Russian Doll

Russian Doll

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Russian Doll S01E07 WEBRip x264-ION10
Russian Doll S01E07 NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Russian Doll S01E07 WEBRip x264-STRiFE
Russian Doll S01E07 720p WEBRip X264-METCON
Russian Doll S01E07 720p WEB x264-STRiFE
Russian Doll S01E07 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Russian Doll S01E07 720p WEB X264-AMCON
Russian Doll S01E07 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-NTG
Russian Doll S01E07 480p WEB x264-RMTeam
Russian Doll S01E07 iNTERNAL 1080p WEB x264-STRiFE
A Commentary by Hadi_es
▓░╠▷ Hadi Es :ترجمه و زیرنویس ¦¦ Show-Time.Top ◁

Tags

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
Published on: 2019-02-03
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هی، خانم، حرکت کن مشکلت چیه؟

نمی‌تونی اینجا پارک کنی

!خیلی‌خب

!فهمیدم

الان میرم

!داریم حرکت می‌کنیم

میشه الان دیگه بریم خونه؟ - معلومه که نه -

حس خوبی نسبت به اون اغذیه فروشی توی خیابون 12ام دارم

هی

چیه؟ لب و لوچه‌ت رو آویزون نکن

چه بلایی سر کمک دستِ قابل اعتمادم اومده؟

.بیا از شرّ این خلاص شیم موهات زیباترین چیزیه که داری

این موهای خوشگل رو ببین

این خودشه، نادیا

این روزیه که ما توش آزاد می‌شیم

.:: ترجمه و زیرنویس: هادی ::. :: Hadi Es ::

من خودمو کشتم

میدونم وقتی که راجع بهش فکر می‌کنم ...بنظر غیرممکن میاد

اما در اعماق وجودم، میدونم که اینکارو کردم

این قضیه رو روشن می‌کنه، من مُردم

آلن، من هنوزم اینجام

و ما نمُردیم

،خب، علی‌رغم این قطعاً من تمام این ماجرا رو شروع کردم

تو گفتی که اولین مرگ من تنها فاکتور نامعلومه، و حالا می‌دونیم

...من خودمو کشتم. من

این بلا رو سرمون آوردم - آلن، آلن، آلن -

اولین مرگت توضیح نمیده که چرا و چطور ما به همدیگه مرتبط هستیم

...از شانس خوبت

من اینو کشف کردم

توی چرخه قبل، من برگشتم به اغذیه فروشی و یه چیزی یادم اومد

ما توی اولین شبی که توش مُردیم همدیگه رو ملاقات کردیم

من اون شب تو رو با "فران" توی اغذیه فروشی دیدم

نه، اینو یادم نمیاد

خب، البته که یادت نمیاد تو توی وضعیت درب و داغونی بودی

اما من تو رو دیدم حتی به این فکر کردم که بهت کمک کنم

اما تصمیم گرفتم به جاش اون وال استریتی‌ها رو ایستگاه کنم

...اما اگه اینکارو نمی‌کردم

می‌تونستم از خودکشیت جلوگیری کنم

اگه زیادی مست نکرده بودم، می‌تونستم جلوت رو بگیرم که اون ماشین بهت نزنه

و اونجا بود که اوضاع بهم ریخت

پس چرخه‌ها به این دلیل شروع شدن که ما به همدیگه کمک نکردیم

اینطور فکر می‌کنم

می‌دونستم که داشتیم مجازات می‌شدیم

آروم بگیر، آقای راجرز

این نه خوبه نه بد، این فقط یه باگ‌ـه

این بیشتر شبیه یه برنامه‌ست که همش کرش می‌کنه، می‌دونی؟

کرش کردن هم فقط یه نشونه از وجودِ باگ توی کدنویسی برنامه‌ست

اگه مرگ‌ها رو کرش کردن ما درنظر بگیریم

اونوقت اون لحظه خودِ باگه که ما باید بریم و درستش کنیم

...اما اگه قرار بود به همدیگه کمک کنیم و نکردیم

چطور این قضیه یه مسئله اخلاقی نیست؟

چه عامل مشترکی بین زمان و اخلاق وجود داره؟

نسبیت

هردوی اینا به تجربه‌ی تو وابسته هستن

یه کمک بصری لازم دارم

خیلی‌خب، پس دنیای ما سه بُعد فضایی داره

پس برای ما سخته که بخوایم یه دنیای چهار بُعدی رو تصور کنیم

اما، می‌دونی، کامپیوترها همیشه اینکارو می‌کنن

حالا از شانس خوبت، من ظرفیت اینو دارم که مثل یه کامپیوتر فکر کنم

این چیه؟

این یه پرتقال گندیده‌ست

توی دنیای دو بُعدی، این یه دایره‌ست

توی دنیای سه بُعدی این یه کُره‌ست

...اما توی یه دنیای چهار بُعدی

هنوز رسیده‌ست

زمان به تجربه تو وابسته‌ست

ما توی اون چرخه‌ها زمان رو به صورت متفاوت تجربه می‌کردیم

...اما این، این بهمون می‌گه که یه جایی

...زمان، زمان خطی که قبلا می‌شناختیم، هنوز وجود داره

پس اون لحظه توی اغذیه فروشی وقتی ...برای اولین بار روی همدیگه تأثیر متقابل گذاشتیم

هنوز وجود داره

پس باید برگردیم به اغذیه فروشی

به همون لحظه

و اثر متقابل‌مون رو بازنویسی می‌کنیم

درست مثل وقتی که یه عیب و نقص رو توی کدنویسی درست می‌کنی

و بعدش یه تست واحد اجرا می‌کنیم

...این یه اصطلاحه که مردم باید بدونن؟ یا

اساساً، یه برنامه کوچولو رو اجرا می‌کنیم تا ببینیم باگ بوجود میاد یا نه

و چطوری می‌فهمیم که باعث بوجود اومدن باگ شده؟

می‌میریم

بعدش... یه راست برمی‌گردیم به اغذیه فروشی

و دوباره امتحانش می‌کنیم

خیلی باهوشی

ممنون که بالأخره متوجه شدی

خیلی‌خب، ساعت تقريباً ۱۱ ست - بنظرت کِی بود که اولین بار همدیگه رو دیدیم؟ -

روث نزدیکای ساعت ۱۱ رسید به جشن تولدم

.پس این همون موقع‌ای بود که با مایک رفتیم .ما ساعت ۱۱:۳۰ اغذیه فروشی بودیم

باید تمام چیزایی که اون لحظه تجربه کردیم رو بازسازی کنیم؟ مثل، مایک، فران؟

باید مست کنم؟

این بنظر ایده‌ی بدی میاد باید برم اون کیک رو بیارم

چیه؟ چی شده؟

اونو می‌بینی؟

چی رو؟

فکر کنم دارم سکته می‌کنم

،بسیارخب، اگه الان داریم می‌میریم توی اغذیه فروشی می‌بینمت

...فقط یه راست برو به

چه تولدِ قشنگی، عزیزم

بقیه کجان؟

تازه ساعت ۹ عه هیچکس که سروقت به مهمونی نمیاد

تو باید اینو بهتر از بقیه‌ی آدم‌ها بودنی

بهت خوش می‌گذره؟

الان دیگه آدم‌ها هم ناپدید می‌شن

نمی‌دونستم این قضیه روی مردم هم تأثیر می‌ذاره، لعنتی

خیلی‌خب، با من بیا. لیزی کجاست؟

داری راجع به چی حرف میزنی؟ - بزن بریم -

باید توی اغذیه فروشی یه نفرو ملاقات کنم

من اینجا که کاملاً تحت اختیار خدایان زمانه ولت نمی‌کنم

من نمیام، اینجا زندگی می‌کنم - اینجا چه خبره؟ -

توی این کمکم کن - تو حالت خوبه؟ -

شماها دارید میرید؟ - هیچکس جایی نمیره -

من هردوی شما رو خیلی دوست دارم نمی‌تونم کاری کنم که دیگه وجود نداشته باشید

هیچوقت خودمو نمی‌بخشم

من پایه‌ام - نه، ممنون -

باشه، اما باید مستقیم برگردیم اینجا

از پلکان اضطراری می‌ریم

من پلکان اضطراری دارم؟ - عالیه -

خیلی‌خب، زودباشید

داریم میایم

لیزی - سلام، چه خبرا؟ -

پس باید لیست "ایربی‌ان‌بی"‌ـم رو تغییر بدم ...اگه این

...اون برنامه - من عاشق پلکان اضطراری‌ـم -

این قیمت رو... چقدر افزایش میده؟

آره، برای همین پاک‌سازی روده قطعاً خیلی مهمه، می‌دونی؟

هی، این قضیه برای شما عجیب بنظر نمیاد؟

میدونی، مثل اینکه برای یه مدت بیرون نبودی؟ شاید برای یه مدت خیلی طولانی؟

!وای، هوا سرده - نه، به محض اینکه رسیدم اینجا، اومدم بیرون -

گندش بزنن، باید یه ژاکت دیگه می‌آوردم - داریم کجا می‌ریم، نادز؟ -

لعنتی، هیچوقت نمی‌دونم کدوم ژاکت رو بیارم این یه مشکل بزرگ توی زندگیم‌ـه

نادز؟

هی، چی شده؟ مشکل چیه؟

این دیگه چه کوفتیه؟

هی، چی شده؟ مشکل چیه؟

...چی

نمی‌تونم نفس بکشم

...چیه؟ تو

آسم داری؟ تو تمام این مدت آسم داشتی؟ - !مکسین، زنگ بزن اورژانس -

سلام، تولدت مبارک عزیزم

مکسین، زودباش، بیا

لیزی؟

بزن بریم - چی؟ کجا؟ -

به اغذیه فروشی - اما من چیزی از اونجا نمی‌خوام -

!یه سری لوازم احتیاج داریم. آخرالزمان! پلکان اضطراری

چه اتفاقی داره می‌افته؟ - چی؟ من یه پلکان اضطراری دارم؟ -

الان دارم متوجه می‌شم که واقعاً باید بیشتر "جیروتونیک" انجام بدم

احساس می‌کنم توی آخرالزمان بهترین خواهم بود

اوه آره، البته، اولین انتخاب

اینجا چیزای زیادی هست که می‌تونم باهاشون بسازم

چوب هست، فلز برای گداختن هست

اوه، عاشق این کلمه‌ـم، گداختن

هی، بنظرت توی اغذیه فروشی مریم‌گلی یا چوب صندل هست؟

نادز، حالت خوبه؟

آره، خوبم، مسیر امن و امانه زودباشید، بیاید بریم

دیگه جا نداره

جا داره

چرا این حرف رو میزنی؟ تو حتی سعی هم نکردی

من یه صندوق دارم، مگه نه؟

می‌بینی که یه صندوق دارم؟

همسرت یه کُت لازم نداره؟ اینا قراره برن مغازه‌ی لباس‌های دست دوم

من یه زمستون لعنتی دیگه رو توی این شهر نمی‌گذرونم

تو حالت خوبه؟

چرا داری با بچه‌ام حرف میزنی؟

هندونه‌ها رو بذار توی صندوق

برو بقیه‌اش رو بیار

ممنونم

مردم چه مرگشون شده؟

من هیچ کاری باهاش نکردم نمی‌دونم چرا سرم داد کشید

.نمی‌دونم، مامان اون اشتباه می‌کرد، حق با تو بود

ممنونم، نادیا

هیچوقت اجازه نده مردم ما رو از همدیگه جدا کنن، باشه؟

هیچوقت؟

هیچوقت

برو به رئیسش بگو که اون چیکار کرد

چی؟

برو به رئیسش بگو که اون عوضی باهام چیکار کرد

این حسیه که نسبت به قضیه دارم

خب، می‌دونم دیوونگیه اما من مرغ رو از اینجا گرفتم

آره - چه اتفاقی داره می‌افته؟ -

اوه. سلام، لیزی، مکسین

سلام - سلام -

اون یارو کیه؟ - نمی‌دونم -

من سکته کردم

.بعدش همینجوری نفسم بند اومد فکر می‌کنم آسم بوده، تو چی؟

آره، منم همینطور. یه جور مشکل داخلی ...مثل از کار افتادگی کبد

ساعت ۹ و نیمه. دو ساعت وقت داریم

چرا لیزی و مکسین رو آوردی؟

الان دیگه آدم‌های توی مهمونی دارن ناپدید می‌شن، خیلی‌خب؟

...می‌ترسیدم همونجا رهاشون کنم

گندش بزنن، برای همینه که "فران" اینجا نیست

صبرکن ببینم، اگه آدم‌ها دارن ناپدید می‌شن پس این چه معنی‌ای می‌تونه داشته باشه؟

اونا از هستی محو شدن؟

بنظرت "بیا" هم ناپدید شده؟

نمی‌دونم

خب، این تویی که مغز چهار بُعدی بزرگ داری، درسته؟

تو نادیا رو از کجا می‌شناسی؟

اینجا چه خبره؟ این شبیه مزخرف‌ترین مسابقه‌ی جستجو" در تمام دورانه؟"

ای کاش همینطور بود - اینا زیر سر توئه؟ -

نه

جداً، تو کی هستی؟ - یکی از دوستای نادیا -

یه جای کار میلنگه

نادیا

More Farsi Persian subtitles for Russian Doll

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left