The first 200 lines.
آنچه گذشت
من خودم رو وقف تعقیب نه تنها ،جرایم واضح
.بلکه جرایم مخفی کردم
!کوزت
.پیداش خواهم کرد
،اگه قرار بود ازش جدا بشیم .یکم پاداش میخواستیم
توی بابای منی؟
.اگه دلت بخواد باشم
،ماریوس پونتمرسی .نوهام
.بذار یکم وقت با پسر کوچولوم بگذرونم
هرگز! جوری بار خواهد اومد که .اسمت رو لعنت کنه
پدر؟
،مردی به نام تناردیه بود .جونم رو نجات داد
،اگه زمانی دیدیش .نهایت کاری که میتونی رو براش بکن
.این مرد ژان والژانـه
،بهتون التماس میکنم .مراقب این بچه باشید
!پلیس
!هرگز فرار نخواهد کرد
میتونی اینجا بمونی
ولی میتونی هر روز .بچه رو ببینی
،ماری کلیر رو ببین .واسه رسیدن جمعه خیلی مشتاقه
جمعه چه خبره؟
.خب، قراره از اینجا بره، البته
.نمیدونستم اینقدر زوده
آرزو نداری تو هم میتونستی، کوزت؟
.نمیدونم
تمام لباسهای زیبا و .مهمونیها
!رقصیدن و عاشق شدن
!و نامزد کردن
.و انجام اون کار
!جرمین - .خب، فقط دارم میگم -
.ببین .اون پسر عمومه
خوشتیپ نیست؟
.یکشنبه میبینمش
.کوزت بیچاره
چرا بیچاره؟
قراره عروس مسیح بشی، درسته؟
.ببین
،باعث تأسفه .واسه اون زیادی خوشگل هستی
!دخترها
!گفتگو بسه
بـینـوایـان
امیرعلی با افتخار تقدیم میکند
!پدر، اینقدر محکم نه
.تمام هوای بدنم رو میدی بیرون
چرا؟ یعنی اینقدر کوچیک و ظریفی؟
.گاهی قدرت خودت رو فراموش میکنی
.ببخشید
فقط خیلی عصرهای شنبهمون .رو گرامی میدارم
.زودباش
چیشده؟
.زودباش، حرف بزن
واقعاً قراره راهبه بشم؟
خب، با رئیس صومعه و خواهر سیمپلیس .همین رو بحث کردیم
نظرت رو عوض کردی؟
.نه
.نمیدونم
،ببخشید .از دستم عصبی نشو
هرگز نمیتونم .از دستت عصبی بشم
فقط هنوز هیچی از .دنیا رو ندیدم
.دنیا رو دیدی
مسافرخونهی مونتفرمی و .اون خانواده
،دروغ، خشونت، بیرحمی
.دنیا اینه
باور ندارم همهاش .اونطوری باشه
...فکر میکردم
فکر میکردم اینجا با همدیگه یه خونه پیدا کردیم
جایی که تو میتونی بزرگ بشی .و من پیر
و تو میتونی پیر بشی و ...من اینجا بمیرم و
.هرگز از هم جدا نمیشیم...
...زندانی میشم
.و چنین چیزی نمیخوام...
نیروی پلیس پاریس
استانداردی از شگرفی رو تثبیت کرده
که مثالی برای باقی فرانسه
.و دنیاست
بازرس ژاور رو احضار میکنم که مدار افتخار رو برای
دستیابیهای استثناییش به عنوان یه .دزدگیر رو دریافت کنه
.افتخار بزرگیه، قربان
.بازتاب خوبی روی همهی ما داره
.نمیتونم ازش لذتی ببرم
.نه وقتی اون مرد آزاده
عذر میخوام، آقا، کدوم مرد؟
،میدونی کی رو میگم
،پر مادلین ،ژان والژان
،حالا هر اسمی که روی خودش گذاشته .اون مرد
خب، اون یکی از .صدها نفره
.یه دهه پیش بود
.ممکنه سالها باشه که مُرده - .نه -
.نه
معتقدم هنوز زنده است ،و اینجا در پاریس
.داره بهمون میخنده
تا وقتی دوباره غل و زنجیر بشه .هرگز راحت نخواهم بود
.موسیو
.ممنون، مرد جوان
تو رو در عشای ربانی دیدم، نه؟
.بله
موسیو پونتمرسی، درسته؟
.بله
.ماریوس پونتمرسی
.اسم من مابوفـه
میشه چند لحظه صحبت کنیم؟
قبلاً یه مرد بیچاره رو میدیدم که مرتب .به اینجا میاومد تا بچهاش رو ببینه
،تنها راهی بود که میتونست ببینهاش
.به خاطر یه قرار خانوادگی
.پسر کوچولو هیچی ازش نمیدونست
یه پدرزن ثروتمند داشت
که تهدید کرد پسر رو از ارث محروم میکنه
اگه پدرش ارتباطی .باهاش برقرار کنه
پس، پدر همیشه پشت اون .پایهی اونجا میایستاد
نگاش میکردم که به پسرش .چشم میدوخت و اشک میریخت
.مرد بیچاره خیلی اون بچه رو دوست داشت
.داستان خیلی متأثر کنندهایه، موسیو
اون یکی از شجاعترین کلنلهای .ناپلئون بود
.اسمش پونتمرسی بود
.پدرت
".ده قزاق رو و سرجوخهاش رو نجات داد"
تنها از دست راستش 27 خرده استخوان" ".خارج شد
.و به این یکی گوش کن
کشتیای که حامل ژنرال ژوبر بود"
به کندوی هشت کشتی انگلستانی .برخورد کرد
،به جای فرار یا مخفی شدن ستوان سوم پونتمرسی
پرچم سه رنگ رو به احتزاز در آورد ".و با افتخار ازشون رد شد
.هرگز نمیدونستم
.بهم دروغ گفتی
.دربارهی پدرم بهم دروغ گفتی
.پدرت منم
.مزخرف نگو
فهمیدم که پدرم مردی فروتن و قهرمان بوده
که فراموش شده و مورد غفلت قرار گرفته .به خاطر تو مُرده
.هرگز به خاطر تو باهاش آشنا نشدم
من هرگز نمیشناختمش و ،نمیخواستم که بشناسم
.یا کسی از همنوعهاش رو
،همهشون شرور و قاتل و ،انقلابی و دزد بودن
.همهشون
.خائنینی که به شاهشون خیانت کردن
.پس میگم مرگ بر شاه
الان چی گفتی؟
.گفتم مرگ بر شاه
مرد جوان، میبینم که من و تو نمیتونیم دیگه
.زیر یه سقف بمونیم
!برو بیرون
.هرگز دیگه نمیخوام ببینمت
حالا چیکار کردی؟
،با... شرمزدگی بر میگرده
.این خط این نشون
.برات میترسم
.دنیای بیرون عوض شده
.در خیابونها خشم و آشوب هست
،اون اَفسر پلیس چی همونی که اومد اینجا؟
بابت نگرانیت .ممنونم، خواهر
.همه چیز رو آماده کردم
واقعاً مال ماست، بابا؟
.بیا و داخل رو ببین
.این توسنـه
.مادمازل
.روز بخیر
!یه پیانو
.ممنون - .موسیو -
.خدایا، اینجا رو ببین
خب، پس بهتره عذرخواهی کنی و .با بابابزرگت آشتی کنی
.نه، هرگز به اونجا بر نمیگردم - .ببین -
.روز بخیر، مادمازلها - .تحویل بگیر -
.تمام راحتی خونه - .حال آدم رو به هم میزنی -
.آره، میدونم
باشه، چطوره جاگیر بشی
و بعداً بیای کافه موزان یه مشروب بزنی؟
،ممنون، کورفریک .دوست خوبی هستی
یه جای مناسب برای .یه مرد جوان درسخوان
توی دانشگاه چی میخونی؟
.حقوق، مادام
خب، پس، درک میکنی به عنوان مدیر ساختمون
اختیار دارم مطمئن بشم .رفتار درستی داشته باشی
هیچ خانوم جوانی تو اتاقت نمیاد به جز .اجازهی ویژه
.البته
.ممنون
.دیگه ترکت میکنم که جاگیر بشی
.شب بخیر، موسیو - .شب بخیر -
.شب بخیر، موسیو
!ماریوس
.بله چطوری؟
.اومد
،حی و حاضر .پونتمرسی شاه پرست دستآموزمون
بذار با این دوستان .آشنات کنم
.گرانتر، انژولراس، بوسوئه
،باید بگم، اولاً .من دیگه شاه پرست دستآموز نیستم
پس حالا چی هستی؟
یه طرفدار بناپارت .و یه دموکرات
حالا، این شد یه قدم تو .مسیر درست
ناپلئون مدافع جمهوری بود
.قبل از اینکه خودش رو امپراتور کنه
.خب، یه مشروب بزن
.بله، کلی مشروب بزن
من میگم مرگ بر تمام ملتها .و تمام شاهان
امپراتورها چی؟
یه امپراتور هم فقط یه شاهه .با یه اسم دیگه، فقط بدترش
.قبول ندارم
.ناپلئون این کشور رو عالی کرد
با فتحهاش .باعث اصلاحات شد
چه لذتیه که تحت فرمان چنین مردی .خدمت کنی
No comments yet. Be the first to leave one.