The first 170 lines.
چطور؟
چرا این جوری شد؟
!نزوکو، نمیر! رو دست من نمیر
!هر طور شده نجاتت میدم
!نمیذارم بمیری
!قسم میخورم هر طور شده، داداشت نجاتت میده
تانجیرو؟
.صورتت زغالی شده
.بیا اینجا ببینم
.با این همه برفی که روی زمینه خطرناکه .لازم نیست بری
آخه دلم میخواد برای سال نو همه یه دل سیر غذا بخورن
.پس هر چقدر که بتونم زغال میفروشم
.ممنون
!داداشی
امروز بازم به شهر میری؟
!منم باهات میام
.نه خیر
.میدونی که نمیتونی مثل تانجیرو سریع بری
!مامان
.نمیشه
چون نمیتونه امروز گاری رو ببره
.وقتی خسته شدی نمیتونه بهت سواری بده
!داداشی
!میخوام باهات بیام
!قول میدم کمکت کنم
.ممنون هاناکو
.ولی امروز بمون خونه
.تو هم همینطور شیگرو ولی براتون کلی خوراکی میارم، خوبه؟
واقعا؟
.آخجون
.هاناکو، وقتی برگشتم برات کتاب میخونم
!باشه
.دختر خوب
.خیلی ممنون تانجیرو
.خب
.من دیگه میرم
...تاکئو
میشه هر چقدر که میتونی چوب خرد کنی؟
...باشه، ولی
.کاش میشد با هم انجامش بدیم
.پسر خوب
این کارا یعنی چی؟
!سرخ شدی تاکه
!تو یکی خفه
.پسر خوب
!نکن دیگه
زودی برگرد، باشه؟
.به سلامت
!داداشی
.نزوکو
داشتم روکوتا رو میخوابوندم تا باز .دم رفتنت سر و صدا راه نندازه
.بعد از مرگ بابا خیلی دلش براش تنگ شده
.تو هم هر جایی که بری همه دنبالت میان
.به سلامت
زندگی راحتی نداریم
.ولی خوشحالیم
.ولی زندگی میتونه به راحتی مثل هوا تغییر کنه
.تغییر میکنه و به حرکتش ادامه میده
نه همیشه آفتابیه
.نه همیشه بیوقفه برف میاد
...و
هر جایی که خوشی نابود میشه
...همیشه
.بوی خون هست
!این که تانجیرو چان خودمونه
.باورم نمیشه که تو همچین روزی از کوهستان اومدی پایین
!خیلی سخت کوشی
.ممکنه سرما بخوریا
.اصلا چیزی نیست
زغال دارید؟
!آهای، تانجیرو
میشه یه خورده زغال بهم بدی؟
.بابت اون روز که درم رو درست کردی هم ممنون
!منم زغال میخوام
!تانجیرو
!به موقع اومدی
!شکستن این ظرف رو انداختن گردن من
!دستم به دامنت
!بوش کن
.بوی گربه میده
دیدی؟
پس کار گربه بوده؟
!گفتم که کار من نبوده
!تانجیرو
میشه تو بردن اینا بهم کمک کنی؟
.خیلی دیر شد
.ولی خوب شد که همه رو فروختم
!آهای، تانجیرو
داری برمیگردی به کوهستان؟
.بهتره نری. خیلی خطرناکه
.حس بویاییم خیلی قویه، مشکلی پیش نمیاد
.امشب بهت جا میدم
.یالا. بیا اینجا
...ولی
!با من بحث نکن! بیا داخل
.قبل از این که سر و کلهی شیاطین پیدا بشه
!بابت غذا ممنون
میگما عمو سابورو
شیاطین چجورین؟
.شیاطین آدمخوار همیشه موقع تاریکی پرسه میزنن
.برای همین هرگز نباید شب بیرون بچرخی
.اگه غذات رو تموم کردی بگیر بخواب .میتونی اول صبح بری خونه
این شیاطین که نمیان داخل خونهات، میان؟
.چرا، میان
پس این جوری که کسی از خورده شدن .توسط شیاطین در امان نیست
بهخاطر همینه که از قدیم، شکارچیان شیطان با کشتن اونا
.ازمون محافظت میکنن
.شمعها رو خاموش میکنم
.بگیر بخواب
عمو سابورو بعد از این که کل خانوادهاش رو .از دست داد حسابی تنها شده
.حتما خیلی احساس تنهایی میکنه
دفعهی بعدی خواهر و برادرهام رو میارم
.و میگم "لازم نیست بترسی ".هیچ شیطانی در کار نیست. در امانی
ولی حالا که بهش فکر میکنم
.مادربزرگم وقتی هنوز زنده بود همچین داستانی رو برام تعریف میکرد
.مراقب خودت باش
!چشم
هر وقت شادی نابود میشه
...همیشه
!بوی خون
!نزوکو
چی شده؟ چه خبره؟
چی شده؟
...مامان
...مامان
...هاناکو
...تاکئو
...شیگرو
...نزوکو
...روکوتا
!نزوکو تنها کسیه که هنوز گرمه
!اگه بتونم به یه دکتر برسونمش، ممکنه زنده بمونه
چرا این جوری شد؟
کار خرس بود؟
کار خرسی بود که نتونسته به خواب زمستونی بره؟
!نمیتونم نفس بکشم
!هوا خیلی یخه! ریههام درد میکنن
!ادامه بده
!پاهات رو سریعتر تکون بده
.هنوز تا شهر راه زیادی مونده
!یالا
!نمیذارم بمیری
!هر طور شده نجاتت میدم
!قسم میخورم داداشیت هر جوری که شده نجاتت میده
!ای وای
.برف نجاتم داد
.ولی اصلا بهخاطر برف سر خوردم
نزوکو؟
نزوکو، حالت خوبه؟
!نمیخواد راه بری
من تا شهر میبرمت، باشه؟
!نزوکو
...ا-اون
!یه شیطانه
.تازه یادم اومد بابابزرگ سابارو چی بهم گفت
نزوکو یه شیطان آدمخوارـه؟
!نه! نزوکو از وقتی به دنیا اومده آدم بوده
.ولی دیگه بوی اون نزوکوی سابق رو نداره
!ولی اون کار نزوکو نبود
،جوری افتاده بود که انگار داشت از روکوتا محافظت میکرد
.و هیچ خونی هم روی دهن یا دستش نبود
...و یه چیز دیگه
!یه بوی دیگه هم بود
!بـ بدنش بزرگتر شد
!و زورش داره بیشتر و بیشتر میشه
،وقتی من بیخیال توی خونهی سابورو خوابیده بودم
!اونجوری وحشتناک کشته شدن
.حتما دردناک بوده
رنج کشیدی، نه؟
.متاسفم که نتونستم نجاتت بدم
No comments yet. Be the first to leave one.