Kimi ga nozomu eien

Kimi ga nozomu eien

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Kimi ga Nozomu Eien (1-14 and 1-4) full
A Commentary by Sakht_sar
http://forums.animworld.net/

Tags

other
Published on: 2018-11-21
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 190 lines.

. شرمنده که شما دو تا رو هم به زحمت انداختم ، تایرا کون ، نارومی کون

. نه اصلا . زحمتی نیست

ولی تاکایوکی ، مگه نباید بری سر کار ؟

!! شینجی

. امروز ، سوزومیا هاروکا از بیمارستان کیاکیسوگو مرخص می شوند

! تبریک میگم

. خیلی خوبه ، هاروکا

" نارومی تاکایوکی "

. شما به صندوق پستی صوتی منتقل شده اید

. لطفا بعد از صدای بوق ، پیام خود را بگذارید

. یادت نره که هر هفته برای معاینه ی مجدد بیای بیمارستان

. حتما . خیلی ازتون ممنونم

. خواهش

شینجی ، چی شده ؟

. زود باش بیا داخل

داشتی چی کار می کردی ؟

. انگاری خیلی از برنامه عقبیم

. مامانت بدجوری منتظره

. همه ی غذا های مورد علاقت رو درست کرده و الان منتظره

. وایسا

آبجی ؟

هاروکا ؟

! هاروکا

چی شده ؟

... همین الان

. تاکایوکی

. گوشی همرات رو روشن کن

یه دفعه ای چی شده ؟

" هایاسه میتسوکی "

... میتسوکی

. گفتش که برای مدتی از شهر میره

. شما یک پیام جدید دارید

. تاکایوکی

. بالاخره یک روز به قولم عمل می کنم

. واسه همین ، لطفا اجازه بده یه مدت دیگه هم این حلقه پیشم باشه

... میتسوکی

. همین چند لحظه پیش فکر کنم میتسوکی رو روی بالاپشت بوم بیمارستان دیدم

. بهم گفتش که بابت همه ی دردسر هایی که بهم داده ، معذرت می خواد

. لازم نیست جلوی خودت رو بگیری

. کسی که دوستاش براش عزیز نباشن ، هیچکس دیگه ای هم براش عزیز نیست

... و

، اون کسایی که نمی تونن بابت عزیز بودن دوست هاشون خوشحال باشن . هیچوقت نمی تونن خوشحالی رو تجربه بکنن

. میتسوکی از هر کس دیگه ای ، برای ما دوست خیلی عزیزی ـه

. این اشک ها نشون میده که میتسوکی برای تو دوست خیلی عزیزی ـه

... یه دوستِ

" ایستگاه هیراگیچو "

یعنی خیلی زود رسیدم ؟

. خدا کنه زودتر بیاد

. تاکایوکی کون

الو ؟

. صبح بخیر ، هاروکا

تاکایوکی کون ؟

چیه ؟ پس فکر می کردی کی باشه ؟

چی شده ، هاروکا ؟

. همین الان از خواب بیدار شدم ، واسه همین خیلی جا خوردم

همین الان بیدار شدی ؟

. نه

. بهت که گفتم هنوز خوابه

آکانه واسه چی پیشت ـه ؟

... نکنه که

. انگاری بیدار شدش

! تاکایوکی کون ، خیلی زود اومدی

. لازم نیست عجله بکنی

... ولی

! هاروکا

! آبجی

حالت خوبه ؟

جاییت درد نمی کنه ؟

. خوبم

. خدا رو شکر

. مواظب باش بابا

. باشه . خیلی ممنونم ، تاکایوکی کون

خیلی خوبه که با همدیگه صمیمی هستین ، ولی یکمی هم ملاحظه ی . جایی که هستین رو هم بکنید

. من رفتم

حتی روز های یکشنبه هم میره سر تمرین باشگاهیش ؟

. آره ، میره باشگاه شنا

چی شده ؟

. این اواخر ، رکورد زمانیش اصلا پیشرفت نداشته

. هر شب ، بهم برای امتحان ورودی هاکوریو توی درس ها کمک می کنه

. نمی دونم که علتش واسه همینه یا نه

. ممکنه تقصیر من باشه که اون نمی تونه کاملا وقتش رو به تمریناتش اختصاص بده

. من همچین فکری نمی کنم

. آکانه چان می دونه که الان وضعیت چجوریه

. مطمئنم که خوب می تونه وقتش رو مدیریت بکنه

... ولی

همین که تا اینجا پیشرفت کرده یعنی اینکه می تونه از پسش بر بیاد دیگه ، مگه نه ؟

. باید بهش اعتماد کنی

. واسه همینه که فکر می کنم اون می تونه توی درس هات بهت کمک بکنه

خیلی خب ، بریم ؟

. چیزی نیست . نگران نباش

. امروز کارت خیلی عالی بود

. به خاطر اینکه تو اینجا کنارمی

. بیا با همدیگه همه ی تلاشمون رو بکنیم

. باید سریع تر خوب بشی

. خب ، بریم سر خریدمون

. هاروکا ، تو برو این سمت

فقط یکمی دیگه مونده . راه بیفتیم ؟

چی شده ؟

چیزی می خوای بخری ؟

. آه ، نه

. شرمنده . بریم

. تازگیا کولر داره مسخره بازی در میاره

. تو فکرم ـه که یدونه پنکه بخرم

" بخش امور درسی و آموزشی "

اینه ؟

. بیا

. ممنون

. قبلا هم اینکار رو کردیم

. اونجا

. کتاب های مصور

این یکی ؟ نه ؟

. نه . منظورم اینه که آره

... همینه ، ولی

. متاسفم

. خیلی ممنونم

. یه دفعه ای پا به فرار گذاشتی

. آخه ، اون موقع حتی همدیگه رو هم نمی شناختیم

. اون موقع خیلی بهم برخورد

. مونده بودم که مگه چقدر می تونم آدم تنفر انگیزی باشم

. داری اشتباه می کنی . اصلا فکرش رو هم نمی کردم که اون تو بودی

... ولی بازم

. متاسفم

. ولی ، اون موقع واقعا جا خورده بودم

. گیج شده بودم ، و نمی دونستم اصلا قضیه از چه قراره

... آخه

. همون موقع ها بود که کم کم عاشقت شدم

. خیلی خب ، فهمیدم

! اینجا یه خورشید ماهی داره به ایـــــــــــــــــــن بزرگی

. خب ، بریم

! چقدر نازن

! تاکایوکی کون

. من قبلا با میتسوکی اینجا اومدم

... بعد از تصادف کردن تو

. بی خیال همه چیز شده بودم

. امتحاناتم ، همه چیز . دیگه هیچ چیزی برام اهمیت نداشت

... ولی کاری که اون برای من کرد

. میتسوکی جلوم رو گرفت

. بی خیال تیم شنا و رویا هاش شد

. به خاطر میتسوکی بود که من تونستم از نابودی فرار کنم

. بیا

. ممنون

. هی ، تاکایوکی کون

تو میتسوکی رو دوست داری ؟

میتسوکی رو دوست داری ؟

. آره ، دارم

. منم دوستش دارم

. متاسفم که نگرانت کردم

. ولی خیالت راحت باشه

. هاروکا

. گوشیت داره زنگ می زنه

یعنی کی می تونه باشه ؟

الو ؟

آه ، آقای مدیر ؟

. بله ، امشب شب کارم

می خوای که زود تر از شیفتم بیام اونجا ؟

. از نظر من عیبی نداره

. شرمنده ، ولی الان نمی تونم بیام

تا نیم ساعت دیگه ، نه تا یک ساعت دیگه میام . عیبی که نداره ؟

. بله

. باشه ، خدافظ

. متاسفم ، تاکایوکی کون

. همین کار رو هم باید می کردم

. تازشم ، این به خاطر دایکوجی ـه

صبر کن ببینم ، اصلا تا حالا درباره ی دایکوجی بهت گفتم ؟

ولی ، کارت چی میشه ؟

. کار جای خودش . تو هم سر جای خودت

. چیزی که الان بیشتر از هر چیز دیگه ای برام مهمه ، بدون شک تو هستی ، هاروکا

. تاکایوکی کون

. نگران نباش

. خب دیگه ، بعداً باهات تماس می گیرم

. مواظب خودت باش

. تاکایوکی کون

! از این طرف

! وایسا ، شینجی

... تاکایوکی کون

بله ؟

. من اومدم

. آکانه . خوش اومدی

داری جواب هات رو چک می کنی ؟

. بذار ببینم

. آها ، خیلی خوبه

جایی هست که متوجه نشده باشی ؟

. نه . شرمنده که توی زحمتت انداختم

. می دونم که سرت با مدرسه و باشگاه کلی شلوغ هست

. نگران من نباش

. برای خودم هم مرور میشه . با یه تیر دو تا نشون رو می زنم

. ممنونم

. آها راستی ، توی راه برگشت به نارومی سان برخوردم

. تا این وقت شب کار می کنه . عجب آدم کاری ای شده

. با اینکه باید می رفت سر کار ، امروز باهام اومد بیرون

Kimi ga nozomu eien subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left