The first 136 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
: دوشیزه
،دوشیزه ای خوش بو چون گل
.تک غنچه ای شکفته در باغی آرام، پاک و باوقار
دختری بسیار خجالتی که نمیتواند ،از عشق و عاشقی صحبت کند
.یا حتی رویا بوسیده شدن در خواب را ببیند
- با این حال، امروز دوباره شکوفه میدهد
.و شادی را در پشت ستاره ها جستجو میکند
افسانه دوشیزه تایشو
دوشیزه
افسانه دوشیزه تایشو
دوشیزه
قسمت دوم مرگ تاماهیکو
!نه! تاماهیکو ساما، نگاه نکن
!نگاه ... نکردم !من چیزی ندیدم
تایشو 11 (1922) - اوایل بهار
!از بابت اتفاقی که یکم پیش اتفاق افتاد متاسفم
.این کارم خیلی شرم آور بود
.مـ من که چیزی ندیدم
... بخار کل حموم رو گرفته بود و بعدش من نزدیک بین هستم
.همه چیز برام مبهم بود
.خب، خدا رو شکر
.بفرما، استخون ماهی رو جدا کردم
.آه. ممنون
خوشمزهست؛ مگه نه؟
!خیلی نزدیکه
.تاماهیکو ساما، یه دونه برنج روی لپت مونده
- درسته که یه روز اون همسرم میشه
ولی اینکه دختر جوانی ... مثل اون بخواد ازم مراقبت بکنه، یجورایی
درسته: من یه آدم بدبینی هستم که .هرچی این دنیا پیش کشم بکنه ازش متنفرم
!صبح بخیر
.بسته پستی برای آقای تاماهیکو شیما
برا من؟
از طرف کیه؟
تامایوشی شیما
.پدرم
.تاماکی و تامایو ازشون خواستگاری شده
ولی اگه خانوادههای دیگه
از وجود برادر کوچیکتر خبردار بشن
که بخاطر فلجی دستش مدرسه نمیره
،و توی کوهستان گوشه نشین شده
باعث شرمساری خانواده شیما میشه .و وصلت بهم میخوره
،من به عنوان سرپرست خانواده شیما ،برای اینکه این عروسی به نحوه احست برگذار بشه
.تصمیم گرفتم خبر مرگت رو توی تصادف اعلام بکنم
تو میتونی اینو من باب تنها کاری که ازت .برای خانواده ات برمیاد در نظر بگیری
.تاماهیکو ساما، شام آمادهست
.من سوپ هیتسومی درست کردم
تو ازش خوشت میاد، مگه نه؟
!تاماهیکو ساما؟ تاماهیکو ساما
!لطفاً جواب بدین
.میخوام تنها باشم
... ولی تو ناهار هم نخوردی
!لطفاً تنهام بذار
!نه! اون مال تاماهیکو ساماست
تاماهیکو ساما؟
... تاماهیکو ساما
.با اجازه
.اگه چیزی نخوری، سلامتیت به خطر میفته
.اینو اینجا میذارم
!تاماهیکو ساما
.چیزی نیست
.خیلی سریع بهتر میشی
تامایوشی شیما
!پدر! پدر
.بهم دست نزن، مُرده
.به لطف تو وصلت به خوبی پیش میره
برادر و خواهر بزرگترت دلیرانه مرگ ... برادرشون رو اعلام میکنن
.چه داستان زیبایی بشه
!لطفاً -- صبر کنید
... پدر ... برادر ... خواهر
!تامائو ... تاماکو
.ای کاش میمُردم
.ای کاش میمُردم
!تاماهیکو ساما؟
... درسته .من باید واقعاً بمیرم
.این چیزی که پدر و خواهر و برادرم بزرگترم ازم میخوان
.اینجوری حتی به آرامش میرسم
... تو باید دراز بکشی
.یوزو ... اینجوری حتی تو از تعهداتت آزاد میشی
فقط به تمام افرادی که از مرگم .سود میبرن نگاه کن
... اینجورام نیست که کسی بهم اهمیت قائل بشه
حالا، چطوری ... باید به زندگیم خاتمه بدم؟
حلق آویز شدن؟ غرق شدن؟ سم؟
- مرگ کینه توزانه ای که کل دنیا رو نفرین میکنه
.اینجوری درخور منه
کجاش اینقدر خنده داره؟
!هیچ کجای این موضوع خندهدار نیست
ولی بدون خندیدن نمیتونستم .از پس گفتنش بر بیام
چون پدرم بهم گفته که تصمیم گرفته ... خبر مرگم رو اعلام بکنه
تامایوشی شیما
... این
... این
اگه گفتن کلمات اینقدر دردناک که ،بدون گریه کردن نمیتونی به زبون بیاری
.پس بهتره فراموشش بکنی
اگه گفتن چنین چیز وحشتناکی ،برات دردناکه
پس چرا به خودت بیشتر از این صدمه میزنی؟
... ولی
!تاماهیکو ساما
.همه چیز رو بریز بیرون .اینجوری حس بهتری بهت دست میده
.چیزی نیست
.اشکالی نداره. میدونم سخته
.خوب میشی
.آفرین، آروم باش
... یوزو
یوزو؟
!تاماهیکو ساما؟
... تو باید یکم دیگه استراحت میکردی
.تنها خوابیدن اونجا خسته کننده ... شده
احساس تنهایی میکردی؟
داداااام
... ها؟! واسه چی؟! من فقط
.پیشونیت رو بیار جلو
!اوهوم .به نظر میرسه تبت پایین اومده
.تو آشپزخونه سرما میخوری
.اینو بپوش و کنار اتیش بشین
.فرنی بزنج زودی آماده میشه
.پس زیاد به خودت فشار نیار
،من بهترین لباسش رو به گند کشیدم .ولی حتی یه کلمه بهم نگفت
"سوزش"
سردت نیست؟
... توکیو
!بیا ... بریم توکیو ... باهمدیگه
!چه ساختمان باشکوهی
- پس این ایستگاه توکیوئه
!دروازه ای به کاخ امپراتوری
!همه خیلی شیک به نظر میرسن
.این همه مرد و زن شیک پوش
... هر طرف رو نگاه میکنم - دقیقاً، واسه چی اینجا اومدیم؟ --
!کلی ادم خوشتیپ میبینم - .فکر میکردم تا آخر عمر از خونه بیرون نمیرم --
.خیلی خوب که بعضی اوقات یه سر بزنیم بیرون
... خاطرات بد داره برام زنده میشه
.همه چی اینقدر براق که باعث میشه سرت گیج بره
همینطوره مگه نه؛، تاماهیکو ساما؟
.اما من باید براش جبران بکنم
.بسیار خب ... بیا بریم
!عالیه! عالیه! عالیه
No comments yet. Be the first to leave one.