداست
اسمش چیه ؟ - کیلب ریورز ؟ -
اسم توئه یا خویشاوندته ؟
جفتمون - میدونی چه سالی مرده ؟ -
باید حدودا 100 سال قبل باشه
خب ، ما طبقه پایین نسخه ی تمام چاپهامون
از زمان جنگهای داخلی رو داریم
اگه خواستی میتونی یه نگاه بندازی
کارت با تبلیغات ردهبندی شده تموم شد ؟
تقریبا ، بابا - تقریبا ؟ -
چرا نمیذاری من به این آقا پسر کمک کنم
خب ، میتونم برم طبقه پایین و بگردم و فامیلم رو پیدا کنم ؟
No comments yet. Be the first to leave one.