The first 200 lines.
چرا قبل از اینکه بیایی زنگ نزدی؟
چیه؟ دوست نداری بیام اینجا؟
منظورم این نبود، بشین
درست حسابی نتونستم از حالت با خبر بشم
سعی کردم، اما وقت نشد
اما الان داری بچه دار میشی
هم خیلی خوشحالم هم خیالم راحت شده
جدا از همه چیز، من الان اینجام
و بالاخره خونه دخترم و دیدم
خوب باش و دردسر درست نکن
چه احساسی داری؟
گیونگمین هم خوشحاله، درسته؟
البته، من بچمون و برای اولین بار دیدم
با سونوگرافی، اون فوق العاده بود ،مامان
اگه میدونستم این اتفاق همرو انقدر خوشحال میکنه
زودتر حامله میشدم
البته که خوشحال میکنه، زیاد بیرون نرو
به مسائل قبل از زایمان هم بیشتر اهمیت بده، باشه؟
حتما
من باید برم
باید برگردم رستوران
مامان ، من میخوام یه زندگی عالیو شروع کنم
زندگی که از مال بقیه بهتر باشه
تو همین الانم یه زندگی عالی داری
نه میخوام پولدارتر شم
شادتر باشم، با موفقیت های بیشتر
روبی، تو دلت برای من میسوزه؟
از خیلی وقت پیش، بقیه بهم میگفتن
که واسه من متاسفن
اونا میگفتن که قلب من شکسته
اما این درست نیست
من رنج و سختی های زیادی و تحمل کردم
اما به مرور زمان فراموششون کردم
همه ی اون اتفاقایی رو که افتاد، فراموش کردم
من تو ، رونا، کوریم و سویونگُ دارم
من الان خیلی خوشحالم
برام مهم نیست که بقیه چی میگن
خوشبختی چیزی بود که من حسش می کردم
موفقیت هم همینطوره
خیلی حریص نباش، روبی
تو الان همه چیز داری
نه، هنوز نه
باشه
ممکنه الان این احساس و داشته باشی
ولی وقتی بچت بدنیا بیاد، همه چیز عوض میشه
مامان
تو واقعا دوستم داری؟
وقتی داشتی منو بزرگ می کردی واقعا عاشقم بودی؟
این دیگه چه سوالیه که میپرسی؟
تو عاشقم نبودی
درد این مدت و یادت رفته؟
نه، هنوزم اون درد و سختی یادمه
کدوم پدر و مادرین که عاشق بچشون نباشن؟
ممنونم بخاطر اینکه بزرگم کردی
واقعا ممنونم بخاطر این که بزرگم کردی
.:.:(sareh73)ترجمه و زيرنويس : ساره:.:..
اوه، بس کن
تمومش کن
واقعا؟
این خیلی تمیز، میتونم صورتم و توش ببینم از شفافی
برگشتی؟
کوریم کجاست؟
دیگه نمیتونم وایسم، تو خیلی با نمکی
نه اونقدر
کوریم
بله؟
برگشتید؟
بیایین اینجا بشینین، با هردوتونم
بله، خانم یو
آشپر نوه
بله؟
کی قراره تو و کوریم رسما ازدواج کنین؟
کوریم، کی قراره با هم ازدواج کنین؟
...چی، اوه، خب اون بستگی داره
رابطه تونُ تموم کنید
چی؟
گیلجا؟؟؟
قرار گذاشتن غیر رسمی و
بدون حلقه، همه چیز و از هم میپاشونه
قرار گذاشتن کافیه، با هم ازدواج کنید
آرهه، باید توی زمان کم اونو تحت فشار بذاره
...آشپز نوه، تو نمیخوای
ازدواج کنی و بچه داشته باشی؟
کوریم تو نیمه راه 80 سالگیهه
گیلجا، دیگه پیازداغشو زیاد نکن
مگه اشتباه میگم؟
بچه دار شدن توی 40 سالگی استقامت بالا میخواد
اگر، اما، شاید نداریم. ازدواج کنید
من نمی تونم شما دو تا رو اینطوری ببینم
...واقعا دلم میخواد، اما شرایط مالیم
به مرور زمان شرایط مالیتم بهتر میشه
تو بزودی 50 سالت میشه
برادرزادته
تو اینجا چیکار میکنی؟
عمو، بابام برگشته
بابات؟؟؟
!!! بابا،بابا
برو بیرون، برو بیرووون
متاسفم، دونگ پال
من واقعا معذرت میخوام
به زبون دیگه ای حرف زدم؟ برو بیرون
منو ببخش، دونگ پال
بهت گفتم، برو بیروووون
!!بابا، فقط حرف بزن، بابا
من خیلی خیلی متاسفم- برو بیرووون-
منو ببخش دونگ پال- همین الان برو بیرووون میگم-
بابا- من معذرت میخوام-
ببخشید، ببخشید، دونگ پال
معذرت میخوام
بله، تو حامله ای
می تونی این و نگه داری
من نیازی بهش ندارم
ببخشید؟
نه، ما نگهش می داریم
بچمون مثل باباش خوشتیپ
تو واقعا اونو یه مانع میبینی واسه خودت؟
آره
ما برای این آماده نبودیم
بعد از اینکه به دنیا اومد میخوایم چیکار کنیم؟
ازدواج کنیم؟؟مثل بقیه که ازدواج می کنن
من هنوز آماده نیستم
هدف من ازدواج نیست، هدف من موفقیته
من نمی خوام اینجوری زندگی کنم
!!!من نمی خوام اینجوری زندگی کنم
چیکار کنم؟
کوریم، برای اینکه خیلی وقته گذشته
قبل از اینکه برگردیم، بیا بریم آبجو بخوریم
...ای بچه کوچولوو
بیا بریمم- باشه، بزن بریم-
چند دفعه منو توی دردسر انداختی؟
من همه ی این مدت رو بخاطر تو اینطوری گذروندم
میدونم، حقمه که بمیرم
اصلا، من الان باید مرده باشم
اون کار و نکن، عمو دِپونگ
،تا موقعی که تو اومدی پیش ما
من از جی هیوک مراقبت می کردم برای دو ماه
خب من الان باید ازت ممنون باشم؟
بعدش چرا منو قاطی کردی؟
بابا
کی منو انداخت زندان؟
کی منو فرستاد اونجا؟- بس کن، بابا-
دونگ پال، دونگ پال
تو یه رذلی
شما چطونه؟
بابا، عمو دِپونگ میگه متاسفه
بابا؟
بابا؟
خب، تو برادرزادش نیستی؟؟؟
تو پسرشی؟
چی؟ پسرش؟
دوباره بگو
سویونگ، اون گفت "پسرش"؟
یعنی، آشپز نوه پسر داره؟
اون مجرد نیست؟
،من خیلی هم مطمئن نیستم
اما اینو کاملا مطمئنم که اون پسر دونگ پاله
کوریم، یه چیزی بگو
...کوریم
اما آشپز نوه چطور تونست...؟
تو خودت پسرش و دیدی؟
چند سالشه؟ اون طلاق گرفته؟
...منظورم اینکه
کوریم، بلند شو
میدونی اون کجا زندگی می کنه، درسته؟
بیا بریم
زودباش، بلند شو
چه فایده داره؟ چه فایده داره ها؟
چطور تونست...؟ من باید همین الان...؟
باید چیکار کنم؟؟
...منم- ...مشترک مورد نظر-
کی فکرشو می کرد؟
بهتر شد
جی هیوک، متاسفم
من بهشون گفتم مجردم
فکر خوبی نبود
مهم نیست، بابا
نمی دونم چرا
هی می گفتم تو پسرم نیستی
تو که تقصیری نداری
الان واقعا راحت شدم
احساس میکنم، آرامش دارم
،اما مطمئنم که اون خانم
بدجور شوکه شده الان
اگر به ازدواجمون جواب منفی بده، حق داره
اگه باهام بهم بزنه هم حق داره
واقعا بی فکری بود
آه، واقعا؟
ببین کی داره از بی مسئولیتی و بی فکری حرف میزنه؟؟؟
در هر صورت، متاسفم جی هیوک
بخوابیم دیگه
چراغارو خاموش کن، بریم بخوابیم
مادر بزرگ
ممنونم
خیلی وقته که کیک برنجی نخوردیم
گیلجا، خیلی با فکر و ملاحظس
سرا، تو چیزی نمیخوری؟
الان دیگه تقریبا وقت خوابه
چاق میشم
زیاد نخور، بابا
دختر من همیشه بخاطرکیک برنجی به من غر میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.