The first 200 lines.
=تابستان لبریز از عشق=
قسمت دوازدهم
چرا قبل ازینکه بخونی
اجازه نمیگیری؟
ولی
اگه نمیخوندم
تا کی ازم مخفی میکردی؟
پس الان همه چیو میدونی؟
میدونم
معذرت میخوام
وایسا
من باید عذرخواهی کنم
باورم نمیشه
همچین کاری کردم
ها؟
بخاطر خونه
تورو گول زدم
اونم عمدی
مجبورت کردم قرارداد بنویسی
و میخواستم خونرو ازت بگیرم
چی؟
کی اینارو بت گفته؟
تنها جوابش همینه
همین به فکرم رسید
درغیر این صورت تو چرا
انقد باهام خوبی و مهربونی؟
تو بازیگری
خواستم خونتو بگیرم
ولی من چی میتونم بدم به تو؟
به هرحال
تو این حلقرو دادی بهم
درسته؟
اره
بیخود نی عکس عروسی نداریم
بااینکه میدونستی فقط بخاطر خونه باهاتم
بازم همچین قراردادی نوشتی
عکس عروسی داریم
دست تایه
گفتم بیارشون
...این قراردادم
...این قرارداد
این قراردادو وقتی عصبانی بودم امضا کردم
پس حساب نی
نیس
نیس؟
نه
حساب نیس
باشه
بخند دیگه
من برات غذا درست میکنم
نه من درست میکنم
چطور به تیاران و زیی بگم
من کار مهمی دارم
و به کمکتون نیاز دارم
وقتی کارم تموم شه جبران میکنم
رو تیاران جواب میده
ولی زیی باور نمیکنه
کار فوریه
تیاران
باید کمکم کنی
امیدوارم زیی هم بیاد
خب
وبی نمیتونم همینطوری دست خالی
برم کمک بخوام
این خیلی گرونه
نمیصرفه
واسه تیاران زیادیه
اها
این جواب میده
خانوم گوش کنین
این رژ لب ضد ابه ماندگاری داره
اره
و محبوب ترین رنگ ساله
دوتا میخواین؟
حتما
فردا براتون میفرستم
باشه خدافظ
اویل
خوبه
واسه تیاران عالیه
کیه؟
اومدم
تیاران
به کمکت نیاز دارم
چیشده؟
مامان بابای دوس پسرم ازم خیلی خوششون نمیاد
امشب میرم دیدنشون
خیلی نگرانم
میدونی که
خانواده ثروتمندی ندارم
میشه تو وزیی
امشب باهام بیاین؟
تو دوست پسر داری؟
بااهات خوبه؟
...ولی
اینا مامان بابای دوس پسرتن
نباید اون کمکت کنه حلش کنی؟
تیاران
تو ازدواج کردی
پس گفتنش برات راحته
شاید بتونه کمکم کنه
ولی خودمم باید سهم خودمو انجام بدم
بحث یه عمر شادیه
تورو خدا کمکم کن
باشه
من پس به زیی زنگ میزنم
وایسا
نگو میخوای به من کمک کنی
چرا؟
چون زیی
از من خوشش نمیاد
اگه بدونه ازش درخواست کمک کردم
کمکش نمیکنه
چرا؟
تو دوست منی
امکان نداره دوستت نداشته باشه
بهرحال
بگو خودت باهاش
یه کار فوری داری
و بگو برگرده
بعد بیارش بیرون پیش من
...ولی اگه
پس حل شد دیگه
ادرسو بعدا برات میفرستم
چیز دیگه ای هس؟
نه هیچی
پس من برم
شاوکین
تیاران
بحث یه عمر شادی منه
روت حساب میکنم
خدافظ
...خب
مراقب خودت باش
بچه ها مرسی
بعدا دوباره از اول بریم
قسمت بی رو
فک بعد چندبار تمرین
بهتر بشه
زیی با تو کار دارن
سرم شلوغه
تیاران
زیی سرش شوغه
الو؟
زیی
سرت شلوغه؟
چیشده؟
یچیز فوری پیش اومده
میتونی
وقتی سرت خلوت شد بیای خونه؟
چیشده؟
نمیشه پشت گوشی توضیح داد
وقتی برگشتی بهت میگم
ولی اگه سرت شلوغه ولش کن
وقت دارم
خونه منتظرم باش
بچه ها
شما ادامه بدین
من باید یه جایی برم
برمیگردم
باشه
باز بریم
بزنینی دوباره
تیاران
تیاران
تیراان
خوبی؟
همه چی خوبه؟
پس چرا گفتی برگردم؟
راستش شاوکین به کمکون نیاز داره
امروز با خانواده دوست پسرش اشنا میشه
میخواد باهاش به عنوان
خانوادش بریم
منم گفتم باشه
یه سر بریم
چی؟ بخاطر اون منو کشوندی اینجا؟
اره
بزا یکم آ بخورم
خیلی عصبانیم
چطور دروغشو باور کردی؟
ها؟
اصلا دوست پسر داره؟
همش کصشر میگه
یه کمک کوچیکه
چرا انقد عصبانی شدی
کمک کوچیک؟
نمیبینی داره گولت میزنه؟
من نمیام
چرا؟
نگو چرا
دلیلی نداره
میای یا نه؟
نه
سرت خلوتم باشه نمیای؟
سرم خلوت نی
بودم نمیومدم
ازش خوشم نمیاد نمیام
نیا
خودم میرم
خب نورا
No comments yet. Be the first to leave one.