The first 200 lines.
یه گروه فیلمبرداری تو هواپیماهامون هستن.
من میمونم. میتونیم بدون هیچ فشاری مشکلاتو حل کنیم.
تا حالا به تخصص تو رشته اطفال فکر کردی؟
باید برم تورنتو؟
مل کیه؟ شما قبلاً مریض رو مل صدا کردید
ولی اسمش دنیه. اسکالپل برای چیه؟
میدونم چقدر برات مهمه، لکس
که یه خلبان بینقص باشی، اما بیمار من ممکنه پاشو از دست بده
استف! آپیسیمکهسیسیس
وقتی بچه بود «کوکو» اینجوری صداش میکرد، «روباه کوچولو».
من ازت خوشم میاد، هیلی. نمیخوام هیچ کاری کنم
که به دوران نقاهتت لطمه بزنه.
یعنی حتماً باید براش اسم بذاریم؟
من که حامله نیستم، هستم؟
زنانی که ژن بی آر سی اِی (BRCA) رو دارن
بیشتر در معرض خطر سرطان تخمدان هستن
میگن زمان همه زخمها رو التیام میده
ولی مشکل زمان اینه که مجبوری
توش زندگی کنی
هر ثانیهی جانفرساش رو
دارم فکر میکنم بالاخره کِی بهتر میشه؟
چسب قوی اینجا پای ثابت ماجراست
شایعترین حالتش هم چسبیدن تصادفیه
دست، انگشت یا پلکها.
این مورد، اما، یه کم حساستره.
گفتی اون ژل روانکننده توی کشوی بالاست؟
هست. معمولاً. اوه
من خیلی هواپیماهای ماکت میسازم
برای همین چسب رو توی تیوپهای بزرگ میخرم.
آره، من تا دو ساعت دیگه باید سر کار باشم.
اینترنت گفت با گرما آبش کنیم
واسه همین سشوار امتحان کردیم.
میدونستی چسب قوی آتشزاست، درسته؟
الآن دیگه میدونیم. آره.
بوی... جالبی میدی.
وقتی داشتیم میذاشتیمش توی هواپیما، مریض بالا آورد روم.
تقصیر اون نیست.
تب وحشتناکی داره.
سرم به رفع حالت تهوع کمک میکنه، باشه سونیا؟
انگار همین آنفولانزای کثیف...
کم بدبختی بود؟ دو تا از جذابترین پسرهایی که دیدم
اومدن دنبالم و من بالا آوردم روشون
هی، آدمای خوشگل هم بالا میارن
یادته تو دورهی کادتی کشف کردیم که
تو نمیتونی شلغم رو تحمل کنی؟ باشه، خانم کامل
من دیدم تو سر بامیهی ترشی بالا آوردی
صبر کن، تو، تو فکر میکنی من سعی میکنم بینقص باشم؟
تو دو بار برترین کادت بودی. من لازم نیست کامل باشم
من میخوام مطمئن بشم دارم انتخابهای درست میکنم، میدونی؟
آره، البته، برترین کادت.
این سفته. ببین، چفت نیست
هوا سرده. ممکنه فقط خشک شده باشه
امشب بذاریمش برای تعمیرات، محض احتیاط
اوه، همه جام درد میکنه
تب این کارو باهات میکنه
استامینوفن باید کمک کنه
سعی کنیم حالت راحتتر بشه، باشه؟
آخ، گردنم
یه لحظه، بذارید من فقط
اِم، فکر کنم بدونم چه مشکلی داری سونیا.
مننژیت؟ خب، تریستان و نواک
بیشتر از من باهاش تماس داشتن، ولی ماریان
داره همه رو مجبور میکنه قرنطینه بمونیم تا جواب آزمایش خون
بیمار برگرده. لکس، اگه مننژیت ویروسی باشه
مشکلی نداری، ولی اگه باکتریایی باشه
اون خیلی مسری و خطرناکه.
من خوبم عزیزم. فقط چند روز مرخصی دارم
با نتفلیکس روی کاناپه، آره؟
البته، اگه احتمال داره مسری باشم
احتمالاً باید تو اتاقهای جدا بخوابیم.
ببین، اگه چیزی لازم داری
یا اگه علائمی پیدا کردی...
خوبم. فقط دلم برات تنگ میشه، همین.
من... من همیشه اینجام، باشه؟ هر وقت خواستی زنگ بزن.
فهمیدم. خداحافظ.
باشه، چقدر سریع تموم شد.
هی استف، تو آشیانه هستی؟
اوه، اِم، سلام کریستال، آره
دارم لباسمو عوض میکنم که برم خونه. چرا؟
کتاب درسیمو توی رختکن جا گذاشتم؟
فیزیولوژی پیچیده هچی و میکوس؟
از کیفم درآوردمش و فکر کنم
یادم رفت بذارمش سر جاش
اوه، آره، اینجاست، روی کمدت.
آخ، معلومه که اینجاست.
باشه، بعد از شیفت بالینی برش میدارم.
راستی، اون بیمار تصادف ماشینی رو میشناسی
که سوارش کردی؟ همون که ضربه به پا خورده بود؟
انتقالش دادن به تامپسون.
راه درازی تا بهبودی کامل در پیش داره.
امم، میدونی چیه؟ من هچی و میکوس رو برات میارم.
واقعاً؟ آخه تو تمام شب سر کار بودی.
آره، ولی خب، لکسی قرنطینه است و منم آفم.
بهتر از اینه که خونه الاف باشم
و تمام روز نگران باشم، مگه نه؟
وای، باشه، ممنون.
نمیگم که از قرنطینه لذت نمیبرمها،
ولی، اممم... گشنمه، عزیزم.
میدونم، ولی این تخت خیلی دنج و راحته.
نه بابا. یالا. پاشو، پاشو، پاشو، پاشو، پاشو.
حالا که نمیتونیم جایی بریم، شاید باید یه پیتزا سفارش بدیم
یا یه همچین چیزی. اوه، یه بروشور هست
روی کمد لباسم، مال این جای جدیده
گفته بودن مرغ تند دارن. این چیه؟
طب اورژانس کودکان «سک کیدز»
اوه، هیچی نیست. فقط یه چیزیه که
ماریان فکر میکرد باید براش اقدام کنم
چرا بهم نگفتی؟ نمیدونم، داشتم
فقط بهش فکر میکردم، اما
نمیخواستم برم. تریستان، آدما معمولاً
واسه کاری که نمیخوان انجام بدن، درخواست نمیدن
پس تو اینو میخوای. اینکه واسش اقدام کردی رو پنهان کردی
و حالا داری دروغ میگی
در مورد اینکه میخوای انجامش بدی
دروغ نمیگم، فقط
فکر نمیکردم دوست داشته باشی برم
عالیه
اینم یه چیز دیگه که تقصیر منه، درسته؟
نواک، وایسا!
وایسا، تروخدا
نتونستم شکرتو پیدا کنم
کریستال اینجاست؟
کریستال امروز اینجا نیست. بیمارستانه
صبر میکنم. طول میکشه
شیفت دوازدهساعتهست و نمیخوام نگرانتون کنم،
اما ممکنه در معرض مننژیت قرار گرفته باشیم
و احتمالاً نباید الان ملاقاتی داشته باشیم
باشه، پس فاصله میگیرم، پس
اما باید کریستال رو ببینم
کمکی میخوای؟ اوه
نارسایی عصبی-عروقی، مستلزم جااندازی فوری است
به حداقل رساندن زمان جااندازی، برای جلوگیری از
نکروز اَواسکولار سر فمور حیاتی است
اگر مفصل ران در عرض شش ساعت جا انداخته شود،
میزان بروز نکروز اواسکولار به طور قابل توجهی کاهش مییابد
خب، پنج تکنیک پذیرفتهشده برای جااندازی مفصل ران وجود دارد
هی، چت شده؟ آیا داری علائم
مننژیت رو تجربه میکنی؟
باز این دندون لعنتیه، کریسی
سلام پیر، تو خونهی خدمه چیکار میکنی؟
منتظرت بوده. بهش گفتم کار بالینی داری، اما
پیر سالهاست با این دندونش مشکل داره
اما حاضر نیست بره دندونپزشکی
خیلی درد داره. فکر کنم تب کرده،
اما حتی نمیذاره معاینهش کنم. لعنتی، به نظر میاد
بالاخره باید کشیده بشه
اما اگه حاضر نشه بره دندونپزشکی چی؟
و حالا نوبت مانور بیگلوئه
به یک داوطلب نیاز دارم
من داوطلب میشم. اوه، اِم، من باید برم
ام، یه نسخهی آنتیبیوتیک میفرستم
تا شروع کنه. اما مطمئن شو همونجا میمونه
تا وقتی که بتونم با زور ببرمش دندونپزشکی
نه، کریستال، ما تو قرنطی
کشش همراستا با استخوان ران
لعنتی
حالا چی؟
خب، حدس میزنم برات یه کم ایبوپروفن پیدا کنیم،
بشینی تا یکی بیاد نسخهت رو بگیره
و به همین راحتی
خب، انتظار دارم هر کدوم از شما بتونید
یه نمایش عملی از هر پنج تکنیک رو ارائه بدید،
فردا صبح زود. باشه؟
دکتر پل، گزارشهای آزمایشگاه رسید
عالیه، ممنون. هیلی؟
اوه، سلام رفیق بیمارستانی!
TCH کمبود نیرو داره و من به پول بیشتر احتیاج داشتم، واسه همین...
اوه، قبل از اینکه فراموش کنم، استف کتاب درسیتو
همین الان آورد. تو کیفم، کنار ایستگاه پرستاریه
و یه بیمار هم توی بخش ۲ هست که شخصاً شما رو خواسته
باشه، اما در مورد متخصص سرطانشناسی چی؟ همه چی خوبه؟
خوبم. سرطان نیست
آره، ولی جواب کاذب؟
یه کیست کورپوس لوتئوم بود. گاهی اوقات پیش میاد،
اما مهم نیست. باید خودش برطرف بشه
با این حال میخوان تحت نظر بگیرنم
متخصص سرطانشناسیم منو به یه متخصص دیگه
برای اقدامات پیشگیرانه معرفی کرد
خب، چه جور اقدامات پیشگیرانهای؟
ورودی داریم. هوشیار باشید، بچهها
خبر رسید که تو کارخونه چوببُری لسارج
خارج از شهر آتیشسوزی شده. آتشنشانی تامپسون داره مهارش میکنه
فعلاً تلفاتی نداشتیم، اما انتظار سوختگی
و استنشاق زیادی داریم. خانم رابرتز، این یکی مال شماست
این که به آتشسوزی ربطی نداره
نداره. جون با دیابت بارداری،
توکسمی، و ا... و اسلون کوچولو
سه هفته زودتر به دنیا اومده. باید تحت نظر باشه
تا بتونم با متخصصش توی وینیپگ ارتباط برقرار کنم
اما بخش زایمان امروز تعطیله
میتونی این پایین حواست بهش باشه؟
فقط منو یه جا بذارید
انقدر خستهام که همین الان خوابم برده
خب، ما میتونیم بهتر از این کار کنیم
بذارید براتون یه اتاق آروم و خوب پیدا کنیم
الو؟
یالا، ای چیز احمق. اَه! آخ، لعنت!
هی، کمکی میخوای؟
اِم، ممنون
هنوز دارم به این چیز مسخره عادت میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.