The first 200 lines.
سلام، این زیرنویس اختصاصی سایت آیونت هست، یا قرار بود باشه ولی متأسفانه به قولهاشون عمل نکردند و دستمزد پرداخت نکردن "آیو کلاهبردار است"
داری چه غلطی میکنی؟
اینطرفا میپلکی؟
برگرد سر کار! کار کن!
هوی!
آفرین، برو پی کارت.
احمق عوضی.
سیاه کثافت، چرا بهم گوش نمیکنی، ها؟
- چیکار کردم؟ - به من گوش کن کثافت عوضی!
دیگه دروغ نگو!
سفیدک عوضی کثافت!
میخوای شروع کنی، هی؟
میخوای منو بزنی؟
زودباش، زودباش!
تو هم میخوای، ها؟
بزنش!
آش و لاشش کن، کودن عوضی!
خیلی خب، تنهاش بذارین!
خیلی خب، کافیه!
آقای « کلی »؟
متوجه هستین؟
کشور نازنین
روز بخیر رفیق.
سلام.
من « هری مارچ » هستم.
تازه ایستگاه شمالیُ دستم گرفتم.
من « فرد اسمیت » هستم.
چه خونه قشنگی داری.
آره.
این آه ...
میگم این گله سیاه رو از کجا آوردی؟
چی؟
گله سیاهت.
کاکا سیاهات.
اه نه رفیق، ما ...
ما همه یکسان هستیم. همه از نگاه خداوند یکی هستیم.
خب من سه سال تو ارتش غربیا بودم، با آلمانیا میجنگیدم.
اونجا خیلی اثری از خدا نبود.
من که ندیدم.
اومدم ازت یه لطفی بخوام.
میخوام آغلمُ تعمیر کنم.
میخواستم بدونم میتونی کمکم کنی یا نه.
میتونم... بهت نوشیدنی و تنباکو بدم ...
نه نه نه رفیق، ما ...
ما اینجا تو « بلک هیل » نه الکل میخوریم نه سیگار میکشیم.
خوشحال میشم بهت کمک کنم ولی ...
دارم میرم شهر ...
یکی دو روز دیگه.
اون چطور؟
« سم »؟
نه نمیتونم... نمیتونم اونو بهت بدم.
یکیو میخوام حواسش به اینجا باشه.
منظورم اینه که، خب یه روز طول میکشه.
حداکثر دو روز.
میدونی، این کارت ثواب داره.
« سم »!
ایشون « هری مارچ » هستن، اون ایستگاه قطار شمالیو گرفته.
میتونی ...
میتونی چند روز بری بهش کمک کنی؟
میتونی؟ تو و همسرت بری؟
آره، خوشحال میشم لطفتو جبران کنم.
- نه نه نه. - هرچی میخوای.
فردا میبینمت دیگه، آره؟
« فیلوماک »!
« فیلوماک »!
« آرچ »!
ارباب!
تو یکی از هندوانهها رو برداشتی؟
نه ارباب.
برو اون « فیلوماک » لعنتیو پیدا کن.
بهش بگو یه هندونه برام بیاره.
« فیلوماک »! « فیلوماک »! کجایی؟
ارباب میخواد هندونه بچینی.
یه کمربند بده.
بیا اینجا.
خوباشو چیدی؟
آره ارباب.
خوباشو، ها؟
- آره ارباب. - آره؟
تو یکی از هندونههای منو دزدیدی، آره؟
نه ارباب.
بیا اینجا.
وایسا اونجا.
دزد کثافت!
ها؟ دزد عوضی!
برات درس میشه!
یاد میگیری دیگه هندونه منو کش نری، حالا گمشو!
گمشو برو تی بکش.
وای.
پس انسان چیست ...
که او را به یادآوری؟
او را بر کارهای دست خودت مسلط نمودی ...
و همهچیز را زیر پای وی نهادی.
ای یهوه خداوند ما ...
چه مجید است نام تو ...
در تمامی زمین!
بیا شکر نعمت کنیم.
میخوام بری اونجا اتراق کنی.
کنار اون سخره.
چشم « هری ».
پسر خوب، پسر خوب.
یک، دو ...
دخترت.
چند سالشه؟
اون دخترم نیست.
اون خواهرزاده منه.
صحیح.
گفتی چند سالشه؟
هی، کافیه، اونو بیار.
این اطراف زود شوهرشون میدی، نه؟
داری چه غلطی میکنی؟
بیا، تو بریز.
هی پس سیم خاردار چی؟
نه خودم انجامش میدم.
هی ...
تو چراگاه اونجا یه گله هست.
میخوام سوار اسب بشی و ببریشون بیرون تا فردا روشون علامت بذارم.
- برو متکارو بشور. - یه بار شستم.
خب دوباره بشور، برو.
کارت خوب انجام دادی.
کارت خوبه.
من اون یکیو میخواستم ...
ولی تو کافی هستی.
تکون نخور.
تکون نخور.
گفتم تکون نخور.
بخوای به شوهرت چیزی بگی ...
پوستشو میکنم.
بعد پوست تورو میکنم.
بعد میرم سراغ اون جوونتره.
باشه؟
حالا از تختم بلند شو.
بشورش تا بوی گندتو نده.
وای.
آفرین « سم ».
اون دخترا کارشونُ خوب انجام دادن.
میدونی، تمیز کردن خونه ...
ضرفارو شستن، ملحفه هارو تمیز کردن.
تو بچه نداری « سم »؟
خیلی خب.
خب، کارمون تموم شد ...
میخوام دست زنتو بگیری و از ملک من گمشی بری.
میدونم کر نیستی پس باید کودن باشی، برو، گمشو.
گمشو!
گرسنه ای پسر؟
میخوای مرد بشی؟
آره.
خب، بهتره یکم دنبلان گاو بخوری.
میخوای مرد بشی یا چشم چرون؟
من دنبلان گاو نمیخوام.
همم، خوشمزه ست.
بیا، بخور!
زودباش، بخور!
من از تو یه مرد میسازم!
هی اون یارو « هری ».
خیلی عصبانی بود.
باشه؟
ازمون بیگاری کشید.
چیزی بهمون نداد بخوریم، نه شامی.
خورشید غروب کرد ...
تمام شب پیاده اومدیم.
اه ببخشید « سم ».
اون سگ بیشعور.
این بار آخره بهت قول میدم.
خدا، ببخشید فحش دادم.
اگه اشکالی نداره ارباب میتونی « لوسیُ » با خودت به شهر ببری؟
بخاطر اون یارو « هری »، بهش بد نگاه میکرد.
آره البته.
برگرده پیش مادر.
مادرش میتونه مدتی ازش مراقبت کنه.
آره، باشه « سم ».
گوش کن آه ...
من دو سه هفتهای نیستم. تو شهر کار واجب دارم.
تو و « لیزی » تو خونه بزرگه بمونید، باشه؟
حواستون به خونه باشه.
برو! زودباش.
ساکت موندی.
چیزی شده؟
خستهام.
یکی داره میاد ارباب.
سفید پوسته ارباب.
خفه شو « فیلوماک ».
- فرمایش؟ - روز خوش.
من « هری مارچ » هستم.
تازه ایستگاه شمالیُ دستم گرفتم.
اه درسته، واقعاً؟
اومدم یه سلامی کرده باشم.
آره، « آرچی » ...
روز خوش.
واست پیشکشی آوردم.
اه، ناز شصتت رفیق.
« میک کندی ».
ام، « فیلوماک »!
برو داخل چندتا فنجون بیار، میشه؟
بشین « هری ».
تو ...
کسی همراهت داری؟
نه نه، فقط منو سگم هستیم.
آره، واسه یه مشتی کار سختیه.
آره.
No comments yet. Be the first to leave one.